من و انتخابات: بهروز غریب پور

برای سفر هزار فرسخی، گام نخست را بر می دارم

آنها که به دنبال آرمانهایی بودند و مقصودشان این بود و هست که باید در اندک مدتی انقلاب پیروز شود و به سرعت ساختار فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ایران دگرگون شود، نه با تاریخ آشنایی دارند نه ایران را می شناسند.

ایران امروز به تدریج با گفتمان واقعی دست و پنجه نرم می‌کند و این از الزمات رشد همه جانبه است. وقتی‌ که مردم از کاندیداها نه شعار بلکه چاره درد می خواهند به این معنی‌ است که تحول فرهنگی‌ صورت گرفته است. وقتی‌ که هر کاندیدا مجبور است از حقوق شهروندی، از حقوق زنان، از نحوه تعامل با جهان صحبت کند. یعنی ساختار جدیدی در حال تکوین است و این تکوین هرگز زودرس نیست.

اگر قرار شود به شیوه و سیاق دایی جان ناپلئون فکر کنم و بیندیشیم، بایستی کنار گود بنیشینم و بگویم یا علی‌ غرقش کن ما هم روش. باید که مایوس باشیم. باید که همه چیز را از پیش تعیین شده فرض کنیم.

من و انتخابات: دیدگاه نویسندگان دیگر

از آنجا که من ایران را دوست دارم و به خاطر اینکه افکار دایی جان ناپلئونی ندارم و به علت اینکه نابودی ایران را هرگز نمی توانم تحمل کنم، من در انتخابات شرکت می‌کنم. ترس و واهمه از باخت یعنی‌ اشتباه گرفتن زندگی‌ اجتماعی. فوتبال هم شکست دو رو دارد. هم بخت و هم پیروزی می تواند نوعی شکست محسوب شود، هم واگذاری بازی.

نه از پیروزی یک جناح چنان شادمان می شوم که انگار به آخر رسیده‌ام و نه از شکست چنان ملول و متاسف که گویی دنیا به آخر رسیده است.

پس باید در انتخابات شرکت کرد. تحریم انتخابات در این شرایط یعنی به فراموشی سپردن همه آن آرمانهایی که جز از طریق صبوری، جز از طریق روشنگری آن هم در زمانی‌ طولانی به دست نمی آبد.

پس حضور در پای صندوق‌ها یعنی‌ یک گام نزدیکتر شدن به آنکه که از مشروطیت تا به امروز ما ایرانیان به دنبال آن هستیم. چینی‌‌ها می‌گویند که سفر هزار فرسخی با یک گام و گام نخستین آغاز می شود. پس من گام اول را بر می دارم و نمی دانم در آن سفر هزار فرسخی زنده‌ام یا مرده اما امروز که زنده‌ام برای سفر هزار فرسخی گام نخست را بر می دارم و رای می دهم.