به ياد امير قويدل کارگردان تريلرهای سياسی

امير قويدل، فيلمنامه نويس و کارگردان به دليل بيماری درگذشت و به قافله جوانمرگان سينمای ايران پيوست. سينماگر با استعدادی که اگرچه نامش در سينمای هنری ايران هرگز مطرح نبود اما قدرت کارگردانی او غير قابل انکار بود و ساختن فيلمی مثل سردار جنگل نشان دهنده تسلط و مهارت او در کارگردانی پروژه های بزرگ سينمايی بود.

قويدل سينما را با دستياری ساموئل خاچیکيان آغاز کرد و شيوه کارگردانی اش نشان می دهد که بسيار متاثر از راه و روش خاچیکيان در پرداخت صحنه ها و روايت قصه بود.

کارنامه سينمايی قويدل قبل از انقلاب جز دستياری خاچیکيان در فيلم های مرگ در باران، اضطراب و کوسه جنوب فيلمی را نشان نمی دهد اگرچه مسئوليت کارگردانی برخی قسمت های سريال جنايی چنگک(به همراه جلال مقدم) نيز با او بود. از معدود سريال های تريلر جنايی پيش از انقلاب در ايران که به شيوه فيلم های خاچیکيان ساخته شده بود و تعليق و دلهره از عناصر اصلی آن بود.

بنابراين اگر چنگک را در کارنامه سينمايی قويدل ناديده بگيريم، او را بايد اساسا سينماگر بعد از انقلاب دانست. فيلمسازی که درست بعد از پيروزی انقلاب اسلامی در ايران، به سراغ سوژه های سياسی مربوط به انقلاب رفت و نخستين فيلم های ژانر سياسی و انقلابی را در سينمای ايران خلق کرد. فيلم های خونبارش و برنج خونين از اين جمله اند.

در خونبارش وی ماجرای تمرد سربازان ارتش شاه عليه فرماندهان خود و پيوستن آنها به صفوف مردم را در روزهای خونين انقلاب، بر اساس داستانی واقعی، روايت کرد. اين فيلم ماجرای سه تن از سربازان گارد پادگان قصر بود که با اسلحه های خود از پادگان فرار می کنند و يکی از آنها در جريان گريز به دست ماموران شاه کشته می شود.

قويدل در اين فيلم از علی غفوری سبزواری و قاسم دهقانی سنگستانی دو سرباز انقلابی در نقش های خود استفاده کرد و به اين ترتيب فيلم خونبارش نخستين فيلم سينمای بعد از انقلاب است که از نابازيگران و شخصيت های واقعی در نقش های خود استفاده کرده است. موفقيت اين فيلم در نمايش عمومی، توليد مجموعه ای از فيلم ها با موضوع انقلاب و مبارزه بين عناصر انقلابی و نيروهای رژيم شاه را به دنبال داشت.

قويدل در برنج خونين نيز، به مبارزه انقلابی کشاورزان و روستائيان ستمديده با نيروهای امنيتی حکومتی پرداخت.

درونمايه فيلم های دل نمک، ترن و بندر مه آلود نيز به رويدادهايی که به انقلاب اسلامی ختم می شود، مربوط بود.

ويزگی ديگر قويدل اين بود که وی دلبسته ژانر تريلر بود و در فيلم های انقلابی و سياسی اش نيز آگاهانه، برخی عناصر اين ژانر مثل تعليق و دلهره را به کار گرفت.

آشنايی قويدل با قواعد ژانر جنايی و تريلر که نتيجه سال ها همکاری او با ساموئل خاچکيان در سينما بود، منجر به خلق لحظه های دراماتيک نفس گير و پرهيجان در فيلم هايی مثل ترن و بندر مه آلود(که از نمونه های خوب و موفق تريلر سياسی در سينمای ايران است) شد. تجربه های موفقی که متاسفانه بعد از آن هرگز تکرار نشد.

قويدل با اينکه سينماگری مربوط به بدنه سينمای ايران بود و سهم مهمی در شکل گيری جريان سينمای تجاری بعد از انقلاب ايران داشت، اما هرگز تسليم سليقه های سطحی و نازل رايج در سينمای تجاری ايران نشد و به ابتذال تن نداد.

به همين دليل فيلم های او در ساليان اخير عليرغم داشتن عناصر دراماتيک نيرومند و حضور بازيگران پرقدرتی مثل فرامرز قريبيان و خسرو شکيبايی، به دليل پرهيز از عناصر و کليشه های رايج عامه پسندانه، قدرت اندکی در جذب مخاطب ايرانی داشت و به همين دليل نمی توان او را فيلمساز موفقی در اين زمينه دانست.