گفت و گوی بی بی سی فارسی با وزير خارجه بريتانيا

دیوید میلیبند ، جوان ترین وزیر امور خارجه بریتانیا در سی سال اخیر است. دوران وزارت او مصادف است با انبوه مسائل سیاست خارجی از جمله عراق ، افغانستان و برنامه هسته ای ایران. وزيران پيش از دیوید میلیبند در گذشته تصمیم های مهمی گرفته اند که تاثیر بعضی از آنها را هنوز می توان در گوشه وکنار جهان دید.

نظر وزیر امور خارجه بریتانیا در مورد مسائل امروز پیش رویش چیست؟ دیوید میلیبند، وزیر امور خارجه بریتانیا مهمان برنامه به عبارت دیگر است:

آقای وزیر به برنامه "به عبارت دیگر خوش آمدید

باعث خوشبختی من است.

آیا فکر می کنید ایران قصد ساخت بمب اتمی دارد؟

من فکر می کنم ایران هنوزآن بخش مستقل جامعه بین المللی به نمایندگی آژانس بین المللی انرژی اتمی را متقاعد نکرده که نیت صرفا صلح آمیز دارد.

ایران گفته که نیت صلح آمیز دارد. هر کشوری از جمله ایران مطابق معاهده منع گسترش تسلیحات اتمی حق برخورداری از انرژی هسته ای غیرنظامی را دارد. ما قصد انکارش را نداریم، اما آژانس بین المللی انرژی اتمی می گوید درباره صلح آمیز بودن این نیت کاملا متقاعد نشده و فکر می کنم که این مساله، مایه تاسف عمیق است.

اما آژانس در عین حال مدرکی ارائه نمی کند که نشان دهد ایران نیات بدی دارد.

این وظیفه همه کشورهای امضا کننده معاهده ان پی تی است، خواه بریتانیا و خواه ایران، که نهاد ناظر بر معاهده را متقاعد به رعایت ملزومات آن معاهده کند. مساله واقعا ساده ای است. ایران برنامه غنی سازی اورانیوم دارد ولی نیروگاه غیرنظامی هسته ای ندارد که بخواهد اورانیوم غنی شده را تحویلش دهد.

این مسئله ساده بخشی از بی اعتمادی و بدبینی را توجیه می کند و نشان می دهد دلایل دیگری هم هست که چرا آژانس نتوانسته نظامی بودن برنامه اتمی ایران را منتقی بداند. این مایه نگرانی عمیق ماست چون چهل سال است که معاهده ان پی تی به محدود کردن گسترش این تسلیحات خطرناک کمک کرده است.

فکر نمی کنید وقتی اسراییل زرادخانه اتمی دارد، سخن گفتن علیه برنامه اتمی ایران قدری دشوار می شود؟

فکر می کنم مهم است که هر کشوری به عدم گسترش تسلیحات اتمی متعهد شود. ما نه تنها به هدف بنیادین معاهده که رساندن تعداد جنگ افزارهای هسته ای به صفر است، پایبند شده ایم بلکه به خاورمیانه عاری از تسلیحات اتمی متعهد شده ایم. فکر می کنم ایران به عنوان امضا کننده ان پی تی و کشوری که می گوید می خواهد به قوانین و مقررات بین المللی عمل کند، باید به مفاد آن پایبند بماند.

مهم است این نکته را ذکر کنم که جامعه بین المللی شامل چین، روسیه و کشورهای غربی پیشنهاد ساده ای به ایران داده است: با شما می توان در مباحث اتمی از جمله انرژی صلح آمیز غیرنظامی هسته ای مثل یک کشور عادی برخورد کرد به شرط آن که شما هم مثل یک کشور عادی رفتار کنید. نباید تردیدی درباره صلح آمیز بودن ماهیت برنامه غنی سازی تان باقی بگذارید.

شما می گویید به خاورمیانه عاری از تسلیحات اتمی متعهد هستید ولی فشاری به اسراییل نمی آورید. می دانید که استدلال مقامهای ایران و سایر کشورهای اسلامی این است که در حالی که ایران ان پی تی را امضا کرده و به بازرسان آژانس اجازه بازرسی می دهد، اسراییل هیچ پیمان نظارتی را امضا نکرده ولی دستش باز گذاشته شده.

ما فکر می کنیم که همه کشورها باید به ان پی تی بپیوندند، از جمله کشورهایی مثل اسراییل که هنوز آن را امضا نکرده اند. اما این حرف صحیح نیست که بگوییم دولت ایران به تعهدات مختلفش در ان پی تی پایبند است چون نتوانسته به آنها از جمله خبر دادن درباره ساخت تاسیسات تازه عمل کند. لازم است این نکته را ذکر کنم که خیلی از مردمی که این برنامه را تماشا می کنند، ضرورتا در ایران زندگی نمی کنند.

آنها در سایر کشورهای منطقه زندگی می کنند که شدیدا نگران خطر بروز یک مسابقه تسلیحاتی اتمی در خاورمیانه هستند. این باید مایه نگرانی همه باشد. دولت ایران می گوید نیازهای اتمی اش کاملا صلح آمیز است، ولی کارهایش چنین ادعایی را تایید نمی کند. برای همین مهم است که به مردم ایران مستقیما بگوییم ما هیچ ایرادی به حق ایرانی ها بر اساس ان پی تی نمی گیریم، به شرط آن که آن کشورهم مسئولیتهایش را بپذیرد.

ولی در حال حاضر دولت ایران آشکارا مسئولیتهای خود را انکار می کند. برای ما خیلی مأیوس کننده است که در دو سه ماه گذشته ما روندی را دنبال کرده ایم که در جلسات متعدد و مفصل از ایران در باره جزئیات برنامه هسته ایش سئوال کنیم. سه کشور اروپائی بعلاوه روسیه و چین و آمریکا می گویند ما میخواهیم با شما بنشینیم و در باره جزئیات برنامه هسته ای شما صحبت کنیم.

اما دولت ایران حتی حاضر نیست تاریخ این جلسات را مشخص کند. اینبسیار مأیوس کننده است. در همین ساختمانی که شما نشسته اید در ماه مه 2008 در جلسه ای به ریاست من، شش کشوری که مسئول مذاکره با ایران هستند، پیشنهاد مشخصی به ایران ارائه دادند، گفتند ما میخواهیم با ایران رابطه داشته باشیم، ما می خواهیم مطمئن شویم که منافع اقتصادی، فرهنگی و علمی چنین روابطی نصیب مردم ایران می شود.

ما گفتیم ایران تا زمانی که رفتارش مانند سایر کشورهاست، از همان احترام آنها برخوردار خواهد شد. پاسخ به این پیشنهاد صفر بود. اصلا به آن اهمیت ندادند. من امروز همان چیزی را به شما میگویم که به آقای متکی وزیر امورخارجه ایران گفتم: ما منتظر یک برخورد مثبت با پیشنهاد مثبتمان هستیم.

تا حالا پاسخ مثبتی نبوده.

نخیر نبوده و این خیلی مأیوس کننده است چون ایران سالهاست می گوید به دنبال گفتگوست. حالا که موقعیت منحصر به فردی پیش آمده و دولت جدیدی در آمریکا بر سر کار است که تعهد به همان نوع گفتگوهائی دارد که من حمایت می کنم، همان گفتگوهائی که چین و روسیه هم حمایتش می کنند، یک پاسخ ساده دو کلمه ای از مقامات ایران دریافت کردیم که نه نه. از نظر من این راه صحیح پاسخ دادن در باره این مسأله بسیار بسیار مهم نیست.

عواقب این ناامیدی چیست؟

ما همیشه گفته ایم که باید به گامهای بعدی فکر کنیم. هجده ماه منتظر پاسخ به پیشنهادی بودیم که در این اتاق به ایران دادیم. تقریبا یک سال از انتخاب باراک اوباما به ریاست جمهوری آمریکا گذشته. دو سه ماه از ملاقاتمان در نیویورک برای توافق درباره دیدارهای فشرده گذشته. هدف این بوده که براساس پاسخ ایران به پیشنهادمان، ببینیم گام بعدی ما چه باید باشد. در حال حاضر واکنش ایران منفی است و این خیلی نگران کننده است.

پاسخ سوال مرا ندادید. عواقب کار چه خواهد بود؟

جامعه بین المللی کاملا یکپارچه است و ما با هم در باره قدم های بعدی مشورت می کنیم. اتفاقا همین پیش از این که با شما صحبت کنم، مشغول رایزنی بودم. در حال حاضر بحثهای داغی در جریان است، نه تنها در اروپا بلکه در سراسر جهان، پاسخی که دولت ایران در این زمان بسیار مهم داده، هر سه کشور اروپائی بعلاوه روسیه و چین و آمریکا را مأیوس کرده است.

آیا تحریم های شدیدتری علیه ایران اعمال خواهد شد؟

من مجددا تکرار می کنم که در باره قدم بعدی مان بر اساس سیاستی تصمیم می گیریم که در سراسر E3+3 تصویب شده که اصطلاحا آن را سیاست دو مسیره می نامند: از یک طرف مشوق هائی پیشنهاد می شود و از طرف دیگر فشار وارد می شود. این دو جنبه در کنار هم اعمال می شوند. ما مصر هستیم که مسأله این که چه کسی در ایران حکومت کند مربوط به مردم ایران است.

ما اصرار داریم که ایران باید حقوق مساوی با دیگر اعضای جامعه بین المللی داشته باشد اما در عین حال باید مسئولیت برابرهم بپذیرد. ما اصرار داریم که احترام تمامیت نظام عدم گسترش تسلیحات اتمی حفظ شود و این همان کاری است که ما انجام می دهیم.

شما خود تان را را به تحریم مشخصی متعهد نمی کنید و این قابل درک است. اما صحبت از تحریم ها مدت هاست مطرح است. در عین حال بسیاری در ایران از جمله بعضی از چهره های سرشناس مخالف دولت، با تحریم مخالفند و می گویند تحریم بیشتر به مردم لطمه می زند تا به دولت.

از نظر ما این مسئله که چه کسی در ایران در دولت است و چه کسی مخالف دولت، مربوط به مردم ایران است. یکی از نگرانی ها در باره انتخاباتی که امسال در ایران برگزار شد، این بود که در حالی که مناظره های قبل از انتخابات تبلیغ خوبی برای نظام سیاسی ایران بودند، چگونگی شمارش آرا ، نگرانی عمیقی بوجود آورد، همینطور اتهام سنگین زیرپا گذاشتن موازین حقوق بشر پس از انتخابات.

اما اینکه در نهایت چه کسی در ایران حکومت کند مسأله مردم ایران است. در مقابل این که ایران چه رفتاری در منطقه دارد یا چگونه با جامعه بین المللی برخورد می کند، یعنی همان انتظاری که از همه کشورها میرود برآورده می کند یانه، مسأله ای است که به همه ما مربوط است.

من درک می کنم، مردم ایران می خواهند که کسانی که تصمیم می گیرند با عواقب تصمیم خود روبرو شوند، نه تمام مردم که دراثر سوء مدیریت اقتصادی آزار دیده اند. جای تأسف است که کشوری مثل ایران نتواند مثل بقیه کشورها پیشرفت کند. اما مهم این است که خطر را درک کنیم. منافع ایران و جهان ایجاب نمی کند که در خاورمیانه رقابت هسته ای جریان داشته باشد.

پس در رابطه با ایران اولویت شما مسأله هسته ای است؟

مسأله هسته ای بسیار مهم است. نگرانی های مربوط به حقوق بشر نگرانی است که در خیلی کشورها وجود دارد......

اجازه بدهید صحبت شما را قطع کنم. مسأله حقوق بشر موضوعی است که بسیاری به ویژه مخالفان دولت به آن اعتراض دارند. آنها می گویند غرب مسأله حقوق بشر در ایران را فراموش کرده و تمرکزش بر جریان هسته ای است.

پس (معلوم می شود) آنها توجه زیادی به صحبتها و بیانیه های ما ندارند. من هفته گذشته با خانم عبادی ملاقات کردم تا مرا در جریان وضع حقوق بشر در ایران بگذارد. همین امسال دولت بریتانیا 50 یا 60 بار اعلام کرده که برخورد ایران با مسأله حقوق بشر بخصوص پس از انتخابات، در مسیر تعهدات بین المللی ایران نبوده. ایران یکی از امضا کنندگان کنوانسیون بین المللی حقوق سیاسی و مدنی است که قوانین مشخصی را برای کشور من و ایران وضع کرده، اما ایران اصول اساسی (اصلی) حقوق بشر را رعایت نمی کند. ما این مسائل را فراموش نمی کنیم.

پس مسأله هسته ای مهم است، حقوق بشر مهم است چون مسأله معیارهای بین المللی است، مسأله افغانستان مهم است و نفش منطقه ای ایران. روابط ما جنبه های مختلف دارد. اضافه بر اینها مسأله مبادلات میان دو کشور است. مبادلات فرهنگی، مبادله دانشجو، که باید میان ایران و بریتانیا وجود داشته باشد. تعداد زیادی دانشجوی ایرانی در این کشور هستند که بسیار هم خوب است.

مبادلات فرهنگی زیادی هست بخصوص از سوی ایرانی هائی که در اینجا زندگی می کنند که آنهم خوب است. بی بی سی فارسی که به ایرانی ها سرویس می دهد مستقل است. خیلی از ایرانی ها آن را مفید می دانند، بی بی سی از طرف دولت بریتانیا نیست. این شبکه اخبار مستقل در اختیار مردم میگذارد. بنابراین همه اینها خوب است. ما از این باز بودن فضا استقبال می کنیم و امیدواریم بیشتر شود.

بطور کلی شما آینده روابط ایران و بریتانیا را چگونه می بینید؟

به نظر من بستگی به انتخاب مقامات ایران دارد. آنچه بریتانیا می خواهد این است که ایران یک عضو مورد احترام جامعه بین المللی باشد. من می دانم که مردم ایران چه می خواهند. آنها یک ملت تحصیلکرده هستند که می خواهند با جهان خارج ارتباط داشته باشند، در حالی که به اعتقادات خود هم پایبند بمانند. اما روشن نیست که دولت ایران اصلا اجازه چنین مبادلاتی را بدهد. از نظر ما این مبادلات بسیار مفیدند. درها باز است و تعهد به مبادلات فرهنگی، دانشجوئی و شخصی بسیار قوی است. آنچه ما نداریم تعهد دولت ایران است که این مبادلات را امکان پذیر کند.

وقتی شما اظهارات ناخوشایند مقامات ایران در باره بریتانیا را می شنوید، چه احساسی دارید؟

من حس می کنم که این اظهارات تحریف واقعیت است. وقتی می گویند بریتانیا مسئول تظاهرات در تهران یا دیگر شهرهای بزرگ ایران است، انسان خنده اش میگیرد، چون این حرف مسخره و اشتباه است. اما واقعیت این است که این حرفها را باید پاسخ داد. این که بریتانیا مسئول تظاهرات مربوط به انتخابات در ایران است ذره ای واقعیت ندارد. تصمیم مردم ایران که تظاهرات کنند یا نظرشان را بگویند، به خواهش و تشویق ما یا از طرف ما نیست. بنابراین واکنش من این است که ما باید از حقوقی که فکر می کنیم ایرانی ها به دنبالش هستند قویا دفاع کنیم، حق حرف زدن از سوی خودشان، نه از طرف ما.

مساله دیگری که برای چند دهه مطرح است ، مداخله بریتانیا در کودتای ۲۸ مرداد است. شاید روشن کردن موضع بریتانیا در قبال چنان موضوعی مفید باشد.

فکر می کنم مهم است که از تاریخ درس بگیریم ولی خود رااسیر آن نکنیم. یقین دارم همه طرفهای درگیر مرتکب اشتباهاتی شده اند. می گویم اشتباه حتما در تاریخ ما هم وجود داشته. اما حالا باید نگاه مان به امروز و آینده باشد. از گفتگویی صادقانه درباره کجرویهای گذشته استقبال می کنم ولی در عین حال از تیره کردن گذشته سودی نمی بریم . نباید در گذشته زندگی کنیم. نگذاریم که لغزشهای گذشته، زمان حال و آینده را تحت تاثیر قرار بدهد.

واقعیت امروز آن چیزی است که تصمیمات ما، به آن شکل می دهد. در دو سال و نیم گذشته در زمان وزارت من، ما در مورد برخورد با ایران جدی و اصولی عمل کرده ایم. تنها چیزی که می گوییم این است که ایران باید به تعهدات بین المللی که پذیرفته، خواه در مورد مساله اتمی و خواه مسائل حقوق بشر، عمل کند. اما در دو سال و نیم گذشته پاسخی که امیدوار بودیم دریافت کنیم، نکرده ایم و این مایه نگرانی و ناامیدی است. نه به صلاح ایران است و نه به صلاح بریتانیا.

دست کم اخیرا در مورد قایقرانها که درباره شان با همتای ایرانی تان مذاکره کردید، یک پاسخ مثبت گرفتید؟

مقامهای ایران با مساله آن چند جوان کاملا حرفه ای و شایسته برخورد کردند. گفتند می خواهند تحقیق کنند. تحقیق کردند و دیدند مساله ای جدی نیست و قایقرانها را آزاد کردند و این مساله ای است که من در نامه ای که خطاب به وزیر خارجه ایران برای قدردانی نوشتم، ذکر کردم.

اجازه دهید به افغانستان بپردازیم. آیا دولت بریتانیا حاضر است تاریخی برای خروج نیروهایش از افغانستان تعیین کند؟

ما مسلما دوست داریم افغانستان کشوری باشد که بتواند هرچه زودتر از حاکمیت مورد نظر خودش دفاع کند. به صلاح بریتانیا نیست که افغانستان مملکتی بدون حکومت قانون باشد. به صلاح ایران هم نیست که افغانستان بی ثبات باشد. البته ما دوست داریم هر چه زودتر از افغانستان بیرون بیاییم. دلیل حضور ما این است که در حال حاضر افغانستان برای دفاع از خود ضعفهایی دارد.

اما بعضی از رهبران نظامی و سیاسی گفته اند که بریتانیا حتی تا چهل سال دیگر در افغانستان باقی خواهد ماند؟

خیر هیچ کس چنین حرفی نزده. فکر می کنم آنچه فرمانده نیروهای بریتانیایی گفت این بود که چون افغانستان کشور فقیری است، به یک برنامه بلند مدت برای توسعه و فقرزدایی نیاز دارد، اما هیچ کس نگفته که نیروهای بریتانیایی تا چهل سال در افغانستان می مانند. روشن است که وقتی افغانستان بی ثبات است کل منطقه جنوب آسیا و آسیای میانه صدمه می بینید. وقتی که افغانستان تخته شطرنج قدرتهای دیگر است، آسیای میانه صدمه می بیند. خیلی مهم است که تحت مجوز سازمان ملل که مبنای حضور ما در آنجاست، از ثبات و حق حاکمیت مردم افغانستان حمایت کنیم.

معیار شما در موفقیت در زمینه های مختلف مثل مبارزه با فساد و برخورد با طالبان چیست؟ یعنی معیار اندازه گیری شما برای این که دولت افغانستان را موفق بدانید چیست؟

مهمترین معیار اندازه گیری پیشرفت در افغانستان، توانائی افغانستان در دفاع از خود و اداره کردن امور آن کشور است. چون علاقه نداریم که در افغانستان یک مستعمره ایجاد کنیم. هیچ علاقه ای نداریم که افغانستان را از لندن اداره کنیم. تنها کاری که ما می کنیم تقویت افغان های صادقی است که می خواهند در چارچوب قانون اساسی افغانستان زندگی کنند و از خود در مقابل کسانی که می خواهند قانون اساسی افغانستان را زیرپا بگذارند دفاع کنند.

اما شما چقدر مطمئن هستید که دولت کنونی، دولت آقای کرزی، می تواند با فساد مبارزه کند؟

مشکلات و مسائل مهمی وجود دارد. پرزیدنت کرزی در سخنرانی تحلیفش گفت می خواهد فرهنگ مصونیت از مجازات را که در حال حاضر در افغانستان وجود دارد، از بین ببرد. ما از او حمایت می کنیم. آقای کرزی برنامه های خود را در کنفرانسی که در 28 ژانویه در لندن تشکیل میشود ارائه خواهد کرد. ما از تمام همسایگان از جمله وزیر امور خارجه ایران دعوت کرده ایم که دراین کنفرانس حضور یابند. ما فکر می کنیم که این فرصت مناسبی است که نه تنها تمام کشورهای منطقه، بلکه جامعه جهانی حمایت خود را از دولتی شایسته در افغانستان اعلام کنند. این کاری است که باید انجام دهیم.

آقای وزیر، سال جاری سالی بسیار مشکل و خونین به ویژه برای نظامیان بریتانیا بوده، همچنین از نظر امنیت در کابل. همه چیز اشاره به آن دارد که پیروزی در این جنگ ممکن نیست.

سال بسیار مشکل و خونینی بوده که هزینه های بزرگی برای تمام کشورهای ذینفع داشته. اما در آنجا نبودن هزینه بیشتری می داشت. بالاترین هزینه این است که افغانستان منبع بی ثباتی در پاکستان بشود، نه تنها در پاکستان، بلکه لطماتش به تمام منطقه برسد. و این بسیار بسیار خطرناک است.

من فکر می کنم این خطری است نه تنها برای کشورهای غربی و همسایگان افغانستان از قبیل ایران، بلکه برای جمهوریهای آسیای میانه، روسیه، هند، چین. ما همه باید درک کنیم که استقلال و ثبات در افغانستان برای همه ما مهم است. در نهایت در افغانستان به یک سازش سیاسی نیاز است. راه حل نظامی وجود ندارد، راه حل سیاسی لازم است. عملیات نظامی مهم است که امنیت را حفظ کند تا آن سازش سیاسی صورت بگیرد.

آن راه حل سیاسی چگونه صورت می گیرد؟ از طریق مذاکره با طالبان؟

بطور قطع از این طریق که رهبری افغانستان برای همه شورشیان روشن کند که اگر مایلند در چارچوب قانون اساسی زندگی کنند باید در چارچوب نظام سیاسی باشند، نه اینکه با آن بجنگند. ما هیچ ابائی نداریم که بگوئیم هر جنگجوی طالبان باید حق انتخاب داشته باشد. یا به جنگ ادامه دهد، یا اینکه فرار کند یا این که به نظام سیاسی بپیوندد به شرط آن که حاضر باشد مقررات سیاسی را بپذیرد. آقای کرزی حرفی زده که ما حمایتش می کنیم.

فکر می کنید دولت افغانستان، حتی دولتهای خارجی، باید با طالبان صحبت کنند؟

نه، باید توسط دولت افغانستان صورت بگیرد. البته باید مذاکره کرد و به آنها خیلی صریح گفت که ببینید ما نیروی نظامی قدرتمندی در ارتش افغانستان و نیروهای ائتلاف داریم. ما را نمی توانید از راه نظامی شکست دهید، ولی می توان شما را در نظام سیاسی کشور جا داد به شرط آن که حاضر باشید قانون اساسی افغانستان را محترم بشمارید.

اما تا به حال که پاسخشان منفی بوده.

در واقع تاحالا پاسخشان مختلف بوده. مثلا در هرات نمونه مشهوری است که ششصد پیکارجو وقتی با حمله نیرومند نظامی مواجه شدند، ناچار شدند به نظام سیاسی بپیوندند. پس با وضع ناروشنی مواجه هستیم. ولی حق با شماست. شورشیان در جنوب و شرق کشور در مرز با پاکستان نیرومند و ریشه دارند، ولی در عین حال اراده ای قوی وجود دارد که در افغانستا باید راه حلی سیاسی به رهبری دولت افغانستان با حمایت جامعه بین المللی وهمسایگان افغانستان پیدا شود.

ولی آقای وزیر این واقعیت که حمایت مردم از جنگ افغانستان هم در بریتانیا و هم در آمریکا کاهش یافته، شما را نگران نمی کند؟

مردم دارند سوالاتی جدی درباره این مناقشه خونین می پرسند ولی واقعیت دنیای مدرن این است که بزرگترین تهدید علیه شهروندان ما از جانب تروریستهاست نه نیروهای خارجی.

چرا افغانستان اینقدر برای غرب اهمیت دارد؟

چون افغانستان خاستگاه ایده ال تروریسم بین المللی است. جهادی های جهانی می توانند در هرجایی باشند ولی خاستگاه و ماوای ایده آل آنها مرز افغانستان و پاکستان است. لازم است که بدانیم گرفتن این خاستگاه ایده آل از تروریسم بین المللی برای دنیای متمدن ضروری است.

همکاری ایران در زمینه افغانستان چقدر اهمیت دارد؟

ثبات افغانستان بسود ایران است. ایران از تولید مواد مخدر در افغانستان آسیب زیادی می بیند و همین یک دلیل ساده برای همکاری است. فکر می کنم ایران بطور بالقوه نقش مهمی دارد. اما ایران باید انتخاب کند که آیا می خواهد ثبات را تقویت کند و کنار ما بایستد یا ثبات را تضعیف کند. امیدوارم تصمیم بگیرد که نیرویی ثبات بخش باشد و مایلم که ببینم دولت ایران در کنفرانس لندن چنین تصمیمی می گیرد.

در گذشته مذاکراتی با ایرانی ها صورت گرفته، ولی آیا در حال حاضر مذاکره ای در جریان هست؟

ما در تماسیم. نماینده ویژه ما در افغانستان و پاکستان به تهران رفته. من هم آخرین باری که در نیویورک با آقای متکی دیدار داشتم درباره افغانستان صحبت کردیم. این حوزه ای است که ثباتش به سود هر دو ماست و مایلیم که دولت افغانستان بتواند از حاکمیت خود دفاع کند.

آقای وزیر گفته می شود که شما نخست وزیر آینده بریتانیا خواهید بود. آیا علاقه ای به این سمت دارید؟

هیچ وقت نباید شایعات و اظهارنظرها در باره مشاغل را جدی گرفت. رویکرد من به زندگی این است که حواسم را روی شغل خودم متمرکز کنم. من شغل بزرگی دارم. افتخار بزرگی است که نماینده کشورم هستم. معتقدم بریتانیا می تواند سهم بزرگی در نظام جهان داشته باشد. سهم بزرگی در دیپلماسی، توسعه و اتحادیه اروپا و تلاشهای بین المللی برای تنظیم قوانین قرن بیست و یکم داریم. این چیزی است که می خواهیم برایش با هر کشور جهان بر پایه اصولی روشن و محکم مراوده داشته باشیم و افتخار می کنم که هدایت این تلاشها را بر عهده دارم.

آقای وزیر بسیار سپاسگزاریم که مهمان برنامه به عبارت دیگر بودید.

خواهش می کنم.

مطالب مرتبط