ایران و آمریکا پس از انتخابات

باراک اوباما
Image caption باراک اوباما گفته بود که می خواهد رابطه ای متفاوت با گذشته با ایران داشته باشد

سران هشت کشور صنعتی جهان، در پایان آخرین نشست خود ایتالیا تأکید کردند که تا زمان برگزاری نشست آینده "گروه بیست" در آمریکا منتظر نرمش جمهوری اسلامی ایران در خصوص پرونده هسته ای اش خواهند ماند و در غیر این صورت، به وضع تحریم های سخت تر علیه تهران خواهند پرداخت.

این تصمیم در زمانی اعلام شد که حکومت ایران به لحاظ اقتصادی و سیاسی در وضعیت دشواری قرار گرفته است.

از نظر اقتصادی، به اعتقاد منتقدان دولت احمدی نژاد در هر دو جناح اصلاح طلب و محافظه کار، دولت تقریباً تمام ذخیره ارزی حاصل از سال های افزایش قیمت نفت را، با اهداف انتخاباتی صرف توزیع کمک های دولتی میان اقشار مختلف کرده است.

به این ترتیب، دوره دوم مسئولیت آقای احمدی نژاد در شرایطی آغاز می شود که آسیب پذیری دولت در مقابل تحریم های بین المللی جدید، نسبت به گذشته افزایش یافته است.

البته مشخص است که دولت آقای احمدی نژاد برای جلوگیری از افزایش فشار بر خود، همچون گذشته بر روی حمایت چین و روسیه حساب می کند.

اهمیت حمایت این دو کشور برای مسوولان جمهوری اسلامی به حدی است که با وجود تاکیدات سابقه دار خود در مورد دفاع از مسلمانان جهان، با احتیاط هر چه تمامتر از هرگونه عکس العمل جدی نسبت به کشتار اقلیت مسلمان در چین خودداری کرده و حتی برخی نشریات همسو با دولت، این مسلمان را همسو با آمریکا یا طالبان معرفی کرده اند.

ولی با وجود تمام احتیاط دولت ایران در جلب نظر مساعد چین و روسیه، مسوولان دولت آقای احمدی نژاد در نهایت می دانند که طرف اصلی آنها در پرونده هسته ای، ایالات متحده است و مهمترین عاملی که فشار بیشتر جامعه بین المللی در مورد این پرونده را به تأخیر انداخته، نه وفاداری مسکو یا پکن، که روی کار آمدن رئیس جمهوری در واشنگتن بوده که از همان ابتدا از اهمیت مذاکره با ایران سخن گفته است.

ظاهرا دولت جمهوری اسلامی ایران، با وجود تکرار مواضع ضدآمریکایی، به انجام یک معامله بزرگ با دولت دموکرات پیش از انتخابات امید بسته بود. تا جایی که به گفته رئیس جمهوری سوئیس، آقای احمدی نژاد در دیدار ۱۹ آوریل خود با او ضمن تاکید بر لزوم برداشته شدن "گام اول" در بهبود روابط توسط واشنگتن، تاکید کرد که اگر اوباما بخواهد، می‌تواند این دگرگونی را به انجام رساند، اما این کار لازم است در "همین ماه‌ها" (پیش از انتخابات) انجام شود، چون "بعدا مشکل‌تر خواهد شد".

این در حالی است که دولت اوباما ترجیح داد که تا زمان مشخص شدن تکلیف دولتی که طرف گفتگو خواهد بود منتظر بماند. انتخابات ایران نیز در شرایطی برگزار شد که به تنش های جدید میان تهران و واشنگتن دامن زد.

اکنون، دولت آقای احمدی نژاد از سویی به اهمیت مذاکره با واشنگتن در شرایطی که اجلاس گروه بیست در سپتامبر می تواند سرآغاز دور جدیدی از فشار بر ایران شود آگاه است و از سوی دیگر به لحاظ داخلی امکان پیش قدم شدن یا ابراز تمایل برای مذاکره با دولتی که آن را به دخالت در امور داخلی خود پس از انتخابات متهم کرده را ندارد.

در این شرایط، سناریوی مطلوب برای دولت آقای احمدی نژاد در ارتباط با واشنگتن، پیش قدم شدن و "اصرار" آمریکا برای مذاکره با ایران است؛ اقدامی که با توجه به تداوم برخورد با معترضان به انتخابات در ایران، برای دولت اوباما به سادگی امکانپذیر نیست، مگر آن که شرایط به گونه ای پیش برود که واشنگتن به مذاکره با تهران "نیاز شدید" داشته باشد، به گونه ای که ناچار شود در قالب سناریوی مطلوب جمهوری اسلامی، انتقادات خود از حکومت ایران را خاتمه داده و خواست خود مبنی بر مذاکره با ایران را در اولویت قرار دهد.

شاید در همین نقطه باشد که نقش موضوعات منطقه ای در آینده روابط ایران و آمریکا اهمیت مضاعف پیدا کند. در حقیقت، یکی از عوامل احتمالی ایجاد کننده "نیاز" واشنگتن به مذاکره با ایران، ضرورت همکاری با این کشور در مناطقی چون عراق یا لبنان است.

تشدید نگرانی های امنیتی در چنین مناطقی -به ویژه در عراق که آمریکا مایل نیست خروج نیروهایش از این کشور مقدمه تسلط جمهوری اسلامی ایران بر آن باشد- امکانی بالقوه است که نیاز آمریکایی ها را به مذاکره با دولت ایران افزایش می دهد.

چنین تحولی، می تواند دولت اوباما را تحت فشار بگذارد تا در تنظیم روابط با ایران، ملاحظات استراتژیک را نسبت به سایر ملاحظات در اولویت قرار دهد. یعنی، به جای خرده گیری به تهران بر سر مسائلی چون سلامت انتخابات یا نحوه رفتار با منتقدان، به چانه زنی بر سر موضوعاتی از قبیل امنیت عراق و اسراییل بپردازد.

به این ترتیب، چنین به نظر می رسد که یک بار دیگر، سیاست های آمریکا در قبل ایران به مسائل منطقه ای گره خورده است.

آیا ایران امکان تأثیر گذاری بر وضعیت منطقه برای کشاندن آمریکایی ها به بازی امتیاز دهی را دارد؟ به لحاظ منطقی پاسخ این سوال منفی نیست. اما آیا نفس "ممکن بودن" این تأثیرگذاری، به معنای تلاش ایران برای انجام آن در آینده خواهد بود؟ نه لزوما. قابل انکار نیست که در حکومت ایران، نیروهایی وجود دارند که متوجه اند که جمهوری اسلامی در پی برگزاری انتخاباتی به شدت جنجالی، به اندازه کافی برای خود در سطح جامعه بین المللی مسأله ایجاد کرده و در نتیجه، ناچار است تا حد امکان، از اقداماتی که به رویارویی های جدید با غرب بینجامد پرهیز کند.

برای فهمیدن آنکه آیا این نیروها در تعیین استراتژی آینده جمهوری اسلامی در ارتباط با آمریکا دست بالا را خواهند داشت یا نه، باید منتظر ماند. اما در یک نکته تردیدی وجود ندارد و آن اینکه در تنظیم این استراتژی، کماکان حرف اول را رهبر جمهوری اسلامی ایران خواهد زد.

مطالب مرتبط