من و انتخابات: منصور فرهنگ

گزینه ای بین ضرورت حذف و روزنه گریز

از انقلاب مشروطیت تا انقلاب 1357، از موارد نادر که بگذریم، آنچه در ایران انتخابات نامیده می شد در واقع انتصابات بود و جامعه توجه چشم گیری به آن نداشت. آیت الله خمینی می توانست چون پیشینان خود لیست نمایندگان مجلس و رییس جمهوری را در خلوت تهیه کند و نمایش انتخابات آنان را به وزارت کشور وا گذارد.

از آنجا که او از اتکا به نفس و حمایت مردمی برخوردار بود، ترجیح داد که کاندیدهای معتقد به ولایت مطلقه فقیه برای کسب رای با یکدیگر رقابت کنند. البته باید گفت که شعارهای آزادیخواهانه انقلاب در نهادینه کردن رقابت انتخاباتی نقش داشت، ولی اگر آیت الله خمینی چون محمدرضاه شاه عنصری مظنون به اطرافیانش بود، رقابتی شدن انتخابات را تائید نمی کرد.

در جامعه ای که رژیم حاکم بر آن شهروندان را به "خودی" و "غیر خودی" تقسیم کرده و دگراندیشان و منتقدین از حقوق مدنی و امنیت قضائی برخورد دار نیستند، ادعای انتخابات آزاد نوعی آگهی تبلیغاتی است.

من و انتخابات: دیدگاه نویسندگان دیگر

لذا رقابتی بودن انتخابات وظیفه یا مسولیتی جدا از اجرای اوامر به منتخبین مردم نمی داد. بعد از در گذشت آیت الله خمینی و تضعیف اقتدار ولی فقیه، رفته رفته نقش مجلس و رییس جمهوری در اداره امور و نقد سیاستگذاری در کشور ارتقا یافت و در نتیجه رقابتی بودن انتخابات از اهمیت بیشتر و احتمالا روبه افزایشی برخوردار شد.

در جامعه ای که هرگز انتخابات آزاد نداشته و حتی غالب تشکل های مخالف استبداد حاکم در درون خود از اصول دمکراسی پیروی نکرده اند، شگفت آور نیست که رقابت انتخاباتی "خودی ها" مردم را به پای صندوقهای رای بکشاند و حق منتقدین و مخالفین، رژیم را با سوال چه باید کرد مواجه سازد، چرا که در رقابت بین "خودی ها" گزینه بد و بدتر وجود دارد. من به عنوان یک شهروند نگران سیاست خارجی ایران، از یکسو افشای ضد دموکراتیک رقابت "خودی ها" را ضروری می دانم واز سوی دیگر امید دارم که محمود احمدی نژاد در انتخابات بازنده شود.

انگیزه این جنبش مربوط به امکان مذاکره بین ایران و آمریکا است. چنانچه رژیم ایران به دعوت پرزیدنت اوباما برای به تماس دیپلماتیک پاسخ مثبت دهد و آماده باشد که در طرح مطالبات خود انعطاف نشان دهد، رییس جمهور احمدی نژاد برای به ثمر رساندن این مذاکرات نقشی سخت مسئله ساز و احتمالا فاجعه بار خواهد داشت.

در آمریکا و اسرائیل نیروهای با نفوذی هستند که نمی خواهند ایران و آمریکا بر سر برنامه هسته ای ایران و دیگر اختلافات فی مابین به توافق برسند. این عناصر خواهان تغییر رژیم ایران هستند و چنانچه این امر امکان پذیر شود، گزینه دومشان جنگ است.

بخش آمریکایی این نیرو در اقلیت است ولی در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی نیز مذاکره با ایران را مردود می دانستند و می گفتند که ایران جز زور زبان دیگری نمی فهمد.

ولی از زمانی که محمود احمدی نژاد در سطح جهانی مطرح شد، و هولوکاست را زیر سوال برد و خواستار محو اسرائیل از جغرافیای جهان شد، تاثیر تبلیغات ضد جمهوری اسلامی در جهان غرب بطور اعم و در آمریکا به طور خاص افزایش یافت.

سخنرانی ها و مصاحبه های آقای احمدی نژاد در چهار سال گذشته آب در آسیاب عناصری ریخته است که می خواهند جمهوری اسلامی را بیگانه با خردورزی، توسعه طلب، متعصب، تمامیت خواه، یهودی ستیز، کتمان کننده هولوکاست و خرافه پرست ترسیم کنند و جای تاسف است که شعار ها و تهدیدات و غلوگویی ها محمود احمدی نژاد دلایل و مدارک این برچسب ها شده اند.

امروز محمود احمدی نژاد چهره جمهوری اسلامی در جهان است و چه بسیارند مردمی که هیچ اطلاعی از تاریخ و فرهنگ ایران ندارند، ولی وی را سمبل انقلاب اسلامی و پیامدهای آن می دانند.

بنابرین امید و انتظار راستگرایان آمریکا و دولت اسراییل این است که آقای احمدی نژاد در انتخابات پیروز شود تا با استفاده از تصویر نا معقول و خطرناک او در ذهنیت جهان غرب مذاکره بین ایران و آمریکا به بن بست بکشند.

من از جمله ایرانیانی هستم که آرزومند گذار مسالمت آمیز جمهوری اسلامی به حاکمیت دمکراتیکی هستند که به آپارتاید جنسی و تقسیم شهروندان به خودی و غیرخودی و نقض حریم خصوصی پایان می دهد. شرکت "غیرخودی ها" در رقابت انتخاباتی "خودی ها" می تواند گامی در جهت برآوردن این آرزو باشد.