من و انتخابات: مهرداد خوانساری

عدم شرکت در انتخابات یک عمل سیاسی است

در اثر وضعیت عجیبی که در کشور پدید آمده است، بسیاری از نخبگان و صاحب نظران و در اصل کسانیکه می توانند راه های موثر و سازنده پیش پای مردم قرار دهند، متاسفانه، بر عکس مردم را به سوی پرتگاه عمیق تری هدایت می کنند.

نگرانی من از این عملیات بیشتر به این خاطر است که تعدادی از دوستان من که به آگاهی کامل آنها نسبت به امور ایران ایمان دارم، در میان این افراد هستند.

در مقابل، به عنوان کسی که نمی تواند راهی جز تحریم در اینگونه سناریوها را به لحاظ دلایل کاملا آشکار تجویز نماید، برای من قابل درک است که چگونه شرایط امروز، جوسازی هائی که ماهرانه توسط مسئولان در جمهوری اسلامی صورت گرفته، باعث شده خیلی ها را مجذوب مباحث بیهوده نموده که در نهایت فقط آب را به آسیاب حاکمیت می رساند و بس.

من و انتخابات: دیدگاه نویسندگان دیگر این مجموعه بدیهی است که در شرایط موجود فقط تحریم چیزی را عوض نخواهد کرد و به گفته بسیاری از مفسران احتمالا نیز می تواند شرایطی را پدید آورد که نام کسی چون محمود احمدی نژاد یک بار دیگر به عنوان برنده این حرکت غیردمکراتیک از صندوق ها بیرون آید.

ولی از سوی دیگر، آیا تنها مشکل ما در ایران این است که فردی مانند احمدی نژاد در صدر قوه مجریه قرار دارد؟ یا به عبارتی دیگر، آیا با روی کار آمدن فردی چون موسوی کلیه مسائل حل خواهند شد و دیگر آسیبی از سوی امثال افرادی مانند آیت الله خامنه ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمود هاشمی شاهرودی و نهاد هائی از قبیل سپاه پاسداران و بنیادهای دیگر به ملت ما وارد نخواهد آمد؟

آیا با رد محمود احمدی نژاد اوضاع نابسامان اقتصادی روبه بهبود خواهد رفت و انزوای ما در عرصه بین المللی به پایان خواهد رسید؟

و نهایتا این سئوال مطرح می گردد: در زمانیکه تمام حامیان مشارکت در انتخابات تردیدی نسبت به تغییر اوضاع ندارند و به صراحت می دانند که گذشته از تمام خواسته های اصلی مردم، از قبیل آزادی های فردی و اجتماعی، هیچ یک از مشکلات روزمره آنها نیز زمینه ای برای تغییر ندارد، چرا مردم را تشویق به شرکت در حرکتی می کنند که خواسته و پرداخته بانیان این حکومت است؟ مگر حرکت "خودجوش و شکوهمند دوم خرداد با تمام مشروعیتش"، چه برای ملت ما به ارمغان آورد که «سبز بازی آقایان موسوی ها یا کروبی ها » تقدیم ملت ما نمایند؟

لازم به توضیح است که در فضای بسته سیاسی ایران، عدم شرکت در صحنه های رأی گیری یا تحریم را نباید صرفا تحت عنوان «انفعال سیاسی و یا بی تفاوتی در میان مردم» قلمداد و رد نمود. برعکس، عدم مشارکت در یک سناریوی حساب شده حاکمیت که قصدش نشان دادن اعتبار در سطح ملی و بین المللی است، بی شک یک حرکت سیاسی محکم و قاطع از سوی کسانی است که «نافرمانی مدنی» را در سطحی که فعلا ممکن است، به اجرا می گذارند و اجازه نمی دهند که ارزش وجودی و حیثیت شان وجه المعامله قرار گیرد.

در نهایت باید همواره این واقعیت را مد نظر داشت که شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، کوچکترین تاثیری بر اصلاح ساختار حکومت فعلی نمی گذارد.

بهای رهائی از چنگ وضعیت فعلی ارزان نیست و نجات ایران و استقرار یک نظام ملی، دمکراتیک و سکولار نیاز به فداکاری و از خود گذشتگی بسیار دارد. در این راستا، عدم مشارکت در این پروسه تکراری که در پیش است، سهل ترین و ابتدائی ترین قدمی است که باید برداشته شود.

نباید در رأی گیری شرکت کرد ولی به هر طریق که میسر است باید سعی شود، شرایطی فراهم آورد که حد اکثر افشاگری ها از سوی کاندیداها نسبت به مسائلی که در طول سی سال اخیر، به عناوین مختلف مسکوت مانده صورت گیرد.