چرا ایران تهدیدی برای اسرائیل هست اما پاکستان نیست؟

عبدالقدیر خان، دانشمند اتمی پاکستان
Image caption عبدالقدیر خان، دانشمند اتمی پاکستان که خیلی ها او را به عنوان پدر بمب اتمی این کشور می شناسند

شبتای شاویت فرمانده موساد بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۶ بود و در آن زمان، اسرائیل با چالشهای امنیتی مختلفی از جمله جنگ علیه حزب الله لبنان و نظارت بر پیشرفت برنامه هسته ای ایران رو به رو بود.

یکی از بزرگترین پشیمانی های آقای شاویت این است که در دوران او، عبدالقدیر خان، دانشمند اتمی پاکستان که خیلی ها او را به عنوان پدر بمب اتمی این کشور می شناسند، به دست موساد کشته نشد.

این اعتراف را آقای شاویت در مصاحبه با یوسی ملمن، برای کتاب "ابوالهول هسته ای تهران: محمود احمدی نژاد و ایران" بیان کرده است. او معتقد است که اگر عبدالقدیرخان در اواخر دهه ۸۰ میلادی حذف می شد، دولت ایران از هدف خود برای رسیدن به ساخت بمب اتمی حداقل برای مدتی عقب می افتاد، یا اینکه کاملا در این راه ناکام می ماند.

از زمانی که پدر برنامه هسته ای پاکستان شروع به کمک سری به ایران کرد، او و همکارانش تبدیل به یک خطر برای اسرائیل شدند.

بر اساس مقاله ای که در روز ۱۴ مارس ۲۰۱۰ در روزنامه واشنگتن پست چاپ شد، یکی از مهمترین در خواست های دولت ایران خرید بمب اتمی از عبدالقدیر خان در اواخر دهه ۸۰ میلادی بود.

به نوشته این روزنامه، عبدالقدیر خان موفق شد که نقشه ساختن بمب، قطعات سانتریفیوژ، چندین سانتریفیوژ پاکستانی، نقشه طراحی و ساخت سانتریفیوژ به علاوه لیست تهیه کنندگان تجهیزات اتمی را به دولت ایران بفروشد. به این دلیل خیلی ها معتقدند که بسیاری از سانتریفیوژ های ایرانی بر اساس طرح پاکستان ساخته شده اند.

البته دولت ایران در رسیدن به هدف خود برای خریدن بمب از پاکستان ناکام ماند. اینکه ایران خواستار خریدن بمب اتمی از پاکستان بود، و عبدالقدیرخان موفق به فروش نقشه ساختن بمب به ایران شد، احساس خطر اسرائیل نسبت برنامه هسته ای ایران و فعالیت های این دانشمند پاکستانی را توجیه می کرد.

جالب اینجاست که برای اسرائیل، اتمی بودن جمهوری اسلامی پاکستان، کشور مسلمانی که هم صاحب بمب اتمی است، هم بمب اتمی را برای آزمایش منفجر کرده و در عین حال با افراطیون طالبان افغانستان هم ارتباط هایی دارد، خطر مطلق حساب نمی شود.

سوال اینجاست که پس چرا دولت اسرائیل برنامه هسته ای ایران را تهدید مهلک توصیف می کند، در حالی که بر خلاف پاکستان، ایران هنوز دارای بمب اتمی نیست و در مقایسه با پاکستان ثبات امنیتی داخلی بیشتری دارد.

این دیدگاه اسرائیل بر اساس درس هایی است که مقامات نظامی و امنیتی این کشور از جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳ یاد گرفتند.

بعد از پایان این جنگ، فرماندهان اسرائیلی دلایل بی خبر بودن خود از حمله غیر مترقبه مصر و سوریه و کمبود آمادگی ارتش این کشور در اوائل این جنگ را مرور کردند.

یکی از دلایل مهمی که آنها یافتند این بود که قبل از جنگ، آنها فقط توانایی نظامی دشمنان خود را می سنجیدند، و در عین حال توجه کافی به قصد و نیت آنها نداشتند.

به این ترتیب که وقتی فرماندهان اسرائیلی توانایی جنگی سوریه و مصر را رصد می کردند، و میزان خطر احتمالی از سوی آنها را بررسی می کردند، تمرکز آنان اکثرا به تعداد تجهیزات نظامی دشمنان خود و ترکیب آنها در میدان جنگ بود. تصمیم گیران اسرائیلی توجهی به مواضع قاهره و دمشق و قصد علنا اعلام شده آنان برای نابودی اسرائیل نمی کردند.

از دیدگاه نظامی - هم تجهیزاتی و هم راهبردی - ارتش اسرائیل خود را برتر از دشمنان خود می دانست و تصمیم گیران اسرائیل عقیده داشتند که دشمنان آنها هم از این برتری آگاهند. پس به خاطر ضعف نظامی خود به اسرائیل حمله نخواهند کرد.

این دیدگاه، کاملا غلط ثابت شد.

به نظر کمیسیون مرور که بعد از جنگ تاسیس شد، دولت اسرائیل بایستی به اهداف سیاسی و ایدئولوژیک دشمنان خود هم دقت می کرد، و نه فقط به قدرت نظامی آنان.

اگر این طور بود، ارتش نسبت به نیت و برنامه های آینده دشمنان خود غافلگیر نمی شد، و می توانست جلوی شکست احتمالی و تلفات سنگینی را که در این جنگ خونین محتمل شد، بگیرد.

از آن به بعد، دولت اسرائیل نیت کشورهای مختلف و سیاست آنها را در قبال اسرائیل، معیار اصلی برای سنجش خطر می داند.

بنا براین اصل، پاکستان، علیرغم آن که کشوری مسلمان و کم ثبات به حساب می آید و با گروه طالبان افغانستان هم رابطه دارد، بخاطر اینکه اسرائیل را تهدید نمی کند، و کمکی به گروه های ضد اسرائیلی نمی کند، دشمنی برای اسرائیل محسوب نمی شود.

به نوشته روزنامه ایندیپندنت بریتانیا، در زمان سکونت آصف علی زرداری، ریس جمهور پاکستان در لندن، یک دادگاه انگلیسی خواسته بود او را محاکمه کند اما از این تصمیم صرف نظر کرد چون روان شناسان انگلیسی او را مبتلا به "زوال عقل" (dementia) و افسردگی شدید دانستند.

آقای زرداری کسی است که امروز دکمه بمب اتمی پاکستان زیر انگشتان اوست ولی هنوز دولت اسرائیل در محافل بین المللی خواهان برخورد با برنامه هسته ای این کشور نیست و تاسیسات اتمی پاکستان را تهدید نمی کند.

عکس این مساله در مورد ایران صادق است. دولت اسرائیل به خاطر تهدیدات بی پایان آیت الله خامنه ای، رهبر ایران و دولت این کشور و کمک ایران به گروه های ضد اسرائیلی، خواستار برخورد با برنامه هسته ای ایران است و نهایت سعی خود را برای منزوی کردن دولت ایران در جامعه بین المللی می کند.

اگر دولت ایران قصد توسعه برنامه اتمی خود را دارد، و در نظر دارد که به این اهداف، بدون دردسر سیاسی و فشار از خارج برسد، می تواند از مثال پاکستان استفاده کند. ولی اگر تنش با اسرائیل و وارد شدن به انزوای بین المللی بخش مهمی از اهداف این کشور به شمار می رود، استراتژی کنونی ایران کاملا منطبق با اهدافش است.

مطالب مرتبط