عاشورا: خشونت از کدام سو؟

با گذشت چند روز از درگیری های خونین روز عاشورا در تهران بحث بر سر این موضوع که آیا خشونت به یکی از شاخصه های اصلی در رویارویی های معترضان و نظام جمهوری اسلامی بدل شده یا نه، همچنان ادامه دارد.

گزارش ها و تصاویر منتشر شده از روز عاشورا حکایت از درگیری های شدید بین معترضان و ماموران امنیتی در ایران دارد.

براساس آمار تایید شده توسط مقامات ایران تنها در روز عاشورا هشت نفر جان خود را ازدست دادند، هر چند رسانه های نزديک به معترضان از کشته شدن شمار بيشتری از شهروندان خبر می دهند.

جمهوری اسلامی مخالفان خود را به هتک حرمت مقدسات، قانون شکنی، تخريب اموال عمومی و به کارگيری خشونت متهم می کند.

همزمان بازتاب گسترده حوادث خشونت بار روز عاشورا در رسانه های جهانی و انتشار تصاوير و ويدئوهای متعدد از خشونت نيروهای نظامی و امنيتی جمهوری اسلامی و مقابله های موردی معترضان با آنها، بحثی گسترده در باره خشونت و پيامدهای آن برای جنبش سبز را در ميان فعالان سياسی و هواداران اين جنبش به همراه داشته است؛ بحثی که از جمله در سايت های اينترنتی نظير فيس بوک و وبلاگ ها نمود يافته است.

علی علیزاده، پژوهشگر فلسفه دانشگاه میدل سکس لندن، در گفت و گو با بخش فارسی رادیو بی بی سی گفت: "وقتی مردمی با دست خالی می خواهند اعتراض مشخص سیاسی خودشان را بیان کنند و در مقابلشان دولتی است که تمام ابزارهای نظامی را در اختیار دارد و در گیری بین این دو گروه صورت می گیرد منبع خشونت را فقط و فقط باید دولت دانست."

آقای علیزاده افزود: "ده بار دیگر هم اگر جمع کثیری از مردم ایران تصمیم بگیرند که از میدان امام حسین تا میدان آزادی راهپیمایی کنند این حق شان است، حتی اگر اصل 27 قانون اساسی این حق را به آنها نداده باشد. اگر پلیس می خواست با خشونت متوفقشان کند و مردم تصمیم گرفتند از خودشان دفاع کنند، اسم این فقط دفاع است."

او گفت: "این بزرگ نمایی دفاع مردم در روز عاشورا به اسم خشونت بحثی انحرافی است، چون جنبش سبز اصلا نمی تواند جنبش خشونت باشد، چرا که هسته تفکری جنبش سبز این است که نمی خواهد گروه دیگر را حذف کند. نه حذف فیزیکی و نه حذف مناسبات قدرت و مناسبات اجتماعی. این جنبش فقط می خواهد خودش را هم به این مناسبات اجتماعی و معادلات قدرت اضافه کند."

حامد یوسفی، پژوهشگر فرهنگ سیاسی در لندن، نيز معتقد است آن چیزی که اغلب تحولات اجتماعی بزرگ را رقم می زند نفرت بخشی از جامعه نسبت به بخش دیگر جامعه است.

او گفت: "آن نوع تحولات اجتماعی که به آن جنبش های عدم خشونت می گویند مساله شان این است که بر نفرت یک بخش از جامعه نسبت به بخش دیگر استوار نیستند، بلکه براین استوارند که می خواهند حق خودشان را مساوی با سایر افراد جامعه به دست بیاورند."

آقای یوسفی همچنین گفت: "اگر دقت کنید زمان انقلاب نفرتی بین مردم نسبت به اقشاری که به آن سلطنت طلب یا طبقه مرفه گفته می شد وجود داشت. به همین خاطر هم جنبشی خشونت بار بود و بلافاصله بعد از انقلاب هم سیل اعدام ها جاری شد."

او افزود: "ولی بعد از انقلاب و در جنبشی که الان شاهد آن هستیم بعید است که بتوان نام آن را جنبش خشونت طلب گذاشت، چرا که نفرتی در کار نیست. پلیس با مردم درگیر می شود، آنها دارند تظاهراتی انجام می دهند یا آرام و یا با شعارهای ساختار شکنانه. در هر حالت و پلیس با گاز اشک آور و باتوم به آنها حمله می کند و مردم هم از خود دفاع می کنند. در همه جای دنیا این اتفاق می افتد و اسم این خشونت نیست."

آقای یوسفی می گوید نکته نگران کننده این است که پلیس قادر شده تظاهرات مسالمت آمیز مردم در خيابان را به جنگ های شهری کوچک تبديل کند.

او گفت: "این ماجرا می تواند آرام آرام نفرت دو جانبه ای بین گروه های مختلف اجتماعی ایجاد کند که معمولا در آینده میان مدت تبدیل به فرآیند خشونت باری شود که مبتنی بر نفرت دو جانبه باشد. در حوادث اخیر که سبزها چون شعارهایی علیه رهبر نظام سر داده اند متهم به شکستن حرمت عاشورا می شوند. اعتراضات آنها به شکلی در تلویزیون جمهوری اسلامی بازنمایی می شود که سعی بر آن دارد نفرت شدیدی علیه سبزها در بین اقشاری از مردم که تنها رسانه در دسترس شان صدا و سیما است ایجاد کند."

آقای یوسفی افزود: "این فرآیند شروع شده است. به نظر می آید اگر جنبش سبز این راه را ادامه دهد و نتواند ممانعتی از ایجاد نفرت درست کند، ممکن است در آینده ای نه کوتاه مدت بلکه در میان مدت به خشونت برسد، ولی در حال حاضر چنین نفرتی اصلا وجود ندارد."

به دنبال حوادث بعد از اعلام نتایج انتخابات در ایران ضرب و جرح معترضان توسط نیروهای امنیتی، دستگیری و بعد از آن اخباری چون شکنجه و یا تجاوز در زندان و همچنین پخش فیلم های اعترافات بازداشت شدگان همه و همه به ملتهب تر شدن جامعه دامن زد.

در این میان سخنان مقامات ایران هم نه تنها این فضا را آرام تر نکرد بلکه "خس و خاشاک" خواندن معترضان توسط محمود احمدی نژاد بر التهابات موجود افزود.

احمد علم الهدی امام جمعه مشهد نیز روز چهارشنبه (30 دسامبر) درتجمع اعتراضی هواداران حکومت به وقایع عاشورا در تهران معترضان را این طور مورد خطاب قرار داد و گفت: "مردم ایران قطره قطره خونشان را دادند تا ولایت فقیه را حاکم کردند، آن وقت یک مشت بزغاله و گوساله بیایند در مقابل چشم مردم توهین به اصل ولایت فقیه بکنند؟"

شماری از ناظران بر اين باورند که رهبران جمهوری اسلامی در پی آن هستند که فضای سياسی را هر چه بيشتر به خشونت بکشانند تا زمينه سرکوب کامل و فراگير معترضان را فراهم سازند.

آقای علیزاده می گويد در چنین شرایطی معترضان نیازمند خویشتن داری بيشتری هستند.

او همچنین گفت: "باید یادمان باشد قدرت واقعی مردم که در این چند روز حاکمیت را به شدت عصبی کرده و باعث رفتارهای پرخاشگرانه شده که حتی افراد متعادل تری مثل آقای علی لاریجانی هم مثل کیهان حرف می زند و توهین های عامدانه آقای علم الهدی هیچ دلیلی ندارد جز اینکه می خواست مردم را به واکنش تشویق کند."

او افزود: "باید بدانیم قدرتی که مردم نشان دادند لحظه ای بود که مردم به جای اینکه از نیروهای سرکوب فرار کنند در خیابان ماندند. حالا اینکه درگیری شد و بعضی ها به پلیس حمله کردند و بعضی هم آنها را متوقف کردند، مساله ای جانبی است. اما به رغم تمام تیراندازی ها، به رغم اینکه با ون از روی آدم ها رد شدند، مردم برای چند ساعتی در خیابان ها ماندند و این قدرت واقعی مردم است که باعث این واکنش ها شده است."

اما آيا حوادث آينده اجازه خواهد جنبشی که در پی آن بود که با روش های مسالمت آميز و در سکوت به خواسته های برسد، همچنان به درستی اين مشی باور داشته باشد و با پرهيز از خشونت، اعمال خشونت از سوی نظام جمهوری اسلامی را نيز ناکارآمد سازد؟ از نگاه ناظران، پاسخ اين پرسش می تواند نقشی عمده در آينده سياسی ايران بازی کند.

مطالب مرتبط