پروژه های نفتی ایران اولویت بندی می شود

Image caption وزیر نفت از شرکت های زیرمجموعه وزارت نفت خواسته است تا پروژه هایشان را دوباره ارزیابی کنند

مسعود میرکاظمی، وزیر نفت ایران با صدور بخشنامه ای به چهار شرکت اصلی زیرمجموعه وزارت نفت بر ضرورت اولویت بندی اجرای طرح های نفت، گاز، پتروشیمی و پالایش و پخش فرآورده های نفتی تاکید کرده است.

بر اساس این بخشنامه در برگزاری مناقصه طرح های جدید صنعت نفت، باید میزان توجیه اقتصادی طرح ها، سرمایه و منابع مالی مورد نیاز برای ساخت و تکمیل پروژه ها، دوره بازگشت سرمایه و اثربخشی آتی اجرای این طرح ها در نظر گرفته شود.

البته موضوع اولویت بندی پروژه های نفتی، ابتدا در مراسم معارفه وزیر نفت کنونی ایران از طرف محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، مطرح شد. او گفته بود که باید سرمایه گذاری و برنامه ریزی ها در صنعت نفت بر اساس معیارهای اقتصادی انجام شود و نوعی اولویت بندی در تقسیم منابع مالی بین پروژه های نفتی انجام شود.

آقای احمدی نژاد در شرایطی بر بازبینی و اولویت بندی پروژه های نفتی تاکید کرد که در همان مراسم معارفه، غلامحسین نوذری، وزیر نفت وقت که جای خود را به مسعود میرکاظمی داد، گفت که در ۴ سال اخیر بیش از ۶۶ میلیارد دلار در صنعت نفت ایران سرمایه گذاری شده و قرار است در ۴ سال آینده هم دست کم ۱۰۰ میلیارد دلار در بخش های مختلف این صنعت سرمایه گذاری شود.

رقم هایی که وزارت نفت به عنوان سرمایه گذاری های انجام شده در بخش نفت اعلام کرده، در مقایسه با دیگر بخش های اقتصادی قابل توجه است، ولی به نظر می رسد برای اجرای تمام پروژه های مورد نیاز صنعت نفت کافی نیست. چون کمی بعد، به دنبال بخشنامه رسمی وزیر نفت، اعلام شد که قرار است پروژه های نفتی بر اساس معیارهایی از جمله توجیه اقتصادی طرح ها دوباره ارزیابی و اولویت بندی شوند.

حسن منصور، کارشناس اقتصاد انرژی در لندن معتقد است که در شرایط کنونی، اولویت بندی پروژه های نفتی اجتناب ناپذیر است. او می گوید: "تمام بخش های صنعت نفت ایران به سرمایه گذاری قابل توجهی نیاز دارد، در حالی که امکانات این صنعت بسیار محدود شده است. به همین دلیل تصمیم گیران صنعت نفت، باید مشخص کنند که برای جلوگیری از افت ظرفیت تولید بخش های مختلف صنعت نفت، اول باید کدام پروژه ها اجرا شوند و به بهره برداری برسند."

محسین شمشیری، خبرنگار اقتصادی در تهران، شرایط داخلی و بحران اقتصاد جهانی را هم در کمبود منابع مالی برای اجرای پروژه های صنعت نفت موثر می داند. او می گوید: "برنامه ریزان صنعت نفت پیش بینی کرده بودند که در مدت ۱۰ سال حدود ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری در این صنعت انجام شود. قرار بود با این میزان سرمایه گذاری، طرح های توسعه میدان های گازی و فعالیت های بخش بالادستی مربوط به تولید نفت خام، تامین فرآورده های نفتی و توسعه صنایع پتروشیمی طبق برنامه پیش برود، ولی به نظر می رسد با شرایط کنونی درآمدهای نفتی و نیازی که دولت برای تامین بودجه داخلی به این درآمدها دارد، رسیدن به اهداف سخت شده است."

آقای شمشیری اضافه می کند: "بروز بحران مالی در اقتصاد جهان هم محدودیت هایی برای تامین سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت ایران به وجود آورد و در نهایت، باید نوعی اولویت بندی در اجرای طرح های توسعه ای صنعت نفت انجام شود تا فعالیت های مربوط به پروژه هایی که اهمیت و ضرورت بیشتری دارند، سریع تر پیش برود."

به نظر حسن منصور، برنامه ریزان صنعت نفت، بیشتر از هر کارشناس دیگری متوجه عقب ماندگی صنعت نفت ایران در رسیدن به اهداف بلندمدتش شده اند.

او می گوید: "تصمیم گیران صنعت نفت، اهداف مشخصی برای توسعه این صنعت در سند چشم انداز ۲۰ ساله و در برنامه چهارم توسعه در نظر گرفته بودند، ولی تقریبا پیشرفت تمام پروژه های صنعت نفت از برنامه ریزی ها عقب است. پالایشگاه هایی که باید الان به بهره برداری می رسیدند، هنوز در مرحله ساخت هستند. میدان هایی که باید ظرفیت تولیدشان بیشتر می شد، پیشرفتی نداشته اند و حتی برخی پروژه ها که خبر تکمیل و بهره برداری از آنها به طور رسمی اعلام شده است، هنوز در حال ساخت هستند."

این دیدگاه وجود دارد که کمبود منابع مالی، اصلی ترین مانع دستیابی برنامه ریزان صنعت نفت به اهداف توسعه ای این صنعت بوده است و باید قبل از آن که کمبود این منابع ضرری جبران ناپذیر به روند تولید نفت خام و عملکرد صنعت نفت بگذارد، راهی برای جبران آن پیدا کرد. با این حال، گروهی از کارشناسان معتقدند که نوع تصمیم گیری برای توسعه صنعت نفت، دلیل کمبود منابع است. از جمله پرویز مینا که ده سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مدیر امور بین الملل شرکت ملی نفت ایران بوده است، می گوید که در آن زمان، به هیچ وجه مشکل کمبود یا نبود منابع مالی برای اجرای پروژه های توسعه ای صنعت نفت وجود نداشت.

او می گوید: "در آن سال ها، طبق قراردادهای شرکت ملی نفت ایران با شرکت های نفتی عمده بین المللی، این شرکت ها متعهد بودند که با هزینه خود در فعالیت های مربوط به اکتشاف و توسعه صنایع نفت و گاز در ایران سرمایه گذاری کنند و اگر این فعالیت ها به نتیجه ای نمی رسیدند، سرمایه آنها از بین می رفت و شرکت ملی نفت ایران چیزی از دست نمی داد."

به گفته آقای مینا، در صورتی که شرکت های نفتی بین المللی در فعالیت های مربوط به اکتشاف و تولید نفت و گاز در ایران به نتیجه می رسیدند، شرکت ملی نفت ایران سهمی از تولید نفت و گاز همان میدان را به آنها می داد تا بتوانند سرمایه شان را با سودی معقول بازیافت کنند، در نتیجه نوع تعامل و برخورد با شرکت های نفتی بین المللی به گونه ای بود که صنعت نفت ایران همیشه در اولویت اول شرکت های عمده بین المللی دنیا برای سرمایه گذاری بود.

پرویز مینا یادآور می شود: "به جز سرمایه گذاری خارجی، هر سال در مجمع عمومی سهامداران شرکت ملی نفت ایران که همان نمایندگان دولت بودند، تصمیم گرفته می شد که این شرکت چقدر منابع مالی برای اکتشاف و توسعه منابع نفتی و ایجاد تاسیسات پالایشگاهی نیاز دارد و بعد از تصمیم گیری در این باره، اول هزینه ها و منابع مورد نیاز شرکت ملی نفت ایران از محل درآمد نفت تامین می شد و بقیه به خزانه دولت ریخته می شد تا صرف کارهای عمرانی و بقیه فعالیت های دولت در کشور شود."

به نظر آقای مینا قبل از اولویت بندی پروژه های نفتی در ایران، باید اولویت سیاست های کلی دولت در هزینه کردن منابع مالی کشور مشخص شود. او می گوید: "باید اول معلوم شود که چه پروژه هایی در دریافت بخشی از درآمدهای نفتی ایران در اولویت هستند؟ آیا سرمایه گذاری درآمدهای حاصل از فروش نفت خام، در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران اولویت بیشتری دارد یا سرمایه گذاری برای خانه سازی یا احداث کارخانه تراکتورسازی در ونزوئلا؟ پس از روشن شدن این اولویت ها در سطح دولت و نبودن منابع مالی برای پروژه های نفتی، نوبت به اولویت بندی پروژه های توسعه ای صنایع نفت، گاز و پتروشیمی می رسد."

بر اساس اعلام مسعود میرکاظمی، وزیر نفت ایران، بیش از ۸۰ میلیارد دلار پروژه نیمه کاره در صنعت نفت ایران وجود دارد. پروژه هایی که اجرای آنها ضروری خوانده شده، ولی بخش دولتی فعال در صنعت نفت در تامین منابع مالی برای پایان اجرای آنها با مشکل روبه رو است.

مطالب مرتبط