نگاهی دیگر: انتخابات و معامله حکومت با رای دهندگان

چهار نامزد
Image caption حکومت ایران از داغ شدن تنور انتخابات استقبال می کند تا سندی برای مشروعیت خود بداند

روزهای منتهی به انتخابات در ایران، همیشه آزادتر از دیگر روزهای سال برای شهروندان ایرانی است، البته نه برای همه آنها بلکه برای آنهایی که انتخابات را تحریم نکرده باشند.

نظام سیاسی ایران نسبت به تحریم انتخابات بسیار حساس است و آن را نه یک حرکت مسالمت‌آمیز برای ابراز مخالفت شهروندان بلکه اقدامی در جهت براندازی نظام می‌داند و با مدافعان آن بخصوص اگر خیال فعالیت در این جهت را داشته باشند، برخورد شدید امنیتی می‌کند.

اما برای افراد و گروه هایی که به طرفداری از یک کاندیدا وارد صحنه انتخابات می‌شوند، فضا برای اظهار نظر بازتر از دیگر روزها است.

به عبارت دیگر، در روزهای مشرف به انتخابات کنترل‌های امنیتی کاهش می‌یابد و بسیاری از حرف‌هایی که معمولا از سوی نظام سیاسی به راحتی تحمل نمی‌شود، در این روزها از زبان بسیاری از سخنرانان شنیده می‌شود.

علاوه بر این، مراکز دانشگاهی و سایر مجامع عمومی که در طول سال بر روی فعالان سیاسی و روشنفکران بسته است، در روزهای تبلیغات انتخاباتی به روی آنها گشوده می‌شود و آنها می‌توانند سخنان خود را به گوش مخاطبانشان برسانند.

بدین جهت، بسیاری از گروه های سیاسی که در طول سال امکان تماس با توده مردم را ندارند، بیشتر بدان علت در صحنه انتخابات فعال می‌شوند که از فرصت کوتاهی که انتخابات در اختیارشان می‌گذارد، استفاده کنند.

علت اینکه نظام سیاسی در روزهای انتخابات کنترل های امنیتی را کاهش می‌دهد، نیاز حکومت به مشارکت وسیع مردم در پای صندوق های رای است.

از آنجا که برخی از حقوقدانان، انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در ایران را به علت گزینش سیاسی و اعتقادی نامزدها از سوی شورای نگهبان، دارای استانداردهای جهانی "انتخابات آزاد و عادلانه" نمی‌دانند، نظام سیاسی برای کمرنگ کردن این مساله، حضور وسیع مردم در پای صندوق‌های رای را نشانه رضایت عمومی از انتخابات و آزاد و رقابتی بودن آن معرفی می‌کند.

نظام سیاسی در عین حال، حضور مردم در پای صندوق های رای را به مثابه رای مردم به مشروعیت آن تلقی می کند و این موضوع تا بدانجا برای حکومت اهمیت دارد که حرف‌های "ممنوعه" را در این مدت برای گرم کردن فضای انتخابات و زمینه سازی برای حضور گسترده تر مردم در پای صندوق های رای تحمل می‌کند.

بدین ترتیب، انتخابات به صورت غیر رسمی معامله‌ای بین حکومت و نیروهای منتقد سیاسی است، معامله‌ای که بر اساس آن، یک طرف فضا را برای فعالیت دیگری آزادتر می‌کند و طرف دیگر نیز زمینه حضور افراد بیشتری در پای صندوق‌های رای را فراهم می کند.

اینکه این معامله به سود حکومت تمام می‌شود یا نیروهای منتقد و یا هر دو، محل بحث صاحب نظران است، اما بسیاری از گروه های سیاسی با این تلقی که معامله به سود هر دو طرف است، اغلب وارد صحنه انتخابات می‌شوند.

با این حال، یک نکته همچنان مبهم است و آن میزان بهره برداری فعالان و گروه های سیاسی از فرصت انتخابات است.

این نکته درست است که در روزهای انتخابات امکان تماس نیروهای منتقد حکومت با توده مردم و دیگر اقشار اجتماعی فراهم می‌شود، اما دراینکه آیا این تماس‌ها سبب انتقال افکار و پیام آنها به مردم هم می‌شود، تردید وجود دارد.

انتخابات در ایران عموما در فضایی بسیار هیجانی و احساسی برگزار می‌شود و کسانی که برای شنیدن سخنان نمایندگان نامزدها در مجامع عمومی حاضر می‌شوند، به جای گوش دادن به نظرات مطرح شده، به ابراز احساسات شدید نسبت به نامزد مورد علاقه خود می‌پردازند.

سخنرانان نیز اغلب در چنین فضایی امکان طرح نظرات خود و انتقال آنها به مخاطبان را پیدا نمی کنند و در نهایت برای جلب توجه حاضران راهی جز مطرح کردن چند شعار پر و سر صدا پیش روی خود نمی بینند.

بدین ترتیب، استفاده از فرصت انتخابات برای نیروهای منتقد عملا از حضور کوتاه مدت آنها در جامعه و آشنایی بخشی از مردم با آنها فراتر نمی‌رود، اما ظاهرا همین هم برای بخشی از نیروهای سیاسی غنیمت تلقی می‌شود.