انقلاب مخملی و نمونه ایران

انقلاب مخملی در چکسلواکی
Image caption حدود ۲۰ سال از پیروزی انقلاب مخملی در چکسلواکی می گذرد

سال ها پس از پیروزی انقلاب های مخملی در اروپای شرقی، گروهی از نظریه پردازان از انقلاب مخملی به عنوان جانشینی برای مدل پیشین انقلاب سخن می گویند.

این نظریه پردازان معتقدند که الگوی انقلاب مخملی بر جنبش های دموکراسی خواهی و ضد تبعیض در دیگر کشورها اثر گذاشته و جنبش های اعتراضی در کشورهایی مانند برمه و ایران نمونه های تازه ای از انقلاب مخملی هستند.

تیموتی گارتن اش، استاد تاریخ معاصر دانشگاه آکسفورد، در کنفرانسی در دانشگاه استانفورد در آمریکا به مناسبت بیستمین سال پیروزی نخستین انقلاب های مخملی در اروپای شرقی، الگوی این نوع انقلاب را الگوی نظری برای جایگزینی مدل پیشین انقلاب دانسته است.

به اعتقاد آقای گارتن اش، انقلاب مخملی بر خلاف مدل پیشین انقلاب، صلح آمیز است، آرمانگرایانه نیست و ادعای پیگیری خواست های یک طبقه خاص را مطرح نمی کند؛ اما سریع، توده ای و پرقدرت است.

خاستگاه انقلاب مخملی

اگرچه به باور نظریه پردازان، نشانه های انقلاب مخملی را در راهبرد سیاسی کسانی مانند مهاتما گاندی در رهبری جنبش ضد استعماری در هندوستان می توان یافت، اما انقلاب در اروپای شرقی اولین نمونه تام و تمام انقلاب مخملی است.

در فاصله ۱۷ تا ۲۹ نوامبر ۱۹۸۹ انقلابی مسالمت آمیز به رهبری دانشجویان و روشنفکران علیه حاکمیت کمونیست ها در چکسلواکی به پیروزی رسید.

پس از چکسلواکی، رومانی، بلغارستان، مجارستان و لهستان هم دچار انقلاب شدند و طی سه سال به حاکمیت احزاب کمونیست بر کشورهای اروپای شرقی پایان داده شد.

گفته می شود که واژه انقلاب مخملی را یک روزنامه نگار فرانسوی برای اولین بار در توصیف فرآیند انقلابی در چکسلواکی به کار برده است؛ اما تنها در چند سال اخیر بود که واژه انقلاب مخملی به نظریه های رایج در باره تحولات سیاسی راه یافت.

مخالفان انقلاب مخملی

همان طور که مفهوم سنتی انقلاب با موجی از نقد از سوی مخالفان جنبش های انقلابی روبرو و مفهوم اصلاح طلبی و رفورم از سوی نظریه پردازانی مانند کارل پوپردر برابر آن مطرح شد، تعبیر انقلاب مخملی هم با مخالفت هایی روبرو شده است.

Image caption عده‌ای عقیده دارند که فعالیت‌های جنبش اعتراضی در ایران شباهت‌هایی به انقلاب مخملی دارد

مخالفت با مفهوم انقلاب مخملی، نخستین بار از سوی دولت هایی که در برابر امواج اعتراضی دموکراسی طلبانه قرار داشتند، مانند رهبران محافظه کار در اوکراین و گرجستان مطرح شد، اما شاید شدیدترین انتقادات به این نوع تحول، از سوی مقامات جمهوری اسلامی ابراز شده باشد.

مقامات ایران، چنان که در یک ویدیوی آموزشی منتشر شده از سوی وزارت اطلاعات ایران آمده است، انقلاب مخملی را ساخته و پرداخته سازمان های سیاسی و اطلاعاتی آمریکا می دانند که هدف آن بر سر کار آوردن طرفداران آمریکا در کشورهایی است که در برابر آمریکا قرار دارند.

پس از بالا گرفتن جنبش اعتراضی انتخاباتی در ایران، مقامات دادگاه های ایران گروهی از بازداشت شدگان را به ایجاد اغتشاش به قصد به راه انداختن انقلاب مخملی با حمایت آمریکا و بریتانیا متهم کردند.

انقلاب مخملی و نمونه ایرانی

مقامات غربی این ادعاهای دولت ایران را بی پایه خوانده و رد کرده اند، اما با این وجود برخی از صاحب نظران معتقدند که شرایط جنبش اعتراضی در ایران به شرایط انقلاب مخملی شباهت دارد.

تیموتی گارتن اش معتقد است که روش عمل معترضان در ایران، استفاده از شبکه های اجتماعی، صلح آمیز بودن و مصالحه جویانه بودن اعتراضات در ایران و عدم تکیه بر رهبری سازمان یافته و بهره گیری از فضای مدنی نشانه هایی از انقلاب مخملی است.

عباس میلانی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه استانفورد هم عقیده دارد این که مقامات ایران واژه انقلاب مخملی را به یک اتهام تبدیل کرده اند، ناشی از ماهیت تجددستیز رهبران ایران است و شبیه مخالفت هایی است که با جنبش مشروطیت می شد.

به باور آقای میلانی رهبری جمعی و غیر متکی به فرد خاص و درخواست اعاده قانون اساسی و اعاده حاکمیت ملی متکی بر انتخابات آزاد، همان جوهر انقلاب های مخملی است.

احمد سلامتیان، تحلیل گر مسایل ایران نیز می گوید که انقلاب مخملی نوعی اعتراض به تمامیت خواهی است که در ایران دیده می شود و به از دست رفتن اقتدار سنتی رژیم ایران در حوزه های متنوع زندگی منجر شده و شرایط شکننده ای را برای دولت ایران به وجود آورده است.

اما گروهی از ناظران آمریکایی معتقدند که شرایط ایران را نمی توان نمونه ای از انقلاب مخملی دانست.

فرید زکریا، پژوهشگر آمریکایی و سردبیر نیوزویک بین المللی با استناد به نظر زیبیگنیو بریژینسکی، نظریه پرداز آمریکایی می گوید که انقلاب مخملی در اروپای شرقی نتیجه هم جهتی سه نیروی ملی گرایی، مذهب و دموکراسی طلبی بر علیه حاکمان کمونیست بود.

به باور آقای زکریا، در ایران ملی گرایی افراطی و باور های مذهبی همیشه هم سو با جنبش دموکراسی طلبی نیستند و این به حاکمان ایران اجازه کنترل اوضاع را می دهد.

رون مارکس، پژوهشگر آمریکایی روابط بین المللی هم می گوید که این احتمال که جناح های حاکم بر ایران در پی اعتراضات مسالمت جویانه و بدون خشونت به خواست های دموکراسی طلبانه تن دهند، بسیار بعید است.

مطالب مرتبط