ایران و اعضای تازه شورای امنیت

شورای امنیت سازمان ملل

با رأی گیری در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، لبنان، برزیل، بوسنی، نیجریه و گابن به عضویت غیردائم شورای امنیت این سازمان انتخاب شدند تا با آغاز سال آینده میلادی، جای لیبی، کوستاریکا، کرواسی، اوگاندا و ویتنام را در این شورا بگیرند.

حضور برزیل در میان اعضای تازه شورای امنیت، تا حدودی نیت محمود احمدی نژاد را برای سفر به این کشور آشکار می کند.

سفر آقای احمدی نژاد به برزیل برای ۲۳ تا ۲۶ نوامبر (سوم تا ششم آذر) آینده برنامه ریزی شده و پیش از اعلام انتخاب برزیل به عضویت شورای امنیت اعلام شده بود، اما انتخاب کشورها به عضویت این شورا، معمولاً خبر غیرمنتظره ای نیست و از هفته ها و حتی ماه ها قبل، قابل پیش بینی است.

نامزدی کشورها برای عضویت در شورای امنیت معمولاً از جانب مجامع و اتحادیه های بین المللی مانند مجمع کشورهای آمریکای لاتین یا جامعه عرب صورت می گیرد و در انتخابات امسال، در سهمیه هایی که شورای امنیت به هر بخش از جهان اختصاص داده، رقابتی جریان نداشت؛ برزیل تنها نامزد در آمریکای لاتین بود و لبنان تنها نامزد آسیایی.

بدین ترتیب، ورود این کشورها به شورای امنیت، تقریباً بدیهی بود.

جلب آرای دولت های عضو مجامع بین المللی از طریق رایزنی و حتی اعطای امتیاز، رفتاری پرسابقه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و ایران از این طریق توانسته است در مواردی، موفقیت هایی هم در جلوگیری از تصمیم گیری های نهادهای بین المللی علیه خود داشته باشد، هرچند این ترفند همیشه با کامیابی همراه نبوده است.

در میان اعضای تازه شورای امنیت، برزیل که پیش از این هم 9 بار در این شورا عضویت داشته، پرنفوذتر از بقیه و حتی خواهان عضویت دائم در این شوراست.

برزیل همچنین شاید تنها کشوری باشد که بدون آنکه مخالفتی از جانب آژانس بین المللی انرژی اتمی ابراز شود و تحت نظارت این نهاد، در حال غنی سازی اورانیوم است و همین ویژگی نیز می تواند در تلاش برای جلوگیری از موانعی که مجامع بین المللی برای پیشرفت برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران ایجاد می کنند سرنخی به دست تصمیم گیران سیاست خارجی ایران داده باشد.

لبنان و بوسنی هرزگووین

لبنان، دیگر عضو تازه شورای امنیت است که شاید ایران با توجه به نفوذی که در این کشور دارد، روی نقشی که ممکن است به نفع ایران در این شورا بازی کند حساب می کند.

طبیعی است که تنها از یک عضو غیردائم، آن هم کشوری چون لبنان که ایران تنها بازیگر نفوذ در عرصه سیاسی اش نیست، نمی توان انتظار داشت که اثر چندانی بر تصمیم گیری های شورایی بگذرد که قدرت های بزرگ جهانی نقش تعیین کننده در آن دارند؛ اما رفتار ایران در عرصه سیاست خارجی نشان داده است که سیاستگذاران ایرانی گاه به برخی عوامل و مؤلفه ها در عرصه جهانی بهایی فراتر از حدود واقعگرایی می دهند.

یکی از دلایلی که ایران را به حساب کردن روی لبنان در پیشبرد منافع جمهوری اسلامی در شورای امنیت تشویق می کند، وابستگی دستگاه سیاست خارجی لبنان به جنبش شیعه امل است که از حمایت سنتی و تاریخی ایران برخوردار بوده و هست.

در دولت لبنان که وزارتخانه ها نقش سهمیه و گاه سهم الارث در معامله های جناحی دارند، وزارت امورخارجه معمولاً در تیول جنبش امل و تحت نفوذ رهبر آن، نبیه بری، رئیس مجلس لبنان قرار می گیرد.

در مناقشاتی هم که در حال حاضر بر سر تشکیل دولت وحدت ملی در لبنان جریان دارد، سهمیه جنبش امل در دولت محفوظ مانده و به نظر می رسد که فوزی صلوخ در دولت آتی نیز همچنان بر تصدی وزارت امورخارجه ادامه دهد.

لبنان همیشه جولانگاه قدرت های منطقه ای و جهانی بوده و سیاست خارجی اش در مقایسه با سیاست داخلی، از درجه اهمیت چندانی برخوردار نیست، بدین ترتیب در دعواهای جناحی داخلی هم رقابت چندانی برای تحت نفوذ قرار دادن وزارت امورخارجه میان گروه ها و طوائف سیاسی و مذهبی جریان نداشته است.

اما اکنون که لبنان می رود تا پس از ۵۴ سال برای نخستین بار در مهمترین نهاد بین المللی و در کنار قدرت های تعیین کننده جهان بنشیند، تلاش ایران برای بهره بردن از نفوذ غیرمستقیم خود در دستگاه سیاست خارجی لبنان به منظور پیشبرد اهدافش در عرصه بین المللی می تواند چالش تازه ای پیش روی جناح های سیاسی لبنان باشد.

نکته مهم دیگر این است که نفوذ غیرمستقیمی هم که ایران در دستگاه سیاست خارجی لبنان دارد کاملاً می تواند به اشاره دیگر قدرت های منطقه و رقبای ایران که در عرصه رهبری لبنان اثرگذارند، بی اثر شود و لبنان در صحنه جهانی راهی را برود که ممکن است چندان خوشایند ایران نباشد.

هنگام سخنرانی اخیر محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل هم دیدیم که چگونه جایگاه هیئت لبنانی در تالار مجمع، درسرتاسر طول سخنرانی خالی بود.

بوسنی و هرزگووین، دیگر عضو تازه در شورای امنیت هم اگرچه در آغاز ظهورش به عنوان دولتی مسلمان در شرق اروپا از حمایت فراوان ایران بهره مند شد، اما سپس راهی دیگر برگزید و رو به سوی غرب کرد، بوسنی اگرچه همچنان روابطی حسنه با ایران دارد اما هر گاه زمان انتخاب فرا می رسد، دلیلی نمی بیند که به جای همراهی با اتحادیه اروپا، نزدیکی به ایران را برگزیند.