بررسی روزنامه های صبح تهران؛ سه شنبه 9 تیر

تیترهای اول

روزنامه ایران با عنوان "مهر تائید شورای نگهبان بر انتخابات چهل میلیونی"، اعتماد با "انتخابات تائید شد" و صدای عدالت با "شورای نگهبان صحت انتخابات را تأیید کرد" همین خبر را در صدر گزارش های خود آورده اند.

"بازشماری جلو دوربین ها" تیتر اول ابتکار است، جام جم با "بازشماری صندوق ها در برابر دوربین"، حیات نو با "بازشماری ده در صد آرای صندوق ها بدون حضور نمایندگان کروبی و موسوی" و رسالت با "بازشماری ۱۰ درصد آراء در مقابل دوربین‌های صدا و سیما" همین گزارش را با اهمیت ترین خبر امروز خود دیده اند.

ابرار در تیتر اول خود از قول دبیر انجمن روزنامه نگاران مسلمان نوشته "کیهان، ایران، وطن امروز، رسالت، جوان و آفتاب یزد، روزنامه های برتر و اثرگذار در انتخابات ریاست جمهوری" خبر در عنوان اصلی خود نوشته "موج جدید سیاسی برای حل معضل انتخابات" و سرمایه از زبان محمد خاتمی نوشته "باید اعتماد از دست رفته بخشی از جامعه را به دست آورد".

آفتاب یزد و جوان سخن فرمانده بسیج را در صدر اخبار خود آورده اند که گفته است "برخی اغتشاشگران لباس بسیج و پلیس پوشیده بودند".

"جشن مردم عراق همزمان با خروج نیروهای آمریکا از شهرهای این کشور" عنوان اول روزنامه جمهوری اسلامی است و "مقابله با تحریک تقاضای مسکن" گزارش اصلی روزنامه دنیای اقتصاد.

گزيده مقالات

بیچاره قانون

امیر مقامی در سرمقاله صدای عدالت نوشته این روزها "قانون" حکایت غریبی شده است و خود "غریبه"ای است که همگان آشنای خود می پندارندش. این روزها چه بسا گاه کسانی از قانون سخن می گویند که مفاهیم اولیه علم قانون را نمی دانند اما خود را متخصص در همه امور و علوم بشری و فرابشری می پندارند و با این سایت و آن روزنامه به گفتگو می نشینند که از قانونمداری خودیها و بی قانونی اغیار سخن بگویند. اما کاش مجادله همین بود و بس! به نوشته این مقاله آن آیین نامه های خلاف قانون برای عده ای و رفتارها یا گفتارهای خلاف آیین نامه هر سوی منازعه هم مزید بر علت شده است که همگان خود را "عیار" قانون بدانند. اما قانون چیست که همه بر آن بی تابند و خود را به آن ملحق و ملصق می دانند؟ کدام قانون معیار حق و باطل است؟ قانونهای موضوعه یا قانونهای طبیعی؟! آیین نامه های لازم الأجرای خلاف قانون یا همان قانون فراموش شده ای که گاهی سرکی به تیتر روزنامه ها میکشد از سر هوس این و آن: قانون اساسی؛ همان قانونی که همواره میخواهم (و باید بخواهیم و بخواهند) که "مسأله، دغدغه، نگرانی و چالش" هر شهروند ایرانی باشد.

به همین سادگی؟

رسالت در سرمقاله خود نوشته متاسفانه به نظر می‌رسد این روزها تمام تلاشها را معطوف به این کرده‌ایم که بگوییم عوامل خارجی و بیگانه در شکل‌دهی این بحران سیاسی نقش آفرین بوده‌اند و با افزایش تعداد پروازها به تهران آمدند و ضربه زدند و رفتند!! واقعا به همین سادگی؟...

نویسنده سرمقاله رسالت اضافه کرده که آیا این نوع تبلغات آیا این بزرگ‌نمایی نقش عوامل بیگانه و ایادی نفاق و اپوزیسیون خارج‌نشین نیست؟! آیا نظام ما واقعا این‌قدر ضعیف و آسیب‌پذیر است که با تحریک مثلا چند وابسته فلان سفارت خارجی یا ورود چند منافق به کشور در آستانه انتخابات و یا سرمایه‌گذاری تعدادی سلطنت طلب فراری و دخالت وابستگان فلان گروه اپوزیسیون، این‌گونه به یک بحران سیاسی و ‌آشوب برسد؟! البته و صد البته که این‌گونه نیست.

این روزنامه پیشنهاد کرده مراکزی به یاری برخی از نخبگان و صاحب‌نظران و جامعه شناسان و ... تشکیل شوند و به این مهم بپردازند و بدیهی است که ممکن است بخشهای عمده‌ای از تحلیل‌ها و یافته‌های این آسیب شناسی و کالبد شکافی ، غیرقابل انتشار باشند؛ طبیعی است اما آن بخش هایی که قابلیت انتشار دارند برای روشنگری افکار عمومی در اختیار همگان قرار داده شود تا مردم هم به یک درک درست از مسائل نایل آیند.

تزریق امید و نشاط

حیات نو از نامه محتشمی پور به شورای نگهیان خبر داده که در آن آمده از آنجایى که بر اثر عملکرد ناصواب کارگزاران انتخابات در جریان قبل، حین و بعد از انتخابات متاسفانه بخش عظیمى از جامعه از جنبه‌هاى مختلف دچار آسیب جدى شده است و مجریان و ناظران از نظر آنان دچار بحران بى‌اعتمادى شده‌اند قبل از هر اقدامى مى‌بایست از طریق راهکارهاى مناسب جلوى فرسایش هر چه بیشتر اعتماد مردم را گرفت و سپس با تزریق امید و نشاط نسبت به شرایط جدید و آینده روشن اقدام به بازسازى اعتماد عمومى کرد.

وزیر سابق کشور در مقام رییس کمیته صیانت از آرای ستاد مهندس موسوی تاکید کرده تشکیل یک هیئت حکمیت خبره و کارشناس بى‌طرف براى رسیدگى به مسائل و مشکلات انتخابات و آزادى کلیه کسانى که در حوادث ناگوار اخیر به بهانه‌هاى واهى دستگیر شده‌اند دو گام مهمى است که مى‌تواند به بازسازى اعتماد عمومى کمک شایانى بنماید. هیئت حکمیت خبره و کارشناس باید کاملا بى‌طرف و بى‌غرض باشد و هیچ اقدامى له و علیه هیچ یک از کاندیداها نداشته باشد و مورد تائید مراجع تقلید و نامزدها نیز باشند.

به ما چه مربوط ؟

محمد عرفانی در سرمقاله حیات نو نوشته چند شب پیش برحسب اتفاق برنامه ای را در شبکه ۲ سیما نگاه کردم که در انحصار منتقدان مهندس موسوى بود دکتر على‌اکبر ‌ولایتى بودند که هم کارشناس امور‌بین‌الملل هستند، هم در تمدن اسلامى صاحب نظرند، هم متخصص اطفالند، هم رئیس مرکز درمانى و پژوهشى بیمارى‌هاى ریوى و تنفسى مسیح دانشورى هستند و هم خیلى مشاغل و تخصص‌هاى دیگر که شمارش آنها در این یادداشت نمى‌گنجد. ایشان در توجیه برخى برخوردها که با معترضان به نتایج انتخابات صورت گرفته و در پاسخ به رسانه‌ها و محافل حقوق بشرى خارجى تلاش کردند حوادث ضدبشرى در کشورهاى غربى و یا اسرائیل‌را یادآورى کنند.

نویسنده سرمقاله حیات نو پرسیده تردیدی نیست که در دنیا ظلم وجود. اما فهرست جنایت‌هاى غرب چه ربطى به ما دارد؟ طى سه هفته اخیر برخى رسانه‌ها و محافل سیاسى خارجى با اهداف خاص خود به پوشش اخبار داخل ایران پرداخته و یا پیرامون آنها واکنش نشان داده‌اند که در یک نزاع رسانه‌اى و تبلیغاتى امرى عادى است. همانگونه که در بسیارى از حوادث دیگر کشورها هم رسانه‌ها و محافل سیاسى ایران به اظهارنظر و موضع‌گیرى مى‌پردازند. آیا راه پاسخگویى به شبهات و ادعاهاى مطرح شده یادآورى فهرست نقض حقوق بشر در همان کشورهاست؟

وضعیت هاشمی

ابتکار در سرمقاله خود نوشته ظاهر قضیه نشان می دهد شکافی که طی دو هفته در لایه های فوقانی حاکمیت ایران پیدا شده بود از ششم تیرماه و بعد از اعلام بیانیه مجمع تشخیص مصلحت درباره انتخابات و صحبت های آقای هاشمی در دیدار با خانواده های شهدای هفتم تیر در حال پر شدن است. اما واقعیت این است که محل این شکاف محو شدنی نیست و جراحی پلاستیک نیز نمی تواند آن را به حال قبل برگرداند.

به نوشته این روزنامه جایگاه هاشمی رفسنجانی از خرداد ۸۸ به بعد تفاوت های عمیقی با جایگاه پیشین اش خواهد داشت؛ خواه به شرایط موجود تن دهد، خواه انزوای سیاسی در پیش گیرد و خواه دست از حمایت معترضان نکشد. در این دو هفته هاشمی با دو خط سیاسی مواجه بود گروهی به شدت به دنبال پروژه منتظری سازی از هاشمی بودند و هر راهی را برای رسیدن به این مقصود پیمودند و خواستند او را به ضد قهرمان تبدیل نمایند گروهی هم به دنبال قهرمان سازی از وی بودند و هر روز بر دامنه گمانه های خود به منظور هدف مذکور بهره برداری کردند و هاشمی نشان داد که همچنان دلبسته انقلاب و نظام است.

سکوت و انزوا

اعتماد نامه ای از محمود دولت آبادی را درباره موضع گیری های این نویسنده در جریان انتخابات منعکس کرده که در آن آمده پنج ماه قبل نوشته بودم «متاسفانه کشور ما در موقعیت بسیار حساسی از لحاظ داخلی و جهانی قرار دارد که موضوع انتخابات عمدتاً با سرنوشت کشور گره می خورد و... نوعی فریضه به من حکم می کند بگویم همه آقایان عنایت داشته باشند که سرنوشت ملت و مملکت در این شرایط بحران زده جهانی از پست و مقام یکایک کاندیداها بسیار مهم تر و حیاتی تر است" اما... آیا آنچه من حدود پنج ماه پیش گفتم و نوشتم به گوش هایی رسید؟ نه، گمان نمی کنم.

نویسنده کلیدر به نوشته اعتماد در نامه خود تاکید کرده که اینک بعد از این انتخابات دقیقاً یک معضل مهم پیش آمده و و من همچنان نشسته ام در کنج انزوای خود، آرام و خاموش. اما این بار حلقه انزوای من و سکوت شبانه ام را می شکنند بلکه آنچه این سکوت و انزوا را در هم فرو می ریزاند، فریادهای مردمان است که در بانگ الله اکبر طنین انداز می شود، در آسمان تیره شب تهران و من در اندیشه ی دست یازی به اصل روحیه خود هستم. صبوری و تحمل و تامل، تامل بیشتر در باب اینکه در مسیر مدنیت صلح جویانه مردمی که بلوغ فرهنگی و مدنی خود را بارها به نمایش گذاشته اند چرا این همه چاله و دستکند و تکانه های برساخته ایجاد می شود؟ نمی دانم.