گزینه های اوباما در برابر ایران: مذاکره، مهار یا مقابله نظامی؟

باراک اوباما
Image caption عملکرد دولت اوباما در یک سال گذشته، به خصوص در موضوع افغانستان، حاکی از بررسی و مشورت‌های طولانی و تاخیر در روند تصمیم‌گیری‌ها است

با ناامید شدن دولت آمریکا از پاسخ مثبت ایران به پیشنهاد تبادل سوخت محمد برادعی مدیر کل پیشین آژانس بین المللی انرژی اتمی، احتمال افزایش فشار بر ایران طی هفته ها و ماه های آینده افزایش یافته است.

اظهارات روز جمعه ایان کلی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا مبنی بر گام برداشتن در "مسیر فشار" بر تهران نشانه دیگری از این روند به شمار می رود.

در حال حاضر به نظر می رسد سه دیدگاه غالب درباره نحوه برخورد با ایران در واشنگتن وجود دارد: مذاکره، مهار و مقابله نظامی.

مذاکره

دو گروه از مذاکره با ایران طرفداری می کنند: گروهی که معتقدند این مذاکرات می تواند به توافقی با ایران منجر شود و گروهی که مذاکره با ایران را زمینه ساز تضعیف گروه های تندرو در داخل حکومت و حتی امکان تغییر حکومت می دانند.

از نگاه گروه نخست مذاکره با کشوری بعد از سی سال فقدان رابطه دیپلماتیک امری یک شبه نیست و آمریکا باید صبر بیشتری در این زمینه پیشه کند. همانطور که روزنامه واشنگتن پست اخیرا به نقل از "ری تکیه"، کارشناس شورای روابط خارجی نوشت، از زمانی که ریچارد نیکسون دست دوستی به سمت چین دراز کرد یک سال و نیم طول کشید تا پکن پاسخ مثبت بدهد. به زعم عده ای، درگیری های بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری سیستم تصمیم گیری در تهران را بیش از گذشته آهسته کرده و در شرایطی که ایران در هر حال به غنی سازی اورانیم ادامه می دهد مذاکره شرایط را از این که هست دشوارتر نخواهد کرد.

جیم والش، توماس پیکرینگ و ویلیام لورز که کارشناسان مسائل هسته ای و سیاسی در آمریکا هستند در مقاله ای در نشریه انجمن کنترل تسلیحاتی خاطرنشان کردند که به رغم اختلافات داخلی موجود در ایران، محمود احمدی نژاد به دنبال حل مسئله اتمی و بهبود روابط با آمریکاست.

به اعتقاد آنها گروه ۱+۵ با ارائه مشوق هایی نظیر "پذیرش نقش منطقه ای" برای ایران، "خاتمه فعالیت های خارجی برای تحریک ناآرامی های داخل ایران" و سرمایه گذاری خارجی در صنایع نفت و گاز ایران ممکن است بتواند به معامله ای با تهران دست یابد. این طرفداران مذاکره با ایران خواستار کنار گذاشته شدن بحث فشار بر ایران هستند و می گویند این بسیار "عجیب" و "تاسفبار" است که آمریکا در حین مذاکره با ایران سخن از تحریم و ضرب الاجل می کند.

طرفداران گفتگو را البته گروه های دیگری نیز تشکیل می دهند که هدفی ورای توافق هسته ای با تهران دارند. پاولا دوبریانسکی و کریسشین ویتون مقام های ارشد پیشین وزارت خارجه آمریکا در مقاله ای که هفته پیش در نشریه فارین پالیسی منتشر شد، با اشاره به تجربه شوروی سابق و اقمار آن نوشتند مذاکرات تسلیحاتی غرب با این کشورها بود که به تدریج موضوعات دیگر را نیز در بر گرفت و نهایتا راه را برای استقرار دمکراسی هموار کرد. افرادی از این قبیل معتقدند مذاکره معمولا نفوذ سیاستمداران تندرو را کاهش می دهد و افراد میانه روتر را تقویت می کند.

روزنامه بوستون گلوب نیز در سرمقاله خود نوشت گرچه محمود احمدی نژاد پیشنهاد مبادله سوخت را نخست پذیرفت اما رقبای تندروتر او که موقعیت خود را در خطر دیدند آیت الله خامنه ای را مجبور به رد این طرح کردند. این روزنامه خاطرنشان کرد که اگرچه ممکن است نهایتا راهی جز اعمال تحریم بر ایران نباشد، اما امروز اوباما بیش از هر زمان دیگری باید از هر گونه رویارویی با ایران که به تثبیت موضع تندروها منجر می شود دوری جوید.

مهار

بازدارندگی و مهار گزینه دیگری است که با نزدیکی ایران به توانایی اتمی و ناکامی مذاکرات راه حل واقع گرایانه ای از سوی برخی تلقی می شود.

دیوید آلبرایت و ژاکلین شایر، تحلیلگران اتمی موسسه علم و امنیت بین المللی در واشنگتن در مقاله اخیر خود در نشریه انجمن کنترل تسلیحاتی با تاکید بر اینکه تهران "به توانایی فنی ساخت سلاح اتمی دست یافته است" هشدار دادند آمریکا باید از اعمال فشار بیش از حد بر ایران خودداری کند زیرا این کار رهبران این کشور را مجبور خواهد کرد که تصمیم نهایی برای دستیابی به سلاح اتمی را بگیرند.

ایران همواره اتهام کشورهای غربی برای استفاده نظامی از انرژی هسته ای را رد کرده اما این کارشناسان با اشاره به این که ایران سرسختانه بسوی توانایی نظامی هسته ای در پیش است می گویند آمریکا باید با "مدیریت" خود از وخیم تر کردن اوضاع خودداری کند زیرا عملیات نظامی احتمالا تاثیر چندانی بر روی برنامه های اتمی ایران نخواهد گذاشت و تنها به تسریع آن خواهد انجامید.

آنها در مقابل توصیه می کنند دولت اوباما از "راهبرد مهار و بازدارندگی مشابه دوران جنگ سرد علیه شوروی" بهره جوید و اتحاد نظامی خود با کشورهای عربی علیه ایران را تقویت و نگرانی های امنیتی آنها در مقابل برنامه های اتمی و موشکی تهران را رفع کند. به اعتقاد آلبرایت و شایر سیاست مهار در دراز مدت می تواند بر "محاسبات اتمی" ایران تاثیر گذارد و شانس موفقیت بیشتری در مقایسه با "مذاکرات بی نتیجه" و یا حمله نظامی دارد.

گزینه نظامی

با وجود مخالفت بسیاری از تحلیلگران سیاسی در آمریکا با حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران، این گزینه همچنان از سوی برخی گروه ها و رسانه های دست راستی و محافظه کار حمایت می شود.

روزنامه وال استریت ژورنال اخیرا در مقاله ای تحت عنوان "۵۰۰ هزار سانتریفوژ" از سیاست های مسالمت جویانه محمد برادعی و باراک اوباما که به نوشته این روزنامه به "جسارت بیشتر" ایران منجر شده انتقاد کرده و نوشت تنها "تحریم های تنبیهی و یا حمله نظامی" می تواند جلوی بلندپروازی های اتمی ایران را مهار بگیرد.

اما شاید گزینه نظامی با هیچ فرد و گروهی به اندازه جان بولتون سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل متحد عجین نشده باشد. او با اشاره به اظهارات اخیرا محمود احمدی نژاد مبنی بر ساخت ۱۰ مرکز دیگر غنی سازی گفته است دیپلماسی و تحریم نتیجه ای جز افزایش تهدید ایران ندارد و حتی موجب می شود شانس موفقیت عملیات نظامی و حمله پیشدستانه به ایران روز به روز کاهش یابد.

برخی گروه ها و موسسات دست راستی در آمریکا معتقدند باراک اوباما نهایتا به همان سیاست خصمانه جورج بوش علیه ایران خواهد رسید. اما آقای بوش نیز در اواخر دوره ریاست جمهوری خود به تدریج به این نتیجه دست یافت که حمله نظامی گزینه مطلوبی نیست و در واقع این دولت او بود که روند مذاکره با ایران را هموار کرد. مایکل گرسون در ستون اخیر خود در واشنگتن پست می نویسد بعید است بتوان تصور کرد اوباما به راهی برود که حتی جورج بوش نیز نهایتا آن را "بسیار خطرناک" تشخیص داد.

اما مخالفان در پاسخ می گویند آقای بوش تمام سرمایه سیاسی خود را درعراق هزینه کرد و باراک اوباما که از ابتدا مخالف جنگ بوده اکنون امکان بیشتری برای انتخاب گزینه نظامی دارد زیرا صبر و تحمل فراوان او در بکارگیری ابزارهای دیپلماتیک به تدریج همه را موافق فشارهای جدی و حتی شاید استفاده از زور علیه ایران خواهد کرد.

عملکرد دولت اوباما طی یکسال گذشته بخصوص در موضوع افغانستان حاکی از بررسی و مشورتهای طولانی و تاخیر در روند تصمیم گیری هاست. علاوه بر این انتخاب یک راهبرد برای او به معنای نفی سایر رویکردها نیست.

سه گزینه مذاکره، مهار و مقابله نظامی لزوما با یکدیگر در تناقض نیستند و گرایش دولت اوباما به یکی به معنای کنار گذاشتن کامل سایر گزینه ها نیست.

مطالب مرتبط