خلجی: جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی واقعی است

دادگاه
Image caption پس از پنج جلسه دادگاه علنی، محاکمه معترضان غیرعلنی برگزار شد

مهدی خلجی، پژوهشگر مسائل اسلامی و تحلیلگر امور ایران، می گوید که جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی وجود دارد، ولی راه مقابله حکومت ایران با آن درست نیست. دخالت در جنگ نرم یکی از اتهامهایی بود که در کیفرخواست اولین جلسه دادگاه های دسته جمعی معترضان مطرح شد و از آن پس حکومت ایران می گوید که غرب بعد از آن که فهمید از راه نظامی نمی تواند حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون کند، به راه های غیرنظامی متوسل شده است. آقای خلجی دیدگاه خود درباره اهداف و نحوه برگزاری دادگاه های سال پیش را چنین بیان کرد.

درباره بحث جنگ نرم

مساله انقلاب مخملی و کودتای نرم از مدتها پیش در ایران مطرح شده، هر چند شاید با اسمهای متفاوت. در سالهای بعد از انقلاب، بحث استحاله فرهنگی یا تجدید نظرطلبی مطرح شد.

به مفهومی می توان گفت در نظامهای سیاسی ای که بر اساس یک ایدئولوژی تمامیت خواه اداره می شوند، انقلاب مخلمی اگر به مفهوم روی برگرداندن از تفسیر رسمی ایدئولوژی حکومت باشد، ناگزیر و اجتناب ناپذیر است، یعنی کمابیش حکومت درست تشخیص داده و درست می گوید که یک انقلاب نرم در جریان هست که ایدئولوژی سیاسی (حاکم) را هدف قرار داده است.

البته اشتباه حکومت این است که فکر می کند آن چند نفری را که بازداشت می کند یا به دادگاه می آورد، در حقیقت کسانی هستند که این انقلاب را انجام می دهند.

واقعیت این است که ابعاد بسیار بسیار گسترده ای دارد و هر جا که ایدئولوژی حاکم در ایران در برنامه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اش شکست خورده، این به آن مفهوم هست که یک انقلاب نرمی در آنجا جریان دارد. و این دامنه وسیعی دارد، گریزناپذیر است و جلوی آن را نمی توان گرفت.

این انقلاب نرم البته دلایل سیاسی دارد. یکی این که آقای خامنه ای بیست سال هست که از تهاجم فرهنگی صحبت می کند، و در دوران اصلاحات هم حامیان حکومت اصلاح طلبان را به ارتباط با بیگانگان و خط گرفتن از آنها متهم می کردند. خب حوادث بعد از انتخابات فرصتی را در اختیار حکومت قرار داد که در عمل زهرچشمی از مخالفان بگیرد و نظریاتش را به شکلی در چشم عموم اثبات بکند.

البته اتهام سنگینی که متوجه حکومت بود و آن تقلب در انتخابات بود، با این شیوه تحت الشعاع قرار داده شد. اما نکته ای که می خواستم بگویم، این است که این داستان بسیار ریشه دار هست.

در جنگ نرم، نیت شرط نیست، یعنی حکومت به درستی تشخیص داده که تمام عرصه های فرهنگ عرفی لیبرال دموکرات، یک خطر و تهدید برای ایدئولوژی اسلامی است. این تشخیص درست است و به هیچ وجه نمی توان حکومت را ملامت کرد که در زمینه جنگ نرم نادرست می گوید.

واقعیت این است که تمامی شئون و مظاهر فرهنگ عرفی لیبرال دموکرات، ایدئولوژی اسلامی را تهدید می کند. این عرصه بسیار وسیعی است، یعنی از سینما، ادبیات، فلسفه و علوم انسانی همه اینها اینطور هستند. یعنی هر ارزش، هر هنجار و هر مفهومی که بر کرامت و آزادی انسان، حقوق شهروندی انسان و حرمت حوزه خصوصی، تفکیک حوزه خصوصی از حوزه عمومی و نامشروع بودن دخالت دولت در حوزه خصوصی دلالت بکند و آنها را ترویج بدهد، طبیعتا تهدیدی است برای ایدئولوژی اسلامی.

منتها اشتباه حکومت این است که تصور می کند می توان جلوی چنین موجی ایستاد و در این جنگ نرم پیروز شد. به عبارت دیگر، واقعیت این است که جنگ نرمی در جریان هست، اما اشتباه حکومت این است که در این جنگ نرم، از ابزارهای سخت استفاده می کند. یعنی در برابر قدرت نرم فرهنگ غربی و فرهنگ لیبرال و عرفی مدرن، با زور اسلحه، زندان و زدن و بستن برخورد می کند. قدرت سخت در برابر قدرت نرم از پا درمی آید. این تجربه ای است که در دوره کمونیسم و بسیاری از حکومتهای توتالیتر و تمامیت خواه هم تجربه شده و این تجربه دارد دوباره در ایران هم رخ می دهد.

درباره تاثیر دادگاه ها

من فکر می کنم هر دو طرف تا اندازه ای ضربه خوردند، هم حکومت ضربه خورد و هم اصلاح طلبها خیلی ضربه خوردند.

حکومت از آنجا ضربه خورد که بهرحال این محاکمات تحت شرایط عادلانه و منصفانه برگزار نشد، همان چهره درهم ریخته، پریشان و آشفته و عصبی متهمان در دادگاه نشان می داد که آنها در چه شرایطی قرار داشتند و من فکر نمی کنم که ادعاهایی که در آن دادگاه شد، تا اندازه زیادی در افکار عمومی باور شده باشد.

اما اصلاح طلبها هم تا اندازه زیادی از این آزمون روسفید بیرون نیامدند.

به نظرم اعترافاتی که آقای حجاریان، تاجیک، ابطحی و عطریانفر کردند، افرادی که به آقای خاتمی نزدیک بودند، تاثیر بسیار منفی روی جریان عمومی مخالفان دولت گذاشت. بهرحال مردم از خود می پرسیدند اینهایی که مردم را به خیابان دعوت می کنند، اینهایی که مردم را به مقاومت در برابر حکومت دعوت می کنند، چرا اینقدر راحت جا زدند. بهرحال انتظار نداشتند که معاون رییس جمهوری پیشین مملکت که از نزدیکان او بوده، بیاید و علیه آن رییس جمهوری و علیه چیزی که هشت سال ترویج کرده، اعتراف کند.

به نظرم این محاکمات یک بازی باخت-باخت بود. به ضرر هر دو تمام شد و البته در سلب مشروعیت از جمهوری اسلامی نقش خیلی جدی بازی کرد. بی دلیل نبود که آقای خامنه ای ناچار شد علنا و رسما از اعترافات این محاکم دفاع بکند. او گفت که این اعترافات موجه و مقبول است به دلیل این که در برابر دوربین و در برابر میلیونها ایرانی انجام شده است.

این نشان دهنده آن است که آن دادگاه ها به اندازه کافی قانع کننده نبود و آقای خامنه ای آمد از آبرو و موقعیت خودش مایه گذاشت.