چه کسانی 'ناگفته' های رهبر را می دانند؟

محمدتقی مصباح یزدی
Image caption محمدتقی مصباح یزدی گفت که برخی مراجع تقلید صلاحیت اظهار نظر سیاسی ندارند

محمد تقی مصباح یزدی، چندی پیش در جمع عده ای از هواداران خود سخنانی ایراد کرد که متن آن تا ۵۰ روز بعد منتشر نشد؛ شاید به دلیل محتوای جنجالی برخی قسمت هایش در مورد مراجع تقلید و رهبر جمهوری اسلامی.

آن طور که سایت "موسسه آموزشی – پژوهشی امام خمینی" در روز شنبه ۲ اسفند نقل کرده، آقای مصباح یزدی، رئیس این مؤسسه، در سخنرانی ۱۰ دی خود برای "جمعی از دانشجویان بسیجی" گفته است که بعضی از مراجع تقلید شیعه "صلاحیت اظهار نظر" در مورد مسائل سیاسی را ندارند و بعضی دیگر از مراجع هم از "فطانت خدادادی در مسائل سیاسی – اجتماعی" بی بهره اند.

آقای مصباح یزدی، که برخی اصلاح طلبان او را "پدر معنوی" محمود احمدی نژاد و همفکرانش می دادند، همچنین به شنوندگان سخنرانی خود توضیح داده است که حمایت های رهبر ایران از برخی افراد به خاطر برخی "مصلحت" هاست و دیگران نباید از این رفتار "تقلید" کنند.

وی با تاکید بر این که دیگران "باید زمینه را فراهم کنند برای این‌که رهبر بتواند آنچه را مصلحت اصلی می‌داند اعمال کند"، گفته است که آیت الله خامنه ای "خیلی چیزها را می داند ولی نمی گوید" چون نمی خواهد "بهانه به دست فتنه جویان بدهد"، امّا "دیگران هم وظایفی دارند که باید در موقع خودش انجام دهند".

محذوریت رهبری؟

این اولین بار نیست که محمدتقی مصباح یزدی از محذوریت های رهبر جمهوری اسلامی برای بیان آنچه در دل دارد سخن می گوید.

در یکی از صریح ترین اظهار نظرها در مورد نحوه پی بردن به آنچه در دل رهبر ایران جریان داشت، آقای مصباح یزدی در ۱۶ مرداد ۱۳۸۶ به مریدان خود گوشزد می کرد: "فهمیدن نظرات مقام رهبری معظم انقلاب کار ساده‌ای نیست و باید از طریق قراین و سخنان از اصل نظراتشان مطلع شد."

حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، که منصوب مستقیم آیت الله خامنه ای است، از جمله کسانی محسوب می شود که اعتقاد دارد از "اصل نظرات" رهبر به خوبی مطلع است.

آگاهی وی از دیگاه های اعلام نشده رهبر، نمونه های فراوانی داشته است.

یکی از برجسته ترین نمونه های این آگاهی، مربوط به زمانی بود که حسین شریعتمداری به وزارت امور خارجه دولت نهم توضیح می داد که اظهارات علنی و عمومی رهبر جمهوری اسلامی در مورد "گفت و گوی رو در رو با آمریکا"، با آنچه در "ژرفای قلب" وی می گذرد متفاوت است.

آقای شریعتمداری، در سرمقاله ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ خود نوشت: "آقا [آیت الله خامنه ای] بر پایه یک استدلال منطقی و نگاه اعلام شده، راضی نیستند مسئولان ایرانی با مسئولان آمریکایی پشت یک میز بنشینند و اما از سوی دیگر وزارت خارجه کشورمان تصمیم دارد برای اعلام هشدار و ابلاغ اتمام حجت ایران به آمریکا با مسئولان آمریکایی پشت یک میز بنشیند."

پیچیدگی موضوع در آنجا بود چهار روز قبل از آن (۲۶ اردیبهشت)، جمله ای بر زبان آیت الله خامنه ای جاری شده بود با روایت کیهان از میزان "رضایت" وی از گفت و گو با آمریکا همخوانی نداشت.

جمله رهبر جمهوری اسلامی، که از قضا مدیر مسئول این روزنامه نیز در همین سرمقاله آن را نقل می کرد، به شرح زیر بود: "وزارت امور خارجه به درخواست دولت عراق تصمیم گرفت در یک گفت وگوی رودررو با آمریکایی ها مسئولیت و وظایف آنان را در قبال امنیت عراق یادآوری و با آنها اتمام حجت کند."

آقای شریعتمداری، به مسئولان دیپلماسی کشور تذکر می داد: "از دولت نهم انتظار می رود منویات اصلی آقا را به درستی دریابد و به عرصه ای که سمت و سوی فریب و رنگ و بوی سوءاستفاده آمریکایی ها از آن به مشام می رسد پای نگذارد. ممکن است آقا اجازه داده باشند، ولی باید حضرت ایشان از ژرفای قلب مبارک خویش راضی هم باشند. آیا راضی هستند؟!"

دستگیری فرزندان هاشمی بعد از خطبه های رهبر

اما در نگاه بسیاری از محافظه کاران حاکم، پی بردن به "منویات اصلی" رهبر جمهوری اسلامی، همواره به پیچیدگی مورد فوق نبوده است. مثلا، این طور به نظر می رسد که بسیاری از حامیان دولت، به هر علت متقاعد شده اند که برخی جملات مثبت رهبر جمهوری اسلامی در مورد اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، الزام آور نیستند.

آیت الله خامنه ای، در اولین خطبه های نماز جمعه بعد از انتخابات در ۲۹ خرداد، از مورد اتهام قرار گرفتن هاشمی رفسنجانی در جریان مناظره های انتخاباتی انتقاد کرد، گفت او را از ۵۲ سال قبل می شناسد، وی را از "اصلی ترین افراد نهضت در دوران مبارزات" و "از موثرترین شخصیت ها در کنار امام و بعد هم رهبری تا امروز" دانست، و علاوه بر همه اینها تاکید کرد:"این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفت و قبل از انقلاب اموال خود را صرف انقلاب می کرد و اینها را جوان ها بدانند. در طول بعد از انقلاب هم هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان اندوخته ای از انقلاب داشته باشد."

اما در عمل، مدت کمی بعد از این اظهارات، حملات حامیان دولت به اکبر هاشمی رفسنجانی از سر گرفته شد.

تنها دو روز بعد از خطبه های نماز جمعه آیت الله خامنه ای، روزنامه کیهان، که زیر نظر رهبری قرار دارد، خبر از "بازداشت پنج تن از اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی" بعد از "شناسایی توسط ماموران امنیتی" و به خاطر "تحریک و تشویق اغتشاش گران" داد.

اگرچه این عده بعدا آزاد شدند، اما بازداشت شان نقطه شروعی بود برای حملات مجدد هواداران دولت به خانواده هاشمی رفسنجانی، و سپس خود او.

توصیه "مقامات بلند پایه"

نه تنها شخص اکبر هاشمی رفسنجانی، که دستگاه های نزدیک به او هم از جمله جاهایی بودند که محافظه کاران حامی دولت، اظهارات رهبری در مورد آنها را جدی نمی گرفتند. دخالت رهبر جمهوری اسلامی در درگیری رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر سر "دانشگاه آزاد اسلامی"، نمونه خبرسازی از همین وضعیت بود.

این درگیری پس از آن آغاز شد که در دی ماه ۱۳۸۵، محمود احمدی نژاد با وعده "برخورد انقلابی" با تخلفات "دانشگاه آزاد اسلامی"، تلاش هایی را برای تحت کنترل در آوردن این دانشگاه آغاز کرد.

به دنبال این اقدام بود که اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد، با اعلام این که "موذی گری ها" علیه دانشگاه آزاد "شکست خواهد خورد" گفت: "امیدواریم شرارت هایی که می شود تا دانشگاه آزاد را تضعیف کند، شرش را کوتاه کنیم."

با بالا گرفتن درگیری دو طرف بر سر دانشگاه آزاد، اخباری در برخی رسانه های هوادار دولت منتشر شد که از دخالت رهبر برای خاتمه این درگیری حکایت داشت؛ دخالتی که اگرچه به طور علنی انجام نشد، اما رئیس جمهور حداقل در سه نوبت آن را علنی کرد.

بار اول، در ۱۸ مهر ۱۳۸۶بود که رئیس جمهور گفت: "برخی مقامات بلندپایه توصیه کرده اند در شرایط هسته ای روی این موضوع فشار نیاوریم"؛ و بار دوم در ۲۱ آبان بود که وی گفت دانشگاه وقتی می خواسته دانشگاه را "ضابطه مند کند"، عده ای "به قدری فشار آوردند که گفته شد شرایط کشور حساس است و فعلاً دست نگه دارید" و افزود: "البته بزودی وقت اصلاحات واقعی در آنجا فرا خواهد رسید".

محمود احمدی نژاد، برای بار سوم نیز در اول آذر همان سال گفت که در هنگام پی گیری موضوعات مربوط به دانشگاه آزاد "به ما گفتند که به خاطر شرایط حساس کشور فعلا در این مساله دست نگه دارید چون این افراد در شرایط حساس کشور بحران درست می‌کنند"، و باز تاکید کرد: "البته به زودی ما این اصلاحات را انجام خواهیم داد."

در هیچ یک از موارد فوق، رهبر جمهوری اسلامی یا افراد و رسانه های نزدیک به او واکنشی نشان ندادند که مفهوم آن، نارضایتی از مواضع آقای احمدی نژاد باشد.

"خط شکنی"

از قضا در همان روزی که رئیس جمهور، برای نخستین بار توصیه "مقامات بلندپایه" در مورد دانشگاه آزاد را علنی می کرد، آیت الله خامنه در دیداری با فعالان دانشجویی محافظه کار، در پاسخ به یک سوال مبنی بر این که "آیا برخی اظهار نظرها که عنوان می‌شود نظر رهبری در جلسات خصوصی است، صحیح است یا خیر؟" می گفت: "سخن رسمی بنده آن چیزی است که از من در دیدارهای مختلف با مردم و مسئولا‌ن می‌شنوید."

وی البته همچنین لازم می دید بیفزاید: "ممکن است به دلا‌یلی از جمله آگاه شدن دشمن مصلحت نباشد چیزی را بیان کنم، ولی این بدان معنی نیست که خلا‌ف واقع را بیان می‌کنم".

این سخن در شرایطی بیان می شد که برخی هواداران دولت، از قبیل سعید قاسمی، از فرماندهان جنگ با عراق، حتی اعتقاد داشتند سکوت رهبر، می تواند زمینه ساز اقدامات مهمی از سوی هواداران او باشد.

اظهارات وی در ۱۰ دی ۱۳۸۷، تیتر اول توسط یک سایت هوادار دولت (رجانیوز) بود که در آن، با توصیه همفکران به "خط شکنی"، از کسانی انتقاد می کرد که "با این بهانه که باید پشت سر رهبری حرکت کنیم، از حرکت آفندی انقلاب ممانعت کرده اند."

وی توضیح می داد که خط شکنی همان کاری است که ، به عقیده او، برخی تسخیرکنندگان سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ انجام داده بودند، یعنی تسخیر این سفارتخانه "بدون اذن امام"، در حالی که این کار بعدا با "تقدیر" آیت الله خمینی مواجه شده بود.

از خاتمی تا هاشمی

این درست همان کاری بود که بسیاری از هوادران آیت الله خامنه ای، در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی انجام داده بودند.

در آن زمان، با وجود برخی اظهار نظرهای مثبت آیت الله خامنه ای در مورد محمد خاتمی، محافظه کاران هرگز در حمله به رئیس جمهور و همکارانش دچار تردید نشدند و حملات خود را، تا پایان دوره هشت ساله ریاست او بر قوه مجریه ادامه دادند.

در آن زمان هم، محافظه کاران تاکید داشتند بسیاری از اظهارات رهبری در مورد رئیس جمهور اصلاح طلب به خاطر محذوریت های خاص وی بیان می شود و بیانگر دیدگاه های واقعی او نیست.

حمیدرضا ترقی، مدیرمسئول ارگان "جمعیت مؤتلفه اسلامی"، در اردیبهشت ۱۳۸۰ در این زمینه توضیح می داد که تشخیص مواضع واقعی رهبر"کار هر کسی" نیست و "فقط عده خاصی" می توانند از عهده این کار بر بیایند.

یکی از این "عده خاص"، بی تردید محمدتقی مصباح یزدی بود که در تمام دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، از حملات شدید علیه او دست نکشید.

در آن زمان، برخی اصلاح طلبان که با استناد به تعریف های رهبر از آقای خاتمی از مواضع آقای مصباح یزدی انتقاد می کردند، بعد از بیان سخنانی از سوی آیت الله خامنه ای که این روحانی تندرو را جانشین مرتضی مطهری تئوریسین انقلاب اسلامی می دانست، به این نتیجه رسیدند که ممکن است روایت کسانی که معتقدند مواضع رهبر را تنها "افراد خاصی" متوجه می شوند، درست باشد.

در آن زمان، البته تاکید محافظه کاران بر مصلحت سنجی های رهبری، برای بسیاری از تحلیل گران قابل فهم بود.

Image caption نشست جدید مجلس خبرگان به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی روز سه شنبه برگزار می شود

در توضیح دلایل این مصلحت سنجی ها، آقای مصباح یزدی در سخنرانی اخیر خود، که سه روز پیش پس از وقفه ای طولانی منتشر شد، روایت زیر را با مشابه سازی دوران اصلاحات با دوران ابوالحسن بنی صدر ارائه کرده است: "آن رئیس جمهور با رأی نسبتاً بالایی انتخاب شد... رفتار امام طوری بود که مردم خیال می‌کردند که خود ایشان هم با او موافق است... تا روزی که همه مردم فهمیدند که این دیگر به درد ریاست جمهوری نمی‌خورد... بعدها ایشان فرموده بود: من از اول با این شخص مخالف بودم."

اما اظهارات جدید این روحانی حامی دولت، در شرایطی عنوان شده که دیگر اصلاح طلبان در قدرت نیستند و قاعدتا رهبر دیگر محذوریت های زمان محمدخاتمی را در بیان مواضع خود ندارد.

چرا تاکید بر "قابل تقلید نبودن" مواضع رهبر جمهوری اسلامی ایران در حمایت از برخی افراد خاص، باید در چنین شرایطی مورد تاکید مجدد قرار بگیرد؟

محمد تقی مصباح یزدی از چه کسی صحبت می کند، وقتی در پاسخ به این سوال که "چرا مقام معظم رهبری آنجاهایی که ما حتّی یقین داریم که فردی صالح نیست، ایشان باز هم در شرایطی به صورتی حمایت می‌کنند" می گوید: "در یک کلمه باید گفت: ایشان افقی را می‌بیند که حفظ یک مصلحت اقوا و اهمّ دینی است. این مسأله باید به جایی برسد که همه مردم حقیقت را بفهمند".

شاید یک پاسخ ممکن، در این اشاره آقای مصباح یزدی نهفته باشد، که در سخنرانی اخیر خود گفته است که در مورد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام "بعد از جریان عاشورا و عکس‌العمل‌هایی که انجام گرفت، ابهامی باقی نمانده است."

این سخن، به ویژه با توجه به زمان انتشار آن اهمیت بیشتری می یابد: ۵۰ روز پس از ایراد سخنرانی محمدتقی مصباح یزدی، و درست در آستانه برگزاری نشست مجلس خبرگان رهبری، به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی.

نشستی که مراسم افتتاحیه آن، فردا برگزار خواهد شد.

مطالب مرتبط