برنامه اقتصادی نامزدها: وعده کلی یا تحقق یافتنی؟

چهار نامزد

جذابیت موضوعهایی مانند تورم و بیکاری که به دلیل سادگی و ملموس بودن، مخاطبان بیشتری دارد، مورد توجه نامزدهای ریاست جمهوری ایران هم قرار داشته است و آنها از هر فرصتی، برای طرح موضوع های اقتصادی استفاده کرده اند، هرچند فعالیت تبلیغاتی نامزدهای انتخابات، چندان مورد توجه متخصصان و کارشناسان اقتصادی قرار نگرفته است.

محمد خوش چهره، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران تایید می کند که بخش قابل توجهی از بحث های انتخاباتی به موضوع های اقتصادی اختصاص یافته است که نشان می دهد اقتصاد در این رقابت ها جدی گرفته شده است.

با این حال، او تاکید دارد که نمی توان درباره اثربخش بودن این بحث ها در وضعیت اقتصادی ایران، به ویژه پس از تشکیل دولت آینده، قضاوت روشنی کرد.

آقای خوش چهره می گوید: "به طور قطع، طرح برخی اهداف اقتصادی مانند رشد اقتصادی، افزایش سطح اشتغال یا کاهش تورم، از طرف نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، موضوعی بدیهی است، ولی مهم این است که این نامزدها، اولویت های اجرایی خود را برای تحقق این اهداف مشخص کنند. در غیر اینصورت، کلی گویی، بدون ارائه روش های اعمال این سیاست ها، نمی تواند امیدوارکننده باشد."

او می افزاید: "در بحث های انتخاباتی، شعارهای کلی و آرمانی زیادی مطرح می شود مانند برقراری عدالت که از شعارهای شکل دهنده ماهیت جمهوری اسلامی است، ولی در صورتی که مطرح کنندگان آن، شاخصی تعیین نکنند و در باره چگونگی رسیدن به آن توضیح ندهند، معیاری برای اندازه گیری و ارزیابی فعالیت های آتی، نخواهیم داشت."

بهمن آرمان، تحلیلگر اقتصادی هم در ارزیابی برنامه های اقتصادی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران، یادآور می شود که آنها هنوز برنامه های مدونی برای تشریح دیدگاه های اقتصادی خود ارائه نکرده اند، ولی اضافه می کند که مهدی کروبی و میرحسین موسوی، بیش از دیگر نامزدها در بیان برنامه های اقتصادی دولت احتمالی خود، وارد مراحل اجرایی شده اند و تا حدی از کلی گویی پرهیز کرده اند، ولی این اقدام، مشابه فعالیت های تبلیغاتی در کشورهای غربی که نامزدها برنامه های دولت خود را تشریح می کنند، نیست.

شعارهای اقتصادی برای جذب مخاطب بیشتر

نمی توان انکار کرد که قرار دادن نشانه های اقتصادی در سخنرانی ها و تاکید بر ضرورت تغییر شرایط کنونی، تاثیر قابل توجهی بر اقبال رای دهندگان به نامزدهای انتخابات دارد.

به همین دلیل است که تورم و گرانی، در بیشتر بحث های نامزدهای انتخابات مطرح می شود. از جمله میرحسین موسوی، از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در ایران، معتقد است که موضوع بیکاری و تورم، به عنوان شاخص اقتصادی در ایران، مورد توجه دولت قرار ندارد.

او می گوید: "هیچ دولتی در جهان نیست که موضوع کنترل تورم و گرانی را در اولویت های اصلی خود قرار نداده باشد و در هر کشوری که تورم کنترل شده، بیشتر مسایل اجتماعی و فرهنگی هم حل شده است."

آقای موسوی به طور مشخص، گران شدن کالاهای مصرفی را مورد توجه قرار داده است و می گوید: "هر چقدر بگوییم ثابت شده است که "گرانی" نیست، مردم ۲۵ درصد تورم را لمس می کنند و این ۲۵ درصد تورم، یعنی کوچک شدن سفره ها، پایین آمدن امنیت و سلامت مردم و کاهش سطح آموزش و پرورش و کوچک شدن ظرفیت خانواده ها برای استفاده از کالاهای فرهنگی، اعتیاد و بداخلاقی فرهنگی. در نتیجه هر دولتی که در ایران روی کار بیاید، باید تورم و گرانی را به عنوان بزرگترین دغدغه های خود مد نظر داشته باشد."

محسن رضایی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری در ایران هم با بیان این که نرخ تورم در کشور در ۴ سال گذشته، به طور متوسط به بیش از ۱۸ درصد رسید، از کاهش قدرت خرید مردم با وجود افزایش دستمزدها خبر داده است. او می گوید: "سطح قیمت ها از ابتدای ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد تا امروز دو برابر شد و افزایش حقوق ها و دستمزدها هم در مجموع، نتوانست این کاهش قدرت خرید را جبران کند."

Image caption نامزدهای انتخاباتی وعده های اقتصادی مفصلی داده اند ولی راه تحقق آنها را اعلام نکرده اند

در بین نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، محمود احمدی نژاد، به عنوان رییس دولت نهم در ایران، همزمان با تبلیغ برای جذب رای بیشتر در انتخابات پیش رو، ناگزیر شده است در پاسخ به انتقادات، به دفاع از عملکرد دولت خود در چهار سال گذشته هم بپردازد.

او با تاکید بر وجود ثبات نسبی در شرایط اقتصادی ایران، از روزافزون بودن تولید و سرمایه گذاری در این کشور خبر داده است. از جمله به گفته او، هزاران کارخانه در ایران که در مرز بحران بودند، امروز در آرامش مشغول تولید هستند و میزان صادرات غیرنفتی سالانه کشور، به بیش از سه برابر بالاترین میزان آن در سال های قبل از دولت نهم رسیده است. رییس جمهوری ایران یادآور شده است که در ۴ سال گذشته در بخش عمران و آبادانی در ایران، بیش از ۳ برابر مدت مشابه قبل در کشور کار شده است.

آقای احمدی نژاد بحران جهانی اقتصاد را دلیل برخی چالش های اقتصادی کنونی ایران معرفی کرده است. ولی بهمن آرمان یادآور می شود: "در سال ۲۰۰۸ میلادی با بروز بحران جهانی اقتصاد، نرخ تورم در کشورهای دیگر به ویژه در اتحادیه اروپا به میزان بی سابقه ای کاهش یافت، در نتیجه موضوع تورم در ایران، بیش از آن که به عوامل بیرونی و بحران جهانی اقتصاد مربوط باشد، ناشی از سیاست های غلط اقتصادی است که در کشور اعمال شده اند."

بیکاری و اشتغال

میر حسین موسوی در توضیح دیدگاه خود در باره بیکاری در ایران، از عملکرد بخش دولتی انتقاد کرده و گفته است که دولت حساسیتی در این باره نداشته است.

آقای موسوی معتقد است: "دولت با هدف کاهش میزان بیکاری، طرح های زودبازدهی را بدون در نظر گرفتن دیدگاه کارشناسان تعریف کرده است که می توان آن را از طرح های ناموفق دولت خواند."

مهدی کروبی هم بیکاری را مهمترین مشکل ایران معرفی کرده و یادآور شده است که این موضوع، تنها محدود به دولت نهم نیست و دولت پیش از آن هم با چنین چالشی روبه رو بوده است. با این حال، او یادآور می شود که میزان بیکاری در سال های اخیر، به طور مرتب افزایش یافته است که سبب می شود بر مشکلات اقتصادی کشور اضافه شود.

محمود احمدی نژاد در پاسخ به انتقاد نامزدهای رقیب خود در انتخابات ریاست جمهوری به وضعیت بیکاری در ایران، دوره ریاست خود بر دولت نهم را با گذشته مقایسه کرده است. به گفته او، نرخ بیکاری در زمان آغاز به کار دولت نهم، نزدیک به سیزده درصد بود، در حالی که این رقم به ۱۰ درصد رسیده است، ضمن آن که تعداد افراد جویای کار در این دوره زمانی، ۵۰ درصد بیش از پیش بینی قانون برنامه توسعه بود.

محسن رضایی معتقد است که نرخ بالای بیکاری در کشور بر مسایل فرهنگی هم تاثیر گذاشته است: "جوانان بیکاری که لشکر بیکاران در ایران را شکل می دهند، به جای آن که فرصتی برای جامعه و کشور باشند، به یک تهدید تبدیل می شوند."

ارزش پول ملی و فعالیت بانکها

میرحسین موسوی در سخنان انتخاباتی خود، استقلال بخش بانکی، به ویژه فعالیت مستقل بانک مرکزی در چارچوب قانون را برای ایجاد امنیت اقتصادی در کشور ضروری ارزیابی کرده است.

او می گوید: "دولت شورای پول و اعتبار را با ۱۸ شورای بسیار حساس دیگر تعطیل کرده است و بانک ها به حیاط خلوت دولت تبدیل شده اند. در حالی که در چنین شرایطی بانک مرکزی نمی تواند از قدرت خرید مردم و ارزش پول ملی حمایت کند. در حالی پایین آمدن قدرت خرید، به معنای ضعف اقتصاد ایران و پایین آمدن اعتبار این کشور در عرصه بین المللی است."

مهدی کروبی هم نبود توازن بین نقدینگی و میزان تولید را از دلایل کاهش ارزش پول ملی ایران می داند. او می گوید: "بر اساس داده های بخش دولتی، حدود ۱۶۰ هزار میلیارد تومان، نقدینگی در ایران وجود دارد که وجود این نقدینگی در بازار در شرایطی که تولید کافی وجود ندارد، سبب می شود ارزش پول ملی کم شود."

محسن رضایی در یکی از سخنرانی های خود، با اشاره به چیزی که بحران مالی غرب خواند، از برنامه ریزی برای توجه به بحران های اقتصادی آینده در دولت احتمالی خود خبر داده است. او می گوید: "با مساله نفت آشنا هستیم. دولت کسری بودجه دارد و صندوق های تامین اجتماعی در آینده با بحران روبه رو هستند. مشکلات بانکی را هم شناسایی کرده ایم و سعی خواهیم کرد که آنها را در برنامه مفصل عملیاتی دنبال کنیم."

وعده های انتخاباتی

همانگونه که وعده مبارزه با چیزی که مافیای نفت خوانده شد یا وعده پرداخت ماهانه حدود ۵۰ هزار تومان در دور پیشین رقابت های انتخابات ریاست جمهوری، بسیاری از رای دهندگان را پای سخنرانی های انتخاباتی برخی نامزدها کشاند؛ در رقابت های هفته های اخیر هم موضوع هایی مانند پرداخت ماهانه ۷۰ هزار تومان به هر ایرانی یا فروش سهام نفت به مردم مطرح می شود که شاید بتواند در اقبال رای دهندگان به یک نامزد موثر باشد.

با این حال بهمن آرمان این موضوع ها را عوام پسند ارزیابی می کند و می گوید: "بعید است که طرح چنین موضوع هایی به اقتصاد ایران کمکی کند."

محمد خوش چهره هم تاکید دارد که اگر نامزدهای انتخابات می خواهند نشان دهند که از الان، برنامه اقتصادی مدونی برای دولت احتمالی خود دارند، باید به صراحت و روشنی در باره جزییات آن توضیح دهند.

او می گوید: " نام بردن از چند متغیر مطرح در اقتصاد ایران، کافی نیست. این اطلاعات را هر غیرمتخصصی هم می تواند ارائه کند و نامزدهای انتخابات باید مشخص کنند که از نظر آنها اولویت یا متغیر بحرانی کشور از دید آنها چیست و چه سیاست هایی را می خواهند برای بهبود وضعیت آن اعمال کنند؟"

آقای خوش چهره اضافه می کند: "تامین نیازهای اساسی اولیه مانند غذا و بهداشت از شاخص های عدالت است که قانون اساسی هم بر آن صراحت دارد و در راستای مبانی نظری و تئوریک روز اقتصادی هم هست. ولی برای مثال، وقتی گفته می شود که نزدیک به ۷۰ درصد سبد هزینه خانوار در گروه های کم درآمد میانی کشور، صرف هزینه مسکن می شود، در حالی که این رقم باید به طور منطقی کمتر از ۲۰ درصد باشد، به طور مشخص، نامزدهای انتخابات باید توضیح دهند که چه برنامه ای برای کاهش این رقم دارند؟ آیا سیاست های پولی و مالی را تغییر خواهند داد یا قرار است برنامه جدیدی اعمال شود؟ آیا به فکر کاهش یا افزایش سهم دولت در بازار هستند و این کار را چگونه انجام خواهند داد؟"

آقای خوش چهره که در صورت شفاف شدن پاسخ برخی از این پرسش ها می توان به قضاوت روشنی در باره برنامه های اقتصادی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در ایران رسید و فهمید که آیا این نامزدها درک مفهمومی از مطالبی که طرح می کنند، دارند یا نه. در غیر این صورت طرح موضوع هایی مانند تورم و بیکاری به معنای تکرار مطالبات مردم با ادبیاتی دیگر است.

آقای خوش چهره در طرح این انتقاد از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، تنها نیست و بیشتر کارشناسان اقتصادی معتقدند که این نامزدها در زمان طرح موضوع های اقتصادی، بیشتر به مسایل کلی می پردازند، به ویژه آن که بر اساس برنامه های توسعه پنج ساله و سند چشم انداز ۲۰ ساله توسعه ایران معیارهای مشخصی به عنوان اهداف اقتصادی دولت ها در دوره زمانی طولانی مدت، تعیین شده اند.