آیا میزان طلاق در ایران واقعا بالاست؟

خانواده ایرانی در سیزده بدر
Image caption تحقیقات نشان می دهد که نهاد خانواده در ایران از غرب بسیار مستحکم تر است

بسیاری از رسانه های الکترونیک و مطبوعات ایران در ماه های اخیر در باره افزایش میزان طلاق در کشور هشدار داده و ابراز نگرانی کرده اند.

به عنوان نمونه سایت فرارو نوشته است که "طلاق از بزرگ‌ترین هشدارهای سال ۸۸ بود" و برخی رسانه های دیگر هم سخنان مجید امیدی، مدیر کل امور فرهنگی سازمان ملی جوانان و رامین ناصح، دبیر کل کانون آینده نگری ایران را در مورد طلاق منتشر کرده اند.

در این گونه اظهار نظرها معمولا آمار دقیق یا تحلیل روشنی در مورد طلاق در ایران مطرح نمی شود که مخاطب را از وضعیت طلاق و سیر آن در این کشور و همچنین نسبت آن با کشورهای دیگر آگاه کند.

این در حالی است که اتفاقا ایران، به استناد نتایج سرشماری سال ۸۵، یکی از کم طلاق ترین جوامع است. طبق آن سرشماری شمار دختران و زنان بالای ۱۰ سال سن در سال ۸۵ برابر ۲۹.۲ میلیون نفر بوده است. از این تعداد حدود ۱۸.۸ میلیون نفر، معادل ۶۵ درصد، یک بار یا بیشتر ازدواج کرده بوده اند و ۱۰.۴ میلیون یا معادل ۳۵ درصد آنها، ازدواج نکرده بوده اند. (جالب است که نسبت دختران و زنان بالای ده ساله ازدواج نکرده به ازدواج کرده در سراسر کشور تقریبا به هم نزدیک و یک به سه است). یعنی نزدیک به ۹۹ درصد زنان بالای ۱۰ ساله ایران یا شوهر دارند و یا هنوز شوهر نکرده اند و یا شوهرشان فوت شده است و بیوه اند.

از سوی دیگر از میان ۱۸.۸ میلیون زنی که حداقل یک بار ازدواج کرده اند، نزدیک به ۱.۹ میلیون نفر از آنها بیوه اند. از میان زنانی که حداقل یک بار ازدواج کرده اند، فقط بین ۲۵۲ هزار نفر به علت طلاق بدون شوهرند. یعنی نسبت زنان مطلقه به زنان شوهر کرده نشان می دهد که چیزی حدود ۱۳ یا ۱۴ طلاق در هر ۱۰۰۰ ازدواج اتفاق می افتد.

در سرشماری سال ۸۵ در باره آمار سالانه طلاق اطلاعات مستقیمی وجود ندارد. اما نسبت ها نشان می دهد که حتی اگر آمار طلاق بالا هم باشد، باز نشانه آن نیست که زنان مطلقه بدون شوهر می مانند.

مطابق تحقیق محمد میرزایی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، نسبت طلاق به ازدواج در ایران حدود ۱۰ درصد است و این نسبت با شیب نسبتا ملایم طی دهه های گذشته، با کمی نوسان در مجموع رو به افزایش بوده است.

این آمار در تهران کمی بیشتر از شهرستان هاست.

اما آمار ازدواج و طلاق در ایران با کشورهای اروپائی قابل قیاس نیست. مثلا در انگلستان در سال ۲۰۰۸ مطابق آمار ملی حدود ۲۳۳ هزار ازدواج ثبت شده که حدود ۴۱ درصد، ازدواج مجدد بوده است. در مقابل در همین سال ۱۳۶ هزار طلاق ثبت شده است. یعنی نسبتی که امروز در ایران حدود ۱۰ درصد است در انگلستان حدود ۵۸ درصد است.

تنها شباهت موجود در وضعیت ایران و انگلستان در زمینه ازدواج و طلاق این است که بالاترین میزان طلاق در هر دو کشور در سنین ۲۴ سالگی تا ۲۹ سالگی اتفاق می افتد.

مطالعه سایر عوامل، مثل واحدهای مسکونی و ساکنین آن، تعداد افراد هر خانوار و نیز داده های رفتاری و فرهنگی، (مثل نسبت بالای ارتباطات و رفت و آمدهای غیر کاری و چگونگی گذرانیدن ساعات استراحت) همه نشان می دهد که نهاد "خانواده" در ایران در مقایسه با غرب از مرکزیت، اهمیت و استحکام بسیار بالاتری برخوردار است.

اما استحکام خانواده و کم شمار بودن زنان مطلقه در ایران، فقط دلایل مثبت ندارد.

شرایط اجتماعی دشوارتر زندگی برای زنانی که از شوهر خود جدا می شوند، یکی از عواملی است که باعث می شود بسیاری از زنان ناهنجاری های روابط زناشویی را بر ناهنجاری های زندگی پس از طلاق "ترجیح" دهند.

بنابراین پائین بودن شمار زنان مطلقه نسبت به زنان شوهردار در ایران را می توان تا حدودی ناشی از تبعیض های فرهنگی، اقتصادی و حقوقی نیز دانست. بی دلیل نیست که شمار زنان متقاضی طلاق در اقشار متوسط شهری که این گونه مشکلات را کمتر تجربه می کنند، بالاتر از میانگین میزان طلاق در جامعه ایران است.

مطالب مرتبط