از کندی و نیکسون تا موسوی و احمدی نژاد

نیکسون و کندی برای مناظره 1960 آماده می شوند
Image caption نیکسون و کندی برای مناظره 1960 آماده می شوند

چهل و نه سال بعد از اولین تجربه مناظره تلویزیونی انتخاباتی در جهان، مردم شهرهای بزرگ ایران در برخورد با اولین مناظره مستقیم تلویزیونی دو رقیب انتخابات ریاست جمهوری، بعد از تماشای گفتگوی جنجالی محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی به خیابان ریختند و تا نزدیک سپیده دم جدل های مناظره را ادامه دادند. این صحنه ای است که هنوز اکثر کشورهای شرقی موفق به دیدارش نشده اند.

اولین تجربه جهانی، مناظره تلویزیونی ریچارد نیکسون، نامزد حزب جمهوریخواه آمریکا با جان اف کندی، نامزد حزب دموکرات در انتخابات سال 1960بود. دو رقیب انتخاباتی شب قبل مطابق نظرسنجی گالوپ شانه به شانه بودند و در برخی از موارد ریچارد نیکسون پیروز می نمود. اما بعد از مناظره، نظرسنجی ها نشان می داد مردم آمریکا با اختلاف ده امتیاز کندی را برگزید.

مارشال مک لوهان، استاد کانادائی علم رسانه ها و نویسنده آینه های جیبی که از وی به عنوان بزرگ ترین کارشناس این رشته یاد می شود و کتاب ها و جزوات درسی وی هنوز اعتباری جهانی دارد، در تقطیع صحنه های مناظره تلویزیونی کندی و نیکسون از حرکات دست و صورت کندی، تخته تیره رنگی که پشت وی قرار داشت، و تواضع و متانتی که در گفتار وی بود به عنوان عوامل اصلی جلب رای موافق مردم به عنوان نکته های تاثیر گذار سخن رانده است.

بنا به توضیح مک لوهان، سناتور جان کندی متعلق به دوران تلویزیون (رسانه سرد) بود و نیکسون برای رسانه گرم (رادیو) ساخته شده بود، با پختگی صدا و طمانیته و حضور ذهن و تجربه اش. سناتور کندی در تلویزیون تصویر مرد جوان باهوشی را نشان داد که به دقت گوش می داد، با حرکات سر این گوش دادن را موکد می کرد، پیام می داد در حالی که نیکسون که به پشتوانه هشت سال حضورش در کاخ سفید و در نقش معاون ژنرال آیزنهاور احتمال نمی داد بازنده شود، دلیلی نمی دید که وقتی رقیب سخن می گفت، گوش بدهد و برعکس با لبخندی که رنگی از استهزا داشت، از گوشه چشم به او می نگریست. گویا در صحبت های وی چیزی برای شنیدن پیدا نمی کند.

بعد از اثر غیرقابل پیش بینی نخستین مناظره تلویزیونی بر رای مردم آمریکا، این برنامه جزء همیشگی و جدانشدنی انتخابات در آمریکا شد و بعد از دوازده سال کشورهای اروپائی هم آن را وارد سیستم های دموکراسی خود کردند. پیش از این نزدیک چهل سال بود که مناظره های رادیوئی در آمریکا و اروپا معمول شده بود. قبل از همه اینها مقالاتی در روزنامه ها، و فوق العاده هائی که منتشر می کردند و چند باری هم گفتگوی چشم در چشم در میدان های ورزشی و تالارهای اجتماع شهرها برگزار شده بود.

تجربه های ایران

در ایران از صد و دو سال قبل که انتخابات رایج شد و مخبرالسلطنه دستور داد از بازار سی تا صندوق چوبی کرایه کرد و یکی را هم گذاشت در مدرسه حرب و برای اولین مجلس شورای ملی رای گیری شد، رقیبان انتخاباتی از شیوه افشاگری و ملکوک کردن رقیب استفاده کردند، شب نامه ها و فوق العاده نشریات رایج ترین نوع جلب توجه مردم بود.

در انتخابات مجلس دوم عبدالحسین تیمورتاش (در آن زمان ملقب به سردار معظم خراسانی) سه درویش و نقال را استخدام کرده بود که صبح تا شب در خیابان ها و اطراف حرم امام رضا می رفتند و در شعرهائی از فردوسی و رودکی می خواندند و جا در جا از فرزند سردار معزز بجنوردی هم یاد می کردند. در دوره سوم بعد وی که مرد خوش سیمائی بود برای اولین بار پوستر انتخاباتی را وارد صحنه کرد. تیمورتاش عکس های بزرگی از خود را چاپ کرد و روی تخته هائی چسباند و به دست جوانانی داد تا در شهر بگردانند.

کارناوال شادی که مرکب از چند کامیون بود که بر بالای آن ها بلندگوهائی نصب شده بود و کسانی آواز می خواندند و طبل می زدند و گاهی هم نطق می کردند، ابتکاری بود که علی اکبر داور در جریان انتخابات مجلس سوم در تهران به کار برد و به نمایندگی مجلس برگزیده شد. وی که بعد ها وزیر دادگستری و اقتصاد نامداری شد و بسیاری از اصلاحات اقتصادی دوره رضاشاه به نام وی ثبت شده، تا پایان عمر کوتاهش به عنوان کسی که کارناوال راه انداخت و رای آورد، مشهور شده بود.

با کودتای سوم اسفند 1299 و برگزاری دو انتخابات پرحاشیه که سردار سپه کارگردان آن بود و سرانجام انقراض سلسله قاجار، برای بیست سال انتخابات و به تبع آن هر گونه رقابت انتخاباتی و کوشش برای جلب رای مردم متوقف شد. و این درست زمانی بود که در فاصله جنگ جهانی اول و دوم رادیو به عنوان رسانه ای فراگیر وارد زندگی مردم شده و به طور طبیعی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در اروپا و آمریکا نقشی بزرگ می یافت.

در آن بیست سال تنها یک بار کوشش برای جلب و نظر مردم در دستور کار دولت سردار سپه قرار گرفت و آن زمانی بود که زمزمه جمهوری در افتاد. یک هفته گاردن پارتی در تهران که برپا شد، آوازخوانان بزرگ آن زمان برنامه گذاشتند، سیاه بازی و چشم بندی بود، و غرفه های متعدد که لاتاری هم برگزار می کرد به اضافه پخش فیلم های صامت در هوای باز. این گاردن پارتی قرار بود رای مردم به نظام جمهوری متمایل کند و رضاخان به عنوان اولین رییس جمهوری تاریخ برگزیده شود. اما نشد و با تذکر علما سردار سپه از فکر جمهوری منصرف شد.

گاردن پارتی جمهوری همچون برنامه های پخش زنده مشکلات خود را داشت. چنان که آژان های نظمیه ، با لباس یا بدون لباس رسمی فراوان بودند که نگذارند کسی مانند شب اول گاردن پارتی خود را به میکروفن برساند و یک بحرطویل ضربی بخواند که اساسش بر سوء استفاده های مالی برخی از مقامات بود.

با سقوط رضاشاه و بازگشت آزادی های سیاسی به زندگی اجتماعی، انتخابات آزاد شوری به شهرها داد، اما در جلسات سخنرانی و پخش تراکت مختصر بود و تنها حزب توده به علت آن که هنرمندان زیادی را به دنبال داشت جلسات پرشور نمایش و آواز بر پا می داشت که مقصودش در نهایت جلب نظر مردم به دادن رای به نامزدهای آن حزب بود.

پخش های رادیوئی

رادیو که از سال های میانی جنگ جهانی در ایران شنیده می شد، تنها از سال 1319 با افتتاح بی سیم پهلوی همگانی شد و تا سال ها پخش زنده جلسات مجلس یکی از سرگرمی های بزرگ بود. کمبود دستگاه های گیرنده رادیوئی که تنها 1500 تای از آن ها در خانه ها شنیده می شد، و هنوز وسیله ای تجملی بود، در سال های میانی دهه بیست توسط قهوه خانه ها جبران می شد.

Image caption مناظره موسوی و احمدی نژاد یک حادثه بی سابقه در تلویزیون ایران توصیف می شود

از بلندگوهای بزرگ در قهوه خانه ها مثلا در سال 1324 و هنگام استیضاح دولت ساعد، نطق حسین مکی پخش می شد و هزاران نفر از مردم در میدان توپخانه گرد آمده و از بلندگو عمومی که شهرداری تهران نصب کرده بود می شنیدند. هر بار که مکی نام دکتر مصدق یا آیت الله کاشانی را می آورد، صدها نفر صلوات می فرستادند یا کف می زدند.

در انتخابات دوره پانزده که کسانی مانند دکتر مصدق و بزرگان اقلیت امکان نامزدی پیدا نکردند و احتمال می رفت که مردم بسیار بی رغبت بدان باشند، ناگهان در هفته قبل از انتخابات معلوم شد هشت بلندگو در مرکز و میدان های غرب و شرق شهر کار گذاشته شده بود که برنامه های رادیوئی را برای مردم پخش می کرد. می گفتند خانم فخرالدوله شاهزاده و سرمایه دار معروف برای مردم تهران خریده و وقف آنها کرده، بیهوده نبود که در آن انتخابات علی امینی فرزند خانم فخرالدوله بیش ترین رای را برای کرسی نمایندگی مجلس کسب کرد.

اما بیش ترین مخاطب را رادیو در جریان نهضت ملی کردن نفت به دست آورد. زمانی که گزارش بازگشت مصدق را از نیویورک پخش کرد و یا سه باری که نطق های حساس رییس دولت در مجلس را زنده به گوش مردم رساند.

اولین باری که رادیو وارد عرصه انتخابات ایران شد، به فاصله اندکی بعد از اولین مناظره تلویزیونی در آمریکا بود. گفته شده است با فشار جان اف کندی، رییس جمهوری دموکرات آمریکا، محمد رضا پهلوی آخرین پادشاه ایران ناگزیر شد بپذیرد که انتخابات آزاد با رقابت بین نامزدها برگزار شود. در تدارک جلب آرای مردم از جمله مقرر شد که مناظره نامزدها از رادیو به طور زنده پخش شود.

دکتر اقبال رهبر حزب ملیون، اسدلله علم دبیرکل حزب مردم و دکتر علی امینی رهبر گروه مستقل و منفرد که تازگی تاسیس شده بود قول داده بودند که خود نظم این مناظره ها را تضمین کنند و با وقت محدودی که تعیین شده بود مشخص سازند که کدام یک از اعضایشان سخن بگوید.

در چهارمین مناظره که از محل باشگاه مهرگان (انجمن معلمان به ریاست محمد درخشش) پخش می شد، دو روحانی زاده جعفر بهبهبانی و جعفر کفائی که امینی آنان را به عنوان مشاوران خود برگزیده بود، ماموریت داشتند پاسخ افشاگری ها و حملات دکتر اقبال را بدهند. جعفر کفائی در فرصت میکروفن باز با ارائه یک برگ احضار خود به دادسرای مشهد که خواهان آن خواهر دکتر اقبال بود، چنان لرزه ای بر اندام اولین مناظره انتخاباتی رادیوئی انداخت که خود در همان جلسه مجبور به استعفا شد.

فردای آن روز به درخواست رهبران احزاب و دستور شاه مناظره های رادیوئی زنده ممنوع شد.

مناظره های تلویزیونی

درست در زمانی که مناظره های انتخاباتی رادیوئی تجربه شد و به نتیجه نرسید، تلویزیون وارد ایران گشت اما تا پانزده سالی بعد باز انتخابات مجلس (و دولت) تحت کنترل حکومت قرار گرفته بود و شرکت مردم در آن معنائی نداشت تا سال 1355 که نوبت انتخابات برای دوره تازه ای از مجلس شورای ملی رسید، و حزب تازه تاسیس رستاخیر، در اولین تجربه انتخاباتی خود قصد داشت فضای باز سیاسی را به نمایش بگذارد از همین جهت مناظره های رادیوئی هم در دستور قرار گرفت.

با توجه به این که بار دیگر یک دموکرات در آمریکا بر سر کار آمده بود، گفته می شد حضور جیمی کارتر باعث این تحول شده است. اما مخالفت ساواک به ويژه پس از آن که در چند حوزه انتخابیه نامزد نمایندگی نطق های پرشور در مخالفت با دولت ایراد کرد، این کار را متوقف کرد. تنها در ماه های آخر دوران پادشاهی بود که پخش مستقیم جلسات مجلس از تلویزیون و نطق های آتشین نمایندگانی که توسط حزب رستاخیز برگزیده شده بودند خیابان شهرها را خلوت کرده بود.

بنا به نوشته تاریخ نویسان از همان پخش های مستقیم هم به همریختگی حکومت پادشاهی آشکار گردید و مردم جرات گرفتند که به خیابان ها بریزند.

اما با وقوع انقلاب ضدسلطنتی و تبدیل نظام کشور به جمهوری، انتخابات - و به ويژه انتخابات ریاست جمهوری - برای حاکمان جدید جاذبه هائی فراوان یافت.

علاقه مندی نظام به کشاندن هر چه بیشتر مردم به پای صندوق های رای و کسب مشروعیت بیشتر استفاده از رسانه های اکترونیک به ويژه تلویزیون را در دستور کار قرار داد.

از اولین انتخابات ریاست جمهوری، تبلیغات نامزدها و پخش آن از تلویزیون معمول گشت اما از آن جا که در بیست سال اول همواره رییس جمهوری بعدی روشن بود و رقابت های جدی بین محمدعلی رجائی، علی خامنه ای و علی اکبر هاشمی رفسنجانی با نامزدهای دیگر وجود نداشت که در فاصله بعیدی با آنان به سر می بردند، به همین نسبت تبلیغات تلویزیونی و رادیوئی هم گیرائی نداشت تا هفتمین انتخابات ریاست جمهوری رخ داد.

در انتخابات موسوم به دوم خرداد، وقتی چهار نامزد دور یک میز در برابر چشم تماشاگران تلویزیون جمهوری اسلامی قرار گرفتند علی اکبر ناطق نوری، محمد خاتمی، علی اکبر ری شهری و رضا زواره ای بودند اما مردم شوقی داشتند تا آقای خاتمی را ببینند و بشنوند همان که قرار بود در حالی که شب قبلش آیت الله مهدوی کنی اعلام داشته بود که "رهبر نظر به آقای ناطق دارد". نمی توان گفت در آن دوم خرداد در شوری که برپا شد و محاسبه ها را به هم ریخت، آیا مناظره چهارنفره خیلی رسمی نامزدها نقشی داشته است یا نه.

اما نکته مهم تری که از آن سال وارد فرهنگ انتخاباتی ایران شد تهیه فیلم های تبلیغاتی بود که قرار شد هر نامزد خود مسوول تهیه اش باشد و هر کس را مایل است به این کار بگمارد و تلویزیون پخش کننده آن باشد. و همین جا بود که کارگردان های مشهور سینما طلبیده شدند و آن ها هم به طبع آزمایی پرداختند. پخش این فیلم ها اثرگذار بود.

موسوی مقابل احمدی نژاد

اما اثرگذاری واضح تر و بیشتر به زمانی موکول شد که محمود احمدی نژاد در مقابل میرحسین موسوی قرار گرفت.

نه مناظره پخش شده محسن رضائی و مهدی کروبی، و نه مناظره های پخش نشده میرحسین موسوی با آن دو رقیب دیگر، به اندازه مناظره مستقیمی که پنجشنبه شب صورت گرفت، چندان جذاب نمی نمود.

دو هفته قبل از آغاز مهلت تبلیغات، حملات همزمان رسانه های هوادار محمود احمدی نژاد به میرحسین موسوی این آمادگی را به وجود آورده بود که مناظره ای جدی در پیش است و این توهم را از میان برده بود که به سابقه حضور میرحسین موسوی در بین سران نظام و حمایت های مکرر آیت الله خمینی از وی باعث می شود که محمود احمدی نژاد از تندی با جدی ترین رقیب خود باز بماند.

با این همه آن چه رخ داد هیچ شباهتی به پیش بینی ها نداشت و شباهتی به هیچ یک از مناظره های انتخاباتی سایر نقاط دنیا نمی برد.

به همین رو گمان می رود که در آینده مباحثی به عنوان "استفاده پوپولیست ها از رسانه تصویری" یا "چگونگی محدود کردن افتراها به اشخاص حقوقی" یا "چگونگی پاسخ گوئی به افشاگری های حیثیتی" طرح گردد. و قواعد و ضوابطی برای آن ها نوشته شود که به اسم ایران و رییس جمهوری مردم گرای آن محمود احمدی نژاد ثبت خواهد شد.

متخصصان مختلف که در پنجاه سال گذشته وارد میدان شده و مناظره انتخاباتی زنده تلویزیونی را ضابطه مند کرده اند، با تجربه پنجشنبه شب ایران خواهند دانست که هنوز در این گونه برنامه ها زوایائی وجود دارد که قبلا دیده نشده است. شاید نظر آن جامعه شناس درست باشد که نوشت ساخته های غرب گاهی فقط برای مردم سالاری های لیبرال کاربرد دارد، چندان که به سایر جوامع جهان پا می گذارد باید ضوابطش بازنگری شود.

مطالب مرتبط