"به شعورم توهین شد"

علی زارع از عکاسان مطبوعاتی ایران است که به دنبال حوادث پس از انتخابات ایران را ترک کرد و در حال حاضر در پاریس به سر می برد. آقای زارع در سالهای گذشته با روزنامه همشهری و ماهنامه "نسیم" و "سینما تئاتر" همکاری داشته است.

او چهار ماه پیش برای حضور در فستیوال 165 سال عکاسی ایران و دو فستیوال عکس دیگر در فرانسه به پاریس سفر کرد.

او در چهار ماه گذشته اولین فیلم کوتاه داستانی اش را به نام "واگن آخر" در پاریس ساخت.

نمایشگاهی از علی زارع در روزهای آینده در لس آنجلس و پس از آن کارگاه آموزشی او در واشنگتن برگزار می شود. آقای زارع برای حضور در این برنامه ها به زودی به آمریکا سفر خواهد کرد.

آقای زارع در حال حاضر شما خارج از ایران زندگی می کنید آیا خروج شما از ایران ارتباطی به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری داشته است؟

مطمئنا اتفاقات پس از انتخابات بی تاثیر نبود. شرایط رکود کاری پیش از انتخابات، هم برای من و هم برای خیلی دیگر از عکاسان وجود داشت. به دلیل اینکه امکان سفر داشتم می خواستم مدتی بمانم و ببینم اگر اوضاع اقتصادی و فضای باز سیاسی به لحاظ کار کردن فراهم می شود، بمانم. اگر نه ایران را برای موقعیت بهتر کاری ترک کنم. منتظر همین موضوع بودم که اتفاقات قبل و بعد از انتخابات مزید بر علت شد و باعث شد تا بیشتر خودم را قانع کنم که ایران را برای زندگی جدید ترک کنم.

شما چند وقتی بعد از انتخابات ایران را ترک کردید. به عنوان یک عکاس می توانید از مشاهداتتان از وقایع بعد از انتخابات بگویید؟

به عنوان یک عکاس و روایتگر بخشی از این مشاهدات در عکس هایی که گرفته ام، ثبت شده است. ولی مهم ترین مساله که خیلی مهم است این بود که باعث تاسف است که برای عکاس یا کسی که کار هنری می کند در عرصه عکاسی خفقان وجود داشت و هنوز هم دارد. شما ابدا نمی توانید حداقل تاریخ نگاری بی طرفانه کنید. حتی اجازه ثبت تاریخ را ندارید بنابراین به عنوان یک خبرنگار دچار مشکل می شوید.

اگر به سوال قبلی برگردیم آیا خروج شما از ایران اختیاری بود یا به جبر مجبور به ترک ایران شدید؟ آیا اگر در شرایط دیگری بود ایران را ترک می کردید؟

مطمئنا اگر اتفاقاتی مثل دستگیری در ایام انتخابات برای من پیش نمی آمد شاید این اتفاق نمی افتاد. ده روز بعد از انتخابات ایران را ترک کردم. چرا که رسما به من، به عنوان یک عکاس توهین شد که در آنجا با مجوز فعالیت می کردم. بدون اینکه کوچکترین چیزی را زیر پا بگذارم. با رعایت موازین و قوانینی که جمهوری اسلامی برای یک عکاس گذاشته بود، کار می کردم. با مجوزی که خودشان به من داده بودند. اما وقتی شما را در خیابان کتک می زنند و بازداشت می کنند، چه می کنید. بعد از چهار ماه هنوز به زخم های روی تنم نگاه می کنم و می گویم ای کاش نوع دیگری خالکوبی را تجربه می کردم. همه بدنشان را خالکوبی می کنند برای اینکه یادگاری های خوبی داشته باشند، ولی ما خالکوبی اجباری روی بدنمان داریم. به شعورم توهین شد که چرا ما باید به عنوان یک عکاس تنبیه شویم. به این جرم که داریم کارمان را انجام می دهیم. بله صد در صد این اتفاقات باعث شد که دلم بخواهد آنجا را ترک کنم و الان هم از این اتفاق پشیمان نیستم.

در ایران به عنوان یک عکاس مشغول به کار بودید آیا در پاریس هم کار عکاسی را ادامه می دهید و با چه مشکلاتی در بدو ورود به خارج از ایران مواجه شدید؟

باعث تاسف است که مجبور شدم با این شرایط به خارج از ایران بیایم. به این خاطر که اینجا به قدری رقابت زیاد است، به قدری کار هست که ما در اینجا مثل ریگی در بیایان هم نیستیم. به این علت که با تمام اسم و رسمی که از ایران کسب کرده ایم و به همان علت ما را اینجا می شناسند، حالا باید برویم ته صف که تازه شرایطی به وجود بیاید که کمی شبیه ایران باشد که ما کار کنیم و کسب درآمد کنیم.

در نهایت علی زارع در آینده قصد بازگشت به ایران را دارد؟

علی زارع آرزوی بازگشت به ایران را دارد. راستش امکانش را ندارم. دلیل اینکه می گویم امکانش را ندارم این است که نمی دانم کسی در کشورم به من خوش آمد می گوید یا نه؟ تا وقتی حس نکنم کسی در ایران به من خوش آمد نمی گوید هیچ وقت باز نخواهم گشت.

مطالب مرتبط