کدام سریعتر: ساعت اتمی یا سیاسی؟

تاسیسات اتمی اراک

با آغاز درگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران سوالی که در واشنگتن و سایر پایتختهای بزرگ دنیا مطرح می شد این بود که تا کی این ناآرامی ها بطول خواهد انجامید؟ حکومت با چه سرعتی این تظاهرات را خاموش می کند؟ چند روز یا چند هفته؟

اما هفت ماه بعد به تدریج سوالات دیگری پدیدار شده است: چقدر این ناآرامی ها طول خواهد کشید تا حکومت ایران دستخوش تغییراتی اساسی شود؟ تا کی حکومت توان سرکوب ناراضیان را دارد؟

تدوام و تشدید این نارضایتی ها موجب حیرت بسیاری از ناظران تحولات ایران شده است. حوادث چند هفته گذشته و بویژه درگیری های خونین عاشورا نقطه عطف این تجدید نظر بود. انتشار تصاویر نبرد تظاهرکنندگان خشمگین با نیروهای امنیتی و انتظامی در صدر رسانه های جهان این تلقی را ناگهان برای بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران پیش آورده که شاید "لحظه دیوار برلین ایران" فرا رسیده است.

دولت آمریکا که مصمم بود صرفنظر از نتیجه انتخابات با ایران رو در رو مذاکره کند، در ابتدا از تاثیراتی که این ناآرامی ها ممکن بود در کندکردن روند تصمیم گیری ها تهران بگذارد چندان خشنود بنظر نمی رسید.

باراک اوباما پس از چند روز سردرگمی و سکوت سرانجام محتاطانه گفت فرق چندانی بین محمود احمدی نژاد و میر حسین موسوی نیست. نگرانی کاخ سفید این بود که هر گونه اظهار نظر در مورد مسائل داخلی ایران بر روی سرنوشت مذاکرات اتمی که در صدر اولویتهای آمریکا قرار داشت تاثیری منفی بگذارد.

دیدگاه آمریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی همواره این بود که ایران با سرعت به سمت توانایی هسته ای در پیش است و نمی توان به تحولات سیاسی این کشور که ممکن است روزی به دمکراسی بیانجامد دل خوش کرد. به بیان دیگر ساعت اتمی با سرعتی بیشتر از ساعت سیاسی در حرکت است.

اما با ادامه و تشدید ناآرامی ها در ایران نه فقط کشورهای غربی بلکه مطابق برخی گزارشهای منتشر شده حتی کشورهایی همچون چین نیز چنین می اندیشند که ساعت سیاسی هم آنقدر که گمان رفت آهسته حرکت نمی کند.

از طرف دیگر ساعت اتمی هم که گفته می شد با سرعت در حرکت است و زمان چندانی به دستیابی ایران به توانایی هسته ای نمانده به تدریج زیر سوال رفته است.

گزارش هایی که طی چند هفته اخیر منتشر شده حاکی از این است که برخی سیاستمداران غربی و حتی اسرائیلی معتقدند که عملیات پیچیده اطلاعاتی این کشورها توانسته صدمات زیادی به پروژه های اتمی ایران بزند. روزنامه نیویورک تایمز روز گذشته به نقل از چند "استراتژیست" دولت آمریکا نوشت افشای تاسیسات غنی سازی قم "بهترین شانس" ایران برای تولید مخفیانه اورانیم مورد نیاز سلاح اتمی را از بین برد و ایران "احتمالا دو تا سه سال" تا توانایی اتمی فاصله دارد.

علاوه بر این گفته می شود فروش دستگاه های تقلبی به ایران موجب از کار افتادن تعداد زیادی از سانتریفوژهای تاسیسات اتمی نطنز شده و تلاش هایی نیز برای اختلال در سیستم های کامپیوتری و الکترونیکی برنامه های هسته ای ایران در جریان است.

بسیاری از تحلیلگران غربی از یکسو با اطمینان بیشتری نسبت به نظامی بودن برنامه های اتمی ایران صحبت می کنند اما از سوی دیگر معتقدند سرعت این برنامه ها به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.

در موازنه جدیدی که بین تحولات سیاسی ایران و برنامه های اتمی این کشور بوجود آمده موضوع تحریمها جایگاه خاصی پیدا می کند. اخبار منتشر شده حکایت از این دارد که حتی برخی مقام های اسرائیلی نیز که نسبت به خطر "قریب الوقوع" ایران اتمی هشدار می دهند بطور خصوصی اظهار امیدواری می کنند با توجه به شرایط داخلی ایران تحریم های بیشتر و هدفمندتر بتواند تغییری در محاسبات اتمی دولتمردان این کشور در کوتاه مدت پدید آورد. هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا نیز روز دوشنبه گفت سپاه پاسداران هدف تحریم های بعدی خواهد بود.

مطابق این تحلیلها سپاه به دلیل "مشغول بودن به سرکوب تظاهرکنندگان" از پیگیری برنامه های اتمی بازمانده و اگر با تحریم های بیشتری مواجه شود ممکن است ساعت اتمی کند تر و ساعت سیاسی تندتر هم بشود.

این دیدگاه ها صرفنظر از درجه صحت آن البته یک نفع دیگری هم دارد: برای دولت اوباما که ضرب الاجل یکساله اش به تهران به پایان رسیده و از سوی دیگر راه حل نظامی و دیپلماتیک چندانی برای مقابله با برنامه های اتمی ایران ندارد قدری آرامش و اطمینان خاطر در افکار عمومی شاید بتواند از فشار رقبای جمهوریخواه بکاهد.

مطالب مرتبط