«المفلس فی امان الله»

Image caption سر فرد گودوین (Sir Fred Goodwin) مدیر سابق بانک سلطنتی اسکاتلند، حقوق سالانه یک میلیون و سیصد هزار پوند، پاداش سالانه دو میلیون و نهصد هزار پوند

تو این یکی دو ماه اخیر تو بازارچۀ سر کوچۀ ما که پنجاه تایی مغازۀ کوچک و بزرگ دارد، سه چهار تایی از مغازه ها بی سر و صدا خالی کردند و بستند و رفتند.

فقط یکی از آنها که یک جنتلمن ارمنی ایرانی بود و اغذیه فروشی بسیار تر و تمیزی داشت، یک ورقۀ «خدا حافظی» به پشت شیشه زده است که وقتی با دقّت می خوانی، می فهمی که از بیست سال کاسبی توی بازارچه خیلی راضی بوده است و بسیار متأسّف است که مجبور شده است از این محلّه برود!

پرس و جو کردم، معلوم شد که صاحب ملک مغازه ها یکدفعه آن قدر کرایه را بالا برده است که برای بعضیها اصلاً صرف نمی کند دیگر اینجا بمانند، چون همۀ منفعت کاسبی «روزانه» شان را حالا باید بدهند به صاحب ملک و خودشان «شبانه» بروند برای یک لقمه نان، اگر دزدی ازشان برنمی آید، گدایی کنند.

حالا کی از زندگی کاسب بیچاره ای مثل این اغذیه فروش ارمنی محلّۀ ما خبر دارد؟ کی می رود ازش بپرسد: «خوب، حالا این روزها که درآمدی نداری، چه جوری زندگی می کنی؟»

می گویند: «اَلکاسب حبیب الله!» از «دهخدا» می پرسی: «این یعنی چی؟» می گوید: «یعنی کاسب دوست خداست.» پیش خودت می گویی نه! به قول منطقیون این معنی جامع و مانع نیست.

Image caption اندی هورنبی (Andy Hornby) مدیر سابق بانک «HBOS» (بانک هالیفکس اسکاتلند)، حقوق سالانه یک میلیون و نهصد و سی هزار پوند، پاداش سالانه، غیر نقدی، به صورت سهام

معنی ای که مردم از این آیه می فهمند این است که خدا کاسب را دوست می دارد، یعنی کاسب «محبوب» خداست. امّا حالا بستگی به این دارد که این «کاسب» کی باشد. اغذیه فروش ارمنی سر کوچۀ ما باشد، یا یکی از بانکهای بزرگ بریتانیا که مدیرهاش آن را با هزار جور «ندانم به کاری»، از جمله به جیب زدن میلیونها پوند به اسم «پاداش»، به لبۀ ورشکستگی کشانده باشند و دولت بیاید به امر خدا با پنجاه میلیارد پوند از «پول نبودی» ملّت به این جور بانکها کمک بکند تا از ورشکستگی نجاتشان بدهد.

حالا اینکه به جای خود. می بینی یک کوه توی «ایسلند» آتشفشانی می کند و دود وخاکسترش پخش می شود تو آسمان خدا و آنوقت شرکتهای هواپیمایی از ترس خطری که این دود و خاکستر می تواند برای پرواز هواپیماها داشته باشد، چندین روز پروازهاشان را لغو می کنند و چون از آن کاسبهایی هستند که آیۀ «الکاسب حبیب الله» در شأن آنها نازل شده است: و نباید ضرر کنند، نباید به خاک سیاه بنشینند، نباید به گدایی بیفتند، و صاحبهاشان و مدیرهاشان باید همیشه میلیاردر باشند، و همیشه بتوانند میلیونها پوند پاداش سالانه به جیب بزنند و احیاناً لقب «لردی» هم بگیرند،

و علاوه بر «حبیب الله»، «محبوب النّاس» هم باشند، شروع می کنند به نق زدن که بله، دولت باید از بیت المال ملّت ضرر این یک هفته ده روز شرکتهای هواپیمایی را جبران کند!

کسی که از درد دل کاسبهای خرده پایی که روزی هزارتاشان ورشکسته می شوند، و چون خیلی کوچک هستند، نه به چشم خدا می آیند، نه به چشم دولت، خبر داشته باشد، می تواند در جواب نق نق شرکتهای هواپیمایی بگوید:

«نق نق را بگذارید کنار، بروید ضرر این چند روزه را از منفعتهای همه روزه تان جبران کنید! کاسبیهای بزرگ که نباید تا قیامت منفعتهای گنده داشته باشد! گاهی هم یک ضررهای کوچکی دارد! معمولاً کاسبی کوچک است که صاحبش را مفلس می کند!»

Image caption خدا کاسب را دوست دارد، امّا بستگی به این دارد که این کاسب کی باشد

همان طور که در دنیای سرمایه داری امروز معنی «الکاسب حبیب الله» عوض شده است، خیلی چیزهای دیگر هم آن معنایی را که یکوقتی داشت، ندارد، از جمله آیۀ «المفلس فی امان الله»! کلمۀ «مفلس» یعنی «ورشکسته»، امّا به شرط اینکه مثلا یک «بانک بزرگ» باشد، نه «اغذیه فروشی» سر کوچۀ ما، تا بتواند «فی امان الله» که به جای خود، «فی امان الدّولة» هم بماند.