به روز شده:  16:54 گرينويچ - دوشنبه 21 ژوئن 2010 - 31 خرداد 1389

جامعه ایران

بیستمین سال وقوع زلزله رودبار

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

بیست سال پیش در همین روز و در ساعت سی دقیقه بامداد، زلزله شدیدی به بزرگی هفت ممیز سه دهم ریشتر در نزدیکی شهر رودبار در شمال ایران به وقوع پیوست. در اثر این زمین لرزه "چهل هزار نفر کشته، شصت هزار نفر مجروح و ۵۰۰ هزار نفر هم بی خانمان شدند."

ساعت دوازده و نیم شب همزمان با هیجان تماشای بازی برزیل و اسکاتلند از بازی های جام جهانی فوتبال زمین لرزه ای شهرهای شمالی ایران و از جمله تهران را لرزاند که همه از جمله هواداران فوتبال را هم به خیابان ها کشاند. اول گفته می شد که کانون زلزله در رشت و دیلمان بوده و به درستی کسی نمی دانست که در مناطق زیتونی شمال ایران چه خبر شده؟

جاده تهران-رشت

ساعت هشت صبح بود که حکم ماموریتم از طرف خبرگزاری جمهوری اسلامی برای پوشش خبری زلزله رودبار به مدت یک هفته صادر شده بود. عکاس گروه علی فریدونی بود، در مسیر تهران به رشت هر چه به لوشان نزدیک می شدیم حجم خرابی ها گسترده تر می شد، لوشان به کلی تخریب شده بود، به منجیل که رسیدیم جاده منتهی به رودبار بسته بود.

در این مسیر کوهستانی شمال ایران، باز کردن جاده و کنار زدن صخرهایی که از کوه کنده شده اند چند ساعتی طول کشید اما در پاسگاه منجیل- رودبار از سربازی شنیدم که می گفت، سد سفیدرود ترک برداشته و خطر وقوع سیل را جدی کرده است.

بهرام عکاشه متخصص زلزله شناسی، بیست سال بعد از این واقعه نگرانی اش را از وقوع حادثه طبیعی دیگری که می توانست دامنه به مراتب وسیع تری داشته باشد، پنهان نمی کند.

او به بخش فارسی بی بی سی گفت، سد سفیدرود حدود ۴۰ سال قبل ساخته شده و نسبتا در مقابل زلزله های شدید مقاوم است، با این همه در اثر زلزله رودبار این سد ترک هایی برداشت اما این آسیب ها به حدی نبود که سد را تخریب کند و سیل به راه بیافتد.

به گفته آقای عکاشه، به احتمال زیاد رسوب ته سد باعث شده که مقدارزیادی از انرژی آزاد شده زمین خنثی شود.

ستاد معین شهر رودبار

در ابتدای شهر رودبار محوطه ای را به ستاد معین اختصاص داده بودند، چادرها و کانکس هایی که مقامات مسئول، گروههای امدادگر و رسانه ها را در خود جا داده بود.

کار امدادرسانی به دلیل وسعت زیاد خرابی ها در مسیرهای کوهستانی کند پیش می رفت و در همین حال بازماندگان کشته شدگان که هنوز داغدار نزدیکان خود بودند در انتظار دریافت کمک های اساسی بودند.

همکارم اسماعیل مهاجر که در آن موقع یکی از امدادگران اعزامی به مناطق زلزله زده رودبار بود، می گوید خاطره تلخی به یادم مانده که به گفته او به فساد و دزدی مربوط می شود.

او افزود، وقتی به رودبار رسیدیم از طرف کمیته بین المللی صلیب سرخ سوئیس تعدادی پتو برای زلزله زدگان ارسال شده بود، اما این پتوها همه به دست بازماندگان زلزله نرسید، بعضی از افراد که به نام امدادگر به مناطق زلزله زده آمده بودند نه تنها این پتوها که کنسروهای تن ماهی زلزله زدگان را با خود به تهران می بردند.

با گذشت چند روز گروههای امدادی از کشورهای مختلف و کمک های مردمی و دولتی به رودبار می رسید و از آنجا به مناطق مختلف توزیع می شد. در این میان با توجه به شرایط آب و هوایی شهرهای شمالی و سردسیر گیلان نیاز مبرم به چادرهایی برای اسکان ۵۰۰ هزار بی خانمان مشهود بود.

شایع بود که چادرهای گروهی اهدایی از کشورهای مختلف در بازارهای سیاه تهران به فروش می رود، همین موضوع موجب بروز نارضایتی های زیادی در میان زلزله زدگان بود. کمبودها را گزارش می کردم و عکاس گروه مرتب عکس های خود را ارسال می کرد اما این گزارش ها و عکس ها عمدتا روی تلکس مطبوعات نمی رفت و روانه تلکس های ویژه می شد، تلکس های ویژه را فقط مقامات ارشد ایران دریافت می کردند.

اسماعیل مهاجر می گوید، در رودبار سازمان هلال احمر ایران چند کانکس داشت که از آنها برای ذخیره مواد غذایی استفاده می کرد، از جمله یکی از این کانکس ها به نان اختصاص داشت.

به گفته آقای مهاجر این نان ها در حال کپک زدن بود اما مسئول کانکس آنها را با توجه به این که مردم شدیدا به غذا احتیاج داشتند، نان ها را توزیع نمی کرد و وقتی از او پرسیدم دلیل این کار چیست؟ گفت که باید از مسئولان اجازه بگیرم، این نشانه کامل بی برنامگی مسئولان آن زمان بود.

مشکل مقاوم سازی ساختمان ها در ایران

صدهزار خانه خشتی و ساختمان های بتونی و اسکلت فلزی ویران شده بود. تنها کلبه های چوبی که با میخ های بلند به هم وصل شده بودند و محلی ها از آن به عنوان زگال نام می برند، سالم مانده بود. جالب آن که در شهر رشت علاوه بر خرابی های جزیی شاهد آن بودیم که اسکلت فلزی یک ساختمان چند طبقه در حال احداث فروریخته بود.

دو سال پیش که در جاده رشت-تهران مثل اغلب مسافران برای خرید زیتون توقف کرده بودیم زندگی عادی مردم در جریان بود و ساختمان های زیادی از همین نوع احداث شده بود.

بهرام عکاشه می گوید، هرچند در ایران از سال ۱۳۳۸ خورشیدی آئینامه زلزله تصویب شده اما اصولا در ساختمان سازی به مقاومت در برابر زلزله توجه چندانی نمی شود.

او گفت، در سال ۱۹۰۶ میلادی در سانفرانسیسکو زلزله شد و شهر به صورت مقاوم دوباره بازسازی شد، همچنین در سال ۱۹۲۳ میلادی شهر توکیو در ژاپن نابود شد، اما دیگر در برابر زلزله های شدید مقاوم است.

به گفته آقای عکاشه، امروزه در این شهرها، زمین لرزه های به بزرگی هفت و نیم ریشتر این تعداد که در ایران کشته می شوند، خسارت جانی در برندارد.

در تعریف ساده زلزله می گویند که هرگاه انرژی حاصله از فعالیت گسل های زمین در فواصل زمانی مختلف جمع می شود و در عرض چند ثانیه تخلیه می شود، زلزله رخ داده است. طبق آمار سازمان تحقیقات مسکن ایران از ۲۷۴ شهر این کشور فقط در ده شهر خطر بروز زلزله کم است، از این رو نمی توان هرازگاهی شاهد زمین لرزه ای به شدت زلزله رودبار نبود، در حالی که به گفته اغلب کارشناسان این بار با توجه به مهاجرت مردم از روستاها به شهرها احتمالا باید منتظر بروز فاجعه ی انسانی در ایران بود.

مطالب پرخواننده کنونی

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.