گاردین: اگر ایران مایل به گفتگو نباشد چه؟

انتخابات ایران
Image caption گاردین:'تنها یک رژیم متزلزل با چنین بی تدبیری در نتیجه انتخابات دستکاری می کند'

روزنامه گاردین، چاپ لندن، در شماره پنجشنبه، 16 ژوئیه، مقاله ای را به موضوع هسته ای ایران و پیشنهاد مذاکره در این باره و ارتباط آن با حوادث پس از انتخابات اختصاص داده است.

این مقاله با عنوان "اگر ایران مایل به گفتگو نباشد چه؟" و به قلم مایکل سینگ چاپ شده و در آن آمده است که شش هفته قبل از سقوط ایران به دامن هرج و مرج بعد از انتخابات، احمد خاتمی، از روحانیون بنیادگرای ایران، در خطبه های نماز جمعه تهران ایالات متحده را هدف سرزنش قرار داد و گفت "شما مذاکره نمی خواهید!"

این روزنامه می افزاید که آیت الله خاتمی (که نسبتی هم با محمد خاتمی ندارد) به وضوح از ناظران دقیق صحنه سیاسی آمریکا نیست زیرا پافشاری آمریکائیان برای قانع کردن رژیم ایران به گفتگو در خلال سی سال گذشته، و تعهد دولت باراک اوباما به برقراری ارتباط با ایران، نشان می دهد که یکی از عوامل تغییر ناپذیر در سیاست آمریکا در قبال ایران، تمایل به مذاکره با این کشور بوده است.

گاردین می نویسد: در حالی که خشونت در ایران کاهش می یابد، توجه همگان به این سئوال معطوف شده که آیا باراک اوباما هنوز هم مایل است با ایران مذاکره کند، و اگر چنین است، به چه نحو این نظر را پیگیری می کند و می افزاید که در واقع، چنین سئوالی یک نکته اصلی را نادیده می گیرد و آن اینکه موضوع اصلی این نیست که آیا ما مایل به تماس با دولت ایران هستیم بلکه این است که چگونه می توان رهبران ایران را وادار کرد که از سر صداقت با ما گفتگو کنند؟

نویسنده مقاله می نویسد: درحالی که در گذشته، آمریکا موضوع تماس با ایران را به گونه ای متناوب دنبال می کرد، برنامه هسته ای جمهوری اسلامی به این موضوع فوریت بیشتری بخشیده و این سئوال را مطرح کرده که به چه دلیل رژیم ایران با وجود تمامی مشکلات موجود، همچنان می خواهد به بمب اتمی دست یابد؟

نویسنده در پاسخ به این سئوال می نویسدکه انگیزه اصلی رژیم ایران، کسب اعتبار بین المللی یا برقراری توازن قوا در برابر یک دشمن مجهز به اسلحه اتمی نیست بلکه ناشی از احساس عدم امنیت است که به حد شکاکیت بیمارگونه ای رسیده و شناخت این احساس نا امنی است که می تواند باعث درک بسیاری از اقدامات این رژیم شود.

گاردین می افزاید: تنها یک رژیم متزلزل ممکن است با چنین بی تدبیری آشکاری در نتایج انتخابات دستکاری کند آن هم انتخاباتی که نامزدهای آن از پیش تایید شده بودند.

این روزنامه می نویسد: در حالی که یکی از مشوق هایی که وعده آن به رژیم ایران داده می شود، تضمین های امنیتی است اما آنچه که در جریان خشونت های انتخاباتی اخیر ایران آشکار شد این واقعیت بوده است که نه آمریکا و نه هیچیک از متحدان این کشور نمی توانند به رژیم ایران "تعهد امنیتی" معنا داری دهد زیرا هیچ رئیس جمهوری در آمریکا مایل و قادر نیست این رژیم را در برابر بزرگترین خطری که با آن مواجه است - یعنی نفرت مردم - بیمه کند.

نویسنده این مقاله می نویسد که با توجه به این شرایط، اگر دنیا نتواند برای تشویق رژیم ایران به مذاکره، فشارهای موجود داخلی بر این رژیم را کاهش دهد، تنها راه دیگر، افزایش فشار بر آن است و جهان آزاد باید فورا و به طور کامل به درخواست مخالفان دولت ایران برای حمایت جواب دهد اما نباید در صدد باشد که جای فعالیت آنان را بگیرد یا آن را هدایت کند.

در ادامه این مقاله آمده است: راه های دیگری هم برای وارد کردن فشار در اختیار جامعه بین المللی قرار دارد که از جمله می توان به تحریم های اقتصادی و انزوای شدیدتر دیپلماتیک مقامات ارشد رژیم اشاره کرد که اخیرا به دلیل دیدگاه آقای اوباما، شامل اولویت دادن به تماس با جمهوری اسلامی و همچنین بی میلی روسیه و چین، تا حدودی تضعیف شده بود اما بحران اخیر انتخاباتی در ایران فرصتی دوباره را فراهم آورده تا همین سیاست از طریق تبدیل انزجار بین المللی از رفتار رژیم به اقدامات عملی علیه آن مورد توجه مجدد قرار گیرد و در حالی که لازم نیست ارتباط با این رژیم را کنار بگذاریم، باید همراه با آن، فشار بر مقامات ارشد دولتی را افزایش دهیم.

نویسنده مقاله گاردین می افزاید که نباید به نظر برسد که تمایل رئیس جمهوری آمریکا به برقراری تماس با دولت ایران صرفا به منزله دعوت او از مقامات ایرانی است بلکه باید مشخص شود که فراخوان به گفتگو در واقع یکی از مسیرهای انشعابی و راه خروج از جاده ای است که به وضع تحریم های فزاینده منتهی می شود.

در پایان این مقاله آمده است که رژیم ایران ثابت کرده است که مایل به مصالحه نیست و علاقه ای هم به جلب نظر مساعد جهانیان ندارد، بنابراین، برای تماس ایران و آمریکا باید در انتظار نتیجه تغییری اساسی در نگرش رهبران ایران بود نه اینکه انتظار داشت که برقراری چنین تماسی بعدا به تغییر در نگرش آنان منجر شود.

نویسنده مقاله از مدیران ارشد سابق بخش امور خاورمیانه شورای امنیت ملی آمریکا و در حال حاضر پژوهشگر ارشد موسسه سیاستگزاری خاورمیانه در واشنگتن است.

مطالب مرتبط