سیاست و اقتصاد در روابط ایران و چین

به گفته تحلیل گران سیاسی، بی نتیجه ماندن تازه ترین نشست گروه پنج بعلاوه یک در نیویورک قابل پیش بینی بود زیرا چین حتی پیش از برگزاری این نشست اعلام کرده بود که زمان برای وضع تحریم های بیشتر علیه ایران مناسب نیست و موضع چین در تصمیم گیری های گروه پنج بعلاوه تاثیر گذاشته است.

با توجه به حجم مبادلات بازرگانی ایران و چین که به گفته رئیس اتاق بارزگانی مشترک ایران و چین در سال گذشته به حدود سی میلیارد دلار رسیده است و سرمایه گزاری های عمده چین در ایران، به اعتقاد بسیار ی از تحلیل گران سیاسی، منافع اقتصادی چین مهمترین نقش را در سیاست این کشور در قبال برنامه هسته ای ایران دارد. اما آیا این تنها عامل تعیین کننده سیاست چین است؟

مهدی خانبابا تهرانی نویسنده و کارشناس مسائل چین در پاسخ به این سوال می گوید که مناسبات کنونی ایران و چین را باید در چارچوب روابط دیرینه و تاریخی دو کشور مورد بررسی قرارداد.

به گفته آقای خانبابا تهرانی، در دوران انقلاب چین و پس از پیروزی آن، ایران از نقطه نظر استراتژیکی یکی از کشورهای بسیار مهم برای چین بود به طوری که از سوی این کشور پشت بام خاورمیانه نامیده می شد.

چینی ها پس از انقلاب ایران روابط خود را با این کشور گسترش دادند. آقای خانبابا تهرانی پس از اشاره به اهمیتی که منافع اقتصادی و سرمایه گذاری های چین در ایران برای این کشور دارد، می گوید که رابطه با ایران از نظر سیاست استراتژیکی چین هم برای این کشور حائز اهمیت است و سپس اینطور اضافه میکند: "شرایط و موقعیت کنونی روابط ایران و چین فقط مختص به مسئله اقتصاد و نفت نیست. هر چند این دو مورد برای چینی ها اهمیت زیادی دارد ولی فقط این مسئله نیست. واقعیت این است که از نظر سیاسی هم چین ایران را به عنوان یک دستیار برای قدرت نمایی در مقابل آمریکا و روسیه به شمار می آورد و از این کشور حمایت می کند. پشتیبانی چین را باید در یک نگاه تاریخی در روابط دو کشور جستجو کرد. ولی شرایط کنونی جهان هر چه باشد چین از ایران همچنان حمایت خواهد کرد و سعی دارد از طریق ایران نفوذ بیشتری در خاورمیانه داشته باشد".

تین سه هوا، از بخش چینی بی بی سی و کارشناس مسائل ایران و چین هم به اهمیت سابقه رابطه دو کشور اشاره می کند و می گوید که دولت چین مثل سابق یک دولت ایدئولوژیک نیست، ولی ایران به دلیل موضع خصمانه اش در قبال آمریکا می تواند بالقوه یک متحد چین به شمار آید. تین سه هوا سپس اهمیت ایران را در چارچوب رابطه چین و آمریکا مورد ارزیابی قرار میدهد و میگوید: "در چارچوب رابطه چین و آمریکا، ایران برای ایجاد موازنه قدرت وزنه سودمندی است. برای مثال اخیرا در پی فروش تسلیحات از سوی آمریکا به تایوان، چین بلافاصله واکنش نشان داد و اعلام کرد که با اعمال تحریم های بیشتر علیه ایران موافق نیست. چین با برخورداری از حق وتو می تواند ایران را وسیله قدرت نمایی در مقابل آمریکا قرار دهد".

با وجود این تین سه هوا منافع اقتصادی چین را مهمترین عامل سیاست این کشور در کل منطقه خاورمیانه می داند و می گوید که چین بر اساس همین منافع و بهره برداری از سرمایه گذاری های دراز مدت خود است که از هرگونه بحران در منطقه هراس دارد.

تین سه هوا سپس در مورد وقایع پس از انتخابات و اعتراض های مردم ایران می گوید که برای مقامات و مردم چین رویدادهای ایران بسیار غیر منتظره بود و اگر چه موجب شگفتی و تحسین مخالفان دولت چین شد، برای رهبران این کشور نگرانی هایی به وجود آورده است.

تین سه هوا می افزاید: "به تصور من دولت چین خود را با مشکلات مشابهی مواجه می بیند. کنترل افکار عمومی و نیروهای مخالف در داخل از مسائل مشترک هر دو کشورست. رسانه های رسمی چین تمام خبرهای مربوط به تظاهرات مخالفان دولت ایران را سانسور کردند. این همان اقدامی است که در مورد مخالفان دولت چین انجام می گیرد. چین از این بابت که ممکن است در داخل این کشور هم جنبشی مشابه ایران ظهور کند بیمناک است. در این میان ملی گرایان چینی که دشمنی دیرینه خود با آمریکا را حفظ کرده اند، از موضع خصمانه ایران در قبال آمریکا حمایت می کنند و بی تمایل نیستند که ایران به یک قدرت بزرگ در خاورمیانه تبدیل شود".

بر اساس تمام این مسائل است که چین هم چنان بر تعامل با ایران به جای اعمال تحریم اصرار می ورزد، از آن گذشته مسئله دیگری که تین سه هوا به آن اشاره می کند، اهمیتی است که چین برای عدم مداخله در امور دیگر کشورها منجمله امور خود قائل است.

آقای خانبابا تهرانی در اشاره به همین موضوع می گوید که بر مبنای فرهنگ سیاسی چین، هر گونه دخالت در امور کشورهای دیگر از سوی این کشور ناپسند است.

آقای خانبابا تهرانی موضع چین در قبال برنامه هسته ای ایران را در یک نگاه تاریخی به این صورت خلاصه می کند که چینی ها در کنار ایران هستند، به این دلیل که سی سال پیش انقلابی در این کشور روی داد که سبب شد این کشور از بلوک حامی غرب بیرون بیاید و چین در نهایت می خواهد که به همراه ایران و سایر کشورهای غیر متعهد درجهان سوم بلوکی را به وجود بیاورد که در مقابل روسیه و آمریکا قدرت مانور سیاسی داشته باشد.