گردهمایی شبانه در لندن درباره انتخابات ایران

پوستر جلسه

دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن (سواز) جمعه شب بیست ونهم ماه مه برابر با هشتم خرداد۱۳۸۸، میزبان یک جلسه تحلیلی درباره انتخابات ریاست جمهوری ایران بود که به ابتکار انجمن بین المللی دانش آموختگان ایرانی برگزار شد و تا پاسی از شب ادامه داشت.

مسعود بهنود روزنامه نگار مقیم لندن، احمد سیف استاد علوم سیاسی دانشگاه استافورد شایر، عطاالله مهاجرانی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت محمد خاتمی و علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده مردم تهران در دوره ششم مجلس شورای اسلامی از سخنرانان این میزگرد انتخاباتی بودند.

موضوع سخنرانی مسعود بهنود در این جلسه درباره وضعیت رسانه ها و نقش آنها در انتخابات بود.

آقای بهنود سخنرانی خود را با ذکر خاطره ای از دوره بیستم مجلس آغاز کرد که در جریان رقابت های انتخاباتی آن برای اولین بار نامزدها به مناظره پرداختند اما با شدت گرفتن اتهام های جنسی، مناظره به دستور شاه تعطیل شد.

او سپس به انتخابات مجلس شورای ملی درسال ۵۵ اشاره کرد و گفت در این سال اعلام شده بود که حزب رستاخیر برای هر حوزه ای انتخابیه ای سه نامزد معرفی می کند و حکومت هیچ دخالتی در انتخابات نداشته باشد و مردم بین آن سه نفر آزاد باشند که رای بدهند.

آقای بهنود گفت: "به نوعی نظارت استصوابی به حزب داده شد اما حکومت مطلقا همین را هم رعایت نکرد و دو سال بعد از آن انقلاب شد با این همه نمایندگان مجلسی که به همین شیوه وارد مجلس شدند نیز نزدیک بود که بتوانند جلوی انقلاب اسلامی را بگیرند. یعنی همان مقدار آزادی که پیدا شده بود نفسی با جامعه داد."

به گفته آقای بهنود پس از انقلاب اسلامی و وقوع جنگ عراق علیه ایران در سال ۱۳۵۹ ضرورتی برای وجود رسانه ها دیده نشد و اگر هم دیده شد، جنگ این فرصت را نداد و رسانه ها در صحنه نبودند اما در همین فاصله اتفاقاتی در سطح جهان افتاد و از جمله آن استفاده از ماهواره عمومی شد و پس از جنگ هم به ایران رسید و آرام آرام چشم و گوش ها باز شده بود.

آقای بهنود انتخابات خیره کننده ای را که مردم ایران در ۲ خرداد ۱۳۷۶ رقم زدند و برخلاف نشانه هایی که حکومت از نامزد مورد نظرش داده بود، انتخاب دیگری کردند، حاصل شکست انحصار در رادیو و تلویزیون دولتی و بازشدن نسبی فضای فرهنگی و مطبوعاتی دانست.

عامل توسعه نه موضوع توسعه

احمد سیف دومین سخنران جلسه انتخاباتی در دانشکده سواز بود. موضوع سخنرانی وی وضعیت اقتصادی ایران بود.

آقای سیف گفت که در موضوع اقتصاد نمی شود گفت چه سیاستی خوب و کدام روش بد است بلکه با بررسی مشکلات کشور می توان سیاست های اعمال شده را محک زد و آن را ارزشگذاری کرد.

به گفته او، دولت فعلی ایران استفاده از آمار را در این کشور غیر ممکن کرده است چون آمارهایی که دولت ارائه می کند نه با آمارهای دیگر بخش های دولت همخوانی دارد و نه با آمارهای بین المللی.

آقای سیف با مرور کسری تجاری ایران از اواخر دوره پهلوی تا دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد گفت: " آخرین سالی که حکومت پهلوی بر سرکار بود کسری تجاری ایران ۱۳ میلیارد بود، سه ساله آخر دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، ۳۹ میلیارد دلار کسری داشتیم، سه ساله آخر دوره محمد خاتمی این کسری به ۸۳ میلیارد دلار رسید و در سه سال اول دولت محمود احمدی نژاد ۱۴۰ میلیارد دلار ایران کسری داشته است."

آقای سیف این سئوال را مطرح کرد که اگر دلارهای نفتی نباشد، ایران چگونه می خواهد این کسری را با توجه به مشکلات بین المللی که با آن مواجه شد است، جبران کند؟

به گفته او تا زمانی که ساختار دولت در ایران تصحیح نشود و مقام های دولتی قدرت نامحدود داشته باشند وضعیت اقتصادی ایران به همین ترتیب است. این استاد دانشگاه همچنین به دولت آینده ایران پیشنهاد کرد که بپیذیرد مردم ایران نه موضوع توسعه بلکه عامل توسعه اند.

یادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی

علی اکبر موسوی خوئینی در سخنرانی خود که موضوع آن نقش دانشگاه و جنبش دانشجویی بر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، عمده ای از وقت خود را به گرامیداشت یاد دانشجویان زندانی و فعالان سیاسی و صنفی دربند اختصاص داد و گفت اکنون که ما در این فضای آزاد مشغول گفتگو هستیم گروهی از کارگران و معلمان و دانشجویان روزگار سختی را در زندان سپری می کنند.

آقای خوئینی با اشاره به هفتمین دوره انتخابات ریاست که محمد خاتمی در آن به پیروزی رسید، به نقش داشجویان اشاره کرد و گفت که فعالیت انتخاباتی آقای خاتمی از دانشگاه صنعتی شریف آغاز شد و دانشجویان و دانشگاه بدون هیچ چشمداشتی سهمی عمده در پیروزی او داشتند.

آقای خوئینی رویداد ۱۸ تیر و حمله به دانشجویان را که از تعرض به کوی دانشگاه تهران آغاز شد، "انتقام گیری" از دانشجویان توصیف کرد و گفت برخلاف فشار زیادی که بر دانشجویان در سال های اخیر وارد شده است، این جنبش همچنان به نقش روشنگر خود ادامه داده است.

آقای خوئینی ها در عین حال از دستاوردهای جنبش اصلاحات دفاع کرد با ذکر خاطره ای گفت: "در یک دوره ای در مجلس ششم دفاع از یک دانشجوی بازداشت شده بسیار مشکل بود، اما اکنون حتی درباره موضوعاتی همچون حوادث تابستان ۱۳۶۷ سئوال می شود و صرف نظر از محتوای پاسخ ها، چنین پرسشگرهایی نتیجه روشنگری و پافشاری قشر دانشگاهی و آگاه بود."

آسیب شناسی یا تهدید شناسی؟

اما موضوع سخنرانی عطاالله مهاجرانی آسیب شناسی انتخابات بود.

آقای مهاجرانی گفت موضوع سخنرانی اش گرچه آسیب شناسی انتخابات است اما می توان آن را تهدید شناسی نام داد، چرا که مسائلی که ایران با آن رو به رو است، فراتر از آسیب است و تراکم این آسیب ها را می توان تهدید نام داد.

به گفته آقای مهاجرانی حکومت ها زمانی با آسیب و تهدید رو به رو می شوند که دچار توهم شوند و توانایی هایشان را بیش از آنچه که هست برآورد کنند.

دومین آسیب یا تهدید به گفته آقای مهاجرانی این است که حکومتها تصور کنند که بهتر از همه حقیقت را می داند و تشخیص می دهند و شایسته ترین فرد یا جمعی است که برای حاکمیت انتخاب شده است.

سومین تهدید از دیدگاه آقای مهاجرانی، ابزاری شدن دین به عنوان توجیه گر قدرت است.

آسیب و تهدید دیگر هم این است که وقتی دولت خود را بهتر و برتر از همه تصور کرد، به قوانین نیز بی توجهی می کند و قانون را مانعی می بیند که می خواهد سرعت دولت را کم کند.

آقای مهاجرانی گفت که اگر ما به عنوان مردم در این شرایط به این تلقی برسیم که نقشی در انتخابات نداریم و از آن کناره بگیریم، سرنوشت خود را دچار یکی از مهمترین آسیب ها می کنیم.

به گفته آقای مهاجرانی برای رسیدن به دمکراسی راه طولانی سخت و پرزحمتی در پیش است تا همه به افق های بازتری برسیم.

میزگردی که در دانشکده سواز برگزار شد با استقبال ایرانیان مقیم لندن رو به رو شد به شکلی همه صندلی ها سالن پر بود و برخی از شرکت کنندگان به روی زمین نشسته بودند.