انتخابات و نقد سیاست خارجی؛ فوتبال در میدان مین

نیروگاه بوشهر
Image caption آقای احمدی نژاد می گوید بزرگترین موفقیتهای اتمی در دولت او رقم خورد

آنچه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم را از دوره‌های قبل متمایز می‌کند، ورود سیاست‌ خارجی به دامنه تبلیغات است. سیاست خارجی که در دوره‌های گذشته انتخابات نه جذابیت سیاست داخلی را داشت و نه محوریت آن را، حالا در کنار اقتصاد، تبدیل به اصلی‌ترین آوردگاه نامزدهای ریاست‌جمهوری دوره دهم شده است.

محمود احمدی‌نژاد روی سیاست خارجی به خصوص استرتژی‌اش در مساله‌ هسته‌ای، به عنوان اصلی‌ترین برگ برنده‌ خود حساب باز کرده است و این، در شیوه مناظره ای که با میرحسین موسوی در پیش گرفت نیز قابل لمس بود.

اگر چه بسیاری پیش‌بینی می‌کردند که مناظره میان این دو کاندیدا به مصافی بر سر تورم و بودجه‌های گم شده بدل شود، اما آنچه مخاطبان بر صفحه تلویزیون دیدند عملا جدال بر سر مساله هسته‌ای، هولوکاست، ماجرای ملوانان انگلیسی، رابطه با عربستان و کنفرانس دوربان دو در ژنو بر سر نژادپرستی بود.

آقای احمدی نژاد در مناظره خود با میرحسین موسوی توانست بازی را به زمینی بکشاند که از هفته‌ها پیش با سخنرانیهای خود اسباب آن را مهیا کرده بود.

بازهم پله های الیزه

هفته پیش پیش محمود احمدی‌نژاد در یک نطق انتخاباتی در رادیو گفتگو از دستاوردهای دولتش در زمینه سیاست خارجی دفاع ‌کرد و سیاست دولت‌های پیشین را سازشکارانه توصیف کرد و گفت در سفر محمد خاتمی به فرانسه، ایستادن ژاک شیراک بر بالای پله‌های کاخ الیزه نشانه "موضع ضعف" دولت پیشین در سیاست خارجی و موجب " تحقیر" ایران بوده است.

البته این اولین باری نبود که محمود احمدی‌نژاد به طور نمادین به پلکان الیزه اشاره می‌کرد.

یک سال پیش نیز فایل صوتی یکی از سخنرانی‌های خصوصی رئیس جمهوری به بیرون درز کرد که حاوی صحبت‌هایی مشابه بود. اما آقای احمدی‌نژاد در آن سخنرانی به صراحت از محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران نام نبرد و شاید بسیاری از حاضران که با صلوات صحبت‌های او را قطع می‌کردند، هم نمی‌دانستند "آن مسوول ایرانی که به اروپا رفته بود" کیست و "نامردی که از پله‌ها پایین نیامد" به چه کسی اشاره دارد.

اگر چه آقای خاتمی در آن روزها بیانیه‌ای در رد صحبت‌های آقای احمدی‌نژاد منتشر نکرد، اما سایت‌ها و روزنامه‌های اصلاح‌طلب عکس‌هایی منتشر کردند که نشان می‌داد ژاک شیراک، آن هشت پله جنجالی را پایین آمده و رئیس‌جمهور سابق ایران را در آغوش گرفته است.

آقای احمدی‌نژاد مدعی شده که پیش از او یک سیاست خارجی انفعالی در ایران جریان داشته است که او به آن پایان داده یا به زبان کنایه، اروپایی‌ها را در مقابل اهانتی که به دولت‌های قبل کرده‌اند به عذرخواهی واداشته است.

کمیت مقابل کیفیت این استراتژی تبلیغاتی اما تنها به نقد سیاست‌های دیپلماتیک محدود نماند. آقای احمدی‌نژاد که با برگزاری جشن‌های هسته‌ای متهم شده بود دستاوردهای اتمی ایران را به سود دولت خود مصادره کرده، حالا در آستانه انتخابات نه تنها "چرخه هسته‌ای" را از خود "جادوان" دانسته، بلکه سیاست‌ خارجی دولت سازندگی و دولت اصلاحات را نیز در قبال پرونده هسته‌ای ایران زیر سوال برده است.

او سی ام اردیبهشت در سمنان، استان زادگاهش، هنگامی که از پرتاب موفق سجیل دو سخن می‌گفت اشاره‌ای به توافقنامه سعدآباد کرد و آن را "یک جانبه، تحمیلی و ننگین" نامید.

آقای احمدی‌نژاد گفت در دولت محمد خاتمی، ایران را مجبور کردند تمام فعالیت‌های هسته‌ای را تعلیق کند، آزمایشگاه‌ها را ببندد و رشته‌های دانشگاهی مربوط به انرژی هسته‌ای را در دانشگاه تعطیل کند.

سه روز بعد از این سخنرانی جنجالی نیز حسن عباسی (که او را از نظریه‌پردازان دولت نهم می نامند) در مصاحبه ای که در صفحه اول روزنامه وطن امروز، چاپ شد اعلام کرد حسن روحانی به جک استراو، وزیر خارجه وقت بریتانیا در زمان مذاکرات اتمی سعدآباد، قول تعلیق ۱۰ ساله فعالیت هسته‌ای ایران را داده بود.

این انتقادها البته بی‌پاسخ نماند.

حسن روحانی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام که در سال ۸۴ دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، در جوابیه‌ای شدید حامیان احمدی‌نژاد را متهم به "تحریف تاریخ" و "لجن‌پراکنی" کرد و گفت اگر احمدی‌نژاد به استفاده تبلیغاتی از مساله هسته‌ای ادامه دهد "مجبور به افشاگری و چاپ اسنادی هستیم که حقایق را روشن خواهد کرد و مردم درخواهند یافت که چه هزینه‌ای را بابت بی‌کفایتی‌های برخی مسئولین در سال‌های اخیر پرداخته‌اند."

محمد خاتمی نیز که کمتر اهل مصاحبه است، در چهارم خرداد در گفتگویی طولانی با سایت خبری "یاری نیوز" هر گونه عقب‌نشینی هسته‌ای در زمان خود را انکار کرده و گفته اگرچه ممکن است از نظر کمی دستاوردهای دولت نهم بیشتر از او باشد، اما از نظر کیفی در زمان او دستاوردهای بیشتری نصیب ایران شده؛ چرا که قطعنامه قطعی آژانس بین المللی که تکنولوژی صلح آمیز هسته‌ای را حق ایران می‌دانست، در زمان او صادر شد.

آقای خاتمی گفت: "من نمی‌دانم این وادادن در مقابل غرب هست یا اینکه با تدبیر پیش رفتن که با هزینه کمتر، منافع بیشتر را به دست بیاوریم."

Image caption آقای احمدی نژاد با برجسته کردن پرونده اتمی می خواهد حس ملی گرایی ایرانی ها را تقویت کند

با این همه محمود احمدی‌نژاد حاضر به سکوت نشده و در نطق تلویزیونی خود بار دیگر گذشتگان را متهم به عقب‌نشینی‌های پیاپی در مساله هسته‌ای کرد، اگر چه این بار با لحنی نرم‌تر ترجیح داده بیانیه سعدآباد را "نامتناسب" بخواند.

ظهور گفتمان انتقادی به نظر می‌رسد سیاست خارجی ایران شاهد تولد گفتمانی انتقادی است که در سال‌های قبل یا شکل نگرفته بود یا فرصتی برای بیان نداشت.

مساله سیاست خارجی در جمهوری اسلامی همواره مفهومی فرادولتی معرفی می‌شد و در تاریخ سی ساله انقلاب تنها سیاست خارجی که این گونه مورد حمله قرار می‌گرفت سیاست ابولحسن بنی‌صدر یا دولت موقت مهدی بازرگان بود.

در مورد مسایل حساسی نظیر مساله هسته‌ای نیز باور عمومی همواره بر این بوده که این قبیل امور محصول برنامه ریزی‌های استراتژیک و طولانی مدت حاکمیت است و نباید با منقطع کردن دوره‌های مختلف مدیریتی و نقد عملکرد دولت‌ها، راهبردهای کلان نظام را زیر سوال برد.

اما حامیان دولت نهم از یک سو با نسبت دادن دستاوردهای هسته‌ای به محمود احمدی‌نژاد و از سوی دیگر با خلق گفتمان انتقادی در سیاست خارجی ایران فضا را برای انتقاد اصلاح‌طلبان از سیاست‌های خارجی و هسته‌ای احمدی‌نژاد تاحدودی مین‌روبی کرده‌اند، اما بازی در این میدان هنوز آنقدر خطرناک هست که یک قدم اشتباه، نامزدها را از صحنه رقابت حذف کند.

میرحسین موسوی صراحتا اعلام کرده رفتن و آمدن دولت‌ها، بر تصمیم غرب در قبال پرونده هسته‌ای ایران تاثیر می‌گذارد و می‌گوید با تنش‌زدایی و اعتمادسازی می‌شد با هزینه کمتری به همین دستاوردهای هسته‌ای رسید.

مهدی کروبی هم گفته پرونده هسته‌ای ایران به خاطر موضع سرسختانه‌ آمریکا و اظهارات آقای احمدی‌نژاد پیچیده شده و بخشی از فشارهای خارجی بر ایران، پیامد حرف‌های تند محمود احمدی‌نژاد است. غلامحسین کرباسچی، مشاور عالی آقای کروبی حتی بر سیاست‌های کلان هسته‌ای ایران انگشت گذاشته و گفته با تغییر مواضع از سوخت هسته‌ای به نیروگاه هسته‌ای می‌توان "ضمن بهره مند شدن از مواهب آن با دنیا نیز تعامل خوبی داشته باشد."

Image caption میرحسین موسوی دیپلماسی آقای احمدی نژاد را خیالبافانه و آمیخته به افراط و تفریط خوانده است

اجلاس ضد نژادپرستی دوربان ۲ نیز که پیش از این در رسانه ملی ایران حماسه نامیده می شد و روزنامه‌ها از نوشتن مقالات انتقادی درباره آن نهی شده بودند، حالا از تقدس افتاده است. محمد هاشمی با انتقاد بی‌پرده از این کنفرانس دولت را به عدم صداقت با مردم متهم کرده و گفته در اجلاس دوربان ٢ که هیچ رئیس جمهوری شرکت نکرده بود، حضور آقای احمدی‌نژاد و حرف‌های او نه تنها در شان ایران نبود، بلکه باعث تقویت اسرائیل نیز شد.

رد پای این نقدها را می‌شد در یادداشت‌هایی دید که میرحسین موسوی با خود به مناظره آورده بود. با این همه شاید او انتظار نداشت که وقتی این نقدها را روی میز مناظره می‌گذارد، محمود احمدی ن‍ژاد حمله را یک قدم پیشتر ببرد و سیاست خارجی دولت آقای موسوی را "در اعلام آمادگی برای ارسال نیروی مسلح به لبنان" یا "شیوه مدیریت بحران دیپلماتیک ایران و عربستان" زیر سوال ببرد.

بازی در زمین خود

ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد مطمئن است امکان تبلیغ سیاست‌های خارجی دولت نهم بسیار بیشتر از احتمال نقدهای نامزدهای رقیب به این سیاست‌هاست. آقای احمدی‌نژاد می‌داند که در نهایت سیاستمدارانی نظیر حسن روحانی قادر به افشاگری نیستند و از پس پرده دعوت به سکوت خواهند شد.

از سوی دیگر در دولت نهم، سیاست خارجی ایران چرخش‌هایی ناگهانی را تجربه کرده که دست کم در آستانه انتخابات می‌تواند این تصور دامن زند که رئیس جمهوری توانسته در صفحه سیاست بین‌المللی مهره‌ها را آنطور که می‌خواهد بچیند و بازی را با سلیقه خود پیش ببرد.

کارنامه محمود احمدی‌نژاد البته از مثال‌های این چنین پر است.

او با سفرهای پیاپی به آمریکای لاتین و دعوت از سران این کشورها به تهران نشان داد مصمم است تمرکز سیاست خارجی ایران را از اروپای غربی به آمریکای جنوبی تغییر دهد.

محمود احمدی‌نژاد ناگهان از آمادگی ایران برای بازگشایی سفارتخانه در مصر خبر داد و با ارسال نامه تبریک به باراک اوباما، اولین رئیس جمهوری شد که به همتای آمریکایی خود پیامی سیاسی می‌فرستد.

در زمان او نزدیکی ایران به روسیه به خصوص در مساله هسته‌ای پای پوتین را هم به تهران کشاند تا طلسم سفر سران روسیه به تهران که از سال ۱۳۲۲ بر رابطه این دو کشور سایه انداخته بود، شکسته شود. جنجالی‌تر از همه اینها بازگشت محمود احمدی‌نژاد به نص سخنان آیت الله خمینی برای حذف اسرائیل بود و البته انکار هولوکاست تا به بیان خود "نقطه ضعف اصلی غرب" را هدف قرار دهد.

اما منتقدان می گویند ایراد آنها به آنچه ماجراجویی آقای احمدی نژاد در دیپلماسی می خوانند، به دلیل وضع شدن تحریمهای بین المللی علیه ایران و انزوای و تحقیر بیشتر ایرانیان در جامعه بین الملل است. آنها تاکید می کنند علت اصرار آقای احمدی نژاد بر بزرگنمایی کارنامه خارجی اش، پوشاندن نقطه ضعف اصلی او در مدیریت مسائل روزمره اقتصادی مانند تورم و بیکاری است.

اینکه تصمیمات دیپلماتیک آقای احمدی نژاد در سطحی فراتر از رئیس جمهوری گرفته شده یا نه، فعلا چندان اهمیتی ندارد. مهم این است در آستانه انتخابات محمود احمدی‌نژاد نام خود را به تک تک این اتفاق‌ها گره زده و بازی را به زمینی کشانده که نامزدهای رقیب در آن امکان مانور کمتری دارند.