استمداد از مراجع شیعه؛ روحانیت در بزنگاه تاریخی؟

اعتراض های عمومی شکل گرفته در روزهای اخیر در ایران به گفته صاحب نظران، نخستین حرکت بزرگ اجتماعی در این کشور بعد از ماجرای تحریم تنباکو و سپس انقلاب مشروطه است که روحانیت در آن نقش چندانی ندارد.

میرحسین موسوی، کاندیدای نزدیک به جناح اصلاح‌طلب در انتخابات ریاست جمهوری که به گفته ستاد انتخاباتی کشور تنها حدود ۳۳ درصد از آرا را کسب کرده، ساعاتی پس از اعلام نتایج نهایی انتخابات، در نامه‌ای خطاب به علمای قم از آنها خواسته بود که در صیانت از حقوق مردم دخالت کنند.

در نامه آقای موسوی آمده است که در "جریان انتخابات تقلبات فراوانی روی داده که شاید تذکر مراجع به مسئولان، در جلوگیری از آن مفید باشد." برخی از صاحب نظران نامه آقای موسوی را بزنگاهی برای مرجعیت شیعه جهت ورود مستقل به صحنه سیاسی و اجتماعی ایران می خوانند. دعوتی که تاکنون فقط سه تن از مراجع قم به آن پاسخ علنی داده اند.

تاکنون آیت الله یوسف صانعی و آیت الله عبدالکریم موسوی اردبیلی، دو تن از مراجع تقلید شیعه با آسیب دیدگان در جریان نا آرامی های اخیر در ایران ابراز همدردی کرده اند.

پیش ازاین هم آیت الله حسینعلی منتظری، از مراجع تقلید شیعه، به درخواست میرحسین موسوی در استمداد از مرجعین شیعه پاسخ داده و با انتشار دو اطلاعیه طی روزهای گذشته نسبت به وقایع روزهای پس از انتخابات در ایران موضع گیری کرده است.

آیت الله یوسف صانعی دیگر مرجعیت تقلید شیعه در ایران نیز که مواضعی اصلاح طلبانه دارد، در پاسخ به درخواست آقای موسوی که آن را "دردمندانه، انسانی، اسلامی و ایمانی" توصیف کرده است گفته است که "اگر می پنداشتم که با تذکر اینجانب گرهی ازمشکلات فعلی رفع می شد حتما به چنین امرمقدس و لازمی اقدام می کردم، تا شک و شبهه به وجود آمده درانتخابات و آرای مردم مرتفع گردد."

مراجع پاسخ می دهند؟ مراجع بزرگ شیعه در طول تاریخ تشیع، نقش بارزی در امور فکری، سیاسی و اجتماعی جوامع از خود نشان داده اند.

این نقش با تشکیل حکومت صفویه در ایران که تشیع را مذهب رسمی کشور کرد هرچند که تصوف گاه در مقابل فقاهت می ایستاد، پررنگ تر شد اما با آغاز زمینه های شکل گیری انقلاب مشروطه به یکی از ستون های اصلی حمایت های مردمی در قبال حکومت بدل شد.

با این همه مرجعیت شیعه پس از درگذشت آیت الله خمینی کمتر با قدرت درگیر شد به شکلی که در دو دهه اخیر حضوری کم رنگ در فضای سیاسی ایران دارد.

دخالت دولت در سازماندهی و مدیریت حوزه های علمیه و وابستگی مالی آن به حکومت باعث شد مراجعی که از سوی حاکمیت حمایت می شدند،عمدتا به نقش ارشادی و توصیه ای خود به نظام سیاسی طی این سال ها بسنده کنند و از ایفای نقشی که دو سده پیش به عنوان تکیه گاهی مدنی برای مردم منتقد از حکومت آغاز کرده بودند، تا حدودی بازبمانند.

مرجعیت سنتی نیز که در اقلیت قرار گرفته است فاصله خود را از روحانیت حکومتی یا نزدیک به حکومت که صدای آن در این دوران بیشتر شنیده می شد، حفظ کرده اما به تعبیر صاحب نظران و پژوهشگران دینی در سال های اخیر به علت وجود برخی از محدودیت ها صدای رسایی از آن شنیده نمی شود.

به تعبیر برخی از پژوهشگران دینی مرجعیت شیعه در سال های اخیر آرام آرام در حال از دست دادن انسجام پیشینی است که خود طی دو سده گذشته آن را تثبیت کرده بود.

گروهی از کارشناسان مسائل دینی همچون حسن یوسفی اشکوری اعتقاد دارند، طی چهار سال گذشته دولت محمود احمدی نژاد نیز با بی اعتنایی های آشکاری که به نهاد مرجعیت از خود نشان داده گرچه خشم برخی از علمای قم را برانگیخته است اما عملا از تاثیر گذاری نهادی که بیش از یک صد سال نقشی کلیدی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران داشته است، کاسته است.

این درحالی است کخ که آقای احمدی نزاد می گوید دولتش هموراه به مراجع و روحانیت در قم احترام گذاشته و با آنها در ارتباط بوده است.

اما بخشی از پژوهشگران و روشنفکران مذهبی ایران مهمترین نشان بی توجهی دولت فعلی ایران به نهاد مرجعیت را در بی اعتنایی به خشم مرجعیت شیعه از سخنرانی مکرر معاون محمود احمدی نژاد در دوستی با مردم اسرائیل می دانند که بر خلاف خواست گروه عمده ای از مرجعیت و روحانیت طراز اول قم، برای برکناری "اسنفندیار رحیم مشایی" دولت با بی اعتنایی آن را نشنیده گذاشت.

روحانیت در بزنگاه تاریخی؟

بر این اساس از دیدگاه کارشناسانی همچون مهدی خلجی، پژوهشگر مسائل اسلامی در واشنگتن، واقعه نشان از آن دارد که تحولات سی سال گذشته، مرجعیت را از یک نهاد مستقل مدنی به یک جایگاه وابسته حکومتی سوق داده است به طوری که حتی آیت الله صانعی نیز در پاسخ میر حسین موسوی گفته که تذکر او حاصلی نخواهد داشت.

به اعتقاد صاحب نظران نامه استمداد میرحسین موسوی از مراجع شیعه، عملا این نهاد سنتی را در معرض آزمونی گذاشته است که باید از میان سکوت و تایید وضعیت موجود یا همراهی با اعتراض های شکل گرفته دست کم برای بازگرداندن اقتدار تاریخی و سنتی مرجعیت یکی را انتخاب کند.

در چنین برهه تاریخی ملاحظات مرجعیت و روحانیت طراز اول بیشتر متوجه قدرت خواهد بود یا مردم؟