مرگ ندا، یک سال الهام و جنجال

یادبود ندا آقا سلطان
Image caption مسئولان ایران هرگونه دخالت نیروهای انتظامی را در این واقعه رد کرده و غرب و مخالفان را به طراحی توطئه ای برای قتل ندا متهم می کند.

امروز اولین سالگرد قتل ندا آقاسطان، دختر 26 ساله ای است که در جریان راهپیمایی 30 خرداد در تهران کشته شد.

در آن روز افراد دیگری نیز در جریان خشونتها کشته شدند، ولی انتشار فیلمی کوتاه از صحنه جان دادن ندا، او را به چهره جهانی برای معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران تبدیل کرد.

بعد از یک سال، خانواده ندا هنوز بدنبال قاتل دخترشان می گردند و هرچند برخی از شاهدان عینی یک فرد بسیجی را به عنوان قاتل معرفی کرده اند، اما مسئولان ایران هرگونه دخالت نیروهای انتظامی را در این واقعه رد کرده و غرب و مخالفان را به طراحی توطئه ای برای قتل ندا متهم می کند.

بی بی سی فارسی با چند تن از صاحب نظران و هنرمندان درباره تاثیرگذاری و الهام بخشی ندا آقاسلطان گفتگو کرده است.

سعید کمالی، تهیه کننده فیلم "برای ندا"

پیش از آن که به خانه ندا آقاسلطان بروم، تصوری که از ندا داشتم، تصور یک قهرمان یا اسطوره ملی بود، کسی که نماد آزادی ایران است. اما وقتی به اتاق ندا رفتم و وسایل شخصی اش را دیدم و دفترچه خاطراتش را خواندم، متوجه شدم این ندا مانند میلیونها دختر دیگر ایران است، کسانی که در زندگی شان قدری آزادی فردی می خواهند. تازه برایم جالب تر شد.

همانطور که می دانید، ندا روز انتخابات حتی رای هم نداده بود. البته به چند شعبه اخذ رای رفته بود ولی دیده بود هیچکدام از نمایندگان آقای موسوی، کروبی و رضایی نیستند. برای همین تصمیم گرفته بود رای ندهد.

تا یک هفته قبل از انتخابات، ندا اصلا دنبال سیاست نبود، ولی تحت تاثیر حس و حال قبل از انتخابات قرار گرفت و احساس کرد که ممکن است تغییر کوچکی در ایران اتفاق بیافتد و به خاطر همان احساس شادی مردم تصمیم گرفت به آقای موسوی رای بدهد، ولی نتوانست. اما بعد از انتخابات از همان روزهای اول به خیابان رفت و تظاهرات کرد.

مادرش به من گفت که ندا می گفت: "خب، من رای ندادم، ولی خواهرم که رای داده، مادرم که رای داده، برادرم که رای داده."

Image caption پائولا اسلیتر، مجسمه ساز آمریکایی: فکر می کنم قتل ندا به غیر ایرانیان امکان داد تا نگاه عمیق تری به ایران بیاندازند. ببینند ایرانیان چه می خواهند. فقط دولت سرکوبگر و منسوخ ایران را نبینند. فکر می کنم ندا سمبل آزادی برای کل دنیا شده، نه فقط ایران.

خانواده ندا فکر نمی کنند که قتل دخترشان نتیجه یک توطئه بوده، بلکه ندا مثل هر کس دیگری که آن روز کشته شد، از طرف حکومت مورد هدف قرار گرفته بود. آنها هنوز نتوانسته اند با مرگ ندا کنار بیایند. یک ماهی که آنجا بودم، می دیم ساعتها و لحظه هایشان با یاد و خاطره نداست.

حمید دباشی، استاد دانشگاه و تحلیلگر امور ایران

صرفا مرگ تراژیک ندا آقاسلطان کافی بود که همدردی مردم جهان را برانگیزد و متوجه آن حرکت اجتماعی ای کند که ندا در جریانش کشته شد و طبعا متوجه جنبش سبز کند. منتها خود این سمبلیک شدن، نماد شناوری می شود که دیگر کنترلش دست کسی نیست.

زعمای جهوری اسلامی، مسئولان نیروی انتظامی و دستگاه های امنیتی همچنان باید توضیح دهند که این قتل چطور اتفاق افتاده و چه کسی مسئول قتل نداست و با وجود گذشت یک سال، هنوز جمهوری اسلامی قادر نیست به این سوال پاسخ دهد.

جامعه ما، جامعه متشخص و متنوعی است و افراد طبقات مختلف جامعه دارند عوالم ذهنی خود را سوار این نشانه می کنند.

قبل از هر چیزی و بالاتر از هر چیزی، بارزترین ویژگی ندا، بی گناهی است. یک جوان بی گناهی را در عنفوان جوانی، اول آرزوهایش، اول امیدهایش، اول هدفهایش، وسط خیابان کشته اند. بیشتر از هر چیز، عصمت و بی گناهی این آدم است که باعث می شود افکار جهانی اینطور متوجه اش می شود و دقیقا بخاطر همین عصمت و بی گناهی است که جمهوری اسلامی و نیروهای به اصطلاح اپوزیسیون هم می خواهند از این نماد سوء استفاده کنند. چیزی که این وسط می ماند، قتل یک انسان است.

داریوش سجادی، تحلیلگر امور ایران

به زعم من، کشته شدن ندا آقاسلطان پروژه ای بود که از حیث جنس و محتوا، قابل مقایسه و تطبیق با کشته شدن عبدالحمید سجادی، طلبه جوان ایرانی است که در سال 1285 شمسی توسط قوای مسلح عین الدوله در تهران کشته شد و جنازه او و افکار عمومی جریحه دار شده ایرانیان مثل جرقه ای آتش به خرمن انقلاب مشروطه زد و زمینه ساز بالا گرفتن امواج انقلاب مشروطه شد.

صحنه کشته شدن ندا آقاسلطان هم صرف نظر از محتوای آن جنایت و عوامل و اهداف پنهان در آن جنایت، به اندازه کافی آنقدر استعداد داشت تا با اتکا بر مظلومیت موجود در فیلم منتشر شده از لحظه جان دادن ندا، افکار عمومی را در ایران و حتی خارج را جریحه دار و اقدام به دامن زدن به موج این افکار عمومی جریحه دار شده به نفع جنبش سبز بکند.

یعنی می خواهم بگویم شوک و شدت اثرگذاری صحنه جان دادن خانم آقاسلطان به حدی بود که از یک طرف منجر به وحدت و همدلی و همنشینی عموم مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور شد و از سوی دیگر دولتمردان و مسئولان جمهوری اسلامی را با توجه به ضریب بالای شوک آوری فیلم منتشر شده از ندا آقاسلطان دچار تشتت در گفتار و رفتار به منظور پاسخگویی به آن واقعه کرد، تا آنجا که افکار عمومی شاهد ارائه چند روایت متفاوت و بلکه متضاد از دلایل و چیستی و چگونگی آن واقعه از سوی مسئولان کشور شد. تاکید می کنم، تشتتی که با توجه به تهمید حرفه ای آن پروژه، هرچند قابل توجیه نبود، اما قابل فهم بود.

Image caption بعد از یک سال، خانواده ندا هنوز بدنبال قاتل دخترشان می گردند.

پائولا اسلیتر، مجسمه ساز آمریکایی

وقتی دو دهه پیش به شمال کالیفرنیا نقل مکان کردم، برای یک زوج ایرانی مشغول به کار شدم. آنها باوقارترین و دوست داشتنی ترین انسانهایی بودند که می دیدم. زیر پروبالم را گرفتند و برای همین دو دهه ای می شود که اخبار ایران را از نزدیک دنبال می کنم و نگران تحولات آنجا بودم. وقتی که فیلم تیر خوردن ندا را دیدم، گویی تیر به قلبم خورده است. با خودم فکر کردم که من به عنوان یک انسان چکاری می توانم در حق ندا انجام بدهم؟ ندای درونم گفت که یک تندیس درست کن! دیدم آن می تواند بهترین هدیه باشد. چون خانواده ندا اجازه نداشت در ایران مجلس سوگواری بگیرد، می خواستم بعد از ساختن مجسمه با یکی دو سازمان آمریکایی تماس بگیرم و یک برنامه یادبود برای ندا برگزار کنیم. باید کاری می کردیم.

ابتدا دنبال عکسی از ندا گشتم و اولین عکسی که پیدا کردم، همانی بود که روسری داشت. عکسی تاریخی بود و تصمیم گرفتم بر اساس آن، یک مجسمه بسازم. صدها ایمیل از داخل ایران و سراسر جهان دریافت کردم که از من بخاطر جاودانه کردن ندا تقدیر می کردند. همچنین چندین نامه مشتاقانه گرفتم که تقاضا می کردند مجسمه ای بدون حجاب از ندا بسازم. آن موقع عکسهای دیگری هم از ندا منتشر شده بود که نامزدش کاسپین گرفته بود و تندیس دوم را از روی آن ساختم. هر دو اندازه واقعی است و آنها را از برنز ساختم، اما صدها ساعت وقت برد. می خواستم آنها را اهدا کنم، ولی همه گفتند نگه دار. اینها به ایران تعلق دارد و روزی که ایران آزاد شد، باید در موزه ای در آنجا به نمایش گذاشت.

فکر می کنم قتل ندا به غیر ایرانیان امکان داد تا نگاه عمیق تری به ایران بیاندازند. ببینند ایرانیان چه می خواهند. فقط دولت سرکوبگر و منسوخ ایران را نبینند. فکر می کنم ندا سمبل آزادی برای کل دنیا شده، نه فقط ایران.

همچنین تندیسی از سهراب اعرابی ساخته ام. می خواستم نمایانگر تمامی مردان معترض ایران باشد که اینقدر دلیر هستند.

البته واکنشهای منفی هم دریافت کرده ام. چند نفری بودند که احتمالا عضو بسیج بودند که انگیزه مرا به زیر سوال بردند و پرسیدند که آیا از جناحی خاص پول گرفته ام. اما واقعیت این است که من وابسته به هیچ جناحی نیستم. من فقط خواهان آزادی و دموکراسی برای ایران هستم.

مطالب مرتبط