نگاهی دیگر: آیت‌الله خمینی در چند پرده

آیت الله خمینی

اشاره: در نزاع های سیاسی ماه های گذشته، اصلاح طلبان و اصولگرایان خود را پیرو آیت الله خمینی و طرف مقابل را مخالف نظرات و آرای او قلمداد کرده و می کنند.

محمد خاتمی گفته است آیت الله خمینی بزرگترین متفکر اصلاح طلب و مقتدای اصلاح طلبان است. مهدی کروبی و میر حسین موسوی هم دائماً به دوران آیت الله خمینی و نظرات او استناد می کنند.

در ماه های گذشته هر جا سخنرانی یا گفت و گو داشته ام، همیشه با این پرسش روبرو بوده ام: با توجه به رویدادهای دهه ی اول انقلاب، پیروی از آیت الله خمینی چه معنایی دارد؟

اگر استناد به آیت الله خمینی روا باشد، کدام طرف واقعاً پیرو اوست و کدام طرف میراث او را بر باد داده است؟ جنبش سبز چه رابطه ای با میراث آیت الله خمینی می تواند داشته باشد؟

آیا استناد به آیت الله خمینی به معنای پذیرش ولایت مطلقه ی فقیه و وضعیت فعلی نیست؟ از زوایای مختلف می توان به این پرسش پاسخ گفت. شاید مهمترین نکته این باشد که ما با سه آیت الله خمینی مواجه هستیم.

1. جمهوری فرانسوی

آیت الله خمینی پاریس(14 مهر 57 تا 12 بهمن 57)، فاقد قدرت، به دنبال سرنگونی رژیم شاه و جایگزینی رژیم جدید به جای رژیم پیشین بود. سخن گفتن در این دوره مقتضیاتی داشت. تمام چشم ها به او دوخته بود.

آرا و سخنان آیت الله خمینی در پاریس، در تعارض با فضای چپ زده ی جهان سومی حاکم بر ایران قرار داشت. پاسخ این پرسش که آیا آیت الله خمینی به آنچه در پاریس می گفت باور داشت، یا آن سخنان برای عدم تحریک و مخالفت جامعه ی جهانی بیان می شد، بسیار دشوار است.

ادامه مطلب

2. جمهوری فقهی

آیت الله خمینی در نجف بحث ولایت فقیه را مطرح کرد. آن بحث بعدها زیر عنوان حکومت اسلامی و ولایت فقیه انتشار یافت. او که نظام پادشاهی را رد می کرد، مجبور بود نظام جایگزین مطلوب خود را برسازد.

شاید مهمترین مدعای او، مدعای وجود نظریه ی حکومت اسلامی در اسلام و تکلیف شیعیان و خصوصاً فقها در برساختن چنان نظام سیاسی ای باشد. در رأس این حکومت باید فقیه قرار گیرد. برای اینکه حکومت اسلامی مجری احکام فقهی است. متخصص احکام فقهی، فقها هستند. بقیه ی مردم جاهل به احکام فقهی اند(مجتهد نیستند)، آنان باید از فقها(مجتهد جامع الشرایط) تقلید کنند.

ادامه مطلب

3. خدا مرده است؛ زنده باد دولت

آیت الله خمینی دولت را جانشین خدا کرد. دولت که در نظریه ی پیشین او، محدود و مشروط به احکام فقهی بود، رها و مطلق شد. او خدای جدید و شارع قوانین است. حق دارد کلیه ی احکام و فرامین عبادی و غیر عبادی خدای متشخص انسانوار سلطانی را تعطیل کند، احکام و فرامین جدید وضع کند، متمردان و مخالفان را تنبیه و مجازات کند، تابعان و دوستان را پاداش دهد.

آیت الله خمینی دریافت که خدای متشخص انسانوار و نظام فقهی ای که نازل شده از سوی او به شمار می رفت، قدرت و مرجعیت (authority) خود را از دست داده اند. شریعت خدای متشخص انسانوار، بن بست لاینحل است. با فروپاشی نظام پیشین، خدای جدید(دولت، حکومت)، همان کارها را بهتر از خدای پیشین انجام خواهد داد.

ادامه مطلب

4. زنده باد دولت؛ جمهوری تمام عیار

مسأله ی ایران، مسأله ی استبداد و دولت مطلقه است. آیت الله خمینی دولت مطلقه را جایگزین خدا کرد. خدای جدید اگر چه قادر مطلق و شارع مطلق بود، اما فقط جباریت و قهاریت و ارعاب و مکر و غضب را به نمایش می گذارد. این خدایی بود که توده های مردم را به عنوان "امت" وارد تاریخ کرد. حضور توده وار افراد "تنها" و "تک افتاده" مطلوب او بود.

آیت الله خمینی که ولایت "فقه" را تئوریزه می کرد، مقتدای فقهای سنتی است. آیت الله خمینی که "ولایت مطلقه ی فقیه" را تئوریزه و آن را به خدای جدید تبدیل ساخت، مطلوب پیروان و مریدان آیت الله علی خامنه ای است. این دو آیت الله نه تنها نمی توانند الگوی جنبش سبز باشند، بلکه در مقابل جنبش سبز قرار گرفته اند.

ادامه مطلب

مطالب مرتبط