جنبشی 'زنانه' که 'مردانه' می‌شود

حوادث روز عاشورای تهران
Image caption خوی زنانه و مسالمت‌جوی جنبش اعتراضی ایران حتی در حوادث روز عاشورا هم دیده می‌شد

روزی که گروهی از مردان هوادار جنبش اعتراضی ایران برای نشان دادن حمایت خود از مجید توکلی روسری به سر کردند و تصاویر باحجابشان سایت های اینترنتی و وبلاگ ها را پر کرد، روز مهمی در تاریخ ایران محسوب شد.

آقای توکلی در جریان اعتراضات روز دانشجو در دانشگاه امیرکبیر بازداشت شده بود و رسانه های حکومتی ایران، ظاهرا به قصد تحقیر او، عکس هایش را با حجاب زنانه منتشر کرده بودند.

حمایت تصویری مردان روسری به سر از آقای توکلی، به عقیده بسیاری از ناظران نشان می داد که نسلی تازه از مردان ایرانی آماده عبور دادن جامعه از مرزهای مردسالاری هستند.

جنبش اعتراضی ایران نیز که در جریان حوادث پس از انتخابات متولد شد، به گفته بسیاری از صاحبنظران خویی زنانه داشت، به این معنی که مسالمت جو بود و از خشونت پرهیز می کرد.

شاید بتوان رویارویی جنبش موسوم به جنبش سبز را با حکومت جمهوری اسلامی، مواجهه "خوی زنانه" جامعه ایران با "خوی مردانه" آن دانست که اقتدارطلب و پرخاشجو است.

اما حوادث روز عاشورا در تهران، این چشم انداز را تا حدودی تغییر داد.

به نظر می رسد که در حوادث این روز، برای نخستین بار میزانی از خشونت از سوی معترضان به کار گرفته شد که بسیاری از فعالان سیاسی نزدیک به جنبش اعتراضی را نگران کرده است.

با این حال، در تصاویر و ویدیوهایی که از حوادث این روز منتشر شد، هنوز مقاومت "خوی زنانه" گروهی از معترضان در مقابل خشونت گروه دیگر، به وضوح دیده می شود.

یکی از این تصاویر چندین مأموران پلیس ضد شورش ایران را نشان می دهد که در گوشه ای گرفتار آمده اند و گروهی از معترضان قصد کتک زدن آنها را دارند، اما گروهی دیگر، که حضور زنان در میانشان پررنگ تر است، می کوشند از خشونت جلوگیری کنند.

Image caption زنان معترض می‌کوشند یک مأمور پلیس ضد شورش را از دست معترضان خشمگین نجات دهند

در تصویری دیگر، همین زنان یک مأمور پلیس ضد شورش را مادرانه در آغوش گرفته اند تا جلوی آسیب رسیدن به او از سوی معترضان خشمگین را بگیرند.

در سوی دیگر ماجرا هم خشونت، شاید حتی بیش از گذشته، اعمال شده بود، به طوری که حتی مشاهدات شاهدان عینی و برخی گزارش ها از زیرگرفتن عمدی معترضان با اتومبیل حکایت داشت.

به عقیده گروهی از ناظران سیاسی، کانون هایی در حکومت ایران وجود دارد که از روی آوردن معترضان به خشونت خوشحال می شوند، چون این امر، توجیه لازم برای سرکوب شدیدتر را برای حکومت فراهم می کند.

برخی دیگر از ناظران می گویند که معترضان، پس از ماه ها تحمل فشار، به تدریج به این نتیجه رسیده اند که اعمال خشونت از سوی آنها برای تغییر دادن وضع موجود و خارج کردن آن از بن بست اجتناب ناپذیر است.

اما اگر چنین شود، جنبش اعتراضی ایران خوی زنانه خود را از دست خواهد داد و لاجرم رهبران و بخش قابل توجهی از هوادارانش از آن دور خواهند شد.

اعمال خشونت های بیشتر از سوی حکومت هم بدون تردید شکاف هایی تازه در بدنه آن ایجاد خواهد کرد و به ریزش های بیشتر خواهد انجامید.

به نظر می رسد نقطه ای که جامعه ایران اکنون در آن ایستاده، نقطه ای تعیین کننده است که انتخابی حساس را اجتناب ناپذیر می کند؛ در روزها و هفته های آینده معلوم خواهد شد که آیا این جامعه خوی زنانه خود را به رسمیت می شناسد، یا خوی مردانه آن، بر هر دو سوی مناقشه غلبه می کند.

مطالب مرتبط