روسای جمهوری پیشین بدون برنامه اقتصادی پیروز شدند

چهار نامزد
Image caption رقبای آقای احمدی نژاد پاشنه آشیل او را اقتصاد می دانند.

با آنکه نامزد انتخابات ریاست جمهوی اولویت برنامه های تبلیغاتی خود را اقتصاد تعیین کرده اند و در سخنرانی ها به سیاست های اقتصادی دولت فعلی انتقادات تندی وارد کرده اند، اما هنوز برنامه ای روشن برای بخش های اقتصادی اعلام نکرده اند.

در میان چهار نامزد انتخابات یک نفر بخشی از برنامه اقتصادی خود را منتشر کرده است و نامزدهای دیگر فقط از وضع موجود اقتصادی انتقاد کرده و شعارهایی را به عنوان برنامه مطرح کرده اند.

البته این تازگی ندارد و در طول سی سال گذشته تقریبا همه نامزدهایی که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده و برنده انتخابات شده اند، برنامه اقتصادی نداشتند.

اگر دهه اول انقلاب را به کنار بگذاریم که کشور درگیر مشکلات داخلی، تحریم و جنگ هشت ساله با عراق بود و دولت تنها سعی داشت به هر شکل ممکن هزینه های جنگ و ارزاق عمومی را تهیه کند.

دو دهه بعد نیز که سه نفر ردای ریاست به تن کردند، هیچکدامشان پیش از برگزاری انتخابات برنامه اقتصادی روشنی نداشتند و در سخنرانی ها کلیاتی در باره کاهش تورم، مقابله با بیکاری و مواردی از این دست را مطرح می کردند بدون این که راهی برای حل مشکلات اقتصادی داشته باشند؟

نه اکبر هاشمی رفسنجانی که کمابیش روشن بود که در سال 1368 قبای ریاست جمهوری به تن خواهد کرد و نه محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد که تا روزهای آخر کسی تصور پیروزی شان را در انتخابات نمی کرد.

Image caption سیاستهای تعدیل اقتصادی دولت آقای هاشمی بعد از مخالفتها ناتمام ماند

این سه نفر وقتی پا به کاخ ریاست جمهوری گذاشتند، با انبوهی از مشکلات اقتصادی مواجه بودند که پیش از آن برایش چاره ای نیندیشیده بودند.

هاشمی رفسنجانی در چهار سال اول بازسازی اقتصاد پس از جنگ را هدف گرفته بود، در دوره دوم سیاست تعدیل اقتصادی را اجرا کرد که در نیمه راه به دلیل فشارهای تورمی و مخالفت گروههای سیاسی متوقف شد.

البته در همان آغاز دولت آقای هاشمی، اولین برنامه پنج ساله اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز به اجرا در آمد و در پی آن موتور خصوصی سازی در حالی روشن شد که هنوز از پس دو دهه بحث بر سر آن ادامه دارد و گره های آن ناگشوده مانده است.

در همین دوره تلاش گسترده ای صورت گرفت تا تنش های سیاسی بین المللی که بر اقتصاد اثرات سوئی گذاشته بود، فروکش کند بلکه از این طریق سرمایه گذاران تشویق به سرمایه گذاری و تولید تشویق شوند.

دور تازه تغییر

در چنین فضایی وقتی نوبت به محمد خاتمی رسید، همچنان برنامه ای اقتصادی وجود نداشت و حتی در برنامه های انتخاباتی نیز محور اصلاحات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بود و اقتصاد در آن جایی نداشت.

در این دوره دولت آقای خاتمی بخشی از برنامه های اقتصادی دولت پیشین را ادامه داد و در همان ابتدا طرح ساماندهی اقتصادی را مطرح کرد که در میانه راه به فراموشی سپرده شد.

دولت اصلاحات بعد از آن با ادامه طرح تنش زدایی در سطح بین المللی، توانست فضای کسب و کار اقتصاد را بهبود بخشد و سرمایه گذاران خارجی را به خصوص در بخش نفت و گاز تشویق کند در طرح های بزرگ با ایران مشارکت کنند.

Image caption بی برنامگی نامزدهای ریاست جمهوری در طول این سالهای ادامه داشته است

هر چند جذب سرمایه های خارجی در اوایل دهه هفتاد خورشیدی در دولت آقای هاشمی رفسنجانی و با وجود مخالفت های پنهان و آشکار آمریکا در دستور کار قرار گرفته بود اما با تصویب قانون سرمایه گذاری خارجی، همکاری با شرکت های بین المللی عمدتا اروپایی به خصوص در بخش نفت و گاز گسترش یافت و ایران توانست میدان گازی پارس جنوبی را که نیمی از ذخایر گاز ایران را در خود جای داده، توسعه دهد.

با روشن شدن فعالیت های هسته ای ایران، دولت آقای خاتمی کوشید تا با مهار بحران و ممانعت از گسترش آن به بخش های دیگر جلوگیری کند اما این روند در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد پیگیری نشد.

محمود احمدی نژاد چهار سال پیش در رقابت با شش نامزد دیگر در سال 1384 جز تاکید بر عدالت و توسعه آن برنامه ای اقتصادی نداشت و حتی شعار توزیع نفت بر سر سفره های مردم نیز بعدها از سوی آقای احمدی نژاد تکذیب شد.

بی برنامگی نامزدهای ریاست جمهوری در طول این سالهای ادامه داشته ولی هر کدام که به ریاست جمهوری رسیده اند، برنامه هایی را برای بهبود وضع اقتصادی اجرا کرده اند. از خصوصی سازی و اجرای برنامه تعدیل اقتصادی در دوره آقای هاشمی رفسنجانی گرفته تا سیاست تثبیت قیمت ارز در دولت خاتمی و توزیع سهام عدالت و مسکن مهر و بنگاه های زود بازده که محمود احمدی نژاد به اجرا گذاشت.

عمده برنامه های دولت ها به برنامه های پنج ساله مربوط می شد که از سال 1368 بعد از یک وقفه تقریبا ده ساله دوباره به اجرا در آمد. امسال آخرین سال اجرای چهارمین برنامه پنج ساله است و از سال آینده برنامه جدیدی شروع می شود.

از چهار سال پیش نیز "سند چشم انداز بیست ساله" مسیر حرکت دولت ها را تعیین کرده که از سوی مجمع تشخیص مصلحت تهیه شده و آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران آن را تائید کرده است. بر اساس این سند، ایران تا شانزده سال دیگر باید با اجرای برنامه های دقیق اقتصادی و علمی به قدرت اول منطقه تبدیل شود.

به نظر می رسد در همچنان بر همان پاشنه می گردد و از میان چهار نامزد انتخابات ریاست جمهوری تنها یک نامزد تیمی را مسئول تهیه برنامه اقتصادی کرده و برنامه نسبتا مفصلی را برای بهبود وضع اقتصادی ارائه کرده است و بقیه همچون سه دهه گذشته چشم به شعارها و وعده های کلی بسته اند بلکه با این شعارها و وعده ها امتیاز بیشتری برای پوشیدن قبای صدارت به دست آورند.

مطالب مرتبط