من و انتخابات: ابراهیم یزدی

ما با تحریم انتخابات موافق نیستیم و آن را ابزار موثری برای تغییر وضع نامطلوب موجود نمی دانیم.

احزاب سیاسی ایران بنا به دلایل كاملاً روشن، از جمله سركوب های مستمر و مزمن، نفوذ گسترده در میان طبقات مختلف مردم ندارند.

این چنین نیست كه مردم چشم به احزاب و گرو های سیاسی دوخته و منتظر باشند كه آنان نظرشان را در مورد شركت یا عدم شركت اعلام و سپس مردم بر آن اساس عمل كنند.

فضای بسته سیاسی ایران و هزینه ای بالای فعالیت سیاسی خود به خود موجب انفعال سیاسی و بی تفاوتی در میان بخش قابل توجهی از مردم شده است.

من و انتخابات: نظر نویسندگان دیگر این مجموعه

تمایل به عدم شركت آنان در انتخابات بروز یا پیامد این بی تفاوتی سیاسی یا سیاست زدگی بخشی از مردم است. طبیعی است كه این واكنش منفعلانه مردم و كاهش مشاركت واجدین شرائط در انتخابات، موجب تغییروضع موجود نمی شود بلكه بد تر هم خواهد شد.

از طرف دیگر كاهش میزان شركت كنندگان در انتخابات موجب كاهش اعتبار انتخابات و رئیس جمهور منتخب نمی شود. بلكه بر عكس، كاهش میزان شركت كنندگان در انتخابات، با توجه به توان نیروهای تمامیت خواه در بسیج هوادارانشان و امكانات مدیریت انتخابات به نفع كاندیدای مورد نظرشان، مطلوب این جریان است.

هر قدر میزان مشاركت كمتر باشد، امكان پیروزی این جریان بیشتر خواهد بود. در انتخابات شورای دوم شهر تهران کمتر از یازده درصد از واجدین شركت كردند و نامزد های این گروه سازمان یافته وابسته به نهادی خاص با حداکثر180 هزار رای و حداقل 80 هزار رای توانست شورای شهر 12 میلیون نفری تهران را تصاحب كند و از درون آن تجربه آقای احمدی نژاد سر بر آورد.

در حالیكه اگر میزان شركت مردم به 15 در صد رسیده بود این گروه هرگز موفق نمی شد. جریان راست بعد از شكست خود در انتخابات خرداد 76 به ضرورت مدیریت انتخابات ( به معنای مهار ورودی و خروجی انتخابات) پی برد و از آن زمان برای آ ن برنامه ریزی كرده است.

بخشی از این مدیریت ایجاد موانع سیاسی ذهنی یا عینی بر سر راه مشاركت مردم است. جریان راست تمامیت خواه علاقه ای به شركت مردم در انتخابات ندارد. در انتخابات دوره قبل همین سیاست اعمال شد.

حالا هم همین جریان مصمم است بار دیگر با اعمال شیوه های شناخته شده انتخابات را به نفع خود مهار كند و اگر نتواند، بازی را بر هم خواهد زد. در همین انتخابات پیش رو از هم اكنون ما شاهد تشدید جو خشونت در انتخابات هستیم. زیرا آمار حاكی از آن است كه این جریان در انتخابات شكست خواهد خورد.

برای بسیاری از فعالان سیاسی، كارشناسان اقتصادی، نویسندگان، روشنفكران دینی و سكولار انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری هزینه های جبران ناپذیری را بر میهن مان تحمیل خواهد كرد.

بنابراین باید از این فرصت استفاده كرد و مانع انتخاب مجدد وی شد. در نظام های دموكراتیك، انتخابات به معنای گزینش میان صالح و اصلح یا خوب و بد نیست بلكه میان بد و بدتر است.

در ذات چنین نگرشی این باور وجود دارد كه هیچ انسان معمولی بدون كاستی و خطا و گناه نیست. دنبال ناكجا آباد نباید رفت. از طرف دیگر برای اصلاح انحرافات به وجود آمده از آرمان های انقلاب چه راهكارهای عملی در دسترس ما قرار دارد.

از همان اوائل بعد از پیروزی انقلاب دو دیدگاه برای اصلاح و بازگشت به آرمانهای انقلاب مطرح شد. یك راهكار براندازی بود و دیگری مبارزه مسالمت آمیز قانونی برای تغییرات تدریجی گام به گام.

بر اندازی نه میسر است و نه در راستای منافع و مصالح و امنیت ملی. تنها راه سالم و بهداشتی و مطمئن همین جنبش اصلاح طلبی است. برای این جنبش انتخابات یك فرصت در راستای طرح مطالبات مردمی است؛ آگاه كردن مردم به حقوق اساسی خودشان و نیز اوضاع به شدت نا بسامان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است.

از طرف دیگر جنبش اطلاح طلبی خواهان تغییر است. تغییر در دو سطح یا در دو بعد قابل بررسی است: تغییر در ساختار حقیقی( رفتار حاكمان بر مسند قدرت نشسته) و تغییر در ساختارحقوقی ( قانون اساسی) .

این تغییرات هنگامی مفید و موثر خواهند بود كه درون زا و از طریق حضور یك نیروی سیاسی مردمی اثر گذار باشد. انتخابات یك رویداد است. اما اصلاحات، درهر دو بعد، یك فرایند.

هدف از مشاركت در انتخابات باید ایجاد یك نیروی سیاسی ملی و تبدیل كردن نیروی بالقوه مردم به یك نیروی سیاسی بالفعل تاثیر گذار، باشد.

نقش ما در انتخابات در دو بخش است. اول حضور در انتخابات است و دوم شركت در آن. در مرحله حضور با استفاده از فضای سیاسی فصل انتخابات به طرح مطالبات اساسی مردم و اگاهی بخشی است. مرحله دوم رفتن به پای صندوق ها و رای دادن و سپس نظارت و صیانت از آرای مردم.

ما در انتخابات شركت می كنیم و رای می دهیم زیرا این اولاً حق ماست، ثانیاً انتخابات فرصتی است برای رای به عدم كفایت سیاسی مدیریت كنونی، یك نه بزرگ در سطح ملی به عملكرد ها و سیاست های حاكمان.

ابراهیم یزدی از همراهان آیت الله خمینی در پاریس بود. او پس از انقلاب ایران مدتی در دولت موقت مهدی بازرگان، وزارت امور خارجه را دست گرفت. پس از فوت آقای بازرگان در 1373 وی به دبیرکلی نهضت آزادی ایران برگزیده شد.