نگاهی دیگر: 30 سال جنگ قدرت در ایران- بخش سوم

ادامه از بخش دوم

گام پنجم- انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 1376 ، به فرمان صریح آیت الله خامنه ای، تمامی راست ها را پشت سر علی اکبر ناطق نوری گرد آورد.

چپ های سابق هم با کارگزاران در جبهه جدیدی قرار گرفتند که به مرور اصلاح طلبان نامیده شد. نزاع ها، دیگر فقط محدود به نزاع های اقتصادی نمی شد، مسائل فرهنگی- اجتماعی- سیاسی دو طرف را به تخاصم کشیده بود.

اگر چه آیت الله خامنه ای به هیچ وجه گمان نمی کرد که محمد خاتمی بیش از سه – چهار میلیون رأی به دست آورد، اما در عین حال هر کاری انجام داد تا آقای ناطق نوری رئیس جمهوری شود.

مردمی که "نه" گفتن به تحقیر و سرکوب را در رأی به آقای خاتمی یافتند، با رأی خود او را رئیس جمهوری کردند و بدین ترتیب، اصولگرایان برای مدتی به کما رفتند.

از این به بعد گروه ها به دو جبهه اصولگرایان و اصلاح طلبان تقسیم شدند. اصلاح طلبان طی چهار انتخابات پیاپی (دو بار ریاست جمهوری، مجلس ششم و اولین دوره شوراهای شهر) بر اصولگرایان پیروز شدند.

هشت سال بعدی، سال های نزاع های فراوان حول محورهای گوناگون بود. اصولگرایان پس از بیرون آمدن از شوک، ضد حمله را آغاز کردند.

حجم وسیعی از تبلیغات از صدا و سیما و دیگر رسانه ها انتشار می یافت تا اثبات کنند که اصلاح طلبان بی دین اند و در حال سازش با غرب و مسلط کردن آمریکا بر ایران هستند.

شماری از دگر اندیشان طی پروژه قتل های زنجیره ای کشته شدند و قرار بود تعداد زیادی از روشنفکران ترور شوند. روزنامه سلام محمد موسوی خوئینی ها توقیف شد، عبدالله نوری از وزارت برکنار و برای چند سال راهی زندان شد. ده ها روزنامه توقیف شد و تعداد زیادی از فعالین سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان زندانی شدند.

اصولگرایان همه این وقایع را مقدمه بیرون آوردن قوه مجریه و مقننه و شوراهای شهر از دست اصلاح طلبان به شمار می آوردند.

آنها دومین دوره انتخابات شوراهای شهر را، که آزادترین انتخابات جمهوری اسلامی بود(وزارت کشور خاتمی آن را برگزار کرد و شورای نگهبان نقشی در آن نداشت. مجلس ششم همه داوطبان، از جمله نامزدهای طیف ملی - مذهبی را تايید صلاحیت کرد) بردند و محمود احمدی نژاد شهردار تهران شد.

بعد هم نوبت مجلس هفتم شد که شورای نگهبان طی آن صلاحیت اکثریت اصلاح طلبان را رد کرد تا با خیال راحت مجلس به اصولگرایان سپرده شود.

گام ششم- در سال 1384 گروه های اصولگرا توافق کردند که علی لاریجانی کاندیدای آنها در انتخابات ریاست جمهوری باشد.

در همان زمان گفته می شد که شورای نگهبان محمود احمدی نژاد را رجل سیاسی تشخیص نداده بود، اما برخی از اصولگرایان از طریق مذاکره به آنها گفته بودند که او رأی نمی آورد، اما اگر رد صلاحیت شود، در کارهای شهرداری تهران اثرات سویی برجای می نهد.

در روز های آخر انتخابات معجزه ای صورت گرفت و نیروهای سپاه و بسیج به سمت محمود احمدی نژاد چرخیدند.

این امر باعث دلخوری فراوان علی اکبر ناطق نوری و آيت الله مهدوی کنی شد که از علی لاریجانی حمایت می کردند.[18]

پیروزی محمود احمدی نژاد معلول علل مختلفی بود: کاندیداتوری چند تن از سوی اصلاح طلبان(اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، مصطفی معین و...)، بسیج نیروهای نظامی- امنیتی پشت سر آقای احمدی نژاد، تقلب در انتخابات، نظر منفی جامعه در باره اکبر هاشمی رفسنجانی و افشاگری های اصولگرایان در این خصوص، تحریم انتخابات به وسیله تعداد زیادی از مخالفان سرشناس و موجه، سیاست های نظامی گرایانه جرج بوش در خاورمیانه و رشد بنیادگرایی اسلامی در واکنش به آن و غیره.

آقايان کروبی و معین و هاشمی رفسنجانی به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند، مهدی کروبی ضمن دلخوری از سکوت محمدخاتمی در این خصوص، از مجمع تشخیص مصلحت نظام استعفا کرد و حکم آیت الله خامنه ای را به وی پس داد.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی هم اعلام کرد چون شورای نگهبان بی طرف نیست و به تقلب هم رسیدگی نخواهد کرد، شکایت خود را با خدا مطرح خواهد ساخت.

آیت الله خامنه ای که به مراد خود رسیده بود، ضمن نامه مورخ 4/4/ 1384 که پیروزی محمود احمدی نژاد را به او تبریک گفته بود، از اکبر هاشمی رفسنجانی به شرح زیر دلجویی کرد:"اينجانب تشكر وافر خود را به همه آقايان بويژه به جناب حجت‌ الاسلام و المسلمين آقای هاشمی ‌رفسنجانی كه خود از ذخائر انقلاب و از چهره‌های برجسته‌ نظام جمهوری اسلامی ايرانند تقديم می دارم و اميدوارم اين برادر عزيز و همسنگر ديرين مانند هميشه در عرصه‌های مهم نظام اسلامی نقش‌آفرين باشند."[19] هنوز وقت تسویه حساب کامل با آقای هاشمی رفسنجانی فرا نرسیده بود.

محمود احمدی نژاد که یکی از اصولگرایان به شمار می رفت و می رود، آمده بود تا پیشکسوتان اصولگرا را هم کنار زند. اما اصولگرایان چه می توانستند کنند، در مقابل حمایت های بی دریغ آیت الله خامنه ای از محمود احمدی نژاد، خصوصاً در ملاقات های خصوصی.

گام هفتم- آیت الله خامنه ای که تصمیم خود را برای ابقای محمود احمدی نژاد در سمت ریاست جمهوری گرفته بود، به گونه ای رفتار کرد تا میرحسین موسوی هم بتواند کاندیدای ریاست جمهوری شود. در باره ی میرحسین موسوی، همه اشتباه کردند: خودش، آیت الله خامنه ای، اصلاح طلبان، اصولگرایان و ديگران.

آیت الله خامنه ای به هیچ وجه گمان نمی کرد اگر مسأله ای پیش آید موسوی بایستد، تجربه بیست سال سکوت موسوی همه را به این داوری نادرست کشانده بود.

محمود احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای به این نتیجه رسیدند که بهترین استراتژی انتخاباتی، حمله محمود احمدی نژاد به اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان نماد اشرافی گری، فساد اقتصادی، سوء استفاده، و خانواده "تماماً فاسد" او بود. به همین دلیل آقای احمدی نژاد در مناظره های تلویزیونی، رقبای خود را آلت دست اکبر هاشمی رفسنجانی، که نماد همه پلیدی ها بود، قلمداد می کرد.

همه عمر 26 ساله نظام جمهوری اسلامی فساد و سوء استفاده بود، فقط آقای احمدی نژاد پاک بود که در مقابل انجمن شیاطین ایستاده بود تا حق مردم را از دانه درشت ها بستاند.[20]

آقای هاشمی رفسنجانی که شاهد تمام این اتهام ها، فحاشی ها و تحقیر ها بود، طی نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای به این روند اعتراض کرد، سخنان محمود احمدی نژاد را برنامه ریزی شده، تکرار اتهام های انتخابات 84 ، دروغ پردازی، خلاف گویی، ادعای کذب، گناهان کبیره، اخلاق شکنی، فتنه خطرناک، تحت الشعاع قرار دادن خبر یک میلیارد دلار مفقود شده و ارتکاب چند هزار تخلف در اجرای بودجه ها خواند و خواهان وقت برای پاسخ متقابل از سیمای جمهوری اسلامی شد.

آقای رفسنجانی به روابط دیرینه اش با آقای خامنه ای اشاره کرد و گفت:"شما مانده اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم"، از وی خواست تا سکوت خود را بشکند و خلاف گویی ها و فتنه گری محمود احمدی نژاد را برملا سازد، وگرنه:"آتشفشان هایی که از درون سینه ‌های سوزان تغذیه می‌ شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت... برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می ‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید تا فتنه ‌گران نتوانند... بنزین بر آتش‌ افروخته بریزند."

اما نه آیت الله خامنه ای به نامه ی وی پاسخ گفت، و نه سیمای جمهوری اسلامی فرصتی برای پاسخگویی در اختیار وی نهاد.

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری 22 خرداد سال جاری، فقط حذف اصلاح طلبان نبود، اینک نوبت آقای رفسنجانی که یا بايد از ساختار سیاسی به طور کلی حذف می شد، یا کاملاً تحقیر شود و ضمن پذیرش اهانت های همه روزه، در ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت باقی بماند.

به عنوان نمونه، پس از آنکه اکبر هاشمی رفسنجانی درخواست آزادی بازداشت شدگان حوادث اخیر را در نماز جمعه تهران مطرح کرد، محمد یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان در پاسخ به او گفت:"شما چه کاره هستی که آزادی زندانیان را مطرح می کنی؟"[21]

پس از انتخابات هم آیت الله خامنه ای تهاجم به اکبر هاشمی رفسنجانی را در پوشش انتقاد از خواص "مردود شده" ادامه داد. او از این راه از اکبر هاشمی رفسنجانی، میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی خواست که راه خود را از مردمی که در خیابان ها بودند، جدا کنند و محمود احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهوری که نزدیک 25 میلیون رأی آورده به رسمیت بشناسند.

مهمترین سایت های جناح آقای احمدی نژاد، با نبش قبر تاریخی، آقای رفسنجانی را به رابطه مخفیانه با آمریکا و اسرائیل متهم می کنند.[22] و اکبر هاشمی رفسنجانی در وبسایت خود با انتشار حمایت های آیت الله خمینی از وی در ماجرای مک فارلین، به جناح آقای احمدی نژاد پاسخ می دهد.[23]

اما مسأله محمود احمدی نژاد و همفکران و حامیانش فقط اصلاح طلبان و اکبر هاشمی رفسنجانی نیست، آنها به دنبال حذف گروه های سابقه دار اصول گرا از قدرت بودند و هستند. اصولگرایان که نمی خواهند حذف شوند، هر از گاهی "طرح وحدت" را مطرح می سازند تا نشان دهند که در قلمرو سیاسی حاضرند، اما این امر با واکنش تند کیهان و مابقی راست افراطی روبه رو می شود.[24]

حبيب الله عسگراولادی به عنوان یکی از تهیه کنندگان طرح وحدت، آقای احمدی نژاد و طرفدارانش را افراطیانی نامیده که خواستار اعدام مهدی کروبی و ميرحسين موسوی هستند.[25]

محمود احمدی نژاد که پیش از این علی لاریجانی را از دبیری شورای امنیت ملی برکنار کرده بود،حضور او را در ریاست مجلس بر نمی تابد.

طرفداران آقای احمدی نژاد در مجلس به دنبال آن بودند که ریاست فراکسیون اصولگرایان را از دست علی لاریجانی در آورند.[26] اختلاف اصولگرایان سنتی و رادیکال(راست سنتی و راست افراطی) به قلمروهای مختلف کشیده شده است. آنها راست سنتی را تهدید به حذف می کنند.

سیاست خارجی ایران و نوع رابطه با آمریکا، همیشه محل نزاع بوده است. هیچ یک از جناح های نظام به جناح مقابل اجازه مذاکره با آمریکا و برقراری ارتباط نمی دهد؛ گویی این برگ برنده ای است که هیچ کس نمی خواهد به دست رقیب بیفتد.

محمود احمدی نژاد که به نظر می رسد ولع عجیبی برای مذاکره با آمریکا دارد، با واکنش محمد رضا باهنر و دیگر سران راست سنتی مواجه شده است. آنها برای اینکه مانع احمدی نزاد شوند، می گویند مقام رهبری مخالف مذاکره با آمریکاست.

احمد توکلی هم طی یک گفت و گو احمدی نژاد را متهم به "نرمش های نابجا" و نشان دادن "چراغ سبزهای مکرر" به آمریکا و اوباما کرده است[29a].

یکی از گره های اصلی رابطه ایران و آمریکا، از همین جا ناشی می شود که هر جناحی که بخواهد با آمریکا وارد مذاکره شود، دیگر جناح ها سنگ اندازی را شروع می کنند.

مسأله هسته ای، مهمترین چالش ایران و جهان غرب است. هر جناحی که بکوشد این موضوع را به نحوی حل کند، دیگر جناح ها به عنوان خیانت به آن جناح خواهند تاخت.

این نوع برخورد از زمانی که اصلاح طلبان در قدرت بودند شروع شد. برخوردهای تند جناح راست ستنی و تندرو با توافق های هسته ای متعلق به دوران اصلاح طلبان، فراموش ناکردنی است.

در دوران پس از اصلاحات،علی لاریجانی هر توافقی با غرب می کرد، محمود احمدی نژاد با یک مصاحبه یا سخنرانی آن توافق را باطل می کرد. در نهایت آقای احمدی نژاد با برکناری آقای لاریجانی، خود را از شر او خلاص کرد.

احمد توکلی هم ضمن نقد مذکرات ژنو گفته است با تحویل دادن حتی یک کیلو اورانیوم هم مخالف است.

توافق هسته ای ژنو(با آمریکا و اروپا)، از سوی علی لاریجانی، صادق لاریجانی و دیگر سیاستمداران راست سنتی رد شده است.[27]

محمود احمدی نژاد هم متقابلاً آنان را مورد حمله قرار داده،"ستون پنجم دشمن" پیشین و "انقلابی" های کنونی به شمار آورده است.[28]

اصلاح طلبان طی دوران بوش که خطر حمله نظامی به ایران زیاد بود، خواهان پذیرش قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل و تعطیل کردن تولید غنی سازی اورانیوم بودند. اما اینک همان ها با توافق های ژنو مخالفت می کنند.

به عنوان نمونه، مهندس موسوی توافق های ژنو را "حیرت آور" خوانده که "اگر اجرا شود برباد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است."[29]

بدین ترتیب، جنگ قدرت در جمهوری اسلامی نمی گذارد در خصوص مهمترین چالش ایران و جهان غرب، توافقی به سود منافع ملی ایران شکل گیرد. هیچ یک از جناح ها به طور روشن نمی گویند چه نوع توافقی را به سود منافع ملی ایران می دانند.

"بازخوانی" تاریخ و "معنابخشی" جدید به آن،بخش دیگری از نزاع حاکمان جدید و قدیم است. روز قدس و روز تسخیر سفارت آمریکا، برای سبزها و رهبرانشان دیگر معنای سابق را ندارند.

اگرچه رهبران نظام هم چنان از آن روزها به معنایی که در دوران آیت الله خمینی داشت دفاع می کنند،اما در بیانیه های کروبی، موسوی و خاتمی هیچ نشانی از آن معانی وجود ندارد. سبزها از این ایام برای مبارزه ی با دولت و استبداد استفاده می کنند.آیت الله منتظری هم اشغال سفارت آمریکا را اشتباه خوانده است. بدین ترتیب، تاریخ جدیدی در حال برساخته شدن است.

ادامه دارد

بخش آخر این مقاله در روزهای آینده منتشر خواهد شد

پاورقی ها:

18- حسین فدایی در یک مصاحبه اخیراً ماجراهای آن دوره و اختلافات میان اصولگرایان را بازگو کرده است. این گفت و گو از جهات دیگری هم مهم است. هرجوع شود به لینک:

http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index.php?option=com_content&task=view&id=13282&Itemid=9

19- رجوع شود به وبسایت آیت الله خامنه ای، مورخ 4/4/ 1384 .

20- در ویدئوی زیر، محسن هاشمی، فرزند هاشمی، به مدعیات احمدی نژاد و جناحش پاسخ داده است: http://www.youtube.com/watch?v=EtwJnIR3FcM

21- به عنوان نمونه ای دیگر، به سخنان عباس سلیمی نمین بنگرید که می گوید:

"آقای هاشمی... خطای بسیار بزرگی را با نامه شورش و عصیانش در پیش از انتخابات مرتكب شد و باعث شد خارجی‌ها چشم امید به وعده شورش داشته باشند... اگر موسوی، سازی را علیه مصالح انقلاب بنوازد، با طناب او غرب ته چاه نمی‌رود ولی در باره آقای هاشمی‌ این احساس نیست. غرب وقتی می ‌بیند او وارد میدان شده، حساب ویژه‌ای باز می‌كند. برای همین است كه می‌ بینیم نامه آقای هاشمی ‌برای بسیج امكانات طرفداران غرب تعیین كننده بود. تا آنها فهمیدند یک جایی شكاف دارد ایجاد می ‌شود كه می ‌توان تخم فتنه را در آن كاشت وارد عمل شدند، این خیلی مهم است. او یكی از اشتباهات تاریخی و فاحش خود را انجام داده است. شما می‌ توانید آقای هاشمی‌ را مورد نقد قرار دهید اما وقتی می ‌خواهید او را از هستی ساقط كنید، شما هم كار اشتباهی انجام می ‌دهید. درست است آقای هاشمی ‌انسانی خطاكار است، ولی در حد خطایش باید با او برخورد كرد، نه اینكه وی را از هستی ساقط كرد".

22- به عنوان نمونه به لینک زیر رجوع شود که در آن بازخوانی جدیدی از ماجرای ایران- کنترا ارائه شده است:

http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index.php?option=com_content&task=view&id=13876&Itemid=9

ماجرای جاسوسی حسین موسوی هم مورد دیگری است که به طور مکرر بیان می شود. رجوع شود به لینک:

http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index.php?option=com_content&task=view&id=13871&Itemid=9

سفر مهدی هاشمی به انگلیس یکی دیگر از مواردی است که هر روز علیه هاشمی علم می گردد. به عنوان نمونه به لینک زیر رجوع شود:

http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index.php?option=com_content&task=view&id=13673&Itemid=9

23- به عنوان نمونه به لینک های زیر بنگرید:

http://www.hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=1469

در لینک بالا شاهد برخورد بسیار تند آیت الله خمینی با نمایندگان مجلس هستیم که تنها جرمشان پرسش در باره ماجرای سفر مک فارلین به ایران بود.

http://www.hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=1556

http://www.hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=1549

24- رجوع شود به لینک:

http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index.php?option=com_content&task=view&id=13579&Itemid=9

این سایت نزدیک به محمود احمدی نژاد به صراحت گفته است که نزاع بر سر "سنگرهای اقتصادی و سیاسی است". هاشمی رفسنجانی که :"درصدد حذف احمدی‏نژاد و تسلط بر فضای سیاسی و اقتصادی برآمد، در تمامی این پروژه‏ها، شکست‏های سمگینی را متحمل شد".

عباس سلیمی نمین هم طی گفت و گویی نزاع بر سر قدرت و ثروت را برملا کرده است. در بخشی از مصاحبه می گوید:

"حرف خودمان را بزنیم ولو اینكه دوستمان از ما بدش بیاید. ممكن است عده‌ای ناراحت شوند. آقایان طبسی، ناطق نوری، هاشمی، رفیق‌دوست، دری نجف‌آبادی و... كه با همدیگر پیوند خورده‌اند و بچه‌هایشان با یكدیگر فعالیت اقتصادی دارند، ممكن است ناراحت شوند. چه اشكالی دارد."

رجوع شود به لینک:

http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index.php?option=com_content&task=view&id=13299&Itemid=9

25- رجوع شود به لینک: http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=70514

26- رجوع شود به لینک: http://rajanews.com/detail.asp?id=38533

27- صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، در این خصوص گفته است:

"رئيس قوه قضائيه با اشاره به اينکه روابط ايران با ديگر کشورها بر اساس منافع ملت است، به زمزمه‌های مذاکره با آمريکا اشاره کرد و گفت: ما اگر بدون دقت و ظرافت به طرف مذاکره با آمريکا پيش برويم و مبنای کار را سخنان ظاهری قرار دهيم نمی ‌توانيم به موفقيت دست يابيم.لاريجانی با تأکيد بر اين ‌که رابطه ايران و آمريکا منع ذاتی ندارد، گفت:‌ در نهايت نظر مقام معظم رهبری است که در اين مورد فصل‌الخطاب است و نظر ايشان نيز تاکنون بارها اعلام شده است.رئيس قوه قضائيه به بحث انرژی هسته‌ای اشاره کرد و گفت: در مسئله انرژی هسته‌ای ملت و دولت ايران پايمردی بسياری از خود نشان داده است و به راحتی نبايد منافع خود را در اين مسئله ناديده بگيريم. ‌فرستادن اورانيوم به خارج کشور قابل تأمل است و به نظر می ‌رسد اينگونه تعامل در بحث انرژی هسته‌ای به نفع کشور نيست و بر اساس قوانين NPT کشورهای پيشرفته موظفند اورانيوم مورد نياز کشور را به ايران تحويل دهند".

رجوع شود به لینک: http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=70873

28- می گوید:

"خاطرتان هست وقتی فشارهای دشمن به نقطه اوج رسيده بود، بعضی از مدعيان در داخل كشور به جای مقابله با دشمن تحت شعارهايی مثل تدبير و تعقل فرزندان ملت و ملت را به سازش دعوت می ‌كردند و به مثابه ستون پنجم دشمن تلاش می ‌كردند پشت جبهه ملت را خالی كنند. چقدر سخنرانی می ‌كردند و به دولت تهمت زدند و چقدر حرف‌های بی ربط زدند كه شما با ايستادگی ‌تان كشور را به خطر می ‌اندازيد. حالا كه به فضل الهی با ايستادگی ملت و رهبری عزيز با عنايت ويژه امام عصر(عج) حقوق هسته‌ای ايران، غنی سازی، فن آوری و توانمندی ملت ايران تثبيت شده است و به رسميت شناخته شده است و دوران بهره برداری از آن استقامت‌ها و فن آوری‌ها فرا رسيده است، عده‌ای به شدت انقلابی شده‌اند. ما از انقلابی شدن آنها استقبال می ‌كنيم".

رجوع شود به لینک:http://rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=38831

29a:رجوع شود به لینک: http://alef.ir/1388/content/view/56314/