تاریخچه نوروز باستانی از نگاهی دیگر

تخت جمشید
Image caption بر اهمیت جشن نوروزی ومراسم این جشن بر دیواره های کاخ شاهان هخامنشی تاکید شده است

برای نخستین بار در تاریخ بشری در بین ملت های جهان باستان از جشن نوروزی در جامعه سومریان یاد می گردد. این قوم نامدار و متمدن تاریخ دنیای باستان بنابه گزارش ساموئل کریمر نویسنده کتاب الواح سومری، بین هزاره پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح ازکرانه های دریای کاسان (دریای گیلان یا خزر امروز) به سرزمین میان دو رود (بین النهرین) مهاجرت کرده اند و تمدن کهن سومری را هم عرض تمدن مصر باستان را درجامعه بشری بنیان گذاردند.

وجود واژه های گیلکی و کاسی و پارسی همچون "گودر"، که در زبان سومری گود خوانده می شود و واژگانی چون "نه نه" به معنای مادر بزرگ، "گال" و "گاله" به معنای گشاد، "گامش"، "گومش" به معنای گاومیش، "رو" به معنای رود، و "اوتان" یا "هوتن" به معنای خوب تن که در عین حال نام یکی از هفت عضو شورای براندازی پادشاهی گئوماته وسیله داریوش بزرگ در سال ۵۲۲ پیش از میلاد است، می تواند دلیل روشنی برای اثبات نظریه ساموئل کریمر مبنی بر مهاجرت سومریان از کرانه دریای کاسان (دریای گیلان) به سرزمین میان رودان باشد.

در یک نقش بسیار کهن مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد مسیح در بخشی از یک ظرف سفالین شکسته شده مربوط به دوره سومریان جشن نوروزی به تصویر کشیده شده است.

از این جشن نوروزی که در دهه نخست سال نو به نام جشن "اکی تو" یاد کرده اند. مراسم این جشن مذهبی همه ساله در نخستین روز بهار در شهر «اوروک» که قدمت آن لااقل به نیمه دوم هزاره چهارم پیش از زایچه مسیح می رسد، با شکوه و جلال هر چه تمام تر برگزار می شد.

پس از آن، به حکایت لوحه ششم از لوحه های هفتگانه بابلی، پادشاهان بابل از نیمه دوم هزاره سوم پیش ازمیلاد مسیح عید نوروز را در نخستین روز فروردین در شهر بابل جشن می گرفتند. این جشن نیز جشنی مذهبی بود. درچنین روزی، جشن نوروزی با چنگ نواختن مردم و تشریفات چشمگیر از سوی کاهنان بابلی برگزار می گردید و سرود حماسه آفرینش در پرستشگاه ها خوانده می شد.

از حماسه آفرینش در تورات، کتاب مقدس یهودیان و قرآن کریم کتاب مقدس مسلمانان نیز یاد شده است.

در لوحه های یافت شده در بابل مربوط به دوران پادشاهی "نابونید" شاه بابل که هم دوره کورش بزرگ شاه هخامنشی بود، بابلیان "نابونید" را که مدتی کوتاه ستایش خدای "سین"، خدای "شهر حران" HARRAN را جایگزین مراسم جشن نوروزی کرده بود، به سختی نکوهش کرده و او را در این رابطه مورد سرزنش قرار دادند.

به نظر می رسد به همین دلیل کورش بزرگ پس از گشودن شهر بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح در مقام دلجویی از مردم و کاهنان بابلی جشن نوروزی را که بر اساس برخی یافته ها و پژوهش ها تا آن تاریخ در ایران برگزار نمی شد، در شهر بابل با حضور کاهنان و مردم بابل با شکوه و تشریفاتی برازنده در نخستین روز بهار سال ۵۳۸ پیش از میلاد برگزار کرد.

برگزاری سالانه نوروز

از این تاریخ به بعد، این جشن سومری- بابلی به هرحال برخاسته ازکرانه دریای کاسان (دریای گیلان) در شهر پس آرکادریش یا پاسارگاد، پایتخت کورش بزرگ و سپس به دستور فرزند و جانشینش کبو جی ی (کمبوجیه) و بعد داریوش بزرگ و دیگر شاهان هخامنشی با تشریفات چشمگیر در پارسه شهر (تخت جمشید) برپا می گشت.

بر اهمیت جشن نوروزی ومراسم این جشن بر دیواره های کاخ شاهان هخامنشی تاکید شده است. در این دیواره ها پیکره نمایندگان ملل تابع دولت هخامنشی درحال تقدیم پیشکش های نوروزی به محضر داریوش بزرگ هخامنشی به تصویرکشیده شده اند.

بنابه گزارش استرابو، مورخ یونانی نیمه دوّم سده یکم پیش از میلاد، درکتاب جغرافیای تاریخی خویش پارسیان را پرهیسی یا ساکنان کرانه دریای کاسان خوانده است.

دلیل دیگر در اثبات این نظر که جشن نوروز پیش از کورش بزرگ در ایران مرسوم نبوده، این است که در اوستا از جشن نوروزی نام و نشانی نیست. برای اثبات این امر که بر پا کردن جشن نوروزی در دوران شاهی ایلامیان و ماردان و مادان اقوام تاریخ ساز و نامدار در ایران باستان مرسوم و متداول بوده است، هنوز دلیل و سندی به دست نیامده است.

هردوت، مورخ نامدار یونانی که از او به عنوان پدر تاریخ یاد شده و در دوره هخامنشی می زیست (۴۸۵- ۴۳۵ پ. م ) نیز از جشن نوروزی در کتاب خود به نام کتاب تواریخ یادی نکرده است.

بنابه گزارش بانو مری بویس پژوهشگر و زرتشت شناس نامدار انگلیسی، در ایران باستان جشن نوروزی را جشن « نواسراده » می خواندند و از جشن نوروزی منحصرا" در منابع پهلوی یعنی منابع جدیدتر از دوران هخامنشیان یاد شده است که طی آن ایرانیان این جشن را به نام جشن بهاری باشکوه و جلال هر چه تمامتر در نخستین روز از ماه نخست بهار برگزار می کردند.

علامه علی اکبر دهخدا نیز گزارش می دهد که ایرانیان باستان جشن نوروزی را به نام جشن فروردگان جشن می گرفتند و استاد توس، حکیم ابوالقاسم فردوسی، نیز در این رابطه می گوید: به جمشید بر گوهر افشاندند مر این روز را روز نو خواندند

چنین جشن فرخ از آن روزگار بمانــده از آن خســروان یادگار

بر اساس برخی از نظریه ها، جمشید، پادشاه پیشدادی همان شاهی است که بر قوم آریا پیش از مهاجرت آنان به ایران و هند در پایانه هزاره سوم پیش از میلاد فرمان می راند. در اوستا از این شاه به نام جمشید یا جم درخشان و در کتاب های سانسکریت و ودا کتاب مقدس هندیان از او به نام "ییمه" نام برده اند.

منشاء‌گزارش فردوسی در مورد جشن نوروزی نیز کتاب "خوتای نامک" یا "خداینامه" اثری از دوران ساسانی است و به نظر می رسد گزارش های مری بویس و دهخدا و استاد توس در رابطه با زمان برگزاری جشن نوروزی جملگی مربوط به دوران پس از زمان فتح بابل و پادشاهی کورش بزرگ یعنی از سال ۵۳۹ پیش از میلاد است. در ایران باستان، بنابه گزارش علامه دهخدا پنج روز نخست از آغاز نخستین ماه بهار را نوروز کوچک و روز ششم را روز هئوروتات (خرداد) یا نوروز بزرگ می خواندند و ایرانیان باستان روز ششم یعنی نوروز بزرگ را روز تاج گذاری جمشید پادشاه پیشدادی می خواندند. هرچند شکوه و جلال جشن نوروزی را در کنده کاری های دیواره های تختگاه شاهان هخامنشی در پارسه شهر (تخت جمشید) آشکارا می توان دید و در این روز خجسته، پارسیان و دیگر ایرانیان و ملل تابع دولت هخامنشی پیشکش های گونه گون به حضور شاه هخامنشی تقدیم می کردند، ولی ما از چگونگی برگزاری جشن نوروزی در دوران سلوکیان و سپس اشکانیان آگاهی نداریم.

با وجود این، دور ازپندار نیست اگر گفته شود که این جشن در دوره پادشاهی اشکانیان که قومی آریایی و از تیره سکایان بودند، برگزار می شد. در دوره ساسانیان نیز جشن نوروزی با حضور و میدان داری روحانیان زردشتی در دربار شاهان برگزار می شد و در میان مردم هم تشریفاتی چشمگیر داشت.

مطالب مرتبط