عبادی: دادگاه ها نشان از نفوذ ماموران امنیتی بر قضات دارد

رسام
Image caption در دادگاه افراد با پیشینه و گرایشهای سیاسی مختلف کنار هم به عنوان متهم نشسته بودند

شیرین عبادی، حقوقدان و فعال حقوق بشر، یکی از کسانی بود که نامش در کیفرخواست اولین جلسه دادگاه دسته جمعی معترضان آمده بود. همچنین برخی از موکلان خانم عبادی در آن دادگاه ها محاکمه شدند، در حالی که هرگز به وی اجازه دسترسی به پرونده آنها را ندادند. این برنده جایزه صلح نوبل عقیده دارد آن جلسات با نیات سیاسی برگزار شد و دادستان اتهاماتی را مطرح کرد که در قوانین ایران جرمی برای آن تعریف نشده است. خانم عبادی عقیده دارد کیفرخواست دادستان بیش از یکصد ایراد حقوقی دارد.

درباره ایرادهای حقوقی کیفرخواست

کیفرخواستی که از سوی دادسرای تهران تنظیم شد، دارای اشکالات عدیده حقوقی است، از جمله این که برای تعدادی از افرادی که متهم نبودند و در پرونده نامی از آنها نبود یا تحقیقی از آنها به عنوان متهم یا شاهد صورت نگرفته بود، در کیفرخواست از آنها نام برده شده بود، مثل من یا فیس بوک یا تویتر.

کیفرخواست بیشتر شبیه یک شعار سیاسی همیشگی جمهوری اسلامی علیه تکنولوژی و هر نوع پیشرفت بود.

ایراد دیگر این بود که متهمان در کیفرخواست به جرایمی متهم شده بودند که اساسا در قوانین کیفری ایران چنین جرایمی از جمله کودتای مخملی وجود ندارد. جرم انگاری دادستان باعث شده بود که پای بعضی از مردم را به میز محاکمه بکشانند.

بهرحال به کیفرخواست اشکالات زیادی وارد بود که آن را از نظر حقوقی بی اعتبار می کرد، خصوصا اعترافاتی که متهمان را مجبور کرده بودند در دادگاه از روی نوشته قرائت کنند.

همچنین متهمانی که محاکمه می شدند، تا روز دادگاه حق دسترسی به وکیل نداشتند و بسیاری از آنها مجبور شده بودند وکیلی را که مورد اعتماد دادگاه بود، انتخاب کنند.

یکی دیگر از اشکالات دادگاه این بود که دادگاه ظاهرا علنی اعلام شده بود، ولی صندلی ها توسط ماموران لباس شخصی و کسانی که مشغول فیلمبرداری از اعترافات ساختگی متهمان بودند، پر شده بود. حتی چند وکیل و شماری از خانواده های زندانیان که می خواستند به دادگاه بروند، اجازه ورود پیدا نکردند.

درباره معیارهای دوگانه افشای هویت متهمان

تا وقتی کسی جرمش بطور قطعی و نهایی ثابت نشده، قوه قضاییه حق ندارد نام و اتهام او را اعلام کند، اما می بینیم کسانی که متهم به مسائل عقیدتی و سیاسی هستند، هویتشان اعلام می شود.

اما در مواردی که به نفع حکومت است، از جمله متهمان بازداشتگاه کهریزک، حتی با وجود آن که حکم دادگاه صادر شده، حاضر نیستند اسامی اینها را اعلام کنند. سوال اینجا این است که چه فرقی است بین کسانی که مرتکب آن جنایتهای فجیع در کهریزک شدند با افرادی مثل سعید حجاریان که آنها را قبل از اثبات جرم به دادگاه آوردند و محاکمه اینها را علنی اعلام کنند.

درباره استناد کیفرخواست به 'اعتراف یک جاسوس'

مهمترین استناد دادستان در آن کیفرخواست، اظهارات فردی بود که حتی حاضر نشده بودند نامش را اعلام کنند و بر اساس گفته های موهوم این فرد، تعدادی را متهم و بعد محکوم کردند. این چنین دادرسی واقعا عجیب است.

با این که طی سی و یک سال حکومت جمهوری اسلامی، من مکررا شاهد بودم که خصوصا در محاکمات سیاسی قانون فراموش می شود و عدالت اجرا نمی شود، اما این یکی نمونه بسیار عجیبی بود.

به عنوان نتیجه گیری باید بگویم که از زمان انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸) محاکماتی که در دادگستری صورت گرفت، تماما نشان از ضعف روزافزون قوه قضاییه و اعمال نفوذ ماموران امنیتی بر قضات دارد، تا آن جا که برخی از زندانیان می گفتند بازجو به آنها گفته بود که به چند سال زندان محکوم می شوند و در دادگاه نیز همان میزان محکومیت برایشان تعیین شد.