ولی نصر: اقتصاد آزاد به رشد دموکراسی کمک میکند

ولی نصر، مشاور ایرانی ریچارد هولبروک نماینده ویژه رئیس جمهور آمریکا در امور افغانستان و پاکستان، با انتشار کتابی راه مقابله با اسلام بنیادگرا در منطقه خاورمیانه را کمک به اقتصاد آزاد و تقویت رشد طبقه متوسط دانسته است.

او در کتاب جدیدش تحت عنوان Forces of Fortune استدلال می کند که غرب باید از طریق همکاری با موسسات غیر دولتی ایرانی و لغو تحریم های ایران، به رشد اقتصاد آزاد و متعاقبا دموکراسی در این کشور کمک کند.

مهرنوش پورضیایی، خبرنگار بی بی سی فارسی در واشنگتن با ولی نصر دراین باره مصاحبه ای داشته است.

شما در کتابتان به دو نمونه ترکیه و دبی اشاره کردید که یک طور استثنا هستند، به دلیل این که اقتصادشان برپایه نفت استوار نیست و اقتصاد تولیدی دارند. نظریه شما برای تقویت اقتصاد برای میانه روتر کردن اسلام در کشورهایی که اقتصاد نفتی دارند و لاجرم اسلام در آن ها بر شانه های نفت ایستاده، چطور قابل پیاده شدن است؟

"دلیلی که دبی و ترکیه در ایجاد یک اقتصاد نوین از بقیه کشورهای منطقه جلو تر بوده اند این بوده که منابع درآمدی به غیر از نفت داشته اند، ولی مسئله کشورهایی که نظر نفتی غنی هستند مسئله مذهبی نیست، بلکه این است که حکومت توجه زیادی به طبقه متوسط و بخش خصوصی نمی کند چون احتیاجی به درآمد آن ها ندارد. نتیجه آن می شود که توجه زیادی به خواست های بخش خصوصی نمی کنند."

چطور می شود در کشوری که اقتصادش کاملا در دست دولت است و حتی مثلا در ایران که می گویند خصوصی سازی نیست بلکه آن چه صورت می گیرد اختصاصی سازی است؛ یعنی کسانی با رابطه های دولتی بنیادها یا بانک هایی را در دستشان گرفته اند، چطور می شود تضمین کرد که تعامل با این بخش از اقتصاد که لزوما غیردولتی نیست، منجر به تقویت دموکراسی بشود؟

"تاثیر تحولات اقتصادی بر دموکراسی ساده و فوری نیست. از نظر زمانی طول می کشد و خیلی پیچ و تاب دارد. خیلی وقت ها ممکن است بخش خصوصی اول تابع دولت باشد و در یک مقطع زمانی دیگر منافع خودش را در جدا کردن خط خودش از دولت ببیند یا آینده خودش را در اقتصاد بین المللی ببیند. در دهه 1990 با وجود این که اندونزی یک کشور نفت خیز و از این لحاظ ثروتمند است، آقای سوهارتو تصمیم گرفت که فعالیت بخش خصوصی را بازتر کند، و در آنجا هم در ابتدا تعداد زیادی از ژنرال ها و افراد متنفذی که نزدیک به خانواده سوهارتو بودند، خیلی از منابع اقتصاد را در دست گرفتند. ولی خود همان کار بالاخره یک دری را باز کرد که بعد از آن باز یک مرحله جلوتر روند و یواش یواش اندونزی پایه این را گذاشت که اقتصادش را با اقتصاد بین المللی ادغام کند."

شما پیشنهاد می کنید که بهترین راه برای تقویت اقتصاد ایران در گام اول لغو تحریم ها است. اما چطور می توان مطمئن شد با توجه به نگرانی هایی که هست درآمدی که از لغو تحریم ها حاصل می شود، به برنامه هسته ای ایران سرازیر نشود؟ چطور می شود این نگرانی ها را لغو کرد؟

"این نوع نگرانی هایی که شما می گویید، نگرانی های کوتاه مدت است. یعنی به دور مسئله ای خاصی می گردد و راه حل های خاصی خواهد داشت، چه این راه حل ها حقوقی باشد، سیاسی باشد یا اقتصادی باشد. مساله مرتبط کردن تحول اقتصادی به تحول اجتماعی یک مساله دراز مدت تر است و لازمه اش فقط باز کردن اقتصاد یک کشور به واردات و صادرات نیست، بلکه احتیاج به تغییر دادن قوانین کارگری دارد. دبی قبل این که دبی بشود، همیشه اقتصاد باز داشت ولی سرمایه به دبی نمی رفت. سرمایه وقتی به دبی رفت که دبی تمامی قوانینش را عوض کرد."

خوب در کشوری مثل ایران که قوانین کارگری و مقررات مربوط به سندیکاها همه مشکل دارند و در عین حال مشکل وابستگی موسسات مالی به دولت وجود دارد، باید چه کار کرد؟

"در موارد مختلف این رویکردها با هم فرق می کنند. مثلا در کشور ترکیه مقدار زیادی از این رویکردها توسط سازمان های خارجی و کشورهای اروپایی در چهارچوب عضویت ترکیه در اروپا مطرح شد. موارد دیگری هم هستند که این خواسته تغییر از داخل می آید، یعنی فشار از همان بخش خصوصی که در داخل هست برای عوض کردن یک سری قوانین می آید."

غرب باید چه کاری کند که اقتصاد آزاد و طبقه متوسط در ایران تقویت شود؟

"ایران مسئله جداگانه ای است. ایران لازم نیست که اولین کشور مسلمانی باشد که می تواند در این مسیر پیش برود. خیلی کشورهای دیگری هستند که غرب می تواند اول بر آن ها تکیه بکند و از آن ها یک نمونه "به اصطلاح بومی" برای خاورمیانه ایجاد بکند. آن وقت بقیه کشورهای منطقه می توانند به آن کشورهای نمونه نگاه بکنند و تصمیم بگیرند که چگونه خود را با آن مقایسه کنند."