نگاهی دیگر: معنای سیاسی دو نماز جمعه

Image caption فرخ نگهدار

معنای سیاسی نماز جمعه فردا، ۲۶ تیرماه همان معنای سیاسی نماز جمعه ۲۹ خرداد را دارد: نماز اول و نماز دوم هر دو اعلام قطعیت انشعاب در جمهوری اسلامی ایران است.

اگر نماز روز ۲۹ خرداد برای "آری" گفتن به محمود احمدی نژاد بود، نماز ۲۶ تیر دست کم برای معترضان، نمایش برائت از تجمع ۲۹ خرداد و نوع دیگری از اعتراض به حمایت رهبری از محمود احمدی نژاد است.

تا دیروز اصولگرایان و اصلاح طلبان هر یک بر نیروهای اجتماعی تکیه می کردند و در ارگان های متفاوتی حضور داشتند که هر دو ظاهرا زیر یک چتر رهبری واحد قرار می گرفتند. در نماز جمعه ۲۶ تیرماه مسلم می شود که آیا شکاف از صدر تا ذیل جمهوری اسلامی ایران را فراگرفته و راه آنان را از هم جدا کرده است یا خیر؟

گرچه تنوع آراء و کشاکش ها در درون" جناح ۲۹ خرداد" محرزتر از آن است که قابل انکار باشد، اما یک تصمیم ظاهرا در میان ارکان آن جناح مشترک است: "ما تحت رهبری آیت الله خامنه ای می مانیم و ایشان همچنان فصل الخطاب است."

از سوی دیگر نیز اگرچه تنوع آراء و کشاکش ها در درون "جناح ۲۶ تیر" محرزتر از آن است که قابل انکار باشد، اما یک تصمیم عملا در میان ارکان آن جناح مسلم است: "ما به حمایت آقا خامنه ای از احمدی نژاد معترضیم و ایشان فصل الخطاب نیست."

به این ترتیب انتخابات ۲۲ خرداد عملا جمهوری اسلامی ایران را به دو بخش مجزا تقسیم کرده است: جناحی که هنوز عملا به ولایت مطلقه آیت الله خامنه ای وفادار است و جناحی که دیگر علنا به ولایت مطلقه او وفادار نیست و نوعی ولایت مشروطه را طلب یا قبول می کند. انتخابات ۲۲ خرداد و نمازهای ۲۹ خرداد و ۲۶ تیر فعالان و گرایش های آزادیخواه و دموکرات کشور را نیز در معرض تصمیم گیری قرار داده است. علی رغم تنوع آراء و کشاکش ها در میان این فعالان، طیف بسیار وسیعی از آنان نسبت به شکاف موجود در جمهوری اسلامی ایران بی طرف نیستند و در صحنه عمل سیاسی به سود و برای غلبه اصلاح طلبان اقدام و تلاش می کنند.

نرخ بالای مشارکت در انتخابات اخیر، موج میلیونی تظاهرات سبز، سازمان گری مقاومت منفی از یک سو، نمادها، رفتار سیاسی و اقدامات عملی آقایان موسوی و کروبی (مثل دیدار از مادر سهراب اعرابی از کشته شدگان درگیری های پس از انتخابات) نشان می دهد میان فعالان آزادیخواه و دموکرات کشور و جناح اصلاح طلب جمهوری اسلامی و سازمان های مربوطه پیوندهایی کارساز شکل گرفته است. وقایع اخیر و بخصوص نماز جمعه ۲۶ تیر می تواند اثبات می کند که روند سیاسی در ایران تماما تحت تاثیر کشاکش دو بخش جمهوری اسلامی است. گرچه بسیاری از فعالان سیاسی در هر دو جناح، بخصوص آنان که حامیان اصلی رئیس جمهورند، اهداف عالیه خود را شکستن ساختارهای موجود قرار می دهند و گرچه بسیاری از شهروندان هیچ گاه جمهوری اسلامی را نپذیرفته اند، اما در صحنه عمل سیاسی هیچ نیرویی وجود ندارد که بتواند کشاکش جناح ها در جمهوری اسلامی را دور زند و در عین حال معنای سیاسی معینی را حفظ کند. نماز ۲۶ تیر با نماز ۲۹ خرداد هر یک صحنه نمایش قدرت یک جناح در برابر دیگری است. پیش بینی شده که در نماز جمعه ۲۶ تیر شمار عظیمی از ناراضیان از حکومت و از رفتارهای آن حضور فیزیکی و بسیاری حضور مجازی خواهند یافت. حضور در نماز جمعه ۲۹ خرداد عملا نوعی بیعت با آقای خامنه ای و پذیرش زعامت وی بود. اما آیا حضور در نماز ۲۶ تیر نیز به معنای نوعی بیعت با اکبر هاشمی رفسنجانی و پذیرش زعامت وی خواهد بود؟ ترکیب شرکت کنندگان در نماز و نیز رفتار و سابقه آقای رفسنجانی به این سوال پاسخ منفی می دهد. در دیدگاه نمازگزاران ۲۹ خرداد، خطیب نماز جمعه همان رهبر است. اما در دیدگاه نمازگزاران ۲۶ تیر خطیب لزوما رهبر نیست. تعلقات ایدئولوژیک و نیاز به حمایت نهادهای نظامی- امنیتی نماز ۲۹ خرداد را حول رهبری آقای خامنه ای سازمان داد، اما نماز ۲۶ تیر در اساس یک تجمع اعتراضی با خصلت نیمه مدنی نیمه حکومتی است.

نماز جمعه در طول ۳۰ سال حکومت اسلامی همواره سنگر و ستادی تماما حکومتی و برای تقویت نقش رهبر بوده است، اما نماز جمعه ۲۶ تیر اولین نمازی است که معنای دیگری دارد. به همین دلیل، مسئولیت سنگینی بر عهده خطیب نماز جمعه ۲۶ تیرما ه است. او هم می تواند دعوت کننده و تشویق کننده جناج حاکم به رقابت مدنی و مسالمت آمیز با معترضان و نارضیان باشد و هم می تواند انکار کننده و پوشاننده حقایق تلخی باشد که از ۲۲ خرداد به بعد روی داده است. نماز۲۶ تیر در عین حال فرصت و شاید هم آخرین فرصت کسی است که تمام عمر را - حتی با زیر پا گذاشتن حق - برای جمهوری اسلامی ایران رکاب زده است و اکنون خود او و تمام کارنامه اش از سوی حاکمان بر جمهوری اسلامی ایران به زیر سوال کشیده شده است. آیا اکبر هاشمی رفسنجانی تریبون نماز جمعه را بار دیگر – با زیر پا گذاشتن حق – وسیله برائت خود از اتهاماتی خواهد ساخت که جناح مقابل به او نسبت می دهد؟ و یا این تریبون را وسیله دفاع از حقوق ضایع شده معترضان و تغییر تصویری خواهد ساخت که همواره نارضیان از حکومت از وی داشته اند؟

مطالب مرتبط