وقتی میانه روهای ایران نگران می شوند

درگیری های پس از انتخابات در ایران
Image caption طرفداران دولت امیدوارند گذشت زمان همراه با سرکوب، انرژی معترضان را تحلیل برده باشد

درگیری های خونین روز عاشورای امسال و شعارهای تندی که هفت ماهپس از انتخابات علیه حکومت سر داده شد، طیف های گوناگون سیاسی ایران را به تاملی دوباره واداشت و این نگرانی را در میانشان پدید آورد که اوجگیری خشونت و سست شدن بنیادهای جمهوری اسلامی ممکن است رشته را از دست همه به در آورد.

این هراس البته در هر دو گروه اصلاح طلب و محافظه کار پدیدار شد و میانه روهای دو جناح را قدری به یکدیگر نزدیک کرد.

شخصیتهای مختلف اصلاح طلب ابراز نگرانی کردند که جریان "ضد انقلاب" بدنبال بهره برداری از "مطالبات درون ساختاری و خانوادگی مردم و جناح های وفادار به نظام" و گرفتن "انتقام دیرینه خود از انقلاب و امام" است. احمد پورنجاتی در مقاله ای در روزنامه اعتماد پرسید رهبران اصلاح طلب که "زلف موجودیت سیاسی" آنها به آیت الله خمینی و جمهوری اسلامی پیوند خورده به چه می اندیشند؟

عباس عبدی از مشاورین انتخاباتی مهدی کروبی نوشت رخدادهای روز عاشورا جامعه را وارد شرایطی چنان بحرانی کرده که "بیش از هر چیز موجودیت کشور را در بلند مدت تهدید می کند." او با "اصلاح جزئی" در راه حل های پیشنهادی علی مطهری نماینده مجلس و از چهره های میانه روی اصول گرایان نوشت نمی توان از معترضان انتظار داشت که عذرخواهی کنند اما می توان از آنها خواست که صرفنظر از دیدگاه خود در شرایط فعلی "مطالبات انتخاباتی خود را کنار بگذارند."

به نوشته عباس عبدی طرف مقابل هم باید سایر پیشنهادهای علی مطهری، از جمله آزاد کردن زندانیان سیاسی، رفع توقیف مطبوعات و محاکمه عاملان حوادث کهریزک و کوی دانشگاه را به اجرا بگذارد.

در سوی دیگر این طیف سیاسی، افزون بر علی مطهری، برخی از میانه روهای جناح اصول گرا هم خواهان "بازگشت به تعادل" و کنار زدن "تندروهای دو طرف" شدند. حبیب الله عسگر اولادی، از اعضای شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی، در پاسخ به این سوال خبرگزاری ایلنا که نظرش درباره حمله به حسینیه جماران چیست، بشدت به گروههای تندرو محافظه کار تاخت: "اصلا چرا راجع به 7 و 8 نفر کشته عاشورا چیزی نمی گویید؟ همان کسانی که خواهرزاده آقای موسوی را ترور کردند، همان ها هم به جماران رفتند و آنجا را هم به هم ریختند."

دعوت به "اعتدال" یا ایجاد شکاف؟

اما البته اینگونه اظهارات به مذاق محافظه کاران تندرو چندان خوش نیامد. بسیاری از آنها همچون علی اکبر جوانفکر مشاور محمود احمدی نژاد، همچنان از "کور کردن چشم فتنه" گفتند و با حمله به عسگراولادی و دیگر مصالحه جویان پرسیدند: "در جستجوی وحدت با چه کسانی است؟ آیا وحدت میان حق و باطل امری شدنی است؟"

در این میان آیت الله خامنه ای حامی اصلی محمود احمدی نژاد نیز هر چند لحن تند خود را علیه مخالفان حفظ کرد، اما در عین حال به این تلقی پر و بال داد که نگرش و رویکرد او احتمالا دستخوش تغییراتی شده است.

بسیاری از امامان جمعه سراسر کشور ناگهان دعوت به اعتدال و پرهیز از افراط کردند، کمیسیون تحقیق مجلس، سعید مرتضوی را متهم پرونده بازداشتگاه کهریزک خواند و مناظره های برنامه "رو به فردا" که پس از درگیری های روز عاشورا روی صفحه تلویزیون رفت، برای اولین بار مجرایی بسیار باریک و شاید موقتی برای انتقاد از محمود احمدی نژاد گشود.

عده ای این تحولات را گامی هرچند کوچک اما به هر حال در جهت بعضی از خواسته های بیانیه هفدهم میرحسین موسوی برای "خروج از بحران" تحلیل کردند.

برخی محافظه کاران میانه رو همچون عماد افروغ نماینده پیشین مجلس نیز چنین تحلیل کردند که این رویکرد می تواند در درون جناح اصلاح طلب شکاف بیندازد و نهایتا جنبش اعتراض آمیز را تضعیف کند.

وحدت داخل و خارج

اما طرفداران آقای موسوی نه فقط در ایران، که حتی در خارج از کشور هم، در بیانیه هایی 5 نفره و 54 نفره به رغم اختلاف نظرهای کم و بیش آشکارشان با آقای موسوی، با حمایت قاطع از موضع او، تاکید کردند که بسیاری از خواسته های دیگر نیز نهایتا می تواند از مسیر "واقع گرای" کنونی بگذرد.

گفته های روز دوشنبه مهدی کروبی مبنی بر اینکه با وجود تقلبهایی که در انتخابات شده، دولت محمود احمدی نژاد را به دلیل "تنفیذ رهبری" به رسمیت می شناسد، از سوی عده ای ادامه بیانیه اخیر آقای موسوی تلقی شده است. موضعگیری آقای کروبی ممکن است نگرانی و اختلافاتی در جنبش سبز ایجاد کند، اما در عین حال احتمال دارد همانند موضع آقای موسوی، شکاف در جناح محافظه کار را هم عمیق تر کند.

بسیاری همچون اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس تشخیص مصلحت نظام امیدوارند "با کمک افراد معتدل از هر دو جناح موجود کشور با تدبیر رهبری مسائل موجود حل و فصل" شود. این امیدی است که گرچه عصبانیت چهره هایی همچون محمد یزدی را برانگیخته، اما احتمالا با ادامه اعتراضات تقویت می شود و آیت الله خامنه ای را به پذیرش آن متمایل می کند.

در این میان بنظر می رسد تغییر ناگهانی نگرش برخی دولتها از جمله آمریکا به تحولات ایران و پیشبینی بسیاری از تحلیلگران غربی مبنی بر احتمال "فروپاشی" جمهوری اسلامی به نزدیک تر شدن میانه روهای دو جناح و بررسی جدی تر یک "مصالحه" کمک کرده است.

انسجام "عقلای قوم"

روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود با اشاره به تحلیلهای کارشناسان آمریکایی درباره اهمیت "فزاینده" جنبش اعتراضی در ایران، خواستار انسجام "عقلای قوم" شده است:

"آنچه مهم است حفظ این پیوند است. باید سوگمندانه اعتراف کنیم که افراطیون و اقدامات خودسرانه آنها به این پیوند مستحکم ضربه وارد می کند و به دشمن برای رسیدن به هدف شومی که دارد کمک می نماید."

این اشارات در یکی از صحبت های اخیر آیت الله خامنه ای که در آن خواستار پرهیز از حرکت های خودسرانه شده بود نیز به چشم می خورد.

برخی اصلاح طلبان این "چرخش" تلویحی آیت الله خامنه ایو طرفداران میانه روتر او را بازی جدیدی برای شکاف انداختن میان مخالفان و آرام کردن آنها در آستانه راهپیمایی 22 بهمن می شمارند. آنها با اشاره به سرسختی او می گویند وی هرگز از مواضع خود بازنگشته و به محض دست دادن فرصت مناسب، به سرکوبی شدیدتر معترضان روی خواهد آورد، و اگر دیگر نگران واکنش معترضین نباشد میرحسین موسوی و مهدی کروبی را نیز از زیر تیغ خواهد گذراند.

تظاهرات روز 22 بهمن احتمالا تا اندازه زیادی مسیر پیش روی رهبران گروههای مختلف سیاسی را روشن خواهد کرد. اگر راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی، همانند اعتراضهای 25 خرداد، 18 تیر، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و عاشورا، حاکی از ادامه نارضایتی ها و حتی رادیکالیزه شدن خواسته های معترضان باشد، رهبران "جنبش سبز" به هر حال در موضع قویتری قرار می گیرند،و ممکن است مذاکرات بیشتری برای جوش دادن حلقه اتصال میانه روهای دو طرف صورت گیرد.

طرفداران دولت امیدوارند گذشت زمان همراه با سرکوبهای وسیع، انرژی معترضان را تحلیل برده باشد. اما در مقابل، مخالفان می گویند که نارضایتیها روندی صعودی داشته و خواهد داشت و سرکوبها تنها به رادیکال تر شدن آن منجر می شود.

به گفته آنها، حوادث و نارساییهای هر روزه در کشور -- از ایمنی سفرهای هوایی و زمینی گرفته تا مشکلات مالی بانکها و تورم – جملگی یادآور و حاصل کار دولتی است که بسیاری، "عدم مشروعیت" آن را ریشه این "ناکارآمدیها" می دانند؛ دولتی که درآمد نفتی دوره چهارساله نخستش به تنهایی بیش از 30 درصد درآمد نفتی 40 سال گذشته کشور بوده، و با این وجود، با انبوهی از مشکلات مالی، اقتصادی و اجتماعی دست به گریبان است.

مطالب مرتبط