موسوی: حال چه باید کرد؟

میرحسین موسوی

میرحسین موسوی، یکی از رهبران مخالفان دولت در ایران، در تازه ترین بیانیه خود کوشیده است استراتژی و تاکتیک های جنبش اعتراضی موسوم به "راه سبز امید" را روشن کند.

در این بیانیه که روز شنبه ۱۴ شهریور (۵ سپتامبر) منتشر شده، آمده است: "تاریخ به روشنی نشان می دهد که هرگاه حکومت ها خواسته اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره ای جز متوسل شدن به چهره های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان 'استبداد' نداشته اند".

آقای موسوی در بیانیه خود با اشاره به حوادث پس از انتخابات در ایران، وضعیت امروز ایران را حاصل استیلای همین طرز تفکر دانسته و گفته است که بیدار شدن وجدان عمومی، "دستاورد بزرگ" جنبش اعتراضی در این دوران است.

او سپس به طرح این پرسش پرداخته که از این پس "چه باید کرد؟" و کوشیده است توضیح دهد که خواست جنبش اعتراضی موسوم به "راه سبز امید" چیست و از نظر او این جنبش چگونه باید به سمت این خواست حرکت کند.

'چه می خواهیم؟'

آقای موسوی در توضیح اهمیت انتخاب هدف برای جنبش اعتراضی می نویسد: "نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده، توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشی دراز مدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود، تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد".

او سپس نوشته است: "برخلاف آنچه دستگاه های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می کنیم".

آقای موسوی هدف خود را "حفظ جمهوری اسلامی"، "تقویت وحدت ملی" و "استیفای حقوق از دست رفته ملت" دانسته و نوشته است که حقوقی که در قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته شده است باید بی کم و کاست مطالبه شود.

بر اساس بیانیه آقای موسوی، مواردی چون آزادی برگزاری اجتماعات، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات و آزادی تدریس زبان های قومی و محلی از جمله این حقوق است که "به راحتی و صراحت" نقض می شود.

'چگونه حرکت کنیم؟'

آقای موسوی در بخش دیگری از بیانیه خود به تاکتیک های مورد نظرش برای ادامه جنبش اعتراضی مخالفان دولت پرداخته و می نویسد که در پاسخ به سئوال 'چه باید کرد؟' تقویت و تحکیم "شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی" را پیشنهاد می کند که "در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است".

او می نویسد: "از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحد ها عبارت از گروه های کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده اند، به صورتی که انحلال آنها امکان پذیر نیست زیرا به معنای انحلال جامعه است".

آقای موسوی اولین گام در راه حل پیشنهادی خود را چنین معرفی کرده است: "ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته های اجتماعی را میان خود تقویت کنیم... و اگر پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می کردیم، اینک هفته ای دو بار گرد هم جمع شویم".

او می گوید که این هسته ها می تواند از "همسایگان"، "خویشاوندان"، "شرکت کنندگان در هیأت های مذهبی"، "گروه هایی که با هم ورزش می کنند"، "حلقه همکلاسی ها"، "گروه فارغ التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند" یا "همکارانی که با هم صمیمیت یافته اند" تشکیل شود.

به نوشته آقای موسوی، این واحدهای اجتماعی اگر فعالیتی ثمربخش نداشته باشند به تدریج بازدهی خود را از دست می دهند، بنابراین توصیه کرده است که آنها به فعالیت های اعتقادی، اجتماعی، ورزشی، هنری، خیریه و امثال آن مشغول شوند تا "پس از عبور از امواج حادثه و عاطفه" بتوانند به "ایفای نقش تاریخ سازی که از آنها انتظار داریم" بپردازند.

'تعادل طلایی'

آقای موسوی در مورد انتخاب اهداف و روش های جنبش اعتراضی مخالفان دولت، هشدار دیگری هم داده است: "بخش مهمی از توانمندی هایی که اینک در شبکه های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. 'تعادل طلایی' ویژگی مهم این شعار و آرمان است، به صورتی که اگر بر آن بیفزاییم چه بسا کسانی نتوانند یا نخواهند با آن همصدا شوند و اگر از آن بکاهیم، چه بسا قشرهایی که امیدهای خود را در آن نیابند".

آقای موسوی در پایان بیانیه خود، خطاب به جناح حاکم در ایران پیشنهادهایی را برای خروج کشور از بحران مطرح کرده است.

تشکیل گروه حقیقت یاب در مورد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، رسیدگی به "تقلب های انجام گرفته" در آن و مجازات "خاطیان"، شناسایی و مجازات عاملان و آمران "فجایعی" که در جریان برخورد نیروهای حکومتی با معترضان اتفاق افتاده، تعریف جرم سیاسی و تشکیل هیأت منصفه برای رسیدگی به آن، تضمین آزادی رسانه ها، تضمین حق مردم در تشکیل اجتماعات و منع نظامیان از مداخله در امور سیاسی و فعالیت های اقتصادی از جمله این پیشنهادهاست.