من و انتخابات: فرج سرکوهی

تفاوتی معنا دار بین تحریم، مشارکت و طرح مطالبات نیست

مهم ترین مولفه دموکراسی«حق حضور،فعالیت و مشارکت اقلیت»،راه را بر شرکت روشنفکر منتقد،منفرد و مستقلی که از مصلحت اندیشی های سازمان های سیاسی رها است،در انتخابات حذفی ایران می بندد اما غیبت فرهنگ و چشم انداز دموکراسی در ایران،محرومیت سازمان های سیاسی غیرحکومتی از حمایت بالفعل لایه هائی از جامعه و غیبت مفهوم و برنامه سیاسی نزد آنان و البته امکان حضور محدود حمایتی در انتخابات می تواند سازمان ها و گرایش های سیاسی غیر حکومتی را به انگیزه و امید تاثیر گذاری بر جامعه و یاری به نامزدی «بهتر» از رئیس جمهور کنونی به شرکت در انتخابات به سود این یا آن جناح حکومتی ترغیب کند.

به رغم سلطه ساختار و فرهنگ استبدادی بر جامعه ما، در برخی موقعیت ها، از جمله آن گاه که جناح های حکومتی برای رقابت با یک دیگر به رای مردم نیازمند می شوند،راه بر حضور محدود روشنفکران منتقد و مستقل غیرحکومتی در عرصه سیاست عملی باز می شود و روشنفکران امکان می یابند تا در چارچوب رقابت جناح های حکومتی نقش منفعل حامی بی پاداش را بازی یا ایفاء کنند.

من و انتخابات: مطالب نویسندگان دیگر

تحریم انتخابات تاکتیکی است منفعل و منفی و در انتخابات کنونی به احتمال به سود رئیس جمهوری منجر می شد که اغلب هواداران او رای خود را به او خواهند داد. اما امکان حضور حمایتی منفعل در رقابت جناح های حکومتی، آرزوی ناممکن تاثیرگذاری در سیاست عملی و احتمال یاری به رقبای احمدی نژاد به امید چشم اندازی «کمی تا قسمتی بهتر» از ۴ ساله گذشته، در موقعیتی که محورهای اصلی سیاست داخلی و خارجی، با هر رئیس جمهوری، برآمده از برآیند تضادها و وفاق های نهادها و جناح های حکومتی و موقعیت بین المللی است و نه اراده و خواست روسای جمهور به تنهائی، برای من چندان جذاب نیست که با شرکت بی تاثیر و منفعل در انتخابات، حذف اقلیت ها را فراموش کرده، با نفی هویت خود به هوادار جناحی از حکومت بدل شده و بر این ادعا صحه بگذارم، و مردم را نیز متقاعد کنم، که راهی جز آن چه هست، نیست و چشم انداز دیگری را، حتا در خیال و آرزو، نفی کرده و در انتخاباتی که مهم ترین شاخص فرهنگی آن غیبت حافظه دور و نزدیک است، شرکت کنم.

سازمان های سیاسی اما محق اند تا هر موقعیتی را نه با معیار روشنفکر منفرد و مستقل، که با معیار مصلحت اندیشی و استراتژی و تاکیتک های خود و از منظر این پرسش بسنجند که کدام جهت گیری به تحقق اهداف آنان یاری می کند؟

وجه مشترک همه گرایش ها و سازمان های سیاسی غیر حکومتی ادعای هواداری از دموکراسی است. همه آنان می کوشند تا شرکت در یا تحریم انتخابات،و یا تاکتیک هائی چون «طرح مطالبات»، «هر کس جز احمدی نژاد» «بهره گیری از انتخابات برای ارتقاء فرهنگ دموکراتیک»، «انتخاب بین بد و بدتر» را بر این وجه مشترک توضح داده یا توجیه کنند.

کار فرهنگی فعالیتی فردی است و سیاست عملی امری است جمعی. سیاست ورزی جز با بهره مند بودن از حمایت بالفعل لایه یا لایه هائی از جامعه، طرح مفاهیم و برنامه های موثر و شناساندن خود چون گرایشی متمایز،اگر چه نه آلترناتیو، ممکن نیست اما همه شخصیت ها،گروه ها، گرایش ها و سازمان های غیر حکومتی ایران از تاثیر، برد و نفوذ بالفعل بر یک یا چند لایه جامعه محروم اند و همه آنان به غیبت مفهوم و برنامه مبتلا .

در بن بستی از این دست تاثیرگذاری بر جامعه سودائی است خام و سیاست ورزی، و از جمله شیوه هائی چون تحریم یا شرکت یا طرح مطالبات و..، به کاریکاتوری بی شباهت تقلیل می یابد.

فراخوان تحریم به دلیل محدود بودن به وجه منفی، و البته ناشنیده ماندن آن، در عرصه سیاست عملی، به واکنشی روان شناسانه و منفعل تقلیل یافته و شرکت منفعل در انتخابات یا طرح مطالبات نیز تمایز مدعیان اپوزیسیون را با جناح ها حکومتی مخدوش و مدعیان اپوزیسیون را به هواداران منفعل جناح های حکومتی بدل کرده و البته چون فراخوان تحریم ناشنیده می ماند.

جناح های حکومتی، که از محرومیت غیرحکومتیان سیاسی از برد و نفوذ بر لایه های جامعه و از غیبت مفهوم و برنامه نزد آنان آگاه اند و سیاست عملی را در انحصار دارند، نقشی بیش تر از حمایت منعفل برای غیرحکومتیان قائل نیستند و گامی در جهت گنجاندن خواست های آنان در برنامه های واقعی خود بر نمی دارند.جامعه نیز حداکثر از مواضع، و نه براهین و اهداف غیر حکومتیان حامی جناح های حکومتی آگاه شده و در آنان نه به چشم گرایش های متمایزی که برنامه های متفاوت مطرح می کنند، که به چشم هواداران جناح های حکومتی می نگرد .

در کار رسانه ای پوشش روی دادها و مسائل روز از معیاری های اصلی است و رسانه ها به انتخابات ایران می پردازند. همه رسانه ها، حتا آن گروه که برای بازتاب ابعاد متفاوت واقعیت مواردی چون حذف شورای نگهبان و غیبت شرایط انتخابات آزاد را نیز مطرح می کنند،در عمل، ناخواسته و به ناچار و به جبر موقعیت،چاره ای جز بازتاب خبرهای نامزدهای تایید شده و جناح های حکومتی ندارند چرا که دیگران از حضور و خبر سازی محروم اند. تنورانتخابات داغ تر و یکی از هدف های مهم حکومت، شرکت هرچه بیش تر مردم،به تحقق نزدیک تر می شود.

در جامعه ای که اپوزیسیون غیر حکومتی در نادیده گرفتن حق حضور، فعالیت و مشارکت اقلیت و حذف آنان، از جناح های حکومتی دست کمی ندارد، شخصیت ها و سازمان های سیاسی و روشنفکران منفرد غیر حکومتی از امکان تاثیر گذاری بر جامعه محروم اند، تحریم یا شرکت یا تاکتیک هائی چون طرح مطالبات هم ارز و در سیاست عملی تفاوتی معنادار بین تحریم، مشارکت و طرح مطالبات نیست، روشنفکر منتقد،منفرد و مستقل می تواند بر همان مولفه اصلی دموکراسی«حق حضور،فعالیت و مشارکت اقلیت» پای بفشارد و ارزشی را که اغلب و به اقتضای فرهنگ استبدادی و جبر موقعیت ناگزیر فراموش می شود، یادآوری کرده و در فضای غیبت حافظه جمعی دور و نزدیک، نمادی، و فقط نمادی، از مقاومت حافظه در برابر فراموشی باشد.