دشواری جمهوری اسلامی در برخورد با روحانيون منتقد

صانعی
Image caption گرچه برخورد شدید با روحانیون منتقد در جمهوری اسلامی بی‌سابقه نیست، مواجهات اخیر با مراجع دینی مخالف دولت اعتراضاتی را به دنبال داشته است

پلمپ دفتر آیت الله منتظری و محاصره دفتر آیت الله صانعی می تواند نشانه ای از دور جدید برخوردها با روحانیون بلندپایه منتقد و معترض باشد.

پس از برخورد ی که روز چهاردهم خرداد در آرامگاه آیت الله خمینی و در حضور آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد با حسن خمینی نوه آیت الله خمینی صورت گرفت، شمار بیشتری از روحانیون اعتراض خود به شرایط موجود را علنی کرده اند.

آیت الله جوادی آملی که معمولا انتقاد خود را با سکوت نشان می دهد، این بار واکنش لفظی نشان داده است و همزمان شمار بیشتری از روحانیون بلندپایه هم به صف منتقدین پیوسته اند.

هر چند در سی سال گذشته، که روحانیت در راس قدرت در جمهوری اسلامی بوده است، کنار گذاشتن روحانیون منتقد چندان بی حاشیه و بی هزینه نبوده است، اما در یک سال گذشته، و بویژه به خاطر تقسیم روحانیون قم و سایر شهرها در قبل و بعد از انتخابات جنجالی ۱۳۸۸، اکنون دسته بندی در بین روحانیون به مرحله برخوردهای علنی و کم سابقه ای رسیده است.

نحوه برخورد با مهدی کروبی و حملات فیزیکی متعدد به وی، حملات مکرر به دفتر آیت الله صانعی، برخوردهای بی سابقه با خانواده آیت الله خمینی،خاتمی،حائری، بهشتی و تهدید سیاسی بازماندگان چهره هایی چون آیت الله مطهری و امثال آن، همگی گواهی بر عزم حاکمیت جمهوری اسلامی برای از میدان به در کردن این طیف از روحانیون قلمداد شده است.

در یک نگاه کلی می توان گفت که تصمیم گیران در راس حاکمیت جمهوری اسلامی مخالفت روحانیون برجسته با وضع موجود را خطری عمده تلقی می کنند، چرا که از نگاه ناظران این طیف می تواند زمینه های نظری، شرعی و سیاسی استمرار مخالفت ها را فراهم کند و این همان اتفاقی بود که در زمان رژیم پیشین ایران هم روی داد. در آن زمان، روحانیت به ویژه زمینه های شرعی برای حرکت توده مردم علیه سیستم حاکم را فراهم می کرد.

اگرچه برخورد با روحانیون پیش از انقلاب نیز چندان آسان نمی نمود، اما به نظر می رسد که در نظامی که در آن روحانیون حرف اول و آخر را می زنند، برخورد با روحانیون منتقد عواطف مذهبی حتی در بین هواداران حکومت را بیشتر تحریک می کند و تاثیری مستقیم بر جایگاه حکومت در میان هوادارانش خواهد داشت.

از نگاه منتقدان رویکرد رهبران کنونی جمهوری اسلامی، بخش امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی با همراهی روحانیون همسو، در عمل توانسته موقعیت روحانیت در نظام ایران را از جایگاه نخست پیشین تنزل دهد. از این منظر، این برخورد با طیفی از روحانیون اگرچه به صورت تاکتیکی برای ساکت کردن اجباری روحانیون منتقد کاربرد مقطعی دارد ، اما در مقابل آنچه بر جای می ماند صدمه ای جدی به جایگاه روحانیتی است که در مقابل دید گان مردم و رسانه ها مورد حمله قرار دارد.

از نظر تحلیلگران، حاد شدن برخوردها با روحانیون می تواند حکومت جمهوری اسلامی را با مشکلات دیگری نیز از جمله در پیشبرد برنامه ها و کسب همراهی اقشار سنتی تر جامعه رو به رو کند.

از دست دادن پشتوانه اقشار سنتی و روحانیونی که به رغم برخی اختلاف ها در سطح قدرت، همچنان در بسیج افکار عمومی ایفای نقش می کردند می تواند احتمال تکیه هر چه بیشتر جمهوری اسلامی به نهادهای امنیتی و نظامی را برای حفظ نظم و وضع موجود افزایش دهد.

در حالی که فرمانده کل سپاه پاسداران خطر هشت ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری را بزرگ تر از خطر جنگ هشت ساله با عراق قلمداد کرده، جمهوری اسلامی اسلامی در حوزه سیاست خارجی نیز به دلیل همراهی و اتحاد جامعه بین المللی علیه سیاست های هسته ای و منطقه ای خود بیش از هر زمان دیگر تحت فشار قرار گرفته است.

در چنین شرایطی، و در حالی که به نظر می رسد رویکرد کسانی چون محمود احمدی نژاد حتی در میان محافظه کاران نیز به چالش کشیده شده، ایجاد قطبی از روحانیون مخالف می تواند بر دشواری های حکومت بیفزاید.

در این میان به نظر می رسد که برخورد یک حکومت مذهبی با روحانیون منتقدی که تعدادشان در حال افزایش است به طور فزاینده ای یادآور برخورد با روحانیون از سوی نظام غیرمذهبی در پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بود.

شماری از ناظران با استناد به همین نکته، کارآمدی روش هایی مانند درج مقالات توهین آمیز در نشریات، افشاگری های مختلف در باره زد و بندهای مالی روحانیونی که زبان به انتقاد گشوده اند و تجمعات خشونت آمیز و حملات فیزیکی به آنان رازیر سوال برده اند و حتی چنین اقداماتی را عامل افزایش محبوبیت روحانیون منتقد در بین مردم دانسته اند.

به این ترتیب، به نظر می رسد که جمهوری اسلامی نه تنها خود را با دشواری کنترل روحانیون منتقد وضع موجود رو در رو می بیند، بلکه همزمان باید به این پرسش نیز پاسخ دهد که یک حکومت مذهبی چگونه و چرا به برخورد با روحانیونی پرداخته که خود از بنیانگذاران و حامیان آن بوده اند.

مطالب مرتبط