بازگشایی یک پرونده: رفراندوم در جمهوری اسلامی

محمود احمدی نژاد
Image caption طرح پیشنهاد رفراندوم توسط محمود احمدی نژاد، واکنش های زیادی به همراه داشته است

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، مجموعه کارهای غیر منتظره خود در سال گذشته را، با یک شگفتی متفاوت به پایان برد.

آقای احمدی نژاد درست در وسط پخش زنده آخرین مصاحبه تلویزیونی خود در سال ۸۸، پیشنهاد کرد که برای تعیین تکلیف اختلافات میان او و مجلس، رفراندوم برگزار شود.

اختلاف دو قوه به این خاطر بود که مجلس ایران، خواست رئیس جمهوری را برای پیش بینی۴۰ هزار میلیارد تومان درآمد برای دولت از محل "هدفمند کردن" یارانه ها در سال ۸۹ رد کرده و تنها با نیمی ازمبلغ درخواستی او موافق کرده بود.

واکنش تلویزیونی آقای احمدی نژاد به تصمیم مجلس در آخرین روز کاری سال، پاسخگویی نمایندگان را بسیار سخت می کرد: چون در روزهای بعد روزنامه ای منتشر نمی شد و رادیو و تلویزیون هم، تا دو هفته در قبضه برنامه های ویژه نوروز بود.

با این حال، نمایندگان با استفاده از خبرگزاری های فعال در دوران تعطیلات نوروزی، به سرعت واکنش نشان دادند.

گذشته از رئیس و نایب رئیس مجلس که تذکر دادند دولت راهی جز اجرای مصوبه نمایندگان ندارد، سه نماینده اقتصاددان مجلس هم گفتند از همه پرسی استقبال می کنند و "برآوردشان از نظر مردم" این است که مخالف نظر رئیس جمهور رای خواهند داد.

البته، احتمالا هنوز زود است که قضاوت شود آیا نظر سنجی پیشنهادی محمود احمدی نژاد، اساسا امکان برگزارشدن را دارد یا نه. اما یک چیز مشخص به نظر می رسد: رئیس دولت دهم، رفراندوم را به موضوع بحث محافل سیاسی ایران تبدیل کرده است.

"تابوی" رفراندوم

موضوع رفراندوم، در بندهای مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی مورد اشاره قرار گرفته است.

Image caption محسن کدیور تاکید دارد که رفراندوم در گذشته تیدیل به یکی از "تابو" های حکومت شده بود

محسن کدیور، نظریه پرداز دینی و استاد مدعو دانشگاه دوک در کارولینای شمالی آمریکا، در این باره می گوید:

"بحث رفراندوم حداقل چهار بار در قانون اساسی جمهوری اسلامی مطرح شده و به عنوان زیربنای اداره کشور، در کنار انتخابات در اصل ۶ قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است. اصل ۵۹ قانون اساسی، با تقدم مسائل اقتصادی بر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ذکر می کند که اعمال قوه مقننه می تواند از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم صورت بگیرد، منتهی تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس را لازم دارد. طبق اصل ۹۹، رفراندوم تحت نظارت شورای نگهبان خواهد بود و فرمان انجام آن هم در اصل ۱۱۰ جزو وظایف و اختیارات رهبری ذکر شده است."

به هر ترتیب بحث رفراندوم، از جمله موضوعاتی در قانون اساسی محسوب می شود که محافظه کاران حاکم، معمولا علاقه چندانی به طرح آنها در افکار عمومی نداشته اند.

محسن کدیور باور دارد که در گذشته، "رفراندوم تبدیل به تابویی شده بود که گویی نظام در صورت حرف زدن از آن متزلزل می شود"، و با توجه به چنین سابقه ای، این را نکته ای مثبت می داند که "الآن رئیس جمهور هم در اختلافش با مجلس، به این نتیجه رسیده که می تواند از رفراندوم استفاده بکند."

شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳، در همین زمینه یادآور می شود که هشت سال پیش، هنگامی که همکاران سیدمحمد خاتمی رئیس جمهوری اصلاح طلب، برای تعیین تکلیف دو لایحه حذف نظارت استصوابی و افزایس اختیارات رئیس جمهوری پیشنهاد مراجعه به آرای عمومی را مطرح کردند، محافظه کاران طرح این پیشنهاد را یک حرکت براندازانه دانستند.

رفراندوم برای موضوعات "مهم تر"

خانم عبادی، البته تاکید می کند که اگر قرار بر برگزاری رفراندوم باشد، موضوعاتی چون "ساختار سیاسی کشور" در اولویت قرار خواهد داشت. اما به عقیده وی، طرح شدن بحث رفراندوم، به خودی خود، دارای اهمیت است:

"همین قدر که افرادی که معتقد هستند مشروعیت حکومت اسلامی از مردم نیست و حکومت مشروعیتش را از رای مردم نمی گیرد پیشنهاد رفراندوم را مطرح می کنند، خیلی خوب است؛ چرا که حالا به این نتیجه رسیده اند که برای اثبات برنامه های خودشان باید به مردم رجوع کنند."

به عقیده این حقوقدان ایرانی، گذشته از اهمیت طرح بحث رفراندوم، حتی در صورتی که موضوع نظرسنجی هدفمند کردن یارانه ها باشد، می تواند تکلیف موضوعاتی از قبیل جایگاه واقعی رئیس دولت را در سطح جامعه روشن کند.

Image caption شیرین عبادی یادآوری می کند که در زمان خاتمی، سخن گفتن از رفراندوم اقدامی "براندازانه" تلقی می شد

خصوصا که، به باور خانم عبادی، به دلیل ناهمسویی مجلس و شورای نگهبان با رئیس جمهوری در موضوع هدفمند سازی یارانه ها، امکان "دستکاری" در نتایج چنین رفراندومی، به اندازه انتخابات گذشته نخواهد بود:

"برگزاری رفراندوم، یک مساله را روشن خواهد کرد: آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری مدعی بودند که ۲۴ میلیون نفر به ایشان رای دادند و با توجه به این که در مورد یارانه ها بنیادگراها در پارلمان و همچنین در شورای نگهبان همسو با آقای رئیس جمهور نیستند، بنابر این عدم توافق آنها شفافیت بیشتری به این مساله خواهد داد؛ مشروط بر این که اجازه بدهند مردم را ّگاه بکنند که دقیقا به چه چیزی رای بدهند و آقای احمدی نژاد یک بار دیگر ثابت کند که آیا واقعا ۲۴ میلیون نفر به او رای مثبت خواهند داد یا نه؟"

محسن کدیور، حتی معتقد است که رفراندوم پیشنهادی رئیس دولت، می تواند برای تعیین تکلیف موضوعاتی بزرگ تر هم مورد استفاده قرار بگیرد:

"حتی اگر در این مساله اقتصادی ساده توافقی بین مجلس و رئیس جمهور حاصل نشود و رفراندوم صورت بگیرد، یقینا اکثر مردم ایران در این رفراندوم شرکت خواهند کرد و لیکن لزوما معنای شرکت آنها در این رفراندوم، وارد بازی شدن با امثال رئیس جمهور فعلی نیست. آنها رفراندوم را تبدیل به رفراندوم در پذیرش نظام جمهوری اسلامی واقعا موجود خواهند کرد."

شاید به خاطر نگرانی از بابت همین نوع احتمالات باشد که دو روز بعد از پیشنهاد رفراندوم محمود احمدی نژاد در آخرین مصاحبه سال ۸۸ ، رهبر جمهوری اسلامی ایران در اولین سحنرانی سال ۸۹ خود سعی کرده تا رئیس جمهوری و مجلس را به سازش با هم و توافق بر سر موضوع یارانه ها وا دارد.

اگر همه چیز همان طور که آیت الله خامنه ای توصیه کرده پیش برود و آقای احمدی نژاد با مجلس کنار بیاید، منطقا دیگر نیازی به رفراندوم نخواهد بود.

اما حتی در آن صورت، کسانی که به هر دلیل پیشنهاد احیای اصول فراموش شده قانون اساسی را در مورد رفراندوم داشته باشند، اظهارات تلویزیونی ۲۸ اسفند ۸۸ محمود احمدی نژاد را، تا اطلاع ثانوی به رخ رهبران جمهوری اسلامی خواهند کشید.

مطالب مرتبط