پژواک: اعتصاب در بازار تهران؛ معانی و پيامدهای احتمالی

اعتصاب در بازار تهران، در اعتراض به افزایش مالیات ها، و ادامه کشمکش بین دولت و بازار، موجب شد که بحث در باره نقش بازار، تقابل دولت و بازار به عنوان یکی دیگر از جلوه های تقابل نسل جدید محافظه کاران با محافظه کاران سنتی و پیامدهای احتمالی سیاسی اعتصاب در شرایط کنونی ایران مورد توجه قرار گیرد.

دو سال بازاریان تهران و اصفهان نیز در اعتراض به وضع مالیات بر ارزش افزوده دست به اعتراض و اعتصاب زده بودند. در آخرین دور اعتصاب ها که از روز دوشنبه ۱۵ تیرماه در بازار تهران آغاز شد و پس از گذشت یک هفته به بازار تبریز نیز گسترش یافت، یک دلیل مشخص صنفی عامل اعتصاب دانسته شد.

هر چند برخی از ناظران، همان گونه که بازار خود تاکید کرده است، معانی و دلایلی سیاسی برای این اعتصاب ها قائل نیستند، برخی نیز تغییر در شرایط کشور، افزایش تسلط سپاه بر نهادهای عمده اقتصادی و بالا گرفتن اعتراضات را زمینه ساز اعتصاب در بازار و نشانه دیگری از گسترش نارضایتی ها در ایران قلمداد کردند.

در برنامه این هفته پژواک، همین موضوعات در گفت و گوی جمشید برزگربا آزاده کیان، استاد دانشگاه، و جمشید اسدی، اقتصاد دان، هر دو در پاریس بررسی شده است.

آقای اسدی، آن طوری که گفته شده است ظاهرا دلیل اصلی این اعتصاب همان تصمیمی بوده است که از سوی دولت گرفته و اعلام شده است، مبنی بر افزایش ۷۰ درصدی مالیات ها، و در پی آن هم این اعتصاب ها شکل گرفت. این اولین بار نیست که بین دولت و بازار اختلافات جدی درمورد مالیات درمی گیرد، طرح های متعددی آمده است، بحث ۱۵ درصد مطرح شده است، بحث تطابق مالیات ها با درآمدهای واقعی مطرح شده است. شما لطفا این بحث را برای ما باز کنید که اصولا پیشینه این بحث مالیات و بازار چیست و الان بحث بر سر چیست.

جمشید اسدی: همچنان که اشاره فرمودید دو سال پیش هم چنین اختلافی بین دولت و بازاریان درگرفت که با عقب کشیدن دولت آقای احمدی نژاد مسئله به سکوت برگزار شد. دولت آقای احمدی نژاد با توجه به گسترده تر شدن تحریم ها و افزایش آنها و نیز کاهش قیمت نفت در به در به دنبال یافتن درآمدهای دیگری است برای آن که سیاست به اصطلاح فرنگی ها "پوپولیستی" یا "عوام پسندانه" خودش را ادامه بدهد. چون هر چه بیشتر دستش در این رابطه تنگ می شود.

از طرف دیگر بازاریان امروز در فضای کسب و کار رقابتی به سر نمی برند و به علت افزایش شدید قیمت ها در ایران اصولا توان رقابتی خودشان را از دست داده اند و بدیهی است که افزودن مالیات بر مجموعه هزینه هایی که دارند بطورکلی امکان رقابت را از آنها خواهد گرفت. بویژه آن که با توجه به اقتصاد رانت خواری و فرادستی پاسداران در فعالیت های اقتصادی ایران این امکان فعالیت وجود ندارد.

در آخر اضافه بکنم تصویری که الان در ایران هست تصویری است که من امروز در ونزوئلا می بینم. ونزوئلا و رئیس جمهور آن، چاوز، که از الگوهای آقای احمدی نژاد هست، در زمانی که قیمت نفت بسیار بالا بود این سیاست عوام پسندانه خودش را یعنی توزیع پول برای خریدن بخشی از شهروندان انجام می داد. اما وقتی قیمت نفت به شدت کاهش پیدا کرد و در هر صورت ناخرسندی بسیاری از مردم شدت گرفت، آقا چاوز شروع کرد به حمله کردن به کارآفرینان در ونزوئلا و انتصاب مشکلات اقتصادی کشور خودش به پولدارها و کارآفرینان و استفاده از همان واژگان آشنا.

این مسئله ای است که کم کم از سوی آقای احمدی نژاد دارد آغاز می شود و بعید نمی دانم که به زودی همین بازاریان فعال را به علت این اعتراض مورد حمله قرار بدهد و بعنوان پولدارهای در کنار آقازاده ها حمله کند، حمله ای که به آقازاده ها در دور اول زمامداری خودش کرد امروز به کسان دیگری به اسم پولدار و استکبار و اینها انجام بدهد.

خانم کیان، البته به بحث واکنش دولت می پردازیم، اما قبل از آن شاید بهتر باشد که واکنش بازاریان را بررسی بکنیم. شما فکر می کنید این اعتصابی که شکل گرفته است و ظاهرا هنوز هم در این هفته ادامه پیدا کرده است یک واکنش صنفی است و برای آن باید صرفا یک دلیل صنفی جستجو کرد یا این که نه، ریشه ها و پس زمینه های دیگری دارد که اصولا به نقش سیاسی و اجتماعی بازار در جامعه ایران مربوط می شود؟

آزاده کیان: به نظر می رسد که یکی از دلایل اعتصابات گسترده اخیر می شود گفت دلایل نارضایتی های سیاسی هم باشد و فقط مسئله صنفی نیست. البته نبایستی فراموش بکنیم که دولت های قبل از آقای احمدی نژاد که مالیات هایی را بر صاحبان صنایع بسته بودند و می دانید که صاحبان صنایع مجبور هستند که مالیات گزافی را بدهند بازاری ها مالیات نمی دادند. و درواقع این تصمیم دولت به خودی خود تصمیم درستی است که تمام کسانی که درآمد دارند می بایستی مالیات بدهند نه فقط برای مثال کسانی که صاحبان صنایع هستند یا حقوق بگیر.

اما این که چرا دولت احمدی نژاد در دو سال اخیر یک چنین تصمیمی را می گیرد و درواقع آن را بر بازاریانی که ظاهرا اقشار مختلف آنها بیش از پیش با دولت ایشان فاصله می گیرند تحمیل می کند این خودش دلیل سیاسی دارد. این که در دو یا سه سال اخیر دولت احمدی نژاد تصمیم می گیرد که مالیات های گزافی را از بازاریان بگیرد، به نظر من، این فقط دلیل اقتصادی ندارد بلکه پشت این مسئله این نگرش هم وجود دارد که درواقع بازاریان، حداقل در کلیت خود، از دولت فعلی حمایت نمی کنند و ما بیش از پیش نمایندگان بازاریان گاهی را در مجلس شورای اسلامی می بینیم به معترضین دولت احمدی نژاد و سیاست های اقتصادی ایشان تبدیل شده اند و همین طور شکافی که در بین گروه های درواقع محافظه کار سنتی در این ارتباط هست را بیش از پیش می بینیم.

برای همین به نظر می رسد که اعتصابات گسترده امروز در بازار در ایران، گرچه که به ظاهر دلیل صنفی و سه برابر شدن مالیات هایشان دارد ولی در پشت این مسئله بهرحال نارضایتی های مختلف سیاسی و نیز عدم وجود امنیت سرمایه گذاری را می شود دید.

خانم کیان، آیا از صحبت های شما می شود این طوری استنباط کرد که اگر فرض کنیم که دولت دیگری با رویکردهای متفاوتی بر سر کار بود و مثل هر دولت دیگری در هر جای جهان بخش عمده ای از درآمدهای خودش را می خواست از طریق مالیات کسب بکند و مالیات بر درآمد بازاریان می بست آن وقت نباید انتظار واکنشی را از بازار می داشتیم؟

آزاده کیان: به نظر من، واکنش به این شدت وجود نمی داشت. الان ما یک مجموعه ای را داریم که باعث می شود بازاریان به این شدت و حدت عکس العمل نشان بدهند. کاهش قدرت خرید مردم، بحران اقتصادی، افزایش بیکاری، تمام اینها روی اقشار متوسط و تحتانی بازار تاثیرات بسیار بسیار زیادی گذاشته است و اساسا خود این بازاریان را هم فقیرتر کرده است.

از طرف دیگر ایجاد یک قشر خاصی که از سال ۲۰۰۵ تحت ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ایجاد شدند و آنها با دولت ایشان در رابطه مستقیم هستند و در کار صادرات و واردات به طور مستقیم شرکت دارند، درواقع رقبای مهم اقشار فوقانی بازار شده اند، تمام اینها زمینه ای را ایجاد کرده است که آن وقت افزایش زیاد مالیات ها خودش باعث یک سری عکس العمل هایی می شود که به نظر من شکل آن صنفی است ولی در غایت دلایل وسیع اقتصادی و سیاسی دارد.

آقای اسدی، شما چطور فکر می کنید؟ آیا بین بازاری که بهرحال به طور سنتی یک همسویی و پیوستگی با جریان حاکم در جمهوری اسلامی داشته است، آن چنان اختلافی پیش آمده است که دست به یک اقدام نادر می زنند و اعتصاب می کنند که می تواند معانی مختلف یا پیامدهای مختلفی داشته باشد. این را واقعا باید در چه چارچوبی ارزیابی کرد؟

جمشید اسدی: اجازه بدهید به یک نکته ای که مورد اشاره خانم دکتر کیان و خود شما نیز بود اشاره بکنم و بعد به طور مستقیم به پرسش شما پاسخ بدهم، آن چنان که به نظرم می آید. این که هر فعال اقتصادی با توجه به درآمد خودش باید مالیات بدهد شکی در آن نیست و این امر درستی است. چه دستمزدبگیر و چه کسی که درآمدش سوده است باید بر درآمد خودش مالیات بپردازد برای خدماتی که در مقابل از دولت دریافت می کند. اما این در شرایطی است که اقتصاد مبتنی بر رقابت آزاد است. در شرایطی که بسیاری از مناقصه ها و قراردادهای بزرگ بدون رقابت و بدون مناقصه به دوستداران و بنگاه های وابسته به سپاه پاسداران داده می شود در این شرایط هر گونه مالیاتی ناعادلانه است چون رقابت عادلانه نیست. در شرایطی که هم چنان مورد اشاره قرار گرفت، بسیاری از واردات و صادرات ز اسکله های نامرئی صورت می گیرد در این صورت مالیات یک امر ناعادلانه است چون کسی نمی تواند درآمدش را در رقابت آزاد به دست بیاورد.

حالا با این مقدمه به این مسئله باز می گردم. جناحی که امروز در ایران قدرت دارد برمبنای پویایی تمامیت های خودش عمل می کند، هم در زمینه سیاسی و هم در زمینه اقتصادی، به این معنا که هیچ نهاد مستقلی را خارج از خودش نمی تواند بپذیرد. و از این جمله است که در زمینه سیاسی ما پیش از این دیده بودیم اما بویژه با روی کار آمدن آقای احمدی نژاد یکی یکی امتیازهای اقتصادی به طور مستقیم و روشن و بدون رقابت به سپاه پاسداران داده شد. التبه این از کودتای اقتصادی در زمان آقای خاتمی آغاز شده بود که به طور نظامی فرودگاه را اشغال کردند که امتیاز را پس بگیرند و نیز در مورد اپراتور دوم این کار را کردند.

در همین ارتباط است که این حاکمیتی که امروز وجود دارد می خواهد تمام قدرت اقتصادی بازار هم بگیرد و در نتیجه یکی از دعواها دعوایی است که بر سر این مسئله صورت می گیرد. من فکر می کنم تمام تذاکراتی که محافظه کاران مصلحت اندیش نظام یا واقع بین، مثل آقای الیاس نادران و آقای احمد توکلی و حتی سرمقاله امروز روزنامه جمهوی اسلامی، مبنی بر آن است که چنین نکنید تا ما تحریم ها را دور بزنیم و اقتصاد فرونپاشد، واقعا حرف این جناحی است که امروز در بازار هم وجود دارد. اما بعید می دانم که حاکمیت گوش شنوا داشته باشد.

خانم کیان، اگر در ادامه صحبت های شما فرض را بر این بگذاریم که چیزی فراتر از مالیات و افزایش مالیات مبنا و انگیزه این اعتراضات بوده است، به آن دلایل سیاسی و اقتصادی که شما اشاره کردید، آن وقت بازار را در این شطرنج سیاسی امروز ایران در کجا باید قرار داد؟ به نظر جایگاه بازار کجاست و به کدام نیروها نزدیک تر است، که طبیعتا آن نیروها هم باید خودشان در یک تقابل و یا مقابله ای با دولت باشند؟ اگر انگیزه ای غیر از انگیزه های صنفی داشت در جریان اعتراضات یک سال گذشته از بازار چیزی دیده نشد، برخلاف آن چه که بعنوان مثال در شهرهای کردنشین ایران دیده شد که تنها با دلایل سیاسی بود که دست به اعتصاب زدند، خوب این نکته در بازار در تهران مشاهده نشده است. موتلفان بازار در چنین رویارویی احتمالی که شما از آن صحبت می کنید چه کسانی هستند؟

آزاده کیان: بازار به هیچ وجه یکدست نیست. بازار اقشار مختلفی را در درون خودش جای داده است. اقشار متوسط و تحتانی بازار هم به لحاظ منافع اقتصادی و هم به لحاظ جایگاه اجتماعی خود و حتی بعضا تفکر سیاسی خود به اقشار طبقه متوسط یا طبقات متوسط شهری بسیار نزدیک هستند. طبقات متوسطی که نیروی اصلی جنبش سبز یا همان جنبش اعتراضی فعلی ایران هم هستند.

اما این که چرا بازار، حداقل این اقشار متوسط و پایین آن، در کلیت خودشان به این اعتراضات نپیوستند شاید یکی از دلایلش این باشد که شاید هنوز به پیروزی کامل این جنبش معتقد نشده اند و درواقع این ریسک را برنداشتند. و دیگر این که در این جنبش هنوز به اصطلاح طبقه متوسط تحصیلکرده یا متوسط شهری بیشتر است و به همین دلیل هم جنبش به آن شکل توده ای نشده است و به نظر می رسد که زمانی که توده ای تر بشود اقشار متوسط و تحتانی بازار هم در کلیت خودشان به آن خواهند پیوست.

اما اقشار فوقانی بازار، درواقع منافع آنها هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ سیاسی و نیز جایگاه اجتماعی آنها خیلی متفاوت است. آنها در درون حاکمیت جای دارند و قرار دارند، آنها بودند خرج انقلاب را دادند. بعد از انقلاب هم دیدیم که مسیر درواقع سیاست اقتصادی تغییر دادند به طرف سیاست واردات و توزیع به جای تولید. و این سیاست هنوز در مملکت وجود دارد، اما منتفعین از این سیاست مقدار زیادی در این چند سال اخیر عوض شده اند و دیگر آن بازاریان سنتی که با روحانیت هم به شکل تاریخی بسیار پیوند داشته اند نیستند، بلکه همان طور که آقای دکتر اسدی هم گفتند گروه های جدیدی درواقع از این وضع فعلی استفاده می کنند از این انحصار استفاده می کنند.

به همین دلیل هم اقشار فوقانی بازار با دولت احمدی نژاد و کسانی که، حالا چه بخشی از پاسداران و چه افراد دیگری که تکنوکرات هستند و با دولت فعلی کار می کنند درواقع منافع آنها از هم جدا شده است. اما این که تا کجا این منافع متضاد باعث بشود که اقشار فوقانی بازار به جنبش فعلی بپیوندند، به نظر من، احتمال آن قوی نیست، بخاطر این که آنها می توانند با هم در درون حاکمیت کنار بیایند و باز بتوانند منافع نفتی بهره بگیرند، به شرط این که دولت فعلی هم بپذیرد مقداری سیاست خارجی را به طرف سیاستی پیش ببرد که جلوگیری از تحریم های اضافه بشود یا درواقع بتوانند با قدرت های بزرگ خارجی بر سر مسائل هسته ای و مسائلی که بهرحال باعث این تحریم ها شده است به توافق هایی برسند و درواقع آن زمینه را برای بازاری های فوقانی هم ایجاد بکنند که بتوانند مثل سابق از درآمد نفتی منتفع بشوند.

برای همین من فکر می کنم که به لحاظ سیاسی اقشار متوسط و تحتانی بازار بیش از پیش به سمت جنبش اعتراضی می توانند پیش بروند اگر جنبش توده ای تر بشود. ولی طبقات فوقانی بازار درواقع بیشتر به نظر می رسد که بخواهند با حاکمیت باقی بمانند تا این که به جنبش توده ای بپیوندند.

آقای اسدی، شما وضعیت را چطور می بینید؟ اقدامات دولت را که زمینه ساز نگرانی و نارضایتی در بازار بوده است را هم شما و هم خانم دکتر کیان به آن اشاره کردید که بهرحال حضور و تسلط سپاه بر منابع مالی و اقتصادی یکی از عمده ترین این دلایل از جانب شما قلمداد شد. خوب در این مواجه بازار در کجا قرار می گیرد؟ آیا شما هم فکر می کنید ماهیت بازار تغییر کرده است و به طبقه متوسط نزدیک شده است یا همچنان با روحانیت سنتی و با بخش عمده ای از حاکمیت همسو شده است و این نوع اعتراضات را نباید درواقع فراتر از آن چه که است ارزیابی کرد؟

جمشید اسدی: به نظر من این اعتراضات بسیار جدی است. من فکر می کنم این که اگر دولت امتیازاتی بدهد امکان خاموش شدن این اعتراضات، دست کم برای بعضی از بازاریان، وجود دارد به جای خود، اما فکر نمی کنم این دولت تمامیت خواه به کسی در موردی امتیازی بدهد. اگر قرار بود چنین بکند در زمینه سیاسی چنین می کرد، اگر قرار بود چنین بکند. به قول خود آقایان، یکی یکی ستون های انقلاب را پس زده اند، از آقای رفسنجانی و موسوی و کروبی گرفته تا حتی مقابله با بخشی از روحانیت سنتی در قم.

این یک پویایی، به قول فرنگی ها، توتالیتاریسمی است که سر آشتی با کسی ندارد. یعنی نهادها نمی توانند مستقل باشند، نهادها یا جذب می شوند یا نهادها مطیع هستند. در مورد بازار هم همین است. اگر هم بازاری ها حاضر به سازش باشند، کمااینکه آقایان موسوی و کروبی بودند کمااینکه آقای رفسنجانی بود کمااینکه بسیاری از دیگر نهادها بودند، این پویایی تمامیت خواه حاکمیت امروز نخواهد پذیرفت، هیچ نهاد مستقلی را نخواهد پذیرفت.

اما در عین حال اشاره ای که شما فرمودید، این نهاد بازار اعتراض می کند، حالا بعنوان اعتراض جنبش سبز از آن جایی که اسم آن فتنه است و از آن جایی که چنین نهادی همیشه محافظه کار بوده است نمی کند. اما در هر حال اعتراض های خودش را انجام می دهد، به صورت های مختلف. یکی از آنها همین تعطیل کردن بازار که معنی تاریخی بسیار استثنایی در کشور ما دارد. دوم بسیاری از آیین های مذهبی را که انجام می دهند در خبر است که خارج از آیین های رسمی مذهبی انجام داده است. مثلا سفره انداختن و هیات گذاشتن و عزاداری کردن، به هزینه خودشان و سوا از آن هیات ها و آیین ها و سوگواری هایی برگزار می کنند که مثلا دولت به طور رسمی اینها را برگزار کرده است.

به نکته آخری که شما گفتید هم اشاره می کنم، آیا این باعث نزدیک تر شدن آنها به روحانیت سنتی می شود. هیچ وقت آنها از روحانیت سنتی جدا نبوده اند. و روحانیت سنتی از روز آغاز با اقتصاد به این شکلی که در بازار وجود دارد موافق بوده است و با سیاست به این شکلی که در جمهوری اسلامی قوام گرفته است مخالف بوده است. به همان دلیل مخالفتش با سیاسی شدن مذهب، امروز فعالیت سیاسی نخواهد کرد اما مخالف این نظام هم است. خوب همیشه آنها به هم نزدیک تر بوده اند و نزدیک تر هم خواهند شد. اما از این که بتوان انتظار داشت از این نزدیکی و از این همدلی و از این ناخرسندی مشترک به اصطلاح یک ضد حمله سیاسی شدیدی صورت بگیرد بسیار بعید می دانم.

تمام ناخرسندی ها در ایران که روز به روز گسترده تر می شود به اعتباری ناخرسندی های مدنی هستند، در زمینه آزادی، آزادی پوشش، جنسیتی، اقتصادی. این نارضایتی ها روز به روز گسترده می شود. امروز حتی به متحدین نزدیک به اصولگرای دولت هم رسیده است. اما حتی وقتی در تمام کشور هم این نارضایتی مدنی گسترده باشد این هنوز به معنی خطر جدی نخواهد بود چون این نارضایتی باید سیاسی بشود و یک گزینه سیاسی در کشور مطرح بشود تا آن وقت بتوان آن را خطری برای حاکمیت دانست. اگر چنین گزینه سیاسی جدی ایجاد بشود آن وقت خواهید دید که بازاری های محافظه کار هم هم چنان که انقلاب سال ۱۳۵۷ کردند مشارکت آشکارتری خواهند داشت.

خانم کیان، باید در نظر داشت که بازاریان هرگز در جریان اعتراضات خود در روزهای گذشته هیچ نوع خواسته ای یا نارضایتی سیاسی را عنوان نکرده اند و به طور مشخص فقط به مسئله افزایش مالیات ها اعتراض کرده اند، بعنوان یک امر صنفی. اما همان طور که هم شما و هم آقای دکتر اسدی اشاره کردید، با توجه به این که اعتصاب در بازار بعنوان یک امر نمادین دارای معانی سیاسی و تاریخی مشخصی است. شما فکر می کنید که پیامدهای احتمالی سیاسی اعتصاب در بازار چه خواهد بود؟

آزاده کیان: حزب موتلفه اسلامی که مهم ترین حزب نزدیک به اقشار فوقانی بازار است هنوز با دولت احمدی نژاد صف بندی آشکار نکرده است. البته گهگاهی بعضی از اعضای این حزب انتقادهایی را مطرح می کنند. به نظر من اگر این اعتصاب ادامه پیدا بکند حزب موتلفه که فعلا یکی از متحدین یا یکی از حامیان دولت احمدی نژاد است فاصله خودش را با این دولت تشدید خواهد کرد و در آنجا است که دولت احمدی نژاد می تواند با مشکلات بسیار بسیار شدید سیاسی مواجه بشود. به نظر من ایشان به تنهایی با این گروهی که از او حمایت می کنند بدون حمایت احزابی مثل حزب موتلفه اسلامی و یا آن اصولگرایانی که بسیاری از آنها هم در مجلس هستند قادر به ادامه قدرتش نیست.

بنابراین ادامه اعتصاب در بازار، به نظر من، می تواند کل حاکمیت را بشکند یا کل نهاد حاکمیت را به بخش های متفاوتی تقسیم بکند. که این نه فقط می تواند برای دولت احمدی نژاد خطرناک باشد حتی بلکه می تواند برای آینده کل حاکمیت خطرناک باشد. به همین دلیل هم من فکر می کنم که اگر اعتصاب بازار که حتی اگر دلیل اصلی آن صنفی است ادامه پیدا بکند درواقع به ریزش های مهمی در درون حاکمیت محافظه کاران منتهی می شود و این می تواند برای خود دولت احمدی نژاد هم بسیار خطرناک باشد.

*

برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر پنج شنبه شب در نیمه دوم برنامه جام جهان نما بشنوید. این برنامه همچنین جمعه شب ها تکرار می شود و شما می توانید آن را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه را برای ما به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co.uk

مطالب مرتبط