نگاهی دیگر: 30 سال جنگ قدرت در ایران- بخش آخر

ادامه از بخش سوم

Image caption آیت الله خامنه ای از ابتدای رهبری، پای نظامیان را به قلمرو اقتصاد و سیاست داخلی باز کرد

نتیجه: جوامع انسانی درگیر رقابت بر سر منابع کمیاب قدرت، ثروت، معرفت و منزلت هستند. سیاست مداران به دنبال افزایش قدرت خود هستند، نه کاهش آن. به دنبال باقی ماندن در قدرت هستند، نه رها کردن آن.

اگر ورود به ساختار سیاسی انتخاباتی باشد، به دنبال انتخاب مجدد هستند، نه بازنده شدن در بازی سیاسی. آنان دائماً شیوه هایی را پیدا می کنند که بر نفوذشان بیفزاید.

در کشوری چون ایران، که 80 درصد اقتصادش دولتی است و 70درصد درآمدهای دولت ناشی از صادرات نفت است که محصولی طبیعی است (مطابق آمارهای اعلام شده از سوی بانک مرکزی ایران، طی 4 سال 84 الی 87 ، 280 میلیارد دلار نفت به فروش رسیده است)، اتصال به دولت مهمترین راه ثروتمند شدن است.

ورود به قلمرو دولت فقط قدرت به ارمغان نمی آورد، ثروت هم به دنبال دارد[33]. اگر چه شعارهای تقوا، زهد، و دوری از دنیا و به فکر آخرت بودن سر داده می شود، اما اختلافات سه دهه گذشته، از جهت سیاسی، نزاع بر سر قدرت، ثروت ، منزلت و معرفت بوده است، نه خدا و پیامبر و اسلام . نزاع هایی که به طور مرتب موجب افتراق ها و حذف های تازه می شوند.

آیت الله خامنه ای از ابتدای رهبری، پای نظامیان را به قلمرو اقتصاد و سیاست داخلی باز کرد. منافع اقتصادی و سیاسی بسیاری نصیب آنها شده است. به تعبیر دقیق تر، جنگ ایران و عراق موجب بسیج چند میلیون نفر از اقشار محروم کشور شد.

این نیروها زمانی که در جنگ بودند، قهرمانان تاریخ ساز به شمار می آمدند. بازیگرانی که در جبهه ها از طریق شهادت و شجاعت و اسارت و جراحت در حال ساختن تاریخ بودند، پس از پایان جنگ خود را "هیچ" و "فراموش شده" یافتند. پس از شورش های شهری آغاز ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، او برای اینکه پایگاه اجتماعی برای رژیم فراهم آورد، نظامیان را به مشارکت در پروژه های اقتصادی دعوت کرد.

درست است که بدین ترتیب گروهی از فرماندهان به نان و نوایی رسیدند، اما اکثریت اقشار محروم هم چنان خود را هیچ و فراموش شده احساس می کردند[34]. در دوران اصلاحات هم توجه چندانی به این نیروها نشد.

این نیروها بعدها به طبقات حامی محمود احمدی نژاد تبدیل شدند. این همان طبقه ای است که نمایندگان سیاسی فعلی اش، یعنی احمدی نژاد و فرماندهان کنونی سپاه و دستگاههای امنیتی امروز جمهوری اسلامی و بیت آیت الله خامنه ای، در حال حذف کامل نخبگان سیاسی حاکم پیشین است.

فرایند تحولات پس از انتخابات 22 خرداد 88، فرایند حذف اقشاری از طبقه ی حاکمه ی 30 سال گذشته از قدرت و ثروت و معرفت و منزلت ، و تقسیم این منابع کمیاب میان اقشاری جدید از این طبقه است.

حاکمانِ فعلی هم از آنجا که با روشهای متقلبانه و با سوء استفاده ازمنابع عمومی برای خدمت به منافع خصوصی، انواع رانت های اطلاعاتی، استقاده از زور برای سرکوب وخاموش کردن صدای مخالفانِ خود- اعم از دگراندیشان و افراد سابقا خودی- به قدرت رسیده اند بر شدت انحصار طلبی خواهند افزود و رقابت بر سر ثروت و قدرت از این هم بی رحمانه تر خواهد شد.

"قهرمانان جنگ" و اقشار اجتماعیِ هم سرنوشت آنان در جامعه ی امروز ایران باز هم به حالِ خود رها خواهند شد تا غریبانه با تورم و رکود و بیکاری دست و پنجه نرم کنند.

قاعده بازیِ قدرت درجمهوری اسلامی تا امروز رسم ناجوانمردی بوده است. کسانی که با ناجوانمردی به قدرت رسیده اند و هویتِ سیاسی شان در طی مراتب فزاینده ناجوانمردی شکل گرفته است نمی توانند یک شبه عدالت گرا شوند.

آنها خصوصی سازی را به دزدیِ اموال عمومی برای ثروتمند کردن قشری نازک از گردانندگان دستگاه های نظامی و امنیتی تبدیل خواهند کرد- همان گونه که در این چند سال اخیر کرده اند.

این حاکمان جدید حذف یارانه ها را به مکانیسمی برای فقیر سازی جامعه، حامی پروری و باز پس گرفتن امتیازاتی خواهند کرد که در سال های اول انقلاب به اقشار پایین جامه واگذار شد تا سختی های جنگ و انقلاب را بهتر تحمل کنند[35].

محمود احمدی نژاد در مجلس گفته است: "با اجرای لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها، تقريبا همه روابط و مناسبات اقتصادی كشوردگرگون می ‌شود. . . قرار است یارانه ها به درستی توزیع شود. . . روش غلط توزیع یارانه ها باید زیر و رو شود و این یک کار بزرگ است".

بر اساس لایحه پیشنهادی دولت، درآمد حاصل از آزاد سازی کالاهای مشمول دریافت یارانه باید به حساب "صندوق هدفمندسازی یارانه‌ها" واریز می شد که اختیار منابع آن عملا در اختیار رییس جمهور است.

مجلس این بخش را به صورت زیر تغییر داد: "دولت مکلف است تمام منابع حاصل از اجرای این قانون را به حساب خاصی به نام هدفمند سازی یارانه ها نزد خزانه داری کل واریز کند.

صد در صد وجوه واریزی در قالب قوانین بودجه سنواتی برای موارد پیش بینی شده در مواد 5 و 6 و 8 این قانون اختصاص خواهد یافت". احمدی نژاد دقیقا با همین بخش مخالفت دارد.

او در مجلس اعتراض خود را به این شکل بیان کرد: "گفتند برای هدفمند کردن يارانه ها لايحه بده و حالا که لايحه داديم، می گويند بايد به بودجه سالانه متصل شود. ما با دست بسته نمی توانيم چنين بار سنگينی را به دوش بکشيم. . . . اين لايحه مهم ترين لايحه اقتصادی در 30 سال اخير است و کار بزرگی بايد در کشور انجام شود چرا که با اجرای لايحه هدفمند کردن يارانه ها، تقريباً همه روابط و مناسبات اقتصادی کشور دگرگون می شود"[36].

یک بار دیگر قرار است همه روابط و مناسبات به سود یک گروه زیر و رو شود. گروهی که احمدی نژاد آنها را نمایندگی می کند خواهان آنند که اختیار توزیع منابع در این "دگرگونی عظیم اقتصادی" را در اختیار خود داشته باشند و همین مجلس سلطانی مطیع رهبری هم از طریق قوانین بودجه سالانه بر این توزیع منابع نظارتی نداشته باشد.

دعوای اصلی در این مرحله از تطور جمهوری اسلامی دقیقا این است. آنها بخش های سنتی ائتلاف راست و روحانیت را- که بر خلاف دورۀ خاتمی دیگر به هر بهانه ی کوچکی کفن نمی پوشد و اعتراض نمی کند- به راحتی بیشتری کنار خواهند زد و معادن و کارخانه های مصادره شده را از آنها باز پس خواهند گرفت تا به حاکمان نو رسیده بدهند.

روحانیت که در نظام جمهوری اسلامی از امتیازهای زیادی برخوردار است، قرار نیست در پروژه جدید از منافع اقتصادی محروم گردد. آنان که با فرایند جدید همراه باشند، می توانند به اندازه مشارکت شان از سفره نفت بهره مند شوند.

این خبر که در هر مدرسه یک روحانی برای هدایت ایدئولوژیک به کار گمارده خواهد شد، به معنای آن است که شما را هم فراموش نکرده ایم[37].

با همه این احوال، حتی اگر این سودا موفق از کار درآید، به معنای پایان اختلاف ها نخواهد بود. جمهوری اسلامی که جمع اضداد است، وحدت گرایی اش عین افتراق و حذف است. تا زمانی که منابع کمیاب قدرت، ثروت، معرفت و منزلت وجود دارد، نزاع بر سر آنها هم وجود خواهد داشت.

مهم مکانیسم های کنترل این این نزاع ها، وجود قوانین شفاف برای داوری در مورد آن ها و نظارت عمومی دمکراتیک بر نحوه ی قانونگذاری در مورد این قواعد است.

گروه های حاکم در جمهوری اسلامی هیچ گاه به قواعد دمکراتیک داوری در مورد این نزاع ها تن نداده اند و حرکت عمومی در این سی سال به طور کلی در جهت عدم شفافیت فزاینده و تمرکز دم افزون قدرت در نهادهای فارغ از نظارت دمکراتیک و بی رحمانه تر شدن رقابت و منازعه ی سیاسی بوده است.

قاعده بازی جمهوری اسلامی تا امروز بر حذف مخالفان بوده است. این قاعده بازی هر سال گروه ها و اقشار جدیدی را از صفوف "مردم" و خودی ها رانده و در صفوف "دشمن" طبقه بندی کرده است.

تا قاعده بازی این است این برف را که بر سر و روی جمهوری اسلامی می نشیند سر باز ایستادن نیست. آن سخن عمیق را هیچ گاه نباید فراموش کرد که قدرت اولین چیزی را که از آدمی می ستاند، قدرت عدالت ورزی است واز این رو فقط قدرت است که قدرت را مهار می کند.

فقط قدرت تشکل های اجتماعی مدافع علائق و منافع گروه های متکثر مردم است که می تواند بر میل پایان ناپذیر دولت بر خود کامگی مهار بزند. جمهوری اسلامی سی سال کوشیده است ثابت کند استثنایی بر این قاعده است و افسوس که فقط شواهد بیشتر و بسیار مفصلی برای اثبات قاعده فراهم آورده است.

تمام کوشش آیت الله علی خامنه ای این بود و هست که رژیم جمهوری اسلامی را رژیمی یکپارچه نشان دهد که دشمن به دنبال ایجاد اختلاف در ارکان آن و تبدیل حاکمیت یگانه به حاکمیت دوگانه(بخشی انتخابی و بخشی انتصابی) است.

هیچ چسبی قادر به اتصال همه نیروهای درگیر قدرت و ثروت، در نظامی غیر دموکراتیک، نیست. چالش کنونی، کنار زدن طبقه ی حاکمه ی پیشین و جایگزین کردن طبقه ی جدیدی است که تقسیم غنایم را از نو بازتعریف خواهد کرد.

به احتمال زیاد، این طبقه جدید به سوی حل مسائل رژیم با جهان غرب خواهد شتافت. در آن صورت، نوعی رقابت میان طبقات جدید سازماندهی خواهد شد که گردش منافع را میان آنها تابع قواعد مقبول طرفین سازد.

اما این طبقه جدید، اگر مایل باشد مسائل را با جهان غرب حل کند، و به کسب منافع میان خود سر و سامانی بخشد، در گام بعد مجبور خواهد شد تا برخی دریچه ها را در داخل بگشاید تا پائینی ها هم امکان نفس کشیدن داشته باشند.

تردیدی وجود ندارد که برخی از نمادهای طبقه جدید به دنبال آنند که رژیم جمهوری اسلامی را به رژیمی همچون رژیم صدام حسین یا حافظ اسد یا سرهنگ قذافی تبدیل سازند که به هیچ وجه امکان تغییر آنها از درون وجود نداشته باشد.

اما مهمترین مسأله آنان این است که ایران، عراق و سوریه و لیبی نیست، نه تنها سطح توسعه اجتماعی ایران بالاتر از این سه کشور است، بلکه ایران دارای بازیگران سیاسی ای است که از دل سی سال تحول سیاسیِ عمیق و تجربه اندوزی از این تحول ، سر برآورده اند، که به طور عمده محصول کنش بازیگران داخلی بوده است.

بازیگر سیاسی عمومی ای که در ایران امروز در حال شکل گیری است از گنجینه ارزشمند تجربه سه نسل از فعالین سیاسی پس از کودتای 28 مرداد 1332 ، از همه درس های موفقیت ها و شکست های دردناک آنان ، تغذیه می کند و جوهر آرمانهای واقعی انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب بهمن 1357 را (حقوق و آزادی های مدنی و سیاسی، استقلال ملی، و عدالت اجتماعی) درقالب ترکیبی امروزین می پالاید.

اگر سبزها این درس را آموخته باشند که باید مردم و جامعه را قوی ساخت، آن وقت با جنبشی اجتماعی روبرو خواهیم بود که می تواند نور امید بر آرزوهای برباد رفته نسل های پیشین بتاباند.

پایان

پاورقی ها:

32- سخنان مهندی موسوی در آخرین دیدار با مهدی کروبی گفته است:

"دردها مشترک است و من نیز بر این مشکلاتی که شما اشاره کردید و بسیاری مشکلات دیگر واقفم. به عنوان مثال گفتگویی که در زمینه هسته ای در ژنو صورت گرفته است واقعا مورد حیرت است قول و قرارهایی که در ژنو داده شده اگر اجرا شود برباد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد. اینها نتیجه ی ماجرا جویی و عبور از اصول و منافع ملی در سیاست خارجی ما است و جالب آنجاست که به فرزندان انقلابی و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمایل به غرب و شرق می زنند و خود به صورت آشکار و مکرر در مقابل آمریکا کرنش می کنند" رجوع شود به لینک: http://tagheer. net/fa/archives/1388,08,06/625

مهندس موسوی در بیانیه ی شماره ی 14 خود هم به توافق ژنو تاخته است. می نویسد:

"اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می ‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می ‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می ‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ، که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟ دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌ گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است".

رجوع شود به لینک: http://tagheer. net/fa/archives/1388,08,09/692

33- به یاد دارم که در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی روزی شاهد پیشنهاد یک معامله بودم. فردی از فرد دیگری که دولتی بود درخواست می کرد از نفوذ خود استفاده کند تا فردی را که آنها معرفی می کنند به عنوان فرماندار ورامین منصوب شود و در مقابل یک میلیون تومان دریافت کند. من از پیشنهاد دهنده پرسیدم این کار چه منافعی برای شما دارد؟ او پاسخ داد: زمین های کشاورزی به زمین های مسکونی و تجارتی تبدیل می شود. اگر فرماندار از ما باشد، درحالی این این مصوبات در حال شکل گیری است، اطلاعات لازم را در اختیار ما می گذارد، ما این زمین ها را خریداری می کینم و یک شبه میلیاردر می شویم. این یکی از مهمترین راه های ثروتمند شدن در ایران است.

34- مقاله ی زیر یکی از صدها مقاله ای است که جناح احمدی نژاد در نقد دوران سازندگی هاشمی رفسنجانی نوشته و ضمن آن از "ظهور طبقه ی جدید" در آن دوران سخن گفته اند. رجوع شود به لینک:

http://rajanews. com/detail. asp?id=34793

گفت و گوی زیر هم به نوعی طبقه ی حاکمه ی قبلی را به نقد کشیده است:

http://rajanews. com/detail. asp?id=39071

35- حذف یارانه های کالاهای اساسی، یکی از مهمترین اقداماتی است که قوه ی مجریه درصدد اجرای آن است. قوه ی مقننه با تصویب آن راه تورم بسیار زیاد و فقیرسازی مردم را هموار کرد. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که بدین ترتیب طبقه ی متوسط ضعیف ایران، و اقشار فقیر به شدت صدمه خواهند دید. درخصوص پرداخت یارانه مستقیم به مردم، مجلس نحوه ی پرداخت آن را به دولت واگذار کرد. سایت متعلق به جناح احمدی نژاد به استقبال این امر رفته است:

http://rajanews. com/detail. asp?id=38971

روزنامه ی سرمایه در مقاله ی زیر، پیامدهای حذف یارانه ها را بررسی کرده است:

http://www. sarmayeh. net/ShowNews. php?63431

36- رجوع شود به لینک های زیر:

http://www. sanyehnews. com/sanyeh/website/index. php?option=com_content&task=view&id=13939&Itemid=9

http://www. tahavolateeghtesadi. ir/layehe-layehedolat-fa. html

http://www. etemaad. ir/Released/88-08-13/150. htm

37- رجوع شود به لینک:

http://www. bbc. co. uk/persian/iran/2009/11/091101_ka_rohani-school. shtml