بررسی روزنامه های صبح پنجشنبه تهران

تیترهای اول

"اشکالات مطرح شده در انتخابات دقیقا بررسی شود که شبهه ای باقی بماند" تیتر اول آفتاب یزد که از سخنان رهبر جمهوری اسلامی نقل شده چنان که "طرفداران نامزدها همه دلبسته انقلابند" هم از همین مقام عنوان اول حزب الله است، کیهان از همان جلسه جمله "کاندیداها با صراحت اعلام کنند که خواستار خشونت نیستند" را برگزیده، صدای عدالت "اشكالات دقيقا بررسي شود تا شبهه اي باقي نماند" را عنوان اصلی خود قرار داده و "همه باید در مقابل اغتشاش صریح موضع گیری کنند" تیتر جوان است.

رسالت از زبان اسدلله عسگراولادی در عنوان اصلی خود نوشته "كساني كه ديگران را خس و خاشاك بدانند از بندگي خدا خارج شده‌اند"، ایران خبر داده که "فردا بیعت با رهبری است"، روزنامه جمهوری اسلامی از "هشدار وزارت خارجه به کشورهای غربی" خبر داده است.

جلسه پر تشنج مجلس و کمیته حقیقت یابش گزارش اصلی برخی از روزنامه هاست چنان که ابرار با عنوان "نمایندگان مبالغ صدور شناسنامه و کارت ملی المثنی را مشخص کردند" این گزارش را منعکس کرده، اعتماد با "قرائت گزارش کمیته حقیقت یاب" جام جم "بررسی حوادث اخیر در جلسه غیرعلنی مجلس"، "برای برخورد با متخلفان حادثه کوی دانشگاه چه کرده اید" تیتر اصلی حیات نو است، "نبود نام نمایندگان اصلاح طلب در کمیته حقیقت یاب" عنوان سرمایه و "مهاجمان به حریم دانشگاه را به مردم معرفی کنید" تیتر مردم سالاری.

"طرح کوچک سازی دولت" عنوان اصلی دنیای اقتصاد است

گزیده مقالات

چهارسال دیگر هم؟

آفتاب یزد در سرمقاله خود نوشته احمدي نژاد باشد يا نباشد اين چهار سال مي‌گذرد. اما آيا قرار است در اين چهار سال، همچنان درب‌ها بر پاشنه‌هايي بچرخد كه در چهار سال گذشته چرخيده است؟ آيا قرار است رئيس و اعضاي قوه مجريه، همچنان درجايگاه قـوه قـضـائـيـه بـنـشينند و ضمن تعيين استانداردهاي خودساخته به شـنـاسـايي جاسوس، مفسد اقتصادي، عامل استكبار جهاني، رانت خوار و خس و خاشاك بپردازند و في‌المجلس حكم هم صادر كنند و نهايتاً عده‌اي را به خاطر عدم اجراي اين احكام، زير سوال ببرند؟

به نوشته این مقاله اين چهارسال مي‌گذرد اما آيا باز هم قرار است يك مقام دولتي با استفاده از رسانه ملي ادعاي غير دقيق خوددر خصوص "مختومه شدن پرونده يك ميليارد دلار" را بر سر مخالفان بكوبد اما ديوان محاسبات به عنوان رسمي تـريـن نـهاد نظارتي نتواند عدم صحت اين ادعا را به اطلاع مردم برساند؟

سردبیر آفتاب یزد اضافه کرده احـمـدي نـژاد رئـيس جمهور باشد يا موسوي، آيا قرار است باز هم عده‌اي خاص، دسترسي ويژه به رسانه ملي و تريبون‌هاي مذهبي داشته باشند و ديگران در اين حسرت بمانند كه اجازه پاسخگويي به افتراها و اتهامات در همان رسانه‌ها به آنها داده نمي‌شود؟ آيا در چهار سال آينده هم عده‌اي به خود اجازه مي‌دهند كه در روندي معكوس، تقليد مراجع تقليد از برخي زياده‌خواهي‌هاي خود را خواستار شوند و اگر اين اتفاق نيفتاد، از رسانه‌هاي حكومتي براي اهانت يا حمله به مراجع تقليد استفاده كنند؟

دموکراسی پنهان

سرمایه در سرمقاله خود نوشته شايد بتوان با اغماض ، انتخابات را دموکراسي پنهان ناميد که تا شمارش آرا‏ ، کسي از نتيجه آن مطلع نيست ولي تجمعات مسالمت آميز مدني را دموکراسي آشکار ناميد که هر لحظه وزن آن ، قابل اندازه گيري است.‏ البته ، از آنجا که چنين تجربه اي در ادبيات سياسي امروز ايران ، نوپاست ، هنوز نارسايي هاي زيادي در قواعد اين بخش از بازي وجود دارد ؛ از جمله اين که مکان هاي مشخصي براي اين تجمعات وجود ندارد تا مشکلاتي مانند ترافيک و ايجاد مزاحمت براي ساکنين و کسبه به حداقل برسد.

به نوشته این روزنامه فايده مهم نهادينه شدن چنين فرهنگي ، اين است که مخالفان سياسي در مواقع حساس ، نياز به رفتارهاي خشونت آميز براي اثبات قدرت خود يا منکوب کردن رقيب نخواهند داشت بلکه با تجمعات قانوني و آرام ، حرف خود را مي زنند و ميزان قدرت عمومي شان را در معرض ديد ناظران قرار مي دهند.‏اکنون نيز با برگزاري دو تجمع اخير طرفين وزن مردمي را به نمايش گذاشته اند و مردم نيز به چشم خود همه چيز را مي بينند و قضاوت مي کنند. طراحی جامع آشوب

کیهان در سرمقاله خود نوشته از حدود شش ماه قبل يك برنامه ويژه و استراتژيك توام با يك طراحي جامع- داراي دو ضلع داخلي و خارجي- به اجرا گذاشته شد به گمان آن که فرصت دو ماهه منتهي به انتخابات و دسترسي آسان به صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ظرفيت هاي مخالف را به صحنه مي آورد و با آن ها مي توان كاري كرد. تصور داشتند آشوب و بازتاب وسيع رسانه اي آن و به وجود آمدن فضاي مناسب شايعه و عمليات رواني مي تواند كار جمهوري اسلامي را بسازد!.

سرمقاله کیهان ادامه داده :اما برخلاف تحليل و تصور آنان نظام جمهوري اسلامي با سعه صدر به اتفاقات اين روزها نگاه مي كند و شتابي براي برچيدن آن نشان نداده است تا جائي كه براي پر نشان دادن دست هاي خالي از ديروز كه رهبر معظم انقلاب اسلامي با تعدادي از اعضاي ستاد كانديداهاي دوره دهم رياست جمهوري گفت وگو كرد، بعضي از رسانه هاي اروپايي و اپوزيسيون آن را امتياز نظام به معترضان نام نهادند در حالي كه ارجاع آنان به شوراي نگهبان بخشي از حقوق شناخته شده كانديداهايي است كه به نتيجه آراء اعتراض دارند و در همان حال، مدعيان دست خالي از دليل را خلع سلاح مي كند.

آن که باخت را نپذیرفت

جوان نوشته خشونت هاى خيابانى هر روز باعث فاصله گرفتن اقشار عادى مردم از جمع هواداران افراطى كانديداى نامبرده مى شود و اين واقعيت بر هيچ يك از شهروندان ايرانى پوشيده نيست كه بازنده نبايد صفحه بازى را برهم زده و مهره ها را از روى صفحه به زمين بريزد. مردم شهر تهران كه بيشترين راى را به مير حسين موسوى دادند اكنون بيش از چندهفته است كه براى پيمودن مسيرهاى بسيار كوتاه ساعت هاى متوالى را در ترافيك مى گذرانند، به فرزندان و نواميس شان از سوى خشونت طلبان كه به بهانه اعتراضات فعال شده و اعتقادى نيز به ميرحسين موسوى ندارند، حمله مى شود و ممكن است در هر لحظه شيشه منزل يا محل كارشان با سنگى كه ازدست يكى از اين عبور كنندگان از خطوط قرمز پرتاب مى شود به روى سرشان بريزد.

به نظر تحلیگر این روزنامه امتحانات دانشگاه در پايتخت و شهرهاى اطراف به دليل اقدامات غير قانونى طيف تندرو تحكيم وحدت با مشكلاتى رو به رو شده و اقدامات معنادار برخى از مديريت هاى آموزش عالى نارضايتى والدين يا خانواده دانشجويان را به همراه خواهد داشت. ادامه اين وضعيت در كشور و عدم موضع گيرى بهنگام آقاى موسوى مى تواند شخصيت انقلابى موسوى را مورد تهديد قرار داده و باعث شود مردم هيچ گاه فراموش نكنند موسوى بازى كننده اى بود كه باخت خود را نپذيرفت و بازى غير قانونى ديگرى را با عدم تصميم گيرى لازم به دست آشوبگران سپرد.

به فرمان چه کسی؟

صدای عدالت در سرمقاله خود نوشته خشونت آشکار و حيرت‌آور نه تنها در کوي دانشگاه که در بسياري از دانشگاه‌هاي کشور طي سه روز گذشته به نمايش گذاشته شده است. دانشجويان دانشگاه‌هاي شيراز، مشهد، تبريز، کرمان، اهواز و چند شهر ديگر نيز به همين نحو و با خشونت تمام مورد ضرب و شتم قرار گرفته و صدها تن از آنان بازداشت شده يا روانه بيمارستان شده‌اند. قطع پيامک، اينترنت، شبکه‌هاي ماهواره‌اي و سايت‌هاي خبري و فشار بر روزنامه‌ها باعث شده است که اخبار اين اقدامات مطلقاً غيرقانوني همان گونه که واقعيت امر بوده، منتشر نشود.

نویسنده پرسیده اين افراد لباس شخصي با دستورات کدام فرد يا نهاد و بر اساس کدام مجوز اين گونه به قلع و قمع دانشجويان مشغول شده‌اند و چه اهدافي را از امنيتي کردن فضاي کشور دنبال مي‌کنند. ‏و نهايتاً اين که چه نسبتي ميان اراذل و اوباش با دانشجويان نخبه و بيگناه کشورمان وجود دارد.

رهبری وحدت بخش

رهبري وحدت‌بخش عنوان سرمقاله حزب الله است که در آن آمده : خط تخريب خياباني با خط تخريب افراد مسير باريك و خطرناكي است كه متاسفانه عده‌اي دانسته و برخي نادانسته در دام توطئه آن گرفتار شده‌اند و آب به آسياب دشمنان مي‌ريزند.همچنان كه تخريب خياباني بد و نفرت‌انگيز است تخريب افراد نيز زشت و ناپسند است

نویسنده این مقاله افزوده تاريخ پرفراز و نشيب انقلاب نشان داده آنگاه كه وحدت كلمه بين مردم و مسئولين برقرار بوده هيچ‌كس نتوانسته از اختلافات بر ضد نظام و مردم بهره‌برداري كند. در اين دايره البته هر يك به خوبي وظيفه خود را مي‌داند و مي‌داند چه بايد بكند و چه نبايد. اما رسانه‌ها و مخصوصا رسانه ملي بايد فضاي وحدت‌بخش را بيش از پيش تقويت كنند و مسئولين هر دو طرف آن‌چنانكه رهبر معظم انقلاب تاكيد كردند بايد از ابراز سخنان تنش‌آفرين و آشوب‌زا و تحقير و توهين به رقيب پرهيز كنند. زيرا بسياري از اتفاقات ناشايست و نامبارك از همين بستر جوشيده است.

مچ بندهای سبز

اعتماد نوشته ابازي حساس تيم ملي فوتبال ایران تحت تاثير مچ بندها قرار گرفت. مچ بندهاي سبز بر دستان علي کريمي، حسين کعبي، جواد نکونام، مهدي مهدوي کيا و چند بازيکن ديگر، همان ابتداي آغاز بازي ايران و کره جنوبي حساسيت تماشاگران تلويزيوني را که اين روزها با بمباران معناي رنگ ها روبه رو هستند، برانگيخت. اين ماجرا از آنجا تشديد شد که در آغاز نيمه دوم اين مچ بندها بر دستان هيچ کدام از بازيکنان باقي نمانده بود.

به نوشته این روزنامه سرپرست تيم ملي، هرگونه شائبه سياسي در بستن اين مچ بندها را رد کرد و آن را نشانه نذر حضرت ابوالفضل دانست و گفت در بين دو نيمه با اين تشخيص که ممکن است مورد سوءاستفاده عده يي قرار گيرد آنها را باز کردند.

اما گزارش اعتماد نشان می دهد که در اين ميان خبرگزاري برنا که از طيف طرفداران دولت است، ضمن انتقاد شديد از وجود اين مچ بندها بر دستان برخي از ملي پوشان نوشت؛ برخي از بازيکنان در اقدامي غيرمعمول و غيرمتعارف مچ بند سبز به دست بسته بودند. در حالی که نباید اين حساس ترين بازي تيم ملي را با بازي هاي سياسي و حزبي به کام ملت تلخ کنند. شايد يکي از دلايل بازي نه چندان مطلوب برخي بازيکنان تيم ملي همين مساله بود که به جاي پرداختن به مسائل تيم ملي، سرگرم بازي هاي سياسي شدند.