فریاد تحریم انتخابات کم رسا شده است

انتخابات
Image caption تحریم کنندگان می گویند رای دادن تایید حکومت جمهوری اسلامی است

همزمان با تبلیغ طرفداران نامزدهای ریاست جمهوری برای جذب آرای بیشتر در روز بیست و دوم خرداد، گروه های دیگری هم هستند که تمایل چندانی به مشارکت در این انتخابات نشان نمی دهند، کسانی که دلایل مشخصی برای بی میلی خود در رای دادن دارند و حتی در برخی دوره های زمانی، دیگران را هم به رای ندادن ترغیب می کنند.

در کنار شعارهایی که برای "مشارکت" و "همراهی" واجدان شرایط رای دادن در انتخابات مختلف در ایران مطرح می شود، موضوع "بایکوت" یا "تحریم" انتخابات هم مورد توجه قرار می گیرد.

این اقدام در بیشتر موارد به معنای مخالفت با جریان حاکم در یک کشور ارزیابی می شود. هرچند به گفته محمد محسن سازگارا، تحلیلگر سیاسی و رییس مرکز مطالعات ایران معاصر در واشنگتن، بایکوت یا تحریم انتخابات، حرکتی سیاسی است که گروه های سیاسی، گاه از آن به عنوان ابزاری برای اعتراض به نبود آزادی در انتخابات استفاده می کنند.

او می گوید: "بایکوت کردن انتخابات یکی از روش های مقاومت منفی است که به عنوان یکی از انواع مقاومت های مدنی در مبارزات سیاسی و اجتماعی به کار می رود."

آقای سازگارا تحریم انتخابات را حرکتی سیاسی می خواند که گاه موثر است و یادآور می شود: "تحریم انتخابات از گذشته در بسیاری از کشورهای دنیا مطرح بوده است و گروه های سیاسی در زمانی که قدرت حاکم، علیه آنها وارد عمل می شود، به تحریم انتخابات دست می زنند. در برخی موارد هم گروه های مردمی در اعتراض به محروم شدن بخشی از جامعه از حق رای، به تحریم انتخابات رو می آورند؛ مانند زمانی که مبارزان مدنی آمریکا که حق رای داشتند، در اعتراض به این که زنان، سیاه پوستان و اقلیت ها حق رای ندارند، در انتخابات شرکت نکردند."

تمایل محافظه کاران

این دیدگاه وجود دارد که تحریم انتخابات تنها در کشورهایی موثر است که فعالیت های حزبی نهادینه ای دارند و بخش قابل توجهی از رای دهندگان در هنگام تصمیم گیری، از دیدگاه حزب مورد علاقه خود پیروی می کنند.

ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، معتقد است که در شرایط کنونی در ایران، چنین وضعیتی وجود ندارد و رای دهندگان، خواسته های احزاب سیاسی را چندان دنبال نمی کنند.

او تصریح می کند: "تحریم انتخابات در ایران ابزار مناسبی برای فعالیت های سیاسی نیست و به طور اصولی، یک حزب سیاسی، به دنبال آن است که مردم را به فعالیت سیاسی دعوت کند و از آنها بخواهد که بی تفاوت و منفعل نباشند."

ابراهیم یزدی که معتقد است موقعیت جریان راست محافظه کار در بین مردم عادی، تنزل یافته است، می گوید: "این جریان ترجیح می دهد درصد رای دهندگان نسبت به واجدان شرایط در دور دهم انتخابات ریاست جمهوری در ایران کمتر باشد تا بتواند با همان آرایی کمی که دارد، موفق شود؛ یعنی همان اتفاقی که در انتخابات شورای شهر تهران و برخی شهرها و همچنین در انتخابات ریاست جمهوری گذشته رخ داد."

تغییر موضع

ابراهیم نبوی، فعال سیاسی هم معتقد است که جریان "تحریم" در دور پیشین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران شدت بیشتری داشت.

او انتخاب محمود احمدی نژاد را به عنوان نهمین رییس جمهوری اسلامی ایران و نیز حضور گروه های طرفدارش را در مجلس های هفتم و هشتم و همچنین شورای شهر تهران، ناشی از تحریم انتخابات از طرف برخی گروه ها می داند که حتی سبب شد برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی تنها با داشتن ۱۵ یا ۲۰ درصد از رای مردم، به قدرت برسند.

آقای نبوی می گوید: "با وجود نتایج مشهود تحریم انتخابات در ۴ و ۵ سال گذشته، میزان گرایش به تحریم در دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران بسیار کم شده است و مهم ترین طرفداران تحریم، یا نظر خود را تغییر داده اند و به صراحت از حضور خود در انتخابات خبر می دهند یا دست کم سکوت کرده اند و برای شرکت نکردن در انتخابات، تبلیغ نمی کنند."

ابراهیم نبوی طرفداران آشکار و پنهان تحریم انتخابات را به دو دسته تقسیم می کند؛ مخالفانی که برخوردی غیرمسولانه با مسایل ایران دارند و بیشتر بیرون از ایران هستند و گروه دیگری که به دنبال کمترین مشارکت واجدان شرایط رای دادن هستند تا افراد مورد علاقه شان بتوانند با رایی اندک، به حد نصاب لازم برای انتخاب شدن، دست یابند. او می گوید: "فعالان سیاسی که کشور خود را دوست دارند، برخورد عاقلانه ای با ایده تحریم انتخابات می کنند."

آقای نبوی می گوید: "معتقدان به تحریم انتخابات در دورهای پیشین، اعلام کردند که برای زیرسوال بردن مشروعیت نظام در انتخابات شرکت نمی کنند، ولی در عمل و با روی کار آمدن افرادی که با رای کم، انتخاب شده بودند، هیچ اتفاقی نیافتاد، ضمن آن که عدم مشارکت سیاسی به معنای کاهش رای مخالفان نظام حاکم بر کشور است و باعث می شود دولت کنونی بتواند با هزینه کردن پول و استفاده از نیروهای خود، رای سازماندهی شده اش را که بین ۷ تا ۱۰ میلیون است، به عنوان حد نصاب لازم برای پیروزی در انتخابات به کار ببرد."

او می افزاید: "تفاوت مشارکت ۴۵ درصد از واجدان شرایط در انتخابات ریاست جمهوری با مشارکت ۷۰ درصدی آنها، این است که در صورت مشارکت کمتر، احتمال برد کاندیدای محافظه کاران بیشتر است. در نتیجه صداوسیمای جمهوری اسلامی و نشریاتی مانند کیهان برای حضور در انتخابات تبلیغ نمی کنند و تلاش دارند از میزان مشارکت مردم کاسته شود."

کلید دست کیست؟

امیرحسین گنج بخش، تحلیلگر سیاسی، از افرادی است که می گوید در حال حاضر تصمیم ندارد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران شرکت کند.

او که به گفته خود در انتخابات ریاست جمهوری هفتم و هشتم به محمد خاتمی رای داده و در دور ششم انتخابات مجلس شورای اسلامی هم مشارکت کرده است، می گوید که در آن زمان معتقد بود که با شرکت در انتخابات، اصلاحات ساختاری در ایران امکان پذیر می شود.

گنج بخش تصریح می کند: "این تجربه به من نشان داد که کلید قدرت در جمهوری اسلامی در دست کسی غیر از رییس جمهوری است که با داشتن ابزارهایی مانند شورای نگهبان، قوه قضاییه و نیروهای موازی، تصمیم گیر اصلی است، در نتیجه هر یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری که برنامه های خود را ارائه می کند، باید به این پرسش هم پاسخ دهد که در صورت روبه رو شدن با حکم حکومتی، چه می کند؟"

او با بیان این که محمد خاتمی با شعار "جامعه مدنی" وارد عرصه انتخابات شده بود و نمایندگان مجلس ششم هم برنامه های خوبی درباره آزادی های سیاسی و حقوق مردم ارائه کرده بودند، می گوید: "حضور نیافتن محمد خاتمی در رقابت های ریاست جمهوری اخیر نشان می دهد مشکلاتی که او در زمان ریاست جمهوری خود با آنها روبه رو بود، همچنان ادامه دارد."

خواسته های مدنی

محسن سازگارا، تحلیلگر سیاسی، معتقد است که نهادهای مدنی در ایران رشد کرده و خواسته های مدنی تقویت شده اند. او می گوید که می توان با حضور در انتخابات، این خواسته های مدنی از کاندیداهای ریاست جمهوری را مطرح کرد.

حسن نایب هاشم، از فعالان سیاسی، با بیان این که بخشی از نخبگان سیاسی در ایران که پیش از این معتقد بودند که باید انتخابات را تحریم کرد، الان تمایل دارند در دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران شرکت کنند.

او دلیل تغییر گرایش فعالان سیاسی از تحریم انتخابات به سمت رای دادن را ناشی از شرایط چهار سال اخیر می داند و می گوید: "در چند سال اخیر که دولت نهم، تمام مناسبات داخلی و خارجی را به هم ریخت و شرایط دشواری را برای کشور به وجود آورد، بسیاری از فعالان سیاسی به این نتیجه رسیدند که بهتر است به جای تحریم، در انتخابات شرکت کنند."

آقای نایب هاشم یادآور می شود که با وجود گرایش نخبگان سیاسی به شرکت در انتخابات، جنبش مطالبه محور در بخش جنبش مدنی در ایران، بسیار فعال است و گروه های زنان، دانشجویان، کارگران و مادران صلح و روشنفکران، به طرح خواسته های خود روی آورده اند.

اکثریت خاموش

محسن سازگارا با اشاره به حضور قابل توجه رای دهندگان در دور هفتم انتخابات ریاست جمهوری در ایران که انتخاب محمد خاتمی را به دنبال داشت، از حضور اکثریتی خاموش در بین رای دهندگان ایران خبر می دهد که پس از انتخاب آقای خاتمی در دور هشتم انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، دیگر وارد عرصه انتخابات نشد.

او می گوید: "در صورت "آشتی دوباره" این گروه، میزان مشارکت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیشتر می شود."

حسن نایب هاشم هم به وجود رای دهندگانی با عنوان "اکثریت خاموش" که در بیشتر موارد در رای گیری ها مشارکت نمی کنند، اعتقاد دارد و تصریح می کند: "بخشی از این گروه هم مانند نخبگان سیاسی، به این نتیجه رسیده اند که باید با شرکت در انتخابات، شرایط ۴ سال اخیر را تغییر داد، ولی احتمال کمی وجود دارد که تمام "اکثریت خاموش" با چنین استدلالی، به رای دادن، روی بیاورند.

با نزدیک شدن به روز برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، گمانه زنی ها در باره نتیجه احتمالی این انتخابات و میزان مشارکت واجدان شرایط رای دادن، بیشتر می شود، هرچند به نظر می رسد رفتار رای دهندگان در ایران تا پیش از فرارسیدن بیست و دوم خرداد، چندان قابل پیش بینی نیست.