سخت شدن کار احمدی نژاد با محافظه کاران

محمود احمدی نژاد
Image caption انتقادهای محافظه کاران از احمدی نژاد مدام بیشتر می شود

با گذشت یک هفته از مراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد، به نظر می رسد که نه تنها انتقادهای محافظه کاران از رییس دولت کاهش نیافته، که موارد انتقاد رسانه ها و شخصیت های محافظه کار به سیاست ها و رفتار وی، رو به افزایش است.

به طور کلی به نظر می رسد که در سطح جناح محافظه کار، چهار دلیل اصلی برای مخالفت با آقای احمدی نژاد وجود دارد. دلایلی که هر کدام از منتقدان راستگرای رییس جمهوری، به خاطر یک یا چند مورد از آنها از او راضی نیستند:

۱- رفتار اقتدارگرایانه با سایر محافظه کاران. تعداد زیادی از محافظه کاران تاکنون از تریبون های مختلف نارضایتی خود را از بها ندادن آقای احمدی نژاد به دیدگاه های شخصیت ها و تشکل های راستگرا ابراز داشته اند.

تشکل های فوق در جریان انتخابات ریاست جمهوری به خاطر شکسته نشدن رأی جناح خود و روی کار نیامدن اصلاح طلبان، به حمایت از "رییس جمهوری مورد تایید رهبری" پرداخته و برای این کار پاسخگوی انتقادات افکار عمومی و هوادارانشان بوده اند؛ اما برای محافظه کاران، دشوار است که با وجود هزینه کردن از امکانات و حیثیت سیاسی خود برای دفاع از رییس جمهوری، با بی اعتنایی تحقیرآمیز او مواجه باشند.

به نوشته سایت بازتاب نزدیک به محسن رضایی، حبیب الله عسگرد اولادی، از بانفوذترین شخصیت های راست سنتی، پیش از انتخابات در ملاقاتی خصوصی اعلام کرده همفکرانش از احمدی نژاد حمایت می کنند اما از او می خواهند که اصلاحاتی را در عملکرد خود انجام بدهد، اما از رییس جمهوری پاسخ شنیده که حمایت آنان از او تاثیر مهمی ندارد که بخواهند در ازای آن انتظاری داشته باشند.

انتشار نامه انتقاد آمیز عسگر اولادی در اولین روز شروع به کار رسمی رییس جمهوری، نشانی از این واقعیت است که جناح محافظه کار ادامه چنین رفتاری را از جانب رییس جمهوری تحمل نخواهد کرد.

۲- بی اعتنایی به سایر نهادهای حکومتی. محمود احمدی نژاد در طول دوره چهار ساله مسئولیت خود، به کرات به خاطر "دور زدن" مجلس و دستگاه قضایی به قانون شکنی متهم شده است.

در دوره چهار ساله ریاست جمهوری او، انحلال نهاد اصلی برنامه ریزی کشور (سازمان مدیریت و برنامه ریزی) و نیز ۲۹ شورای تخصصی دولتی، باعث انتقاد شدید نمایندگان مجلس شد که تاکید داشتند چنین تصمیمات مهمی بدون تصویب در قوه مقننه قابل اجرا نیست.

در چنین فضایی بود که دیوان محاسبات کشور - نهاد نظارتی قوه مقننه - در بهمن ۸۷ و فروردین ۸۸ از "ناپدید" شدن بیش از یک میلیارد دلار از بودجه سال ۸۵ و تخلف دولت در اجرای ۵۴ درصد از بندهای بودجه سال ۸۶ خبر داد.

در اقدامی مشابه، سازمان بازرسی کل کشور – نهاد نظارتی قوه قضاییه – نیز در مهرماه ۸۷، گزارشی را در مورد تخلفات مالی دولت نهم برای ‏نهادهای ارشد حکومتی ارسال کرد که خبر آن در روزنامه های ایران بازتاب زیادی یافت.

مهم ترین مورد متهم شدن آقای احمدی نژاد به "بی اعتنایی به نهادهای نظام" البته پس از انتخابات رخ داد که در جریان آن، رییس جمهوری به عدم تبعیت از رهبری متهم شد؛ چرا که محمود احمدی نژاد با گذشت شش روز از صدور دستور آیت الله خامنه ای در مورد لزوم عزل اسفندیار رحیم مشائی، کماکان معاول اول جنجالی اش را از پست خود برکنار نکرد.

وقتی هم که سرانجام پس از انتشار علنی دستور رهبر "استعفای آقای مشایی را پذیرفت"، بلافاصله او را به پست پر اهمیت دیگری چون ریاست دفتر رییس جمهوری منصوب کرد.

این رفتار، به قدری برای محافظه کاران غیر منتظره بود که تشکل راستگرای جامعه اسلامی مهندسین – که محمود احمدی نژاد قبل از ریاست جمهوری عضو شورای مرکزی آن بود – به رییس جمهوری هشدار داد به گونه ای رفتار نکند که سرنوشت ابوالحسن بنی صدر برای وی تکرار شود، و عده ای از بسیجیان با تظاهرات علیه اسفندیار رحیم مشائی، خواستار پس دادن آرای خود توسط آقای احمدی نژاد شدند.

۳- نگاه به روحانیت از موضع بالا. رفتار آقای احمدی نژاد با روحانیت، نارضایتی گسترده ای را در میان روحانیون ایجاد کرده است. نباید فراموش کرد در شرایطی که همواره سهم روحانیون در دولت های پس از انقلاب قابل توجه بوده، محمود احمدی نژاد تنها دو وزیر روحانی (وزیران سابق کشور و اطلاعات) را در کابینه خود جای داد که هر دو آنها را نیز به شیوه ای کاملا غیر دوستانه از کابینه اخراج کرد.

همکاران محمود احمدی نژاد و شخص وی همچنین در موارد متعدد رفتارهایی انجام داده اند که بی اعتنایی کامل به دیدگاه های روحانیت تلقی شده است.

خبرسازترین نمونه از این نوع، بحران پیش آمده بر سر انتصاب اسفندیار رحیم مشائی بوده است.

در دوره اول ریاست جمهوری او، چهار مرجع تقلید شیعه، ۵۰ نفر از ۸۸ نفر روحانی عضو مجلس خبرگان رهبری و ۲۰۰ نماینده مجلس شورای اسلامی در نامه هایی سر گشاده خواستار برکناری آقای رحیم مشائی شدند. اما محمود احمدی نژاد ترجیح داد در یکی از نخستین انتصابات خود پس از انتخابات، اسنفدیار رحیم مشایی را به سمت معاون اولی خود ارتقا دهد.

Image caption حبیب الله عسگراولادی، نفر اول از چپ، در اولین روز رسمی دوره دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد نامه ای انتقادآمیز به او نوشت

اقدامی که حتی سید احمد خاتمی از حامیان با نفوذ او در مجلس خبرگان و امام جمعه موقت تهران، آن را "دهن کجی" به روحانیت توصیف کرد. طبیعی است که روحانیت و ارادتمندان آن، ادامه چنین وضعیتی را غیر ممکن می دانند.

۴- نگرانی نسبت به سرنوشت نظام جمهوری اسلامی. در کنار تمام موارد فوق، عده ای از محافظه کاران برای مخالفت با آقای احمدی نژاد دلایل کلی تری دارند: آنها نگرانند که وی با سیاست های خود، باعث تضعیف جمهوری اسلامی شود.

محافظه کاران نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی (چون حسن روحانی دبیر سابق شورای امنیت ملی ایران) و شخص رییس مجلس خبرگان، در چهار سال گذشته به کرات از همین زاویه از آقای احمدی نژاد انتقاد کرده اند.

به عقیده منتقدان گروه اخیر، رییس جمهوری با سیاست های خود موجب پسرفت خطرناک وضعیت اقتصاد، بحرانی شدن رابطه ایران با جامعه بین المللی و از بین رفتن انسجام داخلی حکومت شده و همه اینها، می تواند بقای حکومت را با خطر مواجه کند.

این منتقدان به ویژه پس از انتخابات دلیل مهم تری برای هشدار دادن در این زمینه پیدا کرده اند، که عبارت است از به راه افتادن موج بی سابقه ای از تظاهرات مردمی علیه حکومت که مسبب اصلی آن را آقای احمدی نژاد می دانند.

نگرانی های این گروه از مخالفان رییس جمهوری به وضوح در سخنان محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه پاسداران نمود داشته که در بیانیه اعلام کاندیداتوری خود، کشور را "رو به پرتگاه" دانست و در اظهار نظری دیگر، راجع به خطر "فروپاشی درونی" کشور هشدار داد.

با توجه به مجموعه مخالفت های فوق، احتمال زیادی وجود دارد که در دوره جدید ریاست جمهوری، مشکلات آقای احمدی نژاد با تشکل های محافظه کار، مجلس، قوه قضاییه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و حتی همکاران خود (که یکی پس از دیگری طرد شده و در صف منتقدان قرار می گیرند) افزایش یابد.

بسیاری از ناظران معتقدند رییس جمهوری، برای حل مشکلات خود با منتقدان درون جناحیش، که جدی ترین نمود آن در هنگام اخذ رأی اعتماد برای کابینه جدید رخ خواهد داد، بیشتر و بیشتر به حمایت آیت الله خامنه ای نیاز خواهد داشت. حمایتی که با توجه به هزینه های بالای آن برای رهبری، معلوم نیست در همان حدی که رییس جمهوری انتظار دارد قابل انجام باشد.