پژواک: ایران و شیعیان لبنان پس از آیت الله فضل الله

درگذشت آیت الله محمدحسین فضل الله از مراجع تقلید شیعیان در لبنان، موجب شد که در هفته گذشته مساله روابط شیعیان لبنان با جمهوری اسلامی ایران دیگر بار مورد توجه قرار گیرد.

در هفته گذشته، روایت های متفاوتی در باره دیدگاه ها و رابطه او با رهبران جمهوری اسلامی در رسانه های فارسی زبان مطرح شد.

در حالی که رسانه های دولتی به طور گسترده ای درگذشت آیت الله فضل الله را بازتاب دادند، رسانه های نزدیک به مخالفان دولت نیز با ارائه تصویری متفاوت از او و رابطه اش با رهبر جمهوری اسلامی ایران در دو دهه گذشته، به ستایش از او پرداختند.

جایگاه فقهی آیت الله فضل الله و سرنوشت مرجعیت شیعه در لبنان و نیز تاثیر درگذشت آیت الله فضل الله بر وضعیت حزب الله لبنان از مهم ترین مباحثی است که با درگذشت او درگرفته است.

حضور و نفوذ ایران در بین شیعیان لبنان و رابطه آیت الله فضل الله با جمهوری اسلامی ایران هم باعث شد که مرگ او سوالاتی را در باره موقعیت فعلی و آینده ایران در لبنان و مواضع آیت الله فضل الله در قبال جنبش اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران شکل دهد.

در برنامه این هفته پژواک، جمشید برزگر به همراه مهدی خلجی و محمدجواد اکبرین، دو پژوهشگر مسایل دینی، جایگاه آیت الله محمد حسین فضل الله در لبنان و فقه شیعه و پیامدهای درگذشت او به ویژه در زمینه روابط جمهوری اسلامی ایران با شیعیان لبنان را بررسی کرده است.

آقای اکبرین، شما در چند سال گذشته به طور مستقیم شاگرد علامه فضل الله بودید. لطفا بفرمایید که علامه فضل الله چه جایگاهی درجامعه شیعه لبنان وهمین طور فقه شیعه در لبنان داشتند؟

محمدجواد اکبرین: ایشان اگر چه در نجف درس خوانده بودند، اما در نهایت متولد لبنان بوده و در تآثیر وتاثر با جامعه لبنان بوده است، در نتیجه این جامعه پلورال (کثرت گرا) ومتکثر و متنوع تاثیر خودش را روی ایشان گذاشته است. فقیه هم همیشه فقه را در نسبت با مساله های جامعه میفهمد. من مثال می زنم، مثلا مرحوم آیت الله حکیم بعد اینکه یک سفر پزشکی به انگلستان داشت نظرش در پاره ای از مقولات فقهی عوض شد. در نتیجه تاثیر جامعه لبنان بر شخص آقای فضل الله قابل انکار نیست. وچون مردم لبنان فقیهی را داشتند که زندگی دینی در پرتو تعالیم آن فقیه برایشان دشوار نبود، هم با او احساس راحتی می کردند و هم با فقه و دینی که او معرفی می کرد احساس راحتی می کردند و هم اینکه او را دوست می داشتند. من در طول سال های 2004 تا 2009 تقریبا همیشه در نماز جمعه ایشان شرکت می کردم، تقریبا خطبه ای یادم نمی آید که در آن خطبه ایشان همزیستی مسالمت آمیز و احترام به آراء همدیگر را از مردم نخواسته باشند.

آقای خلجی، شما هم در سالهای گذشته دستکم دو بار علامه شیخ فضل الله را از نزدیک دیده بودید و با دیدگاه ایشان آشنا بودید. از نگاه فقه های سنتی دیدگاه های فقهی آیت الله فضل الله دیدگاه های جنجالی قلمداد شده است. آیا شما فکر می کنید که علامه فضل الله آغازگر یک راه در فقه شیعی بود و با مرگ ایشان این راه هم به پایان می رسد، یا اینکه چنین دیدگاه هایی در دوره های مختلف هم مطرح شده و او چندان هم دیدگاه های جنجالی ارائه نکرده است؟

مهدی خلجی: پیش از اینکه به این نکته بپردازم، فکر می کنم باید این موضوع را روشن کرد که درست است که آقای فضل الله یک فقیه لبنانی بوده است اما به این معنا نبود که تمام شیعان لبنان از ایشان تقلید می کردند. شواهد بسیاری هست مبنی بر اینکه در میان شیعیان لبنان آیت الله سیستانی و آیت الله خامنه ای مقلدان بیشتری داشتند. آقای فضل الله مورد احترام همگان بود وحتی در میان اعضای بلندرتبه حزب الله خیلی تاثیر و نفوذ داشت و مورد احترام جامعه روشنفکری لبنان هم بود، اما به این معنی نبود که در فروع فقهی اکثر شیعیان لبنان حتی از او تقلید کنند. در این روزهای اخیر این تصور پیش آمده که اکثر شیعیان لبنان در حقیقت مقلد آقای فضل الله بودند، در حالی که این درست نیست.

اما این که آراء فقهی ایشان چگونه بوده است، بهر حال ایشان یک آرائی داشته اند که با برخی از مشهورات فقهی سازگار نبود، یا اینکه در مورد برخی از نکته های تاریخی آرائی داشتند که با مشهورات تاریخ شیعه سازگار نبود. اما از نظر روش شناسی هیچ نوآوری در کار آقای فضل الله دیده نمی شود، در حقیقت با همان مبانی که دیگر فقها فتواهای خودشان را صادر می کنند آقای فضل الله هم کمابیش با همان مبانی آراء فقهی خودش رابیان میکرد. این آراء فقهی آقای فضل الله نبود که جنجال آفرین شد درحقیقت یک جنگ قدرت بود بین آقای فصل الله و مراجع قم و همین طور آقای خامنه ای. طبیعتا در این جنگ قدرت یک سری بهانه هایی لازم بود، و این آراء فقهی بهانه هایی برای آن جنگ 100 قدرت بود.

آقای خلجی، به این بحث برمی گردیم. اما به عنوان مثال بحثی که ایشان در مورد کشته شدن فاطمه دختر پیامبر اسلام مطرح کردند و آن واکنش ها را در حوزه علمیه قم ایجاد کرد. آیا این را فقط می شود در چارچوب یک جنگ قدرت بررسی کرد و یا اینکه به هر حال یک اختلاف جدی است؟

مهدی خلجی: خوب همین مساله فاطمه زهرا خیلی مساله مهم احساسی است نه مسئله ای که در فقه تاثیر داشته باشد. شما چه بپذیرید که فاطمه زهرا به شکلی که عموم شیعیان می گویند کشته شده باشد یا اینکه به شکل دیگری کشته شده باشد در نظام فقهی هیچ گونه تاثیری ندارد. در نتیجه من فکر می کنم اینها هیچ کدام دلیل نمی شد که اینقدر مساله بزرگ شود، و اگر مساله سیاسی یا جنگ قدرت نبود اینها مسایلی بود که به راحتی می توانست نادیده گرفته شود، کما اینکه بسیاری قبل از فضل الله هم این حرف ها را زده بودند.

آقای اکبرین، شما چه فکر می کنید؟ آیا شما هم مثل آقای خلجی فکر می کنید که این نوآوری ها در زمینه فقهی چندان بارز و قابل توجه نبوده است؟

محمدجواد اکبرین: من در نکاتی از گفته های آقای خلجی عزیز با ایشان اختلاف دارم. اولا درمورد این که ایشان می فرماید اکثریت شیعیان لبنان مقلد ایشان نبودند. ما باید بین عمل والتزام دینی مردم لبنان و فضای سیاسی حاکم بر آنجا یک تفکیکی قایل بشویم. شما که در متن زندگی مردم لبنان می رفتید می دیدید که شیعیان لبنان عموما بر اساس فتواهای آقای فضل الله عمل می کنند، ولو این که کثیری از آنها نگویند که ما مقلد ایشان هستیم و بگویند مثلا ما مقلد آقای خامنه ای یا آقای سیستانی هستیم.

من برای شما مثال می زنم، آقای فضل الله نوشیدنی های الکلی را نجس نمی دانست، نوشیدن آن را حرام می دانست، اما خود این مایع را ناپاک نمی دانست، در حالی که آقای خامنه ای نظرشان این است که این مایع ناپاک است، و همین طور آقای سیستانی. ولی کل مردم لبنان روی میزهایی می نشستند درکنارهموطنان مسیحی و دوروی خود که آنها می نوشیدند، و حالا شیعیان فوقش اگر ملتزم بودند نوشیدنی الکلی سفارش نمی دادند. یا مساله طهارت ذاتی انسان، آقای فضل الله معتقد بود که کلا انسان پاک است و نمی شود گفت که فقط مسلمانان پاک هستند یا اهل کتاب پاک هستند و نباید بین انسان ها براساس دینشان تمایز قایل شد، بر خلاف آقای خامنه ای وآقای سیستانی. اگر مردم لبنان این نظریه را قبول نداشتند و به این نظریه ملتزم نبودند، خیلی راحت به شما بگویم نمی توانستند روزهای بارانی با هموطنانشان دست بدهند. و لذا سیره مردم لبنان عملا التزام به فتواهای آقای فضل الله بود، کثیری از شیعیان تصریح می کردند که مقلد ایشان هستند، شیعیان سیاسی تر وایدئولوژیک تر نزدیک به حزب الله تصریح می کردند که مقلد آقای خامنه ای هستند، ولی عموما تا آنجایی که من یادم هست التزام به سیره فقهی آقای فضل الله داشتند.

نکته دیگر در باب منشا پاره ای از مشکلات دیگران با آقای فضل الله، من حتما بخشی از این مشکلات را ناشی ازجنگ قدرت می دانم، اما به هر حال دیدگاه های فقهی و اعتقادی آقای فضل الله برای مخالفین ایشان مایه دردسر بود. بخشی از این مشکلات اعتقادات تاریخی ایشان بود، اعتقادات تاریخی ایشان هم مثلا در خصوص ماجرای حضرت زهرا واقعا ربطی به جنگ قدرت نداشت. همانطور که شما اشاره کردید این یک درواقع تعصب اعتقادی شیعه هست ولو این که شما بگویید ریشه آن تاریخی است الان عملا جزو اعتقادات شیعه شده است. به همین خاطر بعد از ماجرای حضرت زهرا و نقد ایشان و تشکیک ایشان نسبت به این اتفاق تاریخی که حالا ایشان در اثر آن حادثه به شهادت رسیده است یا نه، آقایان قم ایشان را تکفیر کردند. آقایان قم با ایشان دعوای قدرت نداشتند آنهایی که تشیع او را زیر سوال بردند.

آقای خلجی، همان طور که خودتان گفتید در بین شیعان لبنان آقای فضل الله تنها مرجع تقلید نبود، حالا اینکه چه مقدار مقلد داشت بحث دیگری است. فکر می کنید درگذشت علامه فضل الله به طور مشخص چه تاثیری در این حوزه خواهد داشت، یعنی سرنوشت مرجعیت شیعه در لبنان؟ آیا روحانیونی در آنجا هستند که این امکان را داشته باشند که جایگزین علامه فضل الله بشوند یا اینکه مرجعیت به طور کامل از لبنان به عراق و یا ایران منتقل می شود؟ و آیا این پیامدهای سیاسی خواهد داشت؟

مهدی خلجی: آقای فضل الله در دوره ای مرجع شد که مرجعیت در بحران به سر می برد، و این بحران منجر می شود به تغییر بنیادی سرشت نهاد مرجعیت، یعنی این که مرجعیت دیگر از آن شکل سنتی خود درآمده و دیگر نمی تواند به صورت سابق و سنتی خود به حیات خودش ادامه بدهد. بنابراین با درگذشت آقای فضل الله دیگر نمی شود انتظار داشت که کسی مانند ایشان منصب مرجعیت را در لبنان به عهده داشته باشد. این به آن مفهوم نیست که تنها جایگزین وجود ندارد به این مفهوم است که درحقیقت نهاد مرجعیت به صورت سابقش دیگر معنی ندارد و درحقیقت آن اتفاقی که با انقلاب ایران افتاد، یعنی اقتدار سیاسی و اقتدار مذهبی با هم ادغام شدند، اقتدار مذهبی سنتی دیگر به شکل سابق نمی تواند معنی و ادامه داشته باشد.

در لبنان هم طبیعتا مرجعیت که درقانون متاخر در لبنان اصلا نبوده است، یعنی مرجعیت آقای فضل الله یک استثنا است، لبنان حوزه علمیمه قوی ندارد در قیاس با قم و نجف، در نجف و قم هم وضعیت به همین شکل است، طبیعتا ادامه خواهد داشت به خاطراینکه آقای فضل الله در کشورهای دیگر نسبت به آقای سیستانی و آقای خامنه ای یا حتی برخی از مراجع دیگر در قم هم بسیار بسیار کم مقلد داشت، که در ایران هم که به طور کلی شاید مقلدان ایشان اگر وجود داشته باشد از چند هزار نفرتجاوز نکند. بنابراین خلا خاصی در مرجعیت ایجاد نمی کند، بیشتر درگذشت آقای فضل الله اهمیت سیاسی دارد، به این مفهوم که یک کسی در لبنان بود که یک قدرتی داشت، یک قدرت معنویی داشت که می توانست به نوعی بر برخی از عملکردهای حزب الله مهار باشد...

آقای خلجی، ولی شما در جایی به این نکته تاکید کرده بودید که به عنوان مثال آقای فضل الله عملیات انتحاری را تایید می کرد، خوب این چگونه قدرتی است که درواقع از نگاه شما می تواند نیروهای تندرو را مهار بکند؟

مهدی خلجی: آقای فضل الله به اصطلاح یکی از رادیکال ترین و تندروترین روحانیون تشیع درقرن بیستم است، بدونه تردید. آقای فضل الله کسی است که در حقیقت به نوعی می شود گفت بنیادگذار رادیکالیزم شیعی در لبنان هست. در این که فضل الله آدم تندروی بود، در این که فضل الله یکی از بنیانگذاران حزب الله بود، تردیدی نیست. اما اتفاقی که افتاد این بود که حزب الله لبنان به تدریج داشت از نفوذ و سیطره فضل الله یرون می آمد، و جنگ آقای خامنه ای و آقای فضل الله بر سر حزب الله لبنان بود. بهر حال آقای فضل الله می توانست تا اندازه ای از مصادره کامل حزب الله لبنان به دست آقای خامنه ای جلوگیری کند، وهمینطور آقای فضل الله می توانست از مصادره کامل جامعه شیعه لبنان به دست جمهوری اسلامی جلوگیری کند. با درگذشت ایشان یک مانع بسیار مهمی برداشته می شود و طبیعتا ایران برای ترک تازی خودش در لبنان مجال را وسیع و بی مانع می بیند.

آقای اکبرین، بحث را از جایی که آقای خلجی درواقع صحبتشان را به پایان بردند شروع کنیم. آقای فضل الله در سه دهه دوران حیات جمهوری اسلامی روابط پرفراز و نشیبی با جمهوری اسلامی داشته است. در دوران حیات آیت الله خمینی همواره از جمهوری اسلامی و رهبر جمهوری اسلامی حمایت کرد و دفاع می کرد و پیروی می کرد، اما بعد از رهبری آیت الله خامنه ای بهر حال این روابط دچار فراز و فرودهایی شد، هر چند در سال های گذشته به نظر می رسد که این کدورتی هم اگر بوده حل شده بود تا آنجایی که در نماز جمعه سال گذشته، بعد از حوادث انتخابات ریاست جمهوری در ایران، آقای فضل الله در حمایت از مواضع آیت الله خامنه ای سخنرانی می کرد و بهر حال به این شکل درقبال حوادث ایران موضع گرفت. شما مجموعه این روابط را چگونه می بینید؟

محمدجواد اکبرین: واقعیت این است که نه آن طوری که شما پرسیدید، آقای فضل الله صاحب فتوای جواز عملیات انتحاری بود...

آقای اکبرین، من عرض کردم که آقای خلجی این را گفته است.

محمدجواد اکبرین: بسیار خوب. و نه این که در پاسخ سوال دوم شما که اشاره کردید آقای فضل الله در خصوص نماز جمعه در مقابل جریانات ایران به نفع آیت الله خامنه ای موضع گرفته بود. نکته ای در سخنان آقای خلجی بود که من از همان جا شروع میکنم و به پرسش شما برمی گردم. آقای خلجی آقای فضل الله را از تندروترین روحانیون شیعه توصیف کردند. تند روی شیعی در لبنان به ویژه در قامت حزب الله محصول ایدوئولوژی جمهوری اسلامی و سرمایه گذاری اقتصادی و اعتقادی جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی که در واقع تاسیس شد گروهی از بنیادگرایان در این نظام قدرت گرفتند و آنها در لبنان نفوذ کردند، محصول نفوذ آنها تولد جنبشی بنام حزب الله شد، حرکتی به نام حزب الله شد، حزب الله تحت تاثیر جمهوری اسلامی پرچمش را طراحی کرد و زیر پرچمش نوشت "الثوره الاسلامیه فی لبنان"، یعنی آنها دنبال انقلاب اسلامی در لبنان متکثر و متنوع بودند. این محصول حرکت آقای فضل الله نبود.

آقای فضل الله البته با سیاست های آمریکا در خاورمیانه مشکلات جدی داشت، هرگز هم اسرائیل را به رسمیت نشناخت و اگر زنده مانده بود هرگز به رسمیت نمی شناخت، معنی ندارد که ایشان در خاکی زندگی می کند و آن خاکش توسط دولت دیگری اشغال شده و ایشان این دولت اشغالگر را به رسمیت بشناسد، خیلی طبیعی است. ضمن اینکه شخص ایشان در سال 1985 توسط نیروهای آمریکایی ترور شده بود، یعنی هم مشکل شخصی داشت و هم مشکل اعتقادی داشت. درنتیجه در نمازجمعه ای که شما به آن اشاره کردید ایشان سخن از سوءاستفاده آمریکا از جنبش اعتراضی مردم ایران علیه اصل نظام جمهوری اسلامی داشت، نه اینکه می خواست بگوید که این جنبش آمریکایی است، می خواست بگوید که آمریکا می خواهد از آب گل آلود ماهی بگیرد. بنده آن خطبه را دقیقا یادم است و اتفاقا بی بی سی در گزارشش آن خطبه را پخش کرد و برداشتی جز این نمی شود از آن جمله آقای فضل الله کرد، و به اعتقاد من درست ترجمه نشده است.

آقای اکبرین، شما خودتان از مواجه و رویارویی آقای فضل الله با آیت الله خامنه ای صحبت کردید. آیا در سال های اخیر هم این رویارویی و این جنگ قدرت همچنان وجود داشت یا وجود نداشت؟

محمدجواد اکبرین: بله وجود داشت ولی باید بین اعتقاد آقای فضل الله به اصل نظام جمهوری اسلامی و به اصل انقلاب اسلامی تفکیک کرد. اما بعد از آیت الله خمینی، ایشان معتقد بود که جمهوری اسلامی از پاره ای از آرمان های نخستین خود منحرف شده است. به دو دلیل هم بود، یک اینکه آقای خامنه ای را لایق و سزاوار رهبری و مرجعیت نمی دانست و معتقد بود که نه اطلاعات دینی او به اندازه کافی است و نه تجربه سیاسی او به اندازه کافی است. دخالت آقای خامنه ای در لبنان از طریق حزب الله را هم نمی پسندید و معتقد بود ایشان اطلاعات کافی از جامعه لبنان ندارد و سرایت سیاست های جمهوری اسلامی به جامعه لبنان باعث فساد این جامعه می شود...

آقای خلجی، من این سوال را از شما بپرسم. آیا شما هم فکر می کنید که این رویارویی، آن طوری که آقای اکبرین می گویند، از همان آغاز تا پایان به یکسان بوده یا مواضع آقای فضل الله در قبال رهبر جمهوری اسلامی در سال های گذشته دچار تغییراتی شده است؟

مهدی خلجی: کتابی هست که یک ناشر معتبری به نام دارالنهار در سال 2007 منتشر کرد، تمام این کتاب یک مصاحبه طولانی با آقای فضل الله است که یک خانمی به نام مونا سکریه درحقیقت این مصاحبه را انجام داده است. اگر شما این کتاب را بخوانید می بینید که اولا این فتوای جواز عملیات انتحاری در این کتاب آمده است. آقای فضل الله خودش مقدمه ای برای آن کتاب نوشته است، یعنی این کتابی است که آقای فضل الله خوانده است و محتویات آن را تایید کرده است. حتی آقای فضل الله در آن کتاب معتقد است که آقای خمینی هم اعتقادشان این بود که عملیات انتحاری جایز است، منتهی به مصالحی علنا این را بیان نمی کرد. این در مورد عملیات انتحاری.

در آن کتاب آقای فضل الله می گویند که، و واقعیت هم این است و من نمی دانم آقای اکبرین بر چه اساسی می گویند آقای فضل الله هیچ موقع با آقای خامنه ای به عنوان رهبر ایران مشکل نداشت، وقتی هم که آقای خامنه ای رهبر شد به ایشان تبریک فرستاد، هیچ موقع هم معتقد نبود که آقای خامنه ای صلاحیت رهبری برای ایران ندارد هیچ سخن علنی از ایشان در این رابطه شنیده نشده است.

نزاع آقای فضل الله درست زمانی مطرح شد که مرجعیت آفای خامنه ای مطرح شد، و آقای خامنه ای قرار شد که مرجعیتش برای خارج از کشور باشد و بخصوص برای لبنان، و برای این منظور مقابله شد با مرجعیت آقای فضل الله. دعوای آقای فضل الله این نبود که جمهوری اسلامی از آرمان های انقلاب دور شده است و یا از آرمان های آقای خمینی دور شده است، یا اصلا مسئله فضل الله ایران نبود، به هیچ وجه. هیچ موقع فضل الله هیچ نکته انتقادی راجع به عملکرد رهبران جمهوری اسلامی در داخل نگفته است، هیچ موقع، نه آن موقع که با جمهوری اسلامی مشکل داشته است و نه آن موقع که با جمهوری اسلامی رابطه خوبی داشته است. تنها دلخوری اصلی آقای فضل الله بر سر این بود که آقای خامنه ای درحقیقت یک نیرویی را در قم و در لبنان بسیج کرده بود که علیه مرجعیت فضل الله فعالیت می کردند و در حقیقت مرجعیت آقای خامنه ای را دربرابر مر جعیت او قرار می دادند، همین.

بعد در سال های اخیر یک آشتی بین آقای فضل الله و جمهوری اسلامی به وجود آمد. اگر شما دقت کرده باشید در سال های اخیر مقامات جمهوری اسلامی شروع کردند به دیدار ایشان رفتن و عکس گرفتن، دوباره آقای فضل الله در رسانه های ایران مطرح شد و دفتر ایشان در قم تاسیس شد. و این باعث شد که آقای فضل الله کوتاه بیاید و آقای فضل الله هم یک مقداری سعی کردند از او دلجویی کنند، به دلیل این که این وضعیتی که پیش آمده بود قابل ادامه نبود، آقای خامنه ای متوجه شده بود که فضل الله را نمی شود از لبنان حذف کرد، آقای فضل الله هم متوجه شده بود به هر حال اگر بخواهد مرجعیتش از لبنان بیرون برود باید در قم دفتر داشته باشد.

آقای اکبرین، از نظر شما درگذشت علامه فضل الله چه تاثیری بر موقعیت جمهوری اسلامی در لبنان خواهد داشت؟

محمدجواد اکبرین: اولویت ایشان مصلحت لبنان و جامعه شیعه در لبنان بود و تا زمانی که آن اولویت بود ایشان ضروری نمی دیدند که برخی از دیدگاه هایش را علنی مطرح بکنند، مثل نظری که ایشان راجع به رهبری آقای خامنه ای داشت یا حتی نظری که راجع به مرجعیت ایشان داشت، دوستان ایشان می دانستند و البته در جامعه لبنان هم مشهور شده بود و پخش شده بود اما علنی نشده بود.

ولی نکاتی هم هست که ایشان به صورت علنی گفته بودند ولی حالا انکار می شود. مساله عملیات انتحاری را آقای فضل الله گفته بودند که به شرط این که در معرکه جنگ باشد، بعضی ها گفتند خوب پس اگر این طور است می توان این را به همه جا سرایت داد چون بالاخره اسرائیل و فلسطین در حال جنگ هستند، درهمه جا می شود عملیات انتحاری انجام داد. ایشان برای رفع این ابهام در تاریخ 13 نوامبر سال 2009 در روزنامه السفیر نکته ای که من دارم عرض می کنم منتشر شده است، آقای فضل الله در آنجا می گوید اسلام اجازه نمی دهد عملیات انتحاری را که بیگناهان را هدف قرار دهد، چه مسلمان باشند و چه غیر مسلمان، به خاطر اینکه اسلام برای جان انسان ها ارزش قایل است. ایشان آنجا عملیات انتحاری را تحریم می کند، معرکه جنگ را هم روشن می کند که معرکه جنگ جایش مشخص است و نباید آن را به همه جا سرایت داد.

آقای اکبرین، حالا فکر می کنید با درگذشت او چه تاثیری بر موقعیت جمهوری اسلامی در لبنان خواهد داشت.

محمدجواد اکبرین: یک مزاحم از سر جمهوری اسلامی به یک معنا کم می شود که بالاخره مجبور نیست که دیگر ایشان را تحمل بکند و مراعاتش بکند و ظاهر سازی بکند. و آنها تلاش خودشان را می کنند برای اینکه مرجعیت آقای خامنه ای را گسترش بدهند. اگر چه گمان نمی کنم که تا زمانی که آیت الله سیستانی زنده است در آن وسعت و درواقع عمقی که مایلند در گسترش مرجعیت آقای خامنه ای به آن برسند موفق بشوند.

*

برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر پنج شنبه شب در نیمه دوم برنامه جام جهان نما بشنوید. این برنامه همچنین جمعه شب ها تکرار می شود و شما می توانید آن را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه را برای ما به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co.uk

مطالب مرتبط