بازرگان: تئوری ولایت فقیه نزد اکثریت مردم ایران شکست خورده است

عبدالعلی بازرگان
Image caption آقای بازرگان نظریه ولایت مطلقه فقیه آیت الله خمینی را در تناقض با حق حاکمیت مردم دانسته است

عبدالعلی بازرگان، مفسر قرآن و فرزند مهدی بازرگان می گوید تئوری ولایت مطلقه فقیه آیت الله خمینی نزد اکثریت مردم ایران شکست خورده است.

آقای بازرگان که پدرش نخست وزیر دولت موقت اوایل انقلاب اسلامی بود روز چهارشنبه نهم تیر در نامه ای سرگشاده به محسن کدیور از نحوه رهبری آیت الله خمینی، بنیان گذار انقلاب اسلامی، انتقاد کرد و گفت: "آنچه امروز بر سر ملت ایران می آید، ارتباط مستقیم با اندیشه فقهی و سیاسی آیت الله خمینی دارد."

در این نوشته آقای بازرگان به نامه محسن کدیور به حسن خمینی اشاره کرده و با برجسته کردن بخش هایی از آن به انتقاد از نظریه ولایت فقیه در ایران پرداخته است.

پیش تر و در اواخر خرداد گذشته، آقای کدیور در نامه به حسن خمینی از واقعه ناتمام ماندن سخنرانی او در ۱۴ خرداد و حمله به بیوت مراجع تقلید در قم انتقاد کرده و آن را "زنگ خطر" و نشانه ای از "سقوط ارزشهای اخلاقی و موازین اسلامی در ایران آن هم در حق بازماندگان و بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی" دانسته بود.

اما آقای بازرگان با اشاره به این بخش نامه آقای کدیور نوشته است: "از همان روزی که شعار 'حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله' آرمان همه با هم را به همه با من تبدیل، مسخ و منحرف کرد و سیاست های سربازخانه ای نظیر 'دولت یکدست، مجلس یکدست، دانشگاه و اداره یکدست'، دست اقلیتی را بر سرمایه های یک ملت دراز کرد، این زنگ خطر نواخته شده بود."

او تنها تفاوت تحولات سیاسی ماه های گذشته و حملات و انتقادهای اخیر به بازماندگان آیت الله خمینی را "سرایت ستم به محور خودی های سابق و سیر صعودی غیرخودی کردن ها" تفسیر کرده و نوشته است: "به نظر من این زنگ خطر از همان آغاز انحراف انقلاب از اهداف اولیه آن، بیش از سی سال است که اتصالی کرده و مدام آژیر می کشد. اما یا سلطه گران کر شده و صدای گوشخراش آن را که با منافع تمامیت طلبانه‌شان‌ تضاد دارد نمی شنوند و یا ما به آن خو گرفته و عادت کرده ایم."

'خط امام و راه و مدرسه' آیت الله خمینی

Image caption آیت الله روح الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و ارایه دهنده نظریه ولایت مطلقه فقیه در ایران

فرزند مهدی بازرگان همچنین به موضوع "تحریف راه و مدرسه و خط امام" که در نامه آقای کدیور مورد اشاره قرار گرفته بود، توجه نشان داده و نوشته است: "مگر خط امام غیر از راهی است که دانشجویان پیروش امروز در زندان و یا بیرون از زندان چنان شیوه‌هائی را متعلق به دوران گفتمان انقلابی می‌دانند و عموماً به راه دیگری می‌روند و مگر مدرسه‌اش غیر از همانی است که امروز آقای مصباح طابق النعل بالنعل اداره و تدریس می‌کند."

پیش تر، مصطفی تاجزاده، از چهره های سرشناس اصلاح طلبان هم که در اوایل انقلاب اسلامی از اعضای اصلی نیروهای "خط امام" محسوب می شد، در یادادشتی تحلیلی از نحوه عملکرد خود و همراهانش در سالهای اول انقلاب انتقاد کرده بود.

آقای تاجزاده در رابطه با اهانت به مراجع تقلید نوشته بود: "اعتراف می‌کنم که اگر در زمان خود در مقابل مواجهه نادرست با آیت‌الله شریعتمداری و برای حفظ حریم مرجعیت اعتراض می‌کردیم، کار به جایی نمی‌رسید که امروز حرمت مراجع و عالمانی همچون مرحوم آیت‌الله منتظری و حضرات آقایان وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، صانعی، بیات زنجانی، دستغیب شیرازی، طاهری اصفهانی، جوادی آملی و... حتی در صدا و سیما مورد تعرض قرار گیرد و کار به جایی برسد که حتی بیت و نوه امام و حسینیه و مرقد ایشان و نیز آرامگاه مرحومان صدوقی و خاتمی از تعرض مصون نماند."

آقای بازرگان همچنین با اشاره به جمله معروف "میزان رای ملت است" (از آیت الله خمینی) نوشته است که این شعار با بخشی از نظریه ولایت فقیه که مطابق آن نقش مردم تنها کشف ولی فقیه است، در تناقض است.

او همچنین به برخی از اختیارات ولی فقیه نظیر "تعطیل کردن" حج، خواندن نماز و گرفتن روزه بر اساس "مصلحت نظام" اشاره کرده و از آنها به عنوان "تناقضات و تغییر آرایی" نام برده که می تواند به "هرشخص و جریانی برحسب سلیقه و سیاست خود" اجازه دهد تا به نظریه ولایت مطلقه فقیه استناد کنند.

بر همین اساس، آقای بازرگان نوشته است: "اگر قرار بر ارایه سند و استناد به رویه و راه باشد، حاکمیت فعلی و نیروهای سرکوب‌گر آن، دست به مراتب پرتری دارند و به راحتی می توانند ادعا کنند که 'راه و مدرسه' امام (خمینی) همین است که ما عمل می کنیم."

آقای کدیور نیز در نامه خود با ذکر دلایلی، نظریه ولایت مطلقه فقیه آیت الله خمینی را مورد انتقاد قرار داده بود.

آقای کدیور در بخشی از نامه خود خطاب به حسن خمینی نوشته بود: "از آنجا که اصل ولایت فقیه و مصداق فعلی آن (بنا به شهادت مرحوم پدر شما و سه نفر دیگر از سران نظام در آن زمان) مورد رضایت آیت الله خمینی بوده است، آیا علاوه بر براهین نظری، ارزیابی منصفانه دو دهه اخیر بالاترین دلیل بر بی اعتباری این نظریه نیست؟"

این پژوهشگر دینی و از هواداران جنبش اعتراضی ایران در خارج از این کشور، در بخش پایانی نامه خود به نوه آیت الله خمینی نوشته بود: "با توجه به تجربه تلخی که نظریه ولایت فقیه در ایران بجا گذاشته و امروز به سد و مانع اصلی حرکت حق طلبانه مردم تبدیل شده است، اجازه دهید حقیقت را بر مصلحت مقدم کرده، تصریح کنیم تکلیف آینده ایران را 'رفراندم' تعیین خواهد کرد."

آقای کدیور پس از انتشار این نامه و در مصاحبه ای مباحث انتقادی خود نسبت به نظریه ولایت فقیه را بیشتر نزدیک به "بحث طلبگی با حسن خمینی" و داشتن "ابعاد تئوریک و نظری" دانست، اما آقای بازرگان انتقاد خود را دارای سابقه ای طولانی و مردمی دانسته و نوشته است: "آنچه امروز بر سر ملت ایران می آید، ارتباط مستقیم با اندیشه فقهی و سیاسی ایشان (آیت الله خمینی) دارد. تجربه ولایت مطلقه فقیه که تبلور تئوری آقای خمینی است، هر چند کسانی را به قله قدرت و ثروت رسانده اما نزد اکثریت مردم ایران آشکارا شکست خورده است."

در پایان این نامه نیز آقای بازرگان همچون آقای کدیور، بر اصل "حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش" به عنوان "مصلحت دین و دنیا" تاکید کرده و خواستار آن شده است تا با دوری از آنچه وی "شرک پرستی شخصیتی و تفرق وحدت ملی" نامیده به راه نجات پیشنهادی او که "توحید کلمه و کلمه توحید" است توجه شود.